40. تصرف در طبيعت به اذن خداوند

شما شيعيان چگونه معتقد هستيد كه پيامبر اكرم و امامان (عليهم السلام) داراى قدرت بر تصرف در طبيعت (ولايت تكوينى) هستند؟

پاسخ اينكه اين موضوع در قرآن كريم درباره پيامبران ذكر شده و ما پيامبر اكرم و امامان را بالاتر از پيامبران مى دانيم.

قرآن كريم درباره حضرت مسيح (علیه السلام) گويد كه آن حضرت فرمود: «... أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ ...» آل‏عمران، 49

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 86

در آيه شريفه خلقت پرنده، شفاى بيماران، زنده ساختن مردگان را، حضرت عيسى (علیه السلام) به خود نسبت داده لكن به اذن الله اين كار را انجام مى دهد، مگر پيامبر اكرم و امامان از نظر مقام و منزلت كمتر از حضرت عيسى (علیه السلام) هستند

آن ها نيز به اذن پروردگار مى توانند اين كارها را انجام دهند.

اگر آصف بن برخيا وزير حضرت سليمان توان انتقال تخت بلقيس را دارد به فاصله كمتر از چشم برهم گذاشتن، آيا پيامبر و امام قادر بر اين گونه از كارها نيستند؟ (... أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرّاً عِنْدَهُ قَالَ هذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي ... النمل، 40)

41. معيار رستگارى از نظر قرآن و لزوم اطاعت از معصوم‏

اگر معيار فوز و رستگارى بر طبق «آيه 13 نساء» تنها پيروى از خداوند و پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) است‏ (... وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ‏

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 87

وَ رَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ) پس چرا شيعيان پيروى از امامان معصوم را بر خود واجب مى دانند؟ با اينكه در آيه شريفه سخنى از امامان معصوم نيامده است‏

پاسخ اينكه در آيه ديگر موضوع وجوب اطاعت از امامان معصوم بيان شده است‏ (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ... النساء، 59) و روشن است كه‏ «أُولِي الْأَمْرِ» كه اطاعت آن ها

بطور مطلق در رديف اطاعت پيامبر بيان شده، بايد داراى عصمت باشند، بنابراين‏ «أُولِي الْأَمْرِ» مصداق آن امامان معصوم است و شامل غير معصوم نمى شود

نكته جالبى كه به عنوان شاهد مطرح مى شود، اين است كه در آيه شريفه براى «رسول» و «أُولِي الْأَمْرِ» يك‏ «أَطِيعُوا» ذكر شده است و اين دلالت دارد كه هر دو يك وجوب اطاعت دارند

زيرا اگر «أُولِي الْأَمْرِ» معصوم نباشد و مرتكب گناه شود، و لازم باشد ما از آن ها بطور مطلق پيروى كنيم، تناقض پيش مى آيد، از طرفى‏

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 88

قرآن مى فرمايد: خداوند شما را از گناه نهى مى كند (إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ وَ إِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَ يَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ النحل، 90) از طرفى اطاعت‏ «أُولِي الْأَمْرِ» معصيت كار واجب باشد و اين تناقض آشكار است‏

نكته ديگر اين كه جهت اينكه در آيه شريفه‏ «أَطِيعُوا» تكرار شده است آن است كه يك مواردى است كه خداوند متعال در قرآن كريم مطلبى را بيان نكرده است اما پيامبر اكرم بيان كرده است، آن موارد نيز بايد اطاعت شود.

42. بهره بردارى بطور مساوى از خانه خدا

قرآن كريم در سوره «حج آيه 25» مى فرمايد: همه افراد دور و نزديك بر بهره ورى از خانه خدا مساوى و برابر هستند (... سَوَاءً الْعَاكِفُ فِيهِ وَ الْبَادِ) در اينجا اين سوال مطرح است چرا مخالفان مركز اسلامى را فقط پايگاه براى تبليغ مذهب و عقايد خويش قرار داده اند.

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 89

چرا اجازه نمى دهند مبلغان شيعه نيز معارف خود را به گوش مردم جهان برسانند تا مردم در انتخاب بهترين سخن آزاد باشند، مگر قرآن نمى فرمايد: ... فَبَشِّرْ عِبَادِ* الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ... الزمر 17، 18

43. شفا بودن تربت كربلا

يكى از اشكالات وهابيون آن است كه چرا شما شيعيان از خاك و تربت كربلا شفا مى طلبيد مگر ممكن است خاك شفا بخش باشد؟

پاسخ اينكه همان خدايى كه شفا را در عسل قرار داده‏ (... يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ ... النحل، 69) و همان خدايى كه پيراهن يوسف را شفا چشم نابيناى يعقوب قرار داده‏ (اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هذَا فَأَلْقُوهُ عَلَى وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيراً وَ أْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ‏يوسف، 93؛ فَلَمَّا أَنْ جَاءَ الْبَشِيرُ أَلْقَاهُ عَلَى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيراً ... يوسف، 96) مى تواند در خاك شفا قرار دهد

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 90

اگر خاك هاى زمين با هم تفاوتى ندارند چرا سمهودى در وفاء الوفاء جلد 1 صفحه 69 از پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) نقل مى كند كه درباره خاك مدينه فرمودند

: «ترابها شفاء من كل داء»

44. دليل بر عزادارى از قرآن كريم‏

يكى از سوالات وهابيون آن است كه شما شيعيان چرا براى پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) و امامان خود عزادارى مى كنيد؟

پاسخ اينكه، زنده نگه داشتن ياد و خاطره آن عزيزان و مجاهدان در راه خدا يك نوع تعظيم شعائر الهى است كه قرآن كريم مى فرمايد: ... وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ الحج، 32

علاوه قرآن كريم از كسانى كه مظلومانه به شهادت رسيدند ياد مى كند. قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ ... وَ مَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ البروج 4، 8)

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 91

درباره دخترانى كه زنده به گور شدند قرآن كريم مى فرمايد: بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ التكوير، 9

حال در مجالس عزادارى ما نيز همين سخن را درباره مظلوميت امامان مى گوئيم: (بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَوا)

45. استوارى و قوت قلب هدف از تشكيل مجالس‏

قرآن كريم در آيه «120 سوره هود»، خطاب به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) مى فرمايد: ما حكايت و خبرهاى پيامبران را براى تو بيان مى كنيم تا قلب تو را به وسيله آن قوى و استوار گردانيم‏ (وَ كُلًّا نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ وَ جَاءَكَ فِي هذِهِ الْحَقُّ وَ مَوْعِظَةٌ وَ ذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ هود، 120)

از آيه شريفه به خوبى استفاده مى شود كه سرگذشت پيامبران الهى مايه تثبيت قلب پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) است تا

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 92

در مشكلات صابر و ثابت قدم باشد، شكى نيست كه در هر زمانى مسلمانان و شيعيان نياز به تثبيت قلب دارند از اينرو شايسته است كه مجالس و محافلى در ايام ولادت و شهادت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) و معصومين (عليهم السلام) برپا كنند تا با ذكر فضائل و مناقب آن ها كه اسوه صبر و استقامت هستند قلب انسان ها به معارف دين تثبيت و تقويت شود

افزون بر اين كه قرآن كريم مى فرمايد: پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) به مردم چنين فرمود: كه من در برابر رسالت الهى چيزى جز محبت ذو القربى طلب نمى كنم‏ (... قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى ... الشورى، 23)

برپايى مجالس و محافل يك نمونه كوچكى از اظهار محبت علاقه مندان به ذو القربى و اهل بيت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) است‏

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 93

46. مراسم حج و يادبود از اولياء الهى‏

برخى از مراسم حج به عنوان يادبود و بزرگداشت از فداكارى هاى حضرت ابراهيم و همسرش هاجر و فرزندش اسماعيل (عليهم السلام) است‏

به عنوان نمونه هر سه بزرگوار حاضر به هجرت شدند كه از سرزمين خوش آب و هواى فلسطين به سرزمين داغ و سوزان و بى آب و علف مكه آمدند و حضرت ابراهيم (علیه السلام) هدف از هجرت خود را اقامه نماز بيان كرد (رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ ... إبراهيم، 37)

و بعد از آن هاجر هفت بار ميان صفا و مروه رفت و آمد كرد تا آبى براى فرزندش تهيه كند كه در عاقبت آب جوشيدن گرفت و فرزند خود را از تشنگى نجات داد (زمزم)

بعد از چندين سال كه اسماعيل به سن نوجوانى رسيد حضرت ابراهيم و فرزندش با آزمايش سختى‏

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 94

مواجه شدند و آن اينكه پدر در خواب ديد كه خداوند به او مى فرمايد: فرزند خودش را در راه او ذبح كند وقتى اين معنا را با فرزند در ميان گذاشت فرزند به پدر گفت: مأموريت الهى خود را انجام بده‏

قرآن كريم مى فرمايد: هر دو بزرگوار تسليم امر پروردگار شدند و در اين آزمايش سخت پيروز گشتند

فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَا ذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ* فَلَمَّا أَسْلَمَا وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ* وَ نَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ* قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ* إِنَّ هذَا لَهُوَ الْبَلَاءُ الْمُبِينُ* وَ فَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ الصافات 102- 107

از آنجا كه خداوند متعال شاكر است و از كارهاى خالصانه بندگان خويش تشكر مى كند در حج خانه خود ياد اين بندگان را زنده كرده است از اين رو

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 95

مى فرمايد: نماز را در مقام ابراهيم به جاى‏ آوريد (... وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى ... البقرة، 125) تا ياد ابراهيم زنده بماند

و خداوند دستور داد به ياد تلاش خالصانه هاجر (همسر ابراهيم) هفت بار طواف ميان صفا و مروه انجام دهيد، جالب اينكه در پايان آيه اى كه مربوط به صفا و مروه است مى فرمايد: خداوند شاكر عليم است‏ (إِنَّ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ اللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ البقرة، 158)

و به پاس فداكارى ابراهيم و اسماعيل به حجاج فرمان داده است تا در سرزمين منا گوسفندى را قربانى كنند تا ياد اين آزمايش سخت نيز زنده بماند

برگزارى مجالس و محافل و ذكر مصيبت ائمه معصومين (علیه السلام) به ويژه امام حسين (علیه السلام) الهام گرفته از همين آيات علاوه بر روايات فراوانى كه در اين زمينه وجود دارد

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 96

47. جايز بودن زيارت قبور

زيارت قبور مومنان يك رسم فطرى و جهانى است كه ملل دنيا عملا بر آن اتفاق نظر دارند، و از آيه «84 توبه» نيز مى توان تاييد آن را استفاده كرد (وَ لَا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَداً وَ لَا تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ مَاتُوا وَ هُمْ فَاسِقُونَ) آيه شريفه به پيامبراكرم دو دستور مى دهد:

بر مرده منافقان نمازمگزار (وَ لَا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَداً)

در كنار قبر آن ها (براى دعا) توقف مكن‏ (وَ لَا تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ)

بخش دوم آيه براى ما اهميت خاصى دارد و آن اينكه آيا مقصود از ايستادن در كنار قبر صرفا توقف در هنگام دفن است يا مفهوم وسيع ترى از اين دارد؟

مفسران معناى دوم را تاييد مى كنند از جمله بيضاوى گويد: بر سر قبر منافق توقف مكن خواه براى دفن خواه براى زيارت‏ (و لا تقف عند قبره للدفن او للزيارة)[1]

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 97

بورسوى در روح البيان جلد 3 صفحه 387 و آلوسى در روح المعانى جلد 10 صفحه 155 نيز همين نظريه را ذكر كرده اند

بنابراين آيه شريفه، پيامبر اكرم را از توقف كنار قبر منافق براى دفن و زيارت منع كرده و اين خود حكايت دارد كه پيامبر در حالات مختلف (اعم از دفن يا پس از آن) در كنار قبور مؤمنان توقف مى كرد و در حق آنان دعا مى كرد و الا نهى از اين امر وجهى نداشت‏[2]

48. رعايت ادب در زيارت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بعد از رحلت‏

مفسران معتقدند احترام پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) اختصاص به زمان حيات ايشان ندارد و پس از مرگ نيز احترام آن حضرت بايد محفوظ بماند، حتى آيه شريفه‏ «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ ...» الحجرات، 2 كه مسلمانان را به آهسته سخن گفتن در

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 98

محضر پيامبر اكرم دعوت مى كند هم اكنون به قوت خود باقى است از اينرو و در حرم پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) نبايد داد و فرياد كرد

جالب اينكه اين آيه شريفه بر بالاى ضريح پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) نوشته شده و قرن ها است كه نصب العين زائران مسلمان قرار دارد

در اينجا بايد از مخالفان سوال كرد اگر پيامبر بعد از رحلت متوجه سخنان ما نمى شود چرا اين آيه را آنجا نوشته ايد؟

اگر معاذالله پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) مرده و چيزى متوجه نمى شود، چرا به او درود مى فرستيد؟

آيا به آيه شريفه «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً» الأحزاب، 56 اعتقاد داريد يا نه؟ اگر خدا و ملائكه و مؤمنان بر طبق اين آيه درود مى فرستند بر چه كسى درود مى فرستند؟ بر كسى كه نعوذ بالله هيچ چيزى درك نمى كند؟

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 99

بايد از مخالفان پرسيد، اگر معاذ الله پيامبر متوجه سخن ما نمى شود پس چرا شما در نماز به او سلام مى كنيد؟ (السلام عليك ايها النبى و رحمة الله و بركاته)

49. منافات داشتن ادعاى مسلمانى با كشتن شيعيان‏

قرآن كريم در آيه «94 سوره نساء» مى فرمايد: كسانى كه اظهار اسلام مى كنند نگوييد تو مؤمن نيستى‏ (... وَ لَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِناً ...)

و نيز در سوره «حجرات آيه 14» مى فرمايد: اعراب خدمت پيامبر (صلی الله علیه و آله) آمدند و گفتند: ما ايمان آورديم. خداوند فرمود: به آنها بگو شما اسلام آورديد و هنوز ايمان در قلب شما وارد نشده‏ (قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ ...)

زمخشرى از علماى اهل سنت گويد: اسلام دخول در سلم و آرامش است كه با شهادتين اظهار و ثابت مى شود و ديگر از مورد جنگ مؤمنان خارج مى شود

(الايمان هو التصديق مع الثقة و طمأنينة النفس و الاسلام الدخول فى السلم و الخروج من ان يكون‏

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 100

حربا للمومنين باظهار الشهادتين)[3]

در اينجا اين سؤال مطرح است اگر بر طبق صريح قرآن كسى كه ادعاى اسلام و ايمان دارد شما حق نداريد به او بگوئيد مسلمان نيستيد و اگر بر طبق اقرار بعضى از دانشمندان اهل سنت به صرف اقرار لسانى، انسان مسلمان مى شود، و مسلمان بايد خون و مال و آبروى او را محفوظ بماند، پس چرا وهابيون قتل شيعيان را بر خود مباح مى دانند؟


[1] ( 1) تفسير بيضاوى ج 1 ص 416.

[2] ( 1) وهابيت مبانى فكرى و كارنامه عملى ص 107، 108.

[3] ( 1) كشاف ج 4 ص 376.