مجالس حسينى
طبق روايات، براى سیدالشهداء 7 مجالس متعدّدى از سوى فرشتگان، جنّيان، انبياى پيشين، رسول خدا و ائمه علیهم السلام برگزار شده كه بر شهادت مظلومانه آن حضرت گريسته اند. مرحوم شيخ جعفر شوشترى در کتاب خود ، اين مجالس را به پنج دسته، تقسيم كرده است1189:

الف : مجالسى كه قبل از خلقت آدم، برگزار شده است.

ب : مجالسى كه بعد از خلقت آدم و قبل از تولّد امام حسين 7 برگزار شده است.

ج : مجالسى كه بعد از تولّد امام حسين 7 و قبل از شهادتش برگزار شده است.

د : مجالسى كه بعد از شهادتش در دنيا برگزار شده است.

ه : مجالسى كه پس از فناى دنيا، در قيامت برپا خواهد شد.
محاصره امام حسين عليه السّلام
هدف امام حسين 7 رسيدن به كوفه و پيوستن به هواداران در آن شهر بود، تا بر ضدّ امويان قيام كنند. اِبنِ زياد والى كوفه هم مى دانست كه اگر امام، پاى به كوفه بگذارد، كنترل شهر از دست بيرون خواهد شد. پس سپاه هزار نفرى را به فرماندهى حُرّ بن يزيد سر راه آن حضرت فرستاد، پس از گفتگوها، كاروان امام و سپاه حُرّ همچنان پا به پاى هم پيش مى آمدند. چون به نينوا رسيدند، پيكى از سمت اِبنِ زیاد نامه ای آورد که: «اَمّا بَعْدُ فَجَعْجِعْ بِالحُسَينِ» حسين 7 را در محاصره و تنگنا قرار بده و او را جز در سرزمين بى آب و علف و دور از پناهگاه فرود نيار، به قاصدم دستور دادم تا همراه تو باشد و از تو جدا نگردد. تا خبر اجراى اين فرمان را برايم بياورد. وَالسّلام.
در پى آن دستور بود كه امام به اجبار در آن منطقه فرود آمد. اين حادثه در روز پنج شنبه دوّم محرّم سال 61 هجرى بود. فرداى آن روز، عُمرِ سَعد با چهار هزار نفر از كوفه رسيدند.1193 در پى اين محاصره، از پيوستن افراد به گروه ياران امام نيز جلوگيرى مى كردند و راهها كنترل مى شد، برخى كه از كوفه خود را به امام رساندند، با استفاده از تاريكى شب يا از بيراهه بود.
محبّت اهل بيت عليهم السّلام
دوست داشتن و عشق ورزيدن، به زندگى انسان جهت مى دهد و اگر اين علاقه و محبّت، به انسانهاى پاك و والا باشد، بيمه كننده انسان از كششهاى انحرافى است. خداوند، دوستى و مودّت خاندان پيامبر 9 را در قرآن، اجر رسالت آن حضرت قرار داده و واجب ساخته است: «قُلْ لااَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ اَجْرا اِلا المَوَدَّةَ فِى القُربى»1194 امام شافعى نيز به اين فرض بودن محبت اهل بيت عليهم السّلام اشاره دارد:

يا أهلَبَيتِ رَسُولِ اللّهِ حُبُّكُمُ

فَرضٌ مِنَ اللّهِ فِى القُرآنِ اَنْزَلَهُ

كَفاكُمُ مِن عَظيمِ القَدرِ اَنَّكُمُ

مَنْ لَمْ يُصَلِّ عَلَيكُمْ لاصَلاةَ لَهُ1195

اين محبّت، به محبّت الهى برمى گردد: «مَنْ اَحَبَّكُم فَقَدْ اَحَبَّ اللّهَ وَ مَنْ اَبْغَضَكُمَ فَقَدْ اَبْغَضَ اللّهَ»1197 دوستدار اين خانواده، دوستدار خداست و دشمنان آنان، دشمن خدايند. تأكيد به دوست داشتن اهل بيت، استفاده از اهرمى نيرومند در جهت سازندگى انسان و حركت تربيتى و اجتماعى اوست.

پيامبر خدا 9 فرمود: «حُسينٌ مِنّى وَ اَنَا مِن حُسَيْنٍ، اَحَبَّ اللّهُ مَنْ اَحَبَّ حُسَيْنا»1199 و درباره حسن و حسين 7 و ثمره دوستى و محبت اين دو ريحانه رسول، فرمود: «مَنْ اَحَبَّ هذَيْنِ الغُلامَيْنِ وَ اَباهُما وَ اُمَّهُما فَهُوَ مَعى فى دَرَجَتى يَوْمَ القِيامَةِ»1200 هر كس اين دو نوجوان و پدر و مادرشان را دوست بدارد، روز قيامت در رتبه من همراهم خواهد بود.
اين كشش قلبى نسبت به سیدالشهداء 7 را خداوند در دلها قرار داده و غم شهادتش هم بزرگترين غمهاست و سوز آن هرگز فرو نمى نشيند. رسول خدا 9 فرمود: «اِنَّ لِقَتْلِ الحُسَينِ 7 حَرارَةً فى قُلُوبِ المؤمنينَ لاتَبْرَدُ اَبَداً»1201

محتشم كاشانى
شمسُ الشعرا، محتشم كاشانى، (متوفّی 996 هجرى) شاعر اوايل عهد صفوى كه بيشتر به سرودن مدايح و مراثى اهل بيت پيامبر مى پرداخت.1204 شهرتش، بيشتر به خاطر تركيب بند او درباره حادثه عاشوراست كه در دوازده بند، سروده شده است. بند اول از تركيب بند محتشم چنين است:

باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است

باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز اين چه رَستخيز عظيم است كز زمين

بى نفخ صور خاسته تا عرش اَعظم است

اين صبح تيره باز دميد از كجا كزو

كار جهان و خلق جهان جمله درهم است

گويا طلوع مى كند از مغرب، آفتاب

كاشوب در تمامى ذرات عالم است

گر خوانمش قيامت دنيا بعيد نيست

اين رَستخيز عام كه نامش محرّم است

در بارگاه قدس كه جاى ملال نيست

سرهاى قدسيان همه بر زانوى غم است

جنّ و ملك بر آدميان نوحه مى كنند

گويا عزاى اَشرف اولاد آدم است

خورشيد آسمان و زمين، نور مَشرقين

پَرورده ی كنار رسول خدا حسين 1205

محرّم
نخستين ماه قمرى. علّت نامگذارى اين ماه به محرّم، آن بوده كه در ايّام جاهليّت، جنگ در اين ماه را حرام مى دانستند و روز اوّل محرّم را اوّل سال قمرى قرار مى دادند. امّا بنى اميّه با ريختن خون سیدالشهداء در اين ماه و پديد آوردن حادثه كربلا، احترام ماه حرام را نگه نداشتند. امام رضا 7 فرمود: در جاهليّت، حرمت اين ماه نگاه داشته مى شد و در آن نمى جنگيدند؛ ولى در اين ماه، خونهاى ما را ريختند و حرمت ما را شكستند و فرزندان و زنان ما را اسير كردند و خيمه ها را آتش زدند و غارت كردند و حرمت پيامبر را درباره ذرّيه اش رعايت نكردند.1206

مُحمّد بنِ اَشعث
از هواداران اِبن زياد. او بود که بعد از مبارزات مُسلم بن عَقیل در کوچه های کوفه به امان داد و به امان خود عمل نکرد. پدرش اَشعث، از سلسله جنبانان فتنه ها در زمان حضرت على 7 بود1211 و از خوارج شد و در نقشه قتل آن حضرت هم شركت داشت و خواهرش جَعده در مسموم ساختن امام حسن 7 دست داشت. طُوعه نيز كنيز پدر او بود كه مُسلم بن عقيل را در دوران تنهايى و غربتِ كوفه در خانه خود پناه داد. پسر طُوعه كه خبر شد، به اَشعث خبر داد. او هم به اِبنِ زياد گزارش داد و خانه را براى دستگيرى مسلم، محاصره كردند.1212
محمد حَنفيّه
فرزند اميرالمؤمنين 7. مادرش خوله مُلقّب به حَنفيّه بود. وى در جنگ جمل علمدار سپاه على 7 بود. در جنگ نهروان هم حضور داشت.1218 هنگامى كه سیدالشهداء 7 پس از امتناع از بيعت با يزيد، قصد خروج از مدينه به سوى مكّه را داشت، محمد حنفيّه از كسانى بود كه اصرار داشت اباعَبداللّه 7 نرود و پيشنهاد مى كرد دور از نيروهاى وابسته به حكومت باشد. امام نيز اصرار خويش را بر رفتن به مكّه به او گفت و در وصيتنامه اى خطاب به محمد حَنفيّه، آن سخنان معروف خويش را «لَمْ اَخْرُجْ اَشِراً وَ لابَطِراً» نوشت.1219 او در حادثه كربلا، همكارى نداشت. وى در سال 81 در ايّام عبدالملك در مدينه از دنيا رفت و در بقيع به خاك سپرده شد.1221
مخالفان بيعت با يزيد
يَزيد بنِ معاويه و واليان او، پس از مرگ معاويه از مردم و شخصيّتها بيعت مى گرفتند. از جمله كسانى كه علناً بيعت با يزيد را ردّ كردند و زير بار حكومت او نرفتند، اينان بودند: حسين بن على 8، عَبدالرّحمن بنِ اَبی بكر، عَبداللّه بن زبير، مُنذر بن زبير، عَبدالرّحمن بن سعيد، عابس بن سعيد و عَبداللّه بن حنظله.1222 سیدالشهداء 7 دعوت وليد، والى مدينه را براى بيعت ردّ كرد و فرمود: «وَ مِثْلى لايُبايِعُ لِمِثْلِهِ»1223 و به مروان نيز كه آن حضرت را مى خواست به بيعت وا دارد، فرمود: «وَيْحَك! اَتأمُرُنى بِبِيْعَةِ يَزيد وَ هُوَ رَجُلٌ فاسِقٌ؟»1224 آيا مرا به بيعت مردى فاسق چون يزيد فرا مى خوانى؟ سیدالشهداء 7 بيعت با يزيد را به معناى قبول سلطه جور و رضا دادن به هدم اسلام مى ديد.

مختار ثَقَفی
مختار بنِ اَبی عبيده ثَقَفی، معروف به كيسان، در اصل از مردم طائف بود. در سال اول هجرت به دنيا آمده. پدر او در زمان عُمر به مدينه رفت، مختار نيز همراه پدرش به مدينه منتقل گشت. مردى بود خردمند، حاضر جواب، شجاع، بخشنده، تيز هوش، كارشناس فنون رزم و غلبه بر دشمن. در دوران على 7 به بنى هاشم پيوسته بود و با حضرت على 7 در عراق به سر مى برد، پس از شهادت آن حضرت، ساكن بصره شد. رواياتى در مدح او وارد شده است. مختار از مروّجين و ناشرين فضايل آل محمّد بود.1227 ميثم تمّار در زندان اِبن زياد، به مختار گفته بود كه تو آزاد شده و به خونخواهى حسين 7 خروج خواهى كرد و اِبنِ زياد را خواهى كشت.1228
وى در دورانى كه مُسلم بن عقيل در كوفه بود، او را به خانه خويش برد و با او به نفع امام حسين 7 بيعت كرد. اِبن زياد، پس از كُشتن مسلم، او را تازيانه زد و زندانى كرد و در ايّامى كه حادثه كربلا اتّفاق افتاد، او و ميثم تمّار در زندان بودند. مختار، پس از مرگ يزيد در سال 64 هجری به خونخواهى سیدالشهداء 7 قيام كرد و قاتلان امام حسين 7 را كشت، سپس خود در جنگى با سپاهيان ابن زبير در كوفه كشته شد. از امام باقر 7 روايت است كه: «لا تَسُبُّوا المُختارَ، فَاِنَّهُ قَدْ قَتَلَ قَتَلَتَنا وَ طَلَبَ بِثارِنا»1229 به مختار ناسازا نگوييد، او قاتلان ما را كشت و به خونخواهى ما برخاست. قبر مختار، در رواق راهرو مرقد حضرت مُسلم 7 در شرق مسجد كوفه قرار دارد.1230
مدّاحى
مدّاحى اهل بيت، از جمله كارهايى است كه حادثه عاشورا را زنده نگهداشته است. ائمّه نيز از مدّاحان و ذاكران، تقدير مى كردند، صله مى دادند، دعا مى كردند. امام صادق 7 فرموده است: «الحَمدُلِلّهِ الَّذى جَعَلَ فِى النّاسِ مَنْ يَفِدُ اِلَيْنا وَ يَمْدَحُنا وَ يَرْثى لَنا»1232 خدا را سپاس كه در ميان مردم، كسانى را قرار داده كه به سوى ما مى آيند و ما را مدح و مرثيه مى گويند. حضرت رضا 7 درتشويق دِعبل به مرثيه خوانى در ايام عزاى حسينى فرمود: «يا دِعْبِلُ! اُحِبُّ اَنْ تُنْشِدَنى شِعْراً فَاِنَّ هذِهِ الايّامَ اَيّامُ حُزْنٍ كانَتْ عَلَيْنا اَهلِ البَيْتِ» 1233 اى دِعبل، دوست دارم برايم شعر بسرايى و بخوانى، چون اين روزها، روزهاى اندوه ما اهل بيت است.
مدايح و مراثى
تأكيد ائمه نسبت به مرثيه امام حسين 7 با انگيزه ذكر و احياء ياد آن حضرت است. امام صادق 7 فرمود: «مَن قالَ فينا بَيتَ شِعرٍ بَنَى اللّهُ لَهُ بَيتا فِى الجَنَّة» 1241 هر كس كه يك بيت شعر درباره ما بگويد، خداوند براى او خانه اى در بهشت بنا مى كند. نيز از آن حضرت است: «ما مِن اَحدٍ قالَ فِى الحُسَينِ شِعرا فَبَكى وَ اَبكى بِهِ إلاّ اَوْجَبَ اللّهُ لَهُ الجَنَّةَ وَ غَفَرَ لَه» 1242 امام رضا 7 نيز به دِعبل توصيه مى كند كه درباره حسين 7 مرثيه بسرايد و بدين وسيله ائمّه را يارى كند: «يا دِعْبِلُ! اِرثِ الحُسَينَ 7 فَانتَ ناصِرُنا وَ مادِحُنا ما دُمْتَ حَيّا فَلا تُقَصِّر عَنْ نَصْرِنا مَا استَطَعْتَ»1243
مراحل نهضت عاشورا
حماسه حسينى، تنها در روز عاشورا جلوه نكرد، بلكه از ماهها قبل و پس از مرگ معاويه آغاز شد و ماهها پس از عاشورا بلكه سالها ادامه يافت. در يك نگاه تاريخى، مراحل اين نهضت را اينگونه مى توان برشمرد:

  1. امتناع امام حسين 7 از بيعت با يزيد و به رسميّت نشناختن حكومت وى.
  2. خروج از مدينه به سوى مكّه به شكل هجرتى شبانه و مخفيانه، همراه اهل بيت عليهم السّلام.
  3. اقامت چهار ماهه امام در مكّه، همراه با سخنرانيها، ديدارها، تبليغات مؤثر و روشنگرى اذهان مردم عليه يزيد و امويان و تبيين علّت امتناع از بيعت و هدف از اين حركت.
  4. اعزام نماينده ويژه خود مُسلم بن عقيل به كوفه، براى زمينه سازى نهضت و بيعت گرفتن از شيعيان هوادار، جهت تشكيل حكومت اسلامى، به دنبال دريافت نامه ها و طومارهاى مكرّر از سوى كوفيان و سران شيعه و سرانجام قيام مُسلم و شهادتش در كوفه و دگرگونى اوضاع شهر.
  5. حركت از مكّه به سوى عراق و پيمودن منزلگاهها، برخوردهاى ميان راه، خطبه ها، توقّفها، پيگرى اخبار كوفه، ملاقات با حرّ.
  6. رسيدن به سرزمين كربلا و قرار گرفتن در محاصره نيروهاى دشمن، پيش از رسيدن به كوفه در دوّم محرّم، تلاش چند روزه براى جلوگيرى از درگيرى و خونريزى.
  7. شهادت امام حسين 7 و فرزندان و بستگان و اصحابش در حماسه بزرگ روز عاشورا در حمله عمومى و در نبرد تن به تن با دشمن.
  8. اسارت اهل بيت و بهره بردارى تبليغى امام سجاد 7 و حضرت زينب و عترت پيامبر از شهادت عاشوراييان و رساندن پيام شهادت به مردم، افشاگرى اسرا در كوفه، شام و در طول اسارت، با ايراد خطبه ها و سخنان مختلف.
  9. پس از بازگشت به مدينه، مجالس ياد و سوگوارى، گريه ها و ندبه ها و رسوا شدن يزيديان و آغاز حركتهاى ضدّ حكومت در شهرها و مناطق مختلف.

مراحل ديگرى از نهضت كربلا در سالهاى بعد اتفاق افتاد و قيامهاى توّابين و و مختار و ديگران بر ضدّ حكومت اموى از آن جمله بود.