10. عدم عدالت همه اصحاب پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ التوبة، 100

وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ التوبة، 101

مفسران اهل سنت نوعا به آيه اول تمسك كردند و گفته اند همه اصحاب پيغمبر اهل بهشت هستند و لكن از آيه دوم غفلت كرده اند، و حديثى را ذيل آيه نخست نقل كردند، كه حميد بن زياد گفت: نزد محمد بن كعب قرضى رفتم، گفتم در مورد اصحاب پيامبر چه مى گويى؟ او گفت: همه اصحاب پيامبر اهل بهشت هستند، چه نيكوكار، چه غير آن، از او پرسيدم به چه‏

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 28

دليل او «آيه 100 توبه» را قرائت كرد سپس گفت: در مورد تابعين شرطى وجود دارد و آن اينكه در كارهاى نيك، از اصحاب پيروى كنند، در اين صورت اهل بهشت هستند، اما درباره صحابه، چنين شرطى (انجام كارهاى نيك) لازم نيست‏

در پاسخ بايد گفت: چنين ادعايى باطل است زيرا

اولا: اصحاب بايد به طريق اولى اهل احسان و نيكى باشند

ثانيا: معيار برترى ايمان و عمل صالح است هر يك از اصحاب داراى اين دو شرط بودند اهل بهشت هستند والا خير. از اين رو «آيه 101» توبه اين حقيقت را بهتر روشن مى كند و مى فرمايد: برخى از اصحاب پيامبر به سوى نفاق گرايش پيدا كردند (وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ)

ثالثا: اين مطلب با متن تاريخ اسلام سازگار نيست كه گفته شود: همه اصحاب انسان هاى درستى بوده اند زيرا برخى از آن ها اعمال بسيار زشتى انجام دادند كه آياتى از قرآن در نكوهش آنان نازل شد به عنوان نمونه:

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 29

. 1 «ثعلبة بن حاطب» كه منكر حكم زكات شد و «آيات 75 و 76 و 77 سوره توبه» در توبيخ و سرزنش او نازل شد

وَ مِنْهُمْ مَنْ عَاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتَانَا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ* فَلَمَّا آتَاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَ تَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ* فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقاً فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ‏

برخى از اصحاب پيغمبر مانند، «وليد بن عقبه» فاسق بوده اند كه «آيه 6 سوره حجرات» در مورد او نازل‏ شد (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ)

برخى از اصحاب پيامبر مانند، «جد بن قيس» مرد منافقى بود و به بهانه اينكه ممكن است چشم من به دختران رومى بيفتد و گرفتار آنها شوم در جنگ تبوك شركت نكرد كه «آيه شريفه 49 سوره توبه» در مورد او

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 30

نازل شد (وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَ لَا تَفْتِنِّي أَلَا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ)

برخى از اصحاب پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) در جنگ تبوك شركت نكردند كه آيات «38 و 39 توبه» در مورد آنان نازل شد (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَ رَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ* إِلَّا تَنْفِرُوا يُعَذِّبْكُمْ عَذَاباً أَلِيماً وَ يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ وَ لَا تَضُرُّوهُ شَيْئاً وَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ)

برخى از اصحاب پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) از جنگ حنين فرار كردند در حالى كه فرار از جنگ حرام است و عباس عموى پيامبر به آنان گفت‏: يا اصحاب سورة البقرة، و يا اصحاب الشجرة الى اين تفرّون و هذا رسول الله‏[1]

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 31

برخى از اصحاب پيامبر از جنگ احد فرار كردند، كه «آيه 152 سوره آل عمران» در مورد آنان نازل شد

وَ لَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَ تَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَ عَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا أَرَاكُمْ مَا تُحِبُّونَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ

الدُّنْيَا وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَ لَقَدْ عَفَا عَنْكُمْ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ‏

11. طلب آمرزش بعد از حيات پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)

قرآن كريم در «آيه 159 سوره آل عمران» به پيغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله) خطاب مى كند براى اهل ايمان استغفار كن‏ (... فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ ...)

در ذيل آيه شريفه: وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً النساء، 64

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 32

تقى الدين سبكى از دانشمندان اهل سنّت گويد: هر چند آيه شريفه مربوط به دوران حيات پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) است ولى درخواست آمرزش از او اختصاص به زمان حيات ندارد، زيرا اين مقامى است كه خداوند به او داده و با مرگ وى از بين نمى رود[2]

و از حديث ثقلين استفاده مى شود كه اهل بيت از قرآن جدا نمى شوند و از احاديث اهل بيت استفاده مى شود كه آيه شريفه فوق بعد از رحلت ايشان را نيز شامل مى شود.

سمهودى در وفاء الوفاء جلد 4 صفحه 1376 گويد: در سالى منصور بعد از حج به زيارت قبر مطهر پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) رفت، مالك كه رئيس فرقه مالكيه است در اثناء زيارت به او گفت: اى امير اينجا حرم پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) است صداى خود را آهسته كن كه خداوند به منظور تاديب مردم مى فرمايد: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ‏

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 33

النَّبِيِّ وَ لَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَ أَنْتُمْ لَا تَشْعُرُونَ الحجرات، 2

و در مدح آنان كه صداى خويش را پايين مى آورند مى فرمايد: إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ الحجرات، 3

و در مذمت كسانى كه رعايت ادب را نمى كنند مى فرمايد: آن ها اكثرشان بى عقل هستند: إ نَّ الَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِنْ وَرَاءِ الْحُجُرَاتِ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ الحجرات، 4

و احترام پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) بعد از رحلت همانند احترام او در حال حيات بايد محفوظ بماند

منصور از اين سخن تنبّهى يافت، سپس به مالك گفت: آيا در حال دعا و خواندن خدا رو به قبله كنم يا رو به پيامبر، مالك گفت: چرا روى خود را از پيامبر بر مى گردانى و حال آنكه او وسيله تو و وسيله پدرت (آدم)

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 34

به سوى خداست در روز قيامت، بلكه روى به سوى او بنماى و به شفاعت او روى به سوى خدا بر، تا خداوند شفاعت وى را درباره تو بپذيرد، زيرا خداوند فرموده:

«... وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً النساء، 64)[3]

12. طلب مغفرت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) براى مردم بعد از رحلت‏

ابى سعيد خدرى نقل مى كند از عمار ياسر كه گويد: به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) عرض كردم دوست داشتم شما عمر نوح (علیه السلام) را مى كرديد، پيامبر فرمود: حيات من براى شما خير است زيرا براى شما طلب مغفرت مى كنم اما بعد از وفات من شما تقوا داشته باشيد و بر اهل بيت من صلوات بفرستيد، كه در اين صورت اگر اعمال شما خير باشد من خداوند را حمد مى كنم، و اگر اينطور نباشد براى شما طلب آمرزش مى كنم منافقان و شك كنندگان و افراد مريض القلب گفتند: پيامبر گمان مى كند بعد از وفاتش اعمال مردم بر او عرضه مى شود

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 35

اينجا بود كه «آيه شريفه 105 توبه» نازل شد (وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ)[4]

(عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِ أَنَّ عَمَّاراً قَالَ لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَدِدْتُ أَنَّكَ عُمِّرْتَ فِينَا عُمُرَ نُوحٍ ع فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَا عَمَّارُ حَيَاتِي خَيْرٌ لَكُمْ وَ وَفَاتِي لَيْسَ بِشَرٍّ لَكُمْ أَمَّا فِي حَيَاتِي فَتُحْدِثُونَ وَ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ لَكُمْ وَ أَمَّا بَعْدَ وَفَاتِي فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَحْسِنُوا الصَّلَاةَ عَلَيَّ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِي فَإِنَّكُمْ تُعْرَضُونَ عَلَيَ‏ (وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِي) وَ أَسْمَاؤَكُمْ وَ أَسْمَاءَ آبَائِكُمْ وَ قَبَائِلِكُمْ فَإِنْ يَكُنْ خَيْراً حَمِدْتُ اللَّهَ وَ إِنْ يَكُنْ (سِوَى ذَلِكَ) أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ لِذُنُوبِكُمْ فَقَالَ الْمُنَافِقُونَ وَ الشُّكَّاكُ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يَزْعُمُ أَنَ الْأَعْمَالَ تُعْرَضُ عَلَيْهِ بَعْدَ وَفَاتِهِ بِأَسْمَاءِ الرِّجَالِ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ وَ أَنْسَابِهِمْ إِلَى قَبَائِلِهِمْ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْإِفْكُ فَأَنْزَلَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ- وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ فَقِيلَ لَهُ وَ مَنِ الْمُؤْمِنُونَ فَقَالَ عَامَّةٌ وَ خَاصَّةٌ أَمَّا الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ وَ الْمُؤْمِنُونَ فَهُمْ آلُ مُحَمَّدٍ الْأَئِمَّةُ مِنْهُمْ)

13. سخن قرطبى دانشمند اهل سنت پيرامون توسل‏

قرطبى گويد: از حضرت على (علیه السلام) چنين نقل شده است سه روز پس از دفن پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)، عربى وارد مدينه شد و خودش را روى قبر انداخت و خاك قبر را بر سر خود ريخت و در خطاب به پيامبر اكرم، «آيه شريفه 64 نساء» را قرائت كرد (وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ ...) و گفت: من به خود ظلم كرده ام و

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 36

نزد شما آمده ام تا براى من طلب آمرزش كنى، در اين هنگام ندايى از قبر شنيده شد كه آمرزيده شدى‏

زمخشرى در ذيل آيه شريفه فوق گويد: هرگاه گنهكاران به محضر پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) برسند و درخواست شفاعت كنند، خداوند را توبه پذير مى يابند

(حتى انتصبت شفيعا الى الله و مستغفرا)[5]

آلوسى نيز گويد: توسل به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) مانعى ندارد

(متوسلين بك تائبين عن جنايتهم)[6]

بيضاوى نيز گويد: و من منصبه ان يشفع فى كبائر الذنوب‏

14. نقدى بر آراى برخى از دانشمندان اهل سنت‏

در تفسير المنار ج 5 ص 192 آمده است كه توسل و شفاعت تنها در زمان حيات پيامبر جائز است ولى بعد از رحلت جايز نيست و اثرى نخواهد داشت، اين سخن مردود است به‏

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 37

جهت اينكه از آنها بايد پرسيد چگونه توسل و شفاعت در زمان حيات جائز است و بعد از رحلت شرك مى شود، اگر توسل و شفاعت شرك است چرا «آيه شريفه 64 نساء» آن را در زمان حيات پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) تجويز كرده است، شرك كه تخصيص نمى پذيرد كه در زمان حيات جائز باشد و بعد از رحلت ممنوع شود.[7] و اگر توسل به شخص پيامبر در زمان حيات اشكال ندارد، توسل به ديگر اولياء الهى نيز اشكالى ندارد

15. پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) واسطه فيض در شفاعت‏

اعتقاد ما شيعيان درباره شفاعت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و امامان، آن است كه آن ها به اذن خداوند كار مى كنند و اگر بخواهند كارى را به سود مردم انجام دهند اگر اذن خداوند نباشد حتى پيامبر مالك نفع و ضرر خويش نيست چه برسد بخواهد نفعى به ديگران برساند (قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرّاً وَ لَا نَفْعاً إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ ... يونس، 49)

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 38

از نظر قرآن كريم شفاعت مخصوص خداوند است‏ (قُلْ لِلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعاً ... الزمر، 44) لكن همين شفاعت را قرآن كريم به پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) به اذن الهى نسبت داده است‏ (... مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ... البقرة، 255)

و نيز از نظر قرآن كريم هدايت مخصوص خداوند است‏ (إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى الليل، 12) لكن قرآن هدايت مردم را به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) نيز نسبت داده است‏ (... وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ الشورى، 52)

البته اين هدايت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) به اذن خداوند است‏ (كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ إبراهيم، 1)

اگر هدايت و شفاعت كه مخصوص خداوند است و پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) با اذن خداوند مى تواند هدايت و

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 39

شفاعت كند چرا پيامبر نتواند با اذن پروردگار دعاى انسان را مستجاب كند؟

چه اينكه برخى از امور ديگر هم به خداوند نسبت داده شده هم به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)، مانند حلال كردن طيبات و تزكيه نفس مردم.

اسناد حلال كردن طيبات به خداوند: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَ لَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ المائدة، 87

اسناد حلال كردن طيبات به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله): ... وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ ... الأعراف، 157

اسناد تزكيه نفس، به خداوند: ... بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ ... النساء، 49

اسناد تزكيه نفس به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله): هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَ

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 40

يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ الجمعة، 2

16. نمونه هايى از شفاعت پيامبران‏

دعاهايى كه پيامبران درباره مؤمنان مى كنند نمونه اى از شفاعت آن بزرگواران درباره اهل ايمان محسوب ميشود

حضرت ابراهيم چنين دعا كرد: رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَ لِوَالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ إبراهيم، 41

حضرت نوح (علیه السلام) به خداوند عرضه داشت: رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِوَالِدَيَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ لَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَاراً نوح، 28

خداوند متعال به پيامبر اكرم دستور مى دهد براى مؤمنان طلب آمرزش كند

... وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَ مَثْوَاكُمْ محمد، 19[8]

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 41

خداوند متعال خطاب به پيامبر درباره زنانى كه در گذشته مرتكب گناهانى شده و مى خواهند با پيامبر اكرم بيعت كنند (و كارهاى گذشته را ترك مى كنند) مى فرمايد: ... وَ اسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ الممتحنة، 12

17. نياز قرآن كريم به مبيّن (پيامبر اكرم)

از جمله سوالاتى كه ممكن است به ذهن بيايد آن است كه قرآن كريم با توجه به اينكه مطالب آن روشن است و خود را هدايتگر و بيان معرفى كرده چه نيازى به بيان و تفسير پيامبر اكرم دارد؟

هذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدًى وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ آل‏عمران، 138

پاسخ اينكه روشن بودن كتاب دليل بر آن نيست كه نيازى به معلم و راهنما ندارد.

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 42

گرچه قرآن كريم كتابى آسمانى و روان است‏ (وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ القمر، 17) لكن همين قرآنى كه آسان است برخى از مطالب آن فهمش دشوار است و بايد با بيان معلمى چون پيامبر روشن شود از اين رو مى فرمايد: ... وَ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ النحل، 44

به تعبير ديگر گرچه قرآن هدايت است‏ (... هُدًى لِلنَّاسِ ... البقرة، 185) لكن نياز به هدايتگر دارد ... وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ الشورى، 52

گرچه قرآن ذكر است‏ (إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ ص، 87) اما نياز به مذكر دارد (فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ الغاشية، 21)

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 43

گرچه قرآن موعظه است‏ (يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ ... يونس، 57) لكن نياز به واعظ دارد (قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ ... سبإ، 46)

18. اعتقاد شيعه به عبوديت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) و امامان معصوم (علیهم السلام)

شيعه معقتد است كه كمالات پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و اهل بيت (علیهم السلام) در پرتو عبوديت و بندگى آنان است از اينرو قرآن كريم نزول قرآن كريم و معراج پيامبراكرم را در پرتو عبوديت او مى داند (تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ الفرقان، 1) (سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ ... الإسراء، 1)

پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) مى فرمايد: هرگز مرا بالاتر از آنچه من سزاوار آن هستم بالا نبريد زيرا قبل اينكه خداوند مرا به نبوت انتخاب كند به بندگى خود برگزيد

(لا ترفعونى فوق حقّى فان الله تعالى اتخذنى عبدا قبل ان يتخذنى نبيا)[9]

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 44

امام صادق (علیه السلام) مى فرمايد:

انّا والله عبيد مخلوقون لنا ربّ نعبده ان لم نعبده عذّبنا[10]

حضرت رضا (علیه السلام) مى فرمايد: هر كس حضرت على (علیه السلام) را از حد بندگى خدا بالاتر ببرد مصداق كسانى است كه خدا به آن ها غصب كرده است‏

(انّ من تجاوز باميرالمؤمنين العبودية فهو من المغضوب عليهم و من الضالين)[11]

شخصى مى گويد به حضرت رضا (علیه السلام) عرض كردم برخى افراد مى گويند: شما ادعا كرده ايد كه مردم بندگان شما هستند

، (انكم تدّعون انّ الناس لكم عبيد)

حضرت فرمود: خدايا تو آفريننده زمين و آسمان هستى، آگاه به پنهان و آشكار هستى تو شاهدى كه من اين را نگفته ام و از پدرانم نشنيده ام. خدايا تو آگاهى به اين ظلم هايى كه از دست‏

(اللهم فاطر السموات و الارض عالم الغيب و الشهادة انت شاهد بانى لم اقل ذلك و لا سمعت احدا من آبائى، قال قط، و انت العالم بما لنا من المظالم عند هذه الامّة و انّ هذه منها)[12]

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 45

اين گروه به ما رسيده و اين سخن دروغ از جمله آنهاست‏[13]

پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى ؛ ص45

19. تواضع در برابر امامان معصوم (علیهم السلام)

يكى از سوالات وهابيون آن است كه چرا شما شيعيان در برابر پيامبر و امامان معصوم تواضع و فروتنى مى كنيد اين عمل يك نوع شرك محسوب مى شود

پاسخ اينكه، تواضع و فروتنى در برابر شخص بزرگ غير از عبوديت و پرستش است، و لذا قرآن كريم دستور مى دهد در برابر پدر و مادر خويش تواضع كنيد (وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ ... الإسراء، 24)

آيا خفض جناح و تواضع در برابر والدين شرك است؟ چه اينكه قرآن كريم مى فرمايد: فرزندان يعقوب و خود

اکبر دهقان ؛ پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، ص: 46

آن حضرت بر يوسف (علیه السلام) سجده و تواضع كردند (وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً ... يوسف، 100)

چه اينكه خداوند متعال به فرشتگان دستور داد در برابر حضرت آدم (مقام انسانيت) سجده و تواضع‏ كنند (فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ* فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ الحجر 29، 30


[1] ( 1) سفينة البحار ج 5 ص 35.

[2] ( 1) شفاء السقام ص 81 به نقل از وهابيت مبانى فكرى و كارنامه عملى ص 124.

[3] ( 1) توسل ص 38.

[4] ( 1) مستدرك ج 12 ص 163.

[5] ( 1) كشاف ج 1 ص 528

[6] ( 2) روح المعانى ج 5 ص 70.

[7] ( 1) تسنيم ج 19 ص 377.

[8] ( 1) تسنيم ج 19 ص 379.

[9] ( 1) بحار الانوار ج 25 ص 265.

[10] ( 1) بحار الانوار ج 25 ص 303

[11] ( 2) نور الثقلين ج 1 ص 25

[12] ( 3) بحار الانوار ج 25 ص 268.

[13] دهقان، اكبر، پرسش هاى اعتقادى پاسخ هاى قرآنى، 1جلد، حوزه نمايندگى ولى فقيه در امور حج و زيارات - تهران - ايران، چاپ: 1، 1393 ه.ش.