134 ـ پسر 10 ساله ام از این که با همسالان درگیر شود، به شدت هراس دارد و این مسأله باعث شده تا نتواند از حق خود دفاع کند. لطفاً راهنمایی ام کنید.

این که فرزند شما با همسالان درگیر نشود، مطلوب است؛ ولی اگر از درگیری های احتمالی می هراسد یا توسری خور شده، خوب نیست.

علل این روحیه از این قرار است:

1. واکنش شدید والدین به درگیری کودک: احتمال این که از همان دوران خردسالی به درگیری های او با همسالان واکنش شدید نشان می داده اید، وجود دارد؛ به گونه ای که این رفتار برای او خلاف و گناهی بزرگ جلوه کرده است. از این پس به درگیری های او کمتر واکنش نشان دهید.

2. نصیحت فراوان برای ترک درگیری: نصیحت ها و تذکرهای فراوان شما برای عدم درگیری با دیگران، این ترس را در او ایجاد کرده است. اگر او را در این زمینه نصیحت می کنید، تا مدتی این کار را متوقف سازید. نصیحت، آن هم با رعایت شرایط (ر.ک: پرسش 123) برای زمانی لازم است که او آغاز کننده درگیری ها باشد.

3. مراقبت شدید: اگر تک فرزند است و از او به شدت مراقبت می کنید، از مراقبت ها بکاهید. مراقبت شدید والدین، بر ترس عمومی او می افزاید و بر این رفتار نیز اثر می گذارد.

4. ضعف اعتماد به نفس: با اعطای مسؤولیت، مهربانی و عطوفت، مشورت با او، آزادی بیشتر و استقلال در امور شخصی، اعتماد به نفس او را افزایش دهید.

چـنـد توصیـه

أ. از تمسخر و سرزنش او برای این ترس بپرهیزید.

ب. شجاعت دیگران، به ویژه کودکان سنین پایین تر را به رخ او نکشید.

ج. هنگام درگیری او با دیگران از دخالت بپرهیزید، مگر این که احتمال صدمه جدی( به کلمه جدی توجه کنید) وجود داشته باشد که در این صورت، به شکل فیزیکی و بدون کلام و به آرامی( بدون وحشت و هیجان) آن ها را از هم جدا کنید.

د. هنگام درگیری او با همسالان، پشتیبانش نباشید و اجازه دهید خود برای مشکلش راه حلی بیابد.

هـ. با استفاده از تلقین به نفس، شجاعت را به او تلقین کنید.

و. از طریق هدیه کتاب های مناسب، به طور غیرمستقیم، شجاعت را در او تقویت کنید.

ز. در صورت مشاهده نمونه هایی از شهامت در او، از تشویق و تحسین غافل نشوید.

135 ـ نوجوان 16 ساله ام به شدت از تاریکی می ترسد. آیا این ترس طبیعی است؟

ترس شدید از تاریکی در این سن باید از بین رفته باشد (ر.ک: پرسش 129). ممکن است با صحنه ای وحشتناک در تاریکی مواجه شده و به شدت ترسیده یا با دوستان و همسالان درباره جن، روح، مرگ، قبرستان، بختک و... سخن گفته باشد.

اگر سرچشمه این ترس، دو عامل پیش گفته باشد، ماندگاری نخواهد داشت و با گذشت زمان از بین خواهد رفت.

در صورت ماندگاری این ترس، احتمال دارد در واقع، اضطراب باشد؛ زیرا گاهی نوجوان با استفاده از عمل جا به جایی، برای کاستن از اضطراب خود، آن را به چیز دیگری چون تاریکی انتقال می دهد و از آن می ترسد.

در مواردی، ترس های درونی، خود را در قالب ترس های بیرونی نشان می دهند. ترس های درونی در نوجوان، ترس از بی ارزشی، ناتوانی، شکست، مورد قبول جمع نبودن، آبروریزی، مورد تمسخر قرار گرفتن و... است که احتمال دارد خود را در قالب ترس های بیرونی، چون ترس از تاریکی، جدایی، غول، جن و... نشان دهد.

توصیه می کنم زمینه های اضطراب او( اختلافات خانوادگی، تبعیض، مقایسه و...) را از بین ببرید و از عواملی که باعث تشدید ترس های درونی او می شود ( سرزنش، توبیخ، تحقیر، تمسخر، توهین و...) به ویژه در حضور دیگران بکاهید.

نوشیدن یک فنجان دم کرده گیاهی( گل گاو زبان)، نیم ساعت قبل از خواب، و تصور کلمه آرامش با ابرهای سفید در آسمان آبی، و تصور امواج دریا در آرامش او مؤثر خواهد بود.


136 ـ چرا روان شناسان و متخصصان مسائل تربیتی، بر تشویق فرزندان تأکید می کنند؟

تأکید فراوان روان شناسان بر تشویق، به جهت تأثیر معجزه آسای آن است. اگر تشویق، با شرایط و به موقع انجام شود، در رفتار فرزند، دگرگونی جدی ایجاد می کند و مسیر زندگی او را تغییر می دهد.

حتی رام کنندگان حیوانات نیز برای رام کردن آن ها از همین ابزار استفاده می کنند.

تشویق، شیوه ای است که خداوند متعال و اولیای او از آن استفاده می کرده اند. خداوند، بردباران را این گونه تشویق می کند: اولئک علیهم صلواتٌ من ربهم و رحمةٌ [1] ایشان همانانند که درود و رحمت خداوند شامل حالشان شده است،

و به پیامبرش فرمان می دهد که از مسلمانان صدقه بگیرد و بر آنان درود فرستد ( آن ها را تشویق کند): خذ من اموالهم صدقةً... و صلّ علیهم [2] از ایشان [= ابولبابه و یارانش] صدقه [= زکات] بگیر و بر آنان درود فرست.

در سیره اولیای الاهی نیز تشویق های جالب و فراوانی دیده می شود: رسول خدا 6عمامه خود را برای تشویق حضرت علی بر سر وی قرار داد [3]، و به جعفرطیار، نماز جعفرطیار را هدیه کرد. [4] امام حسین 7 به معلم فرزندش هزار درهم عطا فرمود. [5] امام رضا 7 پیراهن خود را همراه با سی هزار درهم رضویه به دعبل شاعر بخشید [6] ، و امام کاظم 7 تکه ای از کفن خویش را به شطیطه، پیرزن با تقوای نیشابوری هدیه کرد. [7]

ویلیام جیمز( William James) می گوید: عمیق ترین انگیزه در نهاد آدمی، عطش مورد تحسین قرار گرفتن است. [8]

در طول تاریخ، بسیاری از فرهیختگان و شخصیت های بزرگ، توفیق خود را مدیون تشویق دیگران دانسته اند. (ر.ک: پرسش 89).


[1] ـ بقره، 157.

[2] ـ توبه، 103.

[3] ـ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج16، ص 250.

[4] ـ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج5، ص 194.

[5] ـ محمدتقی فلسفی، کودک، ج2، ص 188.

[6] ـ شیخ عباس قمی، منتهی الامال، ذکر اصحاب امام رضا 7.

[7] ـ همان، در معجزات امام کاظم 7.

[8] ـ مصطفی بی آزار شیرازی، قرآن و تبلیغ، ص 119.