اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى 4
50. جايز بودن ساختن مسجد در كنار آرامگاه
... قَالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً الكهف، 21
ظاهر تعبير آيه شريفه فوق اين است كه اصحاب كهف سرانجام بدرود حيات گفتند و به خاك سپرده شدند و كلمه «عَلَيهِمْ» شاهد اين مدعا است.
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 101
سپس علاقه مندان به آن ها تصميم گرفتند، معبدى در كنار آرامگاه آنان بسازند، قرآن كريم اين موضوع را در آيه فوق با لحنى موافق آورده است، و اين نشان مى دهد كه ساختن معبد به احترام قبور بزرگان دين نه تنها حرام نيست آنچنان كه وهابيها مى پندارند، بلكه كار خوب و شايسته اى است[1]
51. عصمت امام (علیه السلام)
يكى از سوالات وهابيون آن است كه چرا شما شيعيان امامان خود را معصوم مى دانيد
پاسخ اينكه، بنابر نقل دانشمندان اهل سنت، پيامبر اكرم در آخرين روز هاى عمر خود فرمود:
انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى (اهل بيتى) و انهما لن يفترقا حتى يرد علىّ الحوض[2]
بدون شك و ترديد قرآن كريم از عصمت برخوردار است و هيچ گونه باطلى در آن راه ندارد (لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 102
بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ فصلت، 42) از طرفى اهل بيت و عترت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) عِدل قرآن كريم معرفى شده اند، اين عِدل و قرين نيز بايد از عصمت برخوردار باشد و الا نمى تواند هم وزن قرآن و قرين آن باشد، و به تعبير ديگر افتراق و جدايى حاصل مى شود با اينكه پيامبراكرم فرمود
(لم يفترقا)
52. خلافت امير المومنين (علیه السلام) از پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)
حضرت موسى (علیه السلام) از خداوند تقاضا كرد برادرش هارون را به عنوان وزير و پشتيبان او قرار دهد (وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي* هَارُونَ أَخِي* اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي طه، 29- 31)
در برخى از روايات اهل سنت و شيعه آمده كه همين مقام و منصب را پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) براى امير المؤمنين (علیه السلام) در خواست كرد.
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 103
در كتاب غاية المرام از 100 طريق از طرق اهل سنت و 70 طريق از طرق شيعه نقل شده است.
و حديث منزلت را پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در 6 مورد بيان كرده كه يكى از آن ها درباره جنگ تبوك است.[3]
53. باطل بودن اكتفاى به قرآن كريم
مبناى كسانى كه مى گويند: «حسبنا كتاب الله» و به روايات معصومين (علیه السلام) اعتنايى ندارند، آن ها در واقع با كتاب خدا مخالفت مى ورزند زيرا كتاب خدا (قرآن كريم) به ما دستور داده است «... وَ مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا ...» الحشر، 7 و از سويى قرآن كريم مى فرمايد: از مخالفت با فرمان پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بپرهيزيد (... فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ النور، 63)
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 104
و موضوع غدير و معرفى اميرالمؤمنين (علیه السلام) به امامت را اهل سنت به تواتر نقل كرده اند، چنانچه كه حديث ثقلين را متواترا در كتب خود ذكر كرده اند، لكن در عمل، به آن توجهى نكرده اند.
قرآن كريم در سوره «نساء آيه 115» مى فرمايد: «وَ مَنْ يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ سَاءَتْ مَصِيراً».
آيه شريفه سرنوشت كسانى را كه از پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) جدا شوند و راه غير مومنان را پيروى كنند جهنم و عذاب الهى دانسته است (نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ سَاءَتْ مَصِيراً)
بنابراين راه مومنان آن است كه از پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) جدا نشوند و كسانى كه با سخن خود گفتند: «حسبنا كتاب الله» از پيامبر جدا شده اند، زيرا پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) عترت را براى مردم معرفى كرد و آن ها اين سخن پيغمبر را نپذيرفتند و اين چيزى جز جدايى از پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) نيست.
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 105
54. دليل بر افضل بودن امير المومنين (علیه السلام)
از جمله اشكالهاى وهابيون آن است كه چرا شما شيعيان اميرالمومنين (علیه السلام) را افضل و برتر از ساير اصحاب مى دانيد؟
پاسخ اينكه، قرآن مى فرمايد: ... فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً النساء، 95؛ و نيز مى فرمايد: ... يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ ... المجادلة، 11
مجاهد بودن حضرت على (علیه السلام) و نيز عالم بودن او به همه مسائل بر موافق و مخالف آشكار و از جمله امور بديهى است كه اهل سنت نيز در كتب خود به اين حقيقت اقرار كرده اند.
55. ضلالت مخالفان امير المؤمنين (علیه السلام)
قرآن كريم در «آيه 32 يونس» مى فرمايد: «... فَمَا ذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ «
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 106
و در آيه «81 سوره اسراء» مى فرمايد: «وَ قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقاً»
از اينكه يك بار حق در برابر ضلال آمده است و بار ديگر در برابر باطل روشن مى شود كه باطل بر ضلالت است و حق بر هدايت
از سويى خطيب خوارزمى از دانشمندان اهل سنت از ام سلمه نقل مى كند كه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) درباره فضيلت اميرالمؤمنين (علیه السلام) فرمود: على با حق است و حق با على است و اين دو از هم جدا نمى شوند تا در قيامت در حوض (كوثر) بر من وارد شوند
(على مع الحق و الحق مع على و لن يفترقا حتى يردا علىّ الحوض)[4]
از انضمام دو آيه شريفه به حديث پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) روشن مى شود كه اميرالمؤمنين (علیه السلام) كه محور حق و حقيقت است مخالفان و دشمنان او بر ضلالت و گمراهى هستند.
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 107
پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى ؛ ص107
56. خليفه دوم و مخالفت با حكم خدا
از جمله احكام الهى موضوع متعه و نكاح موقت است كه قرآن مى فرمايد: ... فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ ... النساء، 24 آيه شريفه مربوط به نكاح دائم نيست، به چند دليل:
زيرا واژه «متعه» كه «استمتعتم» از آن گرفته شده در اسلام به معناى ازدواج موقت است دليل بر آن اين است كه همين معنا در روايات پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) و كلمات اصحاب بكار رفته است.
اگر اين واژه به معناى نكاح موقت نباشد بلكه به معناى لغوى آن (بهره گيرى) تفسير شود معناى آيه چنين مى شود اگر از زنان دايم بهره گرفتيد، مهريه را بپردازيد با اينكه در نكاح دائم پرداخت مهريه مشروط به بهره گيرى نيست، زيرا در طلاق قبل از دخول نصف مهريه واجب مى شود
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 108
سيوطى در درُ المنثور جلد 2 صفحه 140 و صحيح مسلم جلد 4 صفحه 130 گفته اند كه آيه شريفه در مورد متعه و ازدواج موقت است
قرآن كريم مى فرمايد: پيامبر اكرم حق ندارد حكم الهى را از ناحيه خويش تغيير دهد (... قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ ... يونس، 15) چگونه خليفه دوم از ناحيه خود، حكم صريح خداوند را تغيير داده است؟
حكم فقط مخصوص خداوند است (... إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ ... يوسف، 40) و اگر پيامبر حكمى مى دهد بر طبق راى و نظر خداوند مجاز است حكم دهد نه از پيش خود (... لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ النساء، 105)
بنابراين تحريم عقد موقت از ناحيه خليفه دوم جز بدعت كه حرام است چيزى نيست كه مشمول آيه «116 نحل» است (وَ لَا تَقُولُوا لِمَا
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 109
تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هذَا حَلَالٌ وَ هذَا حَرَامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لَا يُفْلِحُونَ)
57. خليفه دوم و ندانستن حكم الهى
در سنن بيهقى جلد 7 صفحه 447 و نيز در رياض النضرة جلد 2 صفحه 194 از ابى الاسود دئلى نقل شده كه زنى را نزد خليفه دوم آوردند كه در شش ماهگى وضع حمل كرده بود او گفت: زن را بايد رجم (سنگسار) كرد، اين مطلب به اميرالمومنين (علیه السلام) رسيد، حضرت فرمود: اين حكم نادرست است به دليل دو آيه از قرآن كريم
وَ الْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ ... البقرة، 233
... وَ حَمْلُهُ وَ فِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْراً ... الأحقاف، 15
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 110
24 ماه كه مدت شير دادن است از 30 ماه كه مدت حمل و شيردادن است كسر مى شود در نتيجه حداقل مدت حمل 6 ماه است، اينجا بود كه خليفه دوم گفت:
«لولا علىٌ لهلك عمر»[6]
58. نامه نانوشته پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)
در اينكه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) چه چيزى را مى خواست در حال مرض بنويسد؟ از انضمام اين وصيت نامه كه فرمود: كاغذ و قلمى را بياوريد تا چيزى بنويسم كه بعد از آن گمراه نشويد (هلمّ اكتب لكم كتابا لا تضلوا بعده) با حديث ثقلين كه فرمود:
«انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا ابدا»
روشن مى شود كه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) مى خواسته است در آخرين وصيت خود لزوم تمسك به اهل بيت را بيان كند تا بر مردم اتمام حجت شود، زيرا در حديث ثقلين مى فرمايد: در پرتو تمسك به اهل بيت هرگز گمراه نمى شويد (لن تضلوا ابدا) و در اين نامه اى
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 111
كه نانوشته باقى ماند فرمود: چيزى را بنويسم كه بعد از من گمره نشويد (لا تضلوا بعده) بنابراين (لا تضلوا بعده) در نامه نانوشته اشاره به مفاد حديث ثقلين دارد كه فرمود: لن تضلوا ابدا
59. احتجاج حضرت فاطمه (س)
در صحيح بخارى جلد 5 صفحه 177 بيان شده كه وقتى حضرت فاطمه (سلام الله علیها) ارث خويش را كه از پيامبر به او رسيده بود از ابى بكر درخواست كرد، ابى بكر گفت: پيامبر فرمود: ما چيزى را به ارث نمى گذاريم (لا نورّث ما تركناه صدقه)
فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در خطبه اى كه ايراد كردند در خطاب به ابوبكر فرمودند: آيا تو (ابوبكر) از پدرت ارث مى برى و من ارث نمى برم؟ (أ ترث من اباك و لا أرث من أبى؟) بعد حضرت برخى از آيات ارث را تلاوت كردند مانند آيه «16 نمل» (وَ وَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُدَ ...) كه حضرت سليمان از پدرش حضرت داوود ارث برد و نيز آيه 6 سوره مباركه مريم را تلاوت كردند كه
اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 112
حضرت زكريا از خداوند فرزندى را طلب كردند كه وارث او و آل يعقوب باشد (ذِكْرُ رَحْمَةِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا* ... فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيّاً* يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيّاً مريم، 2، 5، 6)
در اينجا جاى اين سوال است كه اينها (عمر و ابوبكر) مى گويند: «حسبنا كتاب الله» كتاب خدا ما را كافى است پس چرا به حديث پيامبر تمسك مى كنند؟ اگر به حديث تمسك مى كنند پس «حسبنا كتاب الله» درست نيست، اينجا از جمله مواردى است كه يك بام و دو هوا شده است البته از آنها بيش از اين انتظارى نيست.
[1] ( 1) تفسير نمونه ج 13 ص 388
[2] ( 2) مستدرك حاكم ج 3 ص 148؛ مسند احمد ج 5 ص 182.
[3] ( 1) المراجعات ص 281؛ سيرى در صحيحين ص 424.
[4] ( 1) تاريخ بغداد ج 14 ص 321؛ فضائل الخمسه ج 2 ص 123.
[5] دهقان، اكبر، پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، 1جلد، حوزه نمايندگى ولى فقيه در امور حج و زيارات - تهران - ايران، چاپ: 1، 1393 ه.ش.
[6] ( 1) فضائل الخمسه ج 2 ص 315.