الإمام الصادق عليه السلام‏- في بَيانِ كَيفِيَّةِ تَشريعِ الصَّلاةِ في لَيلَةِ المِعراجِ بَعدَ أن أمَرَ اللَّهُ نَبِيَّهُ بِالوُضوءِ مِن ماءٍ يَسيلُ مِن ساقِ عَرشِهِ-: ثُمَّ أوحَى اللَّهُ عز و جل إلَيهِ: «يا مُحَمَّدُ، استَقبِلِ الحَجَرَ الأَسوَدَ وكَبِّرني عَلى‏ عَدَدِ حُجُبِي»، فَمِن أجلِ ذلِكَ صَارَ التَّكبيرُ سَبعاً؛ لِأَنَّ الحُجُبَ سَبعٌ «فَافتَتِح عِندَ انقِطاعِ الحُجُبِ»، فَمِن أجلِ ذلكَ صارَ الافتِتاحُ سُنَّةً...

فَلَمّا فَرَغَ مِنَ التَّكبيرِ وَالافتِتاحِ أوحَى اللَّهُ إلَيهِ: «سَمِّ بِاسمي»، فَمِن أجلِ ذلكَ‏ جُعِلَ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» في أوَّلِ السّورَةِ، ثُمَّ أوحَى اللَّهُ إلَيهِ: أنِ احمَدني، فَلَمّا قالَ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ»...

ثُمَّ أوحَى اللَّهُ عز و جل إلَيهِ: «اقرَأ- يا مُحَمَّدُ- نِسبَةَ رَبِّكَ تَبَارَكَ و تَعالى‏: «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ* اللَّهُ الصَّمَدُ* لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ* وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ»»...

فَقالَ رَسولُ اللَّه صلى الله عليه و آله: كَذلِكَ اللَّهُ، كَذلِكَ اللَّهُ رَبُّنا، فَلَمّا قالَ ذلِكَ أوحَى اللَّهُ إلَيهِ: «اركَع لِرَبِّكَ يَا مُحَمَّدُ»، فَرَكَعَ، فَأَوحَى اللَّهُ إلَيهِ وهُوَ راكِعٌ: «قُل: سُبحَانَ رَبِّيَ العَظيمِ»، فَفَعَلَ ذلِكَ ثَلاثاً.

ثُمَّ أوحَى اللَّهُ إِلَيهِ: أنِ ارفَع رَأسَكَ يَا مُحَمَّدُ، فَفَعَلَ رَسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله فَقامَ مُنتَصِباً، فَأَوحَى اللَّهُ عز و جل إلَيهِ: أنِ اسجُد لِرَبِّكَ يا مُحَمَّدُ، فَخَرَّ رَسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله ساجِداً، فَأَوحَى اللَّهُ عز و جل إلَيهِ: «قُل: سُبحَانَ رَبِّيَ الأَعلى‏»، فَفَعَلَ ذلِكَ ثَلاثاً، ثُمَّ أوحَى اللَّهُ إلَيهِ: «استَوِ جالِساً يا مُحَمَّدُ»، فَفَعَلَ، فَلَمّا رَفَعَ رَأسَهُ مِن سُجودِهِ وَاستَوى‏ جالِساً نَظَرَ إلى‏ عَظَمَتِهِ تَجَلَّت لَهُ، فَخَرَّ ساجِداً مِن تِلقاءِ نَفسِهِ لا لِأَمرٍ أُمِرَ بِهِ، فَسَبَّحَ- أيضاً- ثَلاثاً، فَأَوحَى اللَّهُ إلَيهِ: «انتَصِب قائِماً» ...

ثُمَّ أوحَى اللَّهُ عز و جل إلَيهِ: «اقرَأ بِالحَمدِ لِلّهِ»، فَقَرَأَها مِثلَ ما قَرَأَ أوَّلًا، ثُمَّ أوحَى اللَّهُ عز و جل إلَيهِ: «اقرأ إنا أنزلناه»؛ فَإِنَّها نِسبَتُكَ ونِسبَةُ أهلِ بَيتِكَ إلى‏ يَومِ القِيامَةِ». وفَعَلَ فِي الرُّكوعِ مِثلَ ما فَعَلَ فِي المَرَّةِ الأُولى‏، ثُمَّ سَجَدَ سَجدَةً واحِدَةً، فَلَمّا رَفَعَ رَأسَهُ تَجَلَّت لَهُ العَظَمَةُ فَخَرَّ ساجِداً مِن تِلقاءِ نَفسِهِ لا لِأَمرٍ امِرَ بِهِ، فَسَبَّحَ أيضاً.

ثُمَّ أوحَى اللَّهُ إلَيهِ: «ارفَع رَأسَكَ يا مُحَمَّدُ، ثَبَّتَكَ رَبُّكَ»، فَلَمّا ذَهَبَ لِيَقومَ قيلَ: «يا مُحَمَّدُ، اجلِس»، فَجَلَسَ، فَأَوحَى اللَّهُ إلَيهِ: «يا مُحَمَّدُ، إذا مَا أنعَمتُ عَلَيكَ فَسَمِّ بِاسمي»، فَأُلهِمَ أن قالَ: بِسمِ اللَّهِ وبِاللّهِ ولا إلهَ إلَّااللَّهُ، وَالأَسماءُ الحُسنى‏ كُلُّها لِلّهِ، ثُمَّ أوحَى اللَّهُ إلَيهِ: «يَا مُحَمَّدُ، صَلِّ عَلى‏ نَفسِكَ وعَلى‏ أهلِ بَيتِكَ»، فَقالَ: صَلَّى اللَّهُ عَلَيَّ وعَلى‏ أهلِ بَيتي، وقَد فَعَلَ.

ثُمَّ التَفَتَ فَإِذا بِصُفوفٍ مِنَ المَلائِكَةِ وَالمُرسَلينَ وَالنَّبيّينَ، فَقيلَ: «يا مُحَمَّدُ، سَلِّم عَلَيهِم»، فَقالَ: السَّلامُ عَلَيكُم ورَحمَةُ اللَّهِ وبَرَكاتُهُ، فَأَوحَى اللَّهُ إلَيهِ: «إنَّ السَّلامَ وَالتَّحِيَّةَ وَالرَّحمَةَ وَالبَرَكَاتِ أنتَ وذُرِّيَّتُكَ»، ثُمَّ أوحَى اللَّهُ إلَيهِ ألّا يَلتَفِتَ يَساراً.

وقَولُهُ: سَمِعَ اللَّهُ لِمَن حَمِدَهُ؛ لِأَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله سَمِعَ ضَجَّةَ المَلائِكَةِ بِالتَّسبِيحِ وَالتَّحميدِ وَالتَّهليلِ؛ فَمِن أجلِ ذلِكَ قالَ: سَمِعَ اللَّهُ لِمَن حَمِدَهُ، ومِن أجلِ ذلِكَ صارَتِ الرَّكعَتانِ الأُولَيانِ كُلَّمَا أحدَثَ فيهِما حَدَثاً كانَ عَلى‏ صاحِبِهِما إِعادَتُهُما. فَهذَا الفَرضُ الأَوَّلُ في‏ صَلاةِ الزَّوالِ؛ يَعني صَلاةَ الظُّهرِ.

امام صادق عليه السلام‏- در بيان چگونگى تشريع نماز در شب معراج، پس از فرمان خدا به پيامبر صلى الله عليه و آله تا از آب جارى شده از پايه عرشش وضو بگيرد-: سپس خداوند فرمود:

«اى محمّد! به حجر الأسود، رو كن و به تعداد حجاب ‏هاى من، تكبير بگو» و به همين دليل، در آغاز نماز، هفت تكبير مى‏ گويند؛ زيرا حجاب ‏ها هفت عددند، «و چون حجاب ‏ها كنار رفتند، قرائت را آغاز كن» و از همين جا بود كه تكبير آغازين، رسم شد...

و هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از تكبير و آغاز نماز فارغ شد، خداوند عز و جل فرمود: «پس مرا با اسمم بخوان». از اين رو، «بسم اللَّه الرحمن الرحيم؛ به نام خداى بخشنده مهربان» در آغاز سوره قرار داده شد. سپس خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «مرا ستايش كن» و هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ ستايش، ويژه خداى جهانيان است»...

سپس خداوند عز و جل به پيامبر صلى الله عليه و آله وحى فرمود كه: «اى محمّد! نسب‏ نامه پروردگارت را بخوان: «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، اللَّهُ الصَّمَدُ، لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ، وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ» ...

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله گفت: چنين است خداوند، چنين است خداوند، پروردگار ما. وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله چنين گفت، خداوند به او وحى كرد: اى محمّد! به پروردگار ركوع كن. او ركوع كرد و خداوند به او، در همان حال كه در ركوع بود، وحى كرد: «بگو: سبحان ربّى العظيم؛ پروردگار با شكوه من، منزّه است». [پيامبر] اين ذكر را سه بار گفت.

سپس خداوند به او وحى كرد كه: «اى محمّد! سرت را بلند كن». پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هم سر از ركوع برداشت و راست ايستاد. خداوند عز و جل به او وحى كرد: «اى محمّد! براى پروردگارت سجده كن». پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به سجده افتاد. خداوند به او وحى فرمود: «بگو: سبحان ربّى الأعلى؛ پروردگار والاى من، منزّه است». پيامبر خدا صلى الله عليه و آله اين ذكر را سه بار گفت. سپس خداوند به او وحى كرد كه: «اى محمّد! برخيز و بنشين». پيامبر صلى الله عليه و آله از سجده برخاست. وقتى سرش را از سجده برداشت و نشست، به عظمت شكوهمند او نگريست و از جانب خود- و نه فرمان خدا- به سجده افتاد و سه بار تسبيح خداوند را گفت. آن گاه خداوند به او وحى كرد: «برخيز و بايست». او هم اين كار را كرد؛ ولى عظمت پيشين را نديد...

سپس خداوند وحى فرمود: «اى محمّد!" حمد" را بخوان» و او همانند بار نخست، آن را خواند. سپس به او وحى فرمود: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ» را بخوان كه نسب‏ نامه تو و خاندانت تا روز قيامت است».

پيامبر صلى الله عليه و آله در ركوع مانند آنچه در بار اوّل كرده بود، انجام داد. سپس يك سجده كرد و زمانى كه سر از سجده برداشت، عظمت خداوند بر او تجلّى كرد و از جانب خود (و نه يه فرمان خداوند) به سجده افتاد و تسبيح خدا گفت. سپس خداوند به او وحى كرد كه: «اى محمّد! سرت را بلند كن. پروردگارت تو را استوار ساخت». تا خواست برخيزد، به او گفته شد: «اى محمّد! بنشين» و او نشست.

خداوند به او وحى فرمود: «اى محمّد! به خاطر نعمتى كه به تو دادم، نام مرا ياد كن». و به او الهام شد كه بگويد: «به نام خدا و به يارى خدا! هيچ معبودى جز خداوند يكتا نيست و نيكوترين نام‏ ها همه، از آنِ خداست».

سپس به او وحى فرمود: «اى محمّد! بر خود و خاندانت درود بفرست». و او گفت:

«خدا بر من و خاندانم درود فرستد!». خدا هم چنين كرد.

او سپس به صفوف فرشتگان، پيامبران و فرستادگان الهى توجّه كرد. به او گفته شد:

«اى محمّد! به آنها سلام بده». او گفت: سلام و رحمت و بركات خدا بر شما! ...

و «سمع اللَّه لمن حمده؛ خداوند به هر كس كه حمدش كند، گوش مى ‏دهد» از آن جا آمد كه پيامبر صلى الله عليه و آله صداى ناله فرشتگان را به تسبيح و حمد و «لا إله إلّا اللَّه» شنيد و اين جا بود كه گفت: «سمع اللَّه لمن حمده». و از اين رو دو ركعت اوّل به گونه ‏اى اند كه هر اتفاقى در آنها بيفتد، نمازگزار بايد آنها را دوباره به جا بياورد؛ زيرا آنها واجب نخستين الهى اند و اين اوّلين فريضه الهى يا همان نماز نیمروز، يعنى نماز ظهر است.

بحار الانوار، ج 82 ، ص 240