143 ـ یک سال است از همسرم جدا شده ام و دختری 10 ساله دارم. لطفاً درباره وظایف تک سرپرست راهنمایی ام کنید.

نخستین توصیه این است که در توانایی خود برای تربیت درست فرزندتان تردید نکنید. اعتماد به نفس خود را از دست ندهید و بکوشید رفتار سنجیده ای داشته باشید.

به طور معمول وقتی زن و شوهر از هم جدا می شوند و یکی از آن دو، سرپرستی فرزند را به عهده می گیرد، رفتار ویژه ای را از خود بروز می دهد که مطلوب نیست:

1. انزواجویی: والد سرپرست( به ویژه مادر)، پس از جدایی، ارتباطش را با نزدیکان کمتر می کند تا ثابت کند می تواند روی پای خود بایستد و به حمایت دیگران نیازی ندارد. توصیه می شود خود را از حمایت نزدیکان و حمایت اجتماعی محروم نکنید. ارتباط شما با دوستان و نزدیکان، بر احساس تعلق و امنیت فرزندتان می افزاید.

2. ایجاد انتظارات آرمانی در فرزند: به طور معمول، والد سرپرست، برای اثبات توانمندی خود و ایجاد روحیه در فرزند، به او قول می دهد که به بهترین شکل زندگی اش را تأمین کند و نگذارد طعم تلخ ناکامی را بچشد. این رفتار، انتظاراتی غیرواقعی را در فرزند پدید می آورد و وقتی به خواسته هایش نرسد، احساس شکست می کند و والد سرپرست نیز مضطرب و غمگین می شود.

در فرزند خود، توقعات غیرواقعی ایجاد نکنید و به او بگویید که در حد توان به وظیفه خود عمل خواهید کرد؛ ولی طبیعی است که کار مشکلی خواهد بود.

3. اعطای آزادی غیرمتعارف به فرزند: والد سرپرست، گاهی برای به دست آوردن دل فرزند و کاستن از خشم او(ر.ک: پرسش 144) آزادی های غیرمتعارفی را به وی می دهد که ممکن است به آسیب های اجتماعی بینجامد. آزادی ها را منطقی و متعارف کنید.

4. بی توجهی به خود: والد سرپرست، تمام هم و غم خود را صرف فرزند می کند و از نیازهای خود ( استراحت، خوراک، پوشاک، تفریح و...) غافل می شود و با کار و فعالیت بیش از حد، سلامت خود را به خطر می اندازد.

به این نکته توجه کنید و در حد متعارف، به جسم و روح خود برسید تا از پا در نیایید و در آینده نیز بتوانید به فرزندتان کمک کنید.

5. گریز از ازدواج مجدد: با توجه به تجربه ناخوشایند از ازدواج پیشین، در مواردی، والد سرپرست از ازدواج مجدد می گریزد و خود را از زندگی زناشویی محروم می کند که این امر، افزون بر محرومیت خود والد، فرزند را نیز در معرض آسیب قرار می دهد؛ زیرا کودکی که سایه پدر و مادر هر دو بر سرش نباشد، زمینه آسیب های اجتماعی اش بیشتر است.

برای ازدواج مجدد، آمادگی فرزند را از نظر دور ندارید. اگر بدون آمادگی یا جلب نظر او به ازدواج مجدد اقدام کنید، به گونه ای که از نظر عاطفی، همسر جدید شما را نپذیرد، مشکلات و ناسازگاری هایی را در پی خواهد داشت.

در انتخاب همسر بعدی بیشتر دقت کنید که اگر پس از ایجاد ارتباط عاطفی شما و فرزندتان با او، دوباره جدا شوید، هر دو لطمه روحی خواهید خورد.

6. تغییر عادات: یکی دیگر از مشکلات والد سرپرست، تغییر عادات پیشین( شغل، ورزش، شرکت در جشن ها و محافل، رفت و آمدها و...) است؛ چرا که پیش تر محدودیت هایی از سوی همسر پیشین او وجود داشته و اکنون که از او جدا شده و محدودیت ها از بین رفته است، در رفتار او تغییر محسوسی پدید می آید که این تغییر رفتار، بر رفتار فرزند نیز تأثیر جدی خواهد گذاشت.

بکوشید محدودیت های پیشین را به طور کامل از بین نبرید؛ گرچه حذف بعضی از محدودیت ها پس از جدایی زن و مرد، طبیعی و قابل انتظار است.

7. استمرار نفرت از همسر پیشین: در موارد بسیاری، پس از جدایی، نفرت زن و شوهر از یکدیگر همچنان باقی می ماند که هم به والد سرپرست و هم به فرزند او لطمه می زند.

بکوشید خود را از زندان نفرت و خشم برهانید؛ زیرا با این خشم، لطمه ای به همسر پیشین نمی زنید؛ بلکه خود را در معرض آسیب قرار می دهید. رهایی از خشم سبب می شود با مشکلات راحت تر کنار بیایید (ر.ک: پرسش 1145 و 74)

اگر خشم و نفرت شما پس از جدایی، از یک سال بیشتر ادامه یافت، با مشاور صحبت کنید.


144 ـ حدود 9 ماه است از همسرم جدا شده ام و با پسر 6 ساله ام زندگی می کنم. آیا این موقعیت جدید، رفتار ویژه ای را با فرزندم می طلبد؟

بله، با توجه به حالات کودک در این موقعیت، باید با او رفتار خاصی داشته باشید. روحیات کودک پس از جدایی چنین است:

1. بیگانگی با وضع جدید: شما مدت ها پیش از جدایی به این مسأله اندیشیده و خود را برای متارکه آماده کرده اید؛ ولی فرزند شما یکباره با این وضع مواجه شده است؛ بنابراین، باید بردبار باشید تا او نیز به تدریج خود را با وضعیت جدید وفق دهد. شما باید با قاطعیت، اما به نرمی و عطوفت، وضعیت جدید را برایش جا بیندازید.

ممکن است تطابق فرزند با موقعیت فعلی، 2 تا 3 سال طول بکشد؛ زیرا دست کشیدن از روابط عمیق عاطفی، به راحتی و با سرعت، امکان پذیر نیست و به زمان نیاز دارد. اگر در این مدت، تطبیق انجام نشد، به متخصص مراجعه کنید تا او را در گذراندن از این مرحله یاری کند.

2. سر باز زدن از واقعیت: فرزند شما پس از مدتی، با اکراه، واقعیت جدید را می پذیرد؛ اما ممکن است هنوز به وضعیت گذشته تمایل داشته باشد یا درباره آن، احساس وفاداری کند. از این حالت او نگران نباشید. سرانجام، خود را سازگار خواهد کرد.

3. احساس خشم: با توجه به این که والدین را در جدایی مقصر می داند، بیش از پیش خشمگین می شود و از اوضاع پیش آمده شکایت می کند؛ بنابراین، تا مدتی اجازه دهید شکوه کند و سخنش را قطع نکنید. بگذارید خشم خود را بروز دهد تا تخلیه شود؛ البته این مدارا نباید بیش از یک سال ادامه یابد؛ زیرا ممکن است عادت شود و در زندگی آینده اش مشکلاتی را فراهم آورد.

4. احساس گناه و تقصیر: ممکن است در مسأله جدایی شما از همسرتان، خود را مقصر بداند؛ بدین جهت، دلیل جدایی خود را با بیانی ساده و منطقی به او بگویید.

5. انزواجویی: فرزند شما در این موقعیت، دچار انزوا می شود. بهترین تدبیر این است که او را به سمت همسالان خوب هدایت کنید.

6. وابستگی: احتمال وابستگی شدید او به شما وجود دارد؛ پس بکوشید با مشارکت وی در امور، استقلالش را تقویت کنید.

7. اخاذی عاطفی: فرزند طلاق به طور معمول در موقعیت جدید، اخاذی عاطفی می کند بدین معنا که برای به دست آوردن قدرت بیشتر، از ابزار عاطفه( برای مثال نیاز شما به دوست داشتن او) استفاده می کند.

توصیه می شود مغلوب احساسات خود نشوید و گاهی خشم خود را در برابر او بروز دهید.

8. خلأ عاطفی: با توجه به جدایی از والد دیگر، دچار خلا عاطفی می شود؛ پس مانع ارتباط او با همسر پیشین خود (در حدی که قانون مقرر کرده است) نشوید.

9. ترس از مدرسه: ممکن است از رفتن به مدرسه بترسد؛ زیرا گمان می کند شما را نیز از دست بدهد و وقتی از مدرسه به خانه باز گردد، شما را نبیند. به او اطمینان دهید که ترکش نمی کنید تا با این احساس ناامنی مقابله کند.

10. بی رغبتی به انجام وظایف: پس از ورود به مدرسه، ممکن است به انجام وظایف و تکالیف مدرسه بی رغبت باشد. با او مدارا کنید و از اهرم فشار استفاده نکنید. این مشکل به تدریج از بین می رود.


145 ـ مدتی است از شوهرم جدا شده ام و او اجازه نمی دهد پسر 5 ساله ام را ملاقات کنم. آیا این جدایی، به فرزندم لطمه روحی نمی زند؟

فرزند شما به ویژه با توجه به سن پایین، به دیدار شما نیاز دارد و قطع ارتباط، سبب آشفتگی روحی ـ روانی او خواهد شد، مگر این که خود به دلیلی( مقصر دانستن شما یا تطبیق با وضعیت جدید) رغبتی به دیدار شما نداشته باشد.

اگر فرزند، تمایل دارد و قانون نیز شما را منع نکرده است، علت منع پدر را بیابید و درصدد رفع آن برآیید.

عللی که والد سرپرست را به منع دیدار والد غیر سرپرست با فرزند خود وامی دارد، چنین است:

1. بدگویی والد غیر سرپرست: اگر از همسر پیشین خود نفرت دارید و به سبب این نفرت، زمان دیدار با فرزند خود از او بد می گویید، این عمل را متوقف سازید. خود را از اسارت خشم برهانید. این خشم، هم به روح و روان شما و هم فرزندتان صدمه می زند. واقعیت ( جدایی از همسر) را بپذیرید و با او درباره تربیت فرزند خود به توافق برسید.

2. امکانات اضافی غیرمتعارف: اگر هنگام دیدار فرزند، به جهت تمکن مالی، امکانات رفاهی و تفریحی اضافی غیرمتعارف در اختیار او قرار می دهید، این رفتار را تغییر دهید.

3. تحریک عواطف و احساسات کودک: گاهی والد غیرسرپرست، هنگام دیدار، عواطف کودک را ضد والد سرپرست تحریک می کند.

تأثیر علل پیشین این است که کودک، پس از بازگشت از دیدار والد غیرسرپرست تا چند روز بدخلقی و بدرفتاری می کند و با روابط سرد خود با والد سرپرست، مشکلاتی را برایش فراهم می آورد.