1. حَدَّثَنِي هِشَامُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ‏ أَنَّهُ شَكَا إِلى‏ أَبِي الْحَسَنِ‏ 7سُقْمَهُ، وَ أَنَّهُ لَايُولَدُ لَهُ، فَأَمَرَهُ أَنْ يَرْفَعَ صَوْتَهُ بِالْأَذَانِ فِي مَنْزِلِهِ، قَالَ: فَفَعَلْتُ، فَأَذْهَبَ اللَّهُ عَنِّي‏ سُقْمِي، وَ كَثُرَ وُلْدِي‏.

هشام‏ بن ابراهيم به امام رضا 7 شکایت کرد که مدام مریض می شود و ‏فرزند دار نمی شود. حضرت به او دستور داد در خانه‏اش با صداى بلند اذان‏ بگويد. هشام مى‏گويد: چنين كردم و خداوند مریضی مرا از ميان برد و فرزندان بسيار به من عطا کرد.

(كافي (ط - دار الحديث) ؛ ج‏11 ؛ ص347)