67 ـ کودکی را به فرزند خواندگی پذیرفته‏ام. آیا لازم است این مسأله را به او بگویم؟

بله، او را آگاه کنید؛ زیرا دیر یا زود از کسی می‏شنود و کشف ناگهانی مسأله برایش هولناک است و امنیت خاطر او را به خطر می‏اندازد. افزون بر این، وقتی بین ویژگی‏های شخصیتی خود که از والدین اصلی‏اش به ارث برده و شما، تفاوت‏های چشمگیری را می‏بیند، ممکن است دچار اضطراب شود.

برای طرح این مسأله، حساب شده عمل کنید؛ بدین گونه که موضوع را در حضور کودک، آشکارا با نزدیکان در میان بگذارید و او را فرزند خوانده‏ی خود معرفی کنید. از پچ پچ کردن و مخفی کاری بپرهیزید. با این برخورد، کودک به طور طبیعی از شما خواهد پرسید: فرزند خوانده یعنی چه؟

پاسخ خود را در قالب داستانی زیبا و جالب بیان کنید: آرزوی دختری (پسری) را داشتم که عاشقش باشم. روزی به مؤسسه‏ای رفتم که کودکان فراوانی در آن جا بودند. با خانم (آقای) مسؤول مؤسسه صحبت کردم و از او خواستم کودکی را برایم بیاورد که (ویژگی‏های فرزند خوانده‏ی خود را بیان کنید) باشد. بعد از چند لحظه رفت و کودکی زیبا و خوب را آورد که تو همان بودی و من از این که تو را به دست آورده بودم، خوشحال بودم و تصمیم گرفتم بزرگت کنم و تا آخر عمر دوستت داشته باشم.

این داستان، بر نکات مثبت فرزند خواندگی تأکید می‏کند و کودک از شنیدن پی در پی آن خوشحال می‏شود.

این موضوع (فرزند خواندگی) را مدام تکرار نکنید؛ زیرا برایش این پرسش مطرح می‏شود که مگر فرزند خواندگی چه اشکالی دارد.

تأکید بیش از حد کلامی بر عشق و محبت به فرزند خوانده جالب نیست. بکوشید محبت خود را در عمل به او ثابت کنید.

اگر فرزند خوانده‏ی شما پرسید: چرا مادر نداشته‏ام؟ در صورت تصادف والدین، مسأله را به او بگویید و اگر او را رها ساخته، بگویید: نمی‏دانم چرا نتوانسته از تو مراقبت کند؛ اما تردید ندارم که تو را دوست داشته است. هرگز به او نگویید که مادرش او را نمی‏خواسته؛ زیرا اعتمادش از همه‏ی مادران سلب می‏شود.

برای تنبیه او، هرگز به رها کردنش تهدید نکنید. این تنبیه هراس عجیبی در او ایجاد می‏کند؛ دلهره از این که نکند شما هم مانند مادرش او را رها کنید.