گلچین مطالب نمازی کتاب خاطرات استاد قرائتی؛ جلد اول و دوم


نصيحت پدرم‏

در چهارده سالگى كه براى ادامه تحصيل عازم قم شدم، پدرم آمد پاى ماشين و به من گفت:

محسن! «اُستُر ذَهبَك و ذِهابك و مَذهبك‏» پول و رفت و آمد و مذهبت را مخفى نگهدار. گفتم: مذهب را براى چه؟ امروز كه زمان تقيّه نيست!

پدرم گفت: منظورم اين است كه هيچ وقت براى نماز مقيّد به يك مسجد نشو، چون كه اگر روزگارى به دليلى خواستى آن مسجد را ترك كنى مى‏گويند: خطوط سیاسی دوتا شده، يا آقا مسأله‏اى پيدا كرده و يا اين طلبه ...

فرزندم! به همه مساجد برو و مقيّد به جا و مكان و لباس و شخص خاصّى مباش.

آرى گوش سپارى به همين نصيحت باعث شد كه بحمداللّه وارد هيچ خط سياسى نشوم.

(جلد ۱ ؛ ص: ۳۲)


آیا درست است که به میزبان بگوییم ما را برای نماز صبح بیدار کند؟

تا دير وقت در جايى مهمان بودم، موقع خوابيدن به صاحب خانه گفتم: موقع نماز صبح مرا بيدار كن. گفت: عجب! شما كه نماينده امام هستى چنين مى‏گويى، گفتم: آقا! خودم نماينده امام هستم، خوابم كه نماينده امام نيست!

(جلد ۱ ؛ ص: ۴۹)


از کجا بفهمیم درسی که می خوانیم، مفید است؟

به علامه طباطبائى قدس سره گفتم: سالهاى اوّل تحصيل وقتى عبادت مى‏كردم حال بهترى داشتم، هر چه علمم زيادتر شد، حال و توجّهم كمتر شده، دليلش چيست؟

ايشان فرمود: دليلش اين است كه اينها كه خوانده‏اى علم حقيقى نبوده، اگر علم حقيقى و واقعى بود، تواضع انسان زيادتر مى‏شد.

اميرالمومنين عليه السلام مى‏فرمايد: «ثَمرةُ العِلمِ العُبودِيّةِ» علم واقعى آن است كه هر چه زيادتر مى‏شود، خشوع و عبادت انسان زيادتر شود.

(جلد ۱ ؛ ص: ۵۷)


شيوه‏ى جذب‏ نوجوانان به مسجد

زمان طاغوت براى تبليغ به اطراف زرّين‏شهر اصفهان رفته بودم. هرچه از مردم دعوت مى‏شد، كمتر كسى به مسجد مى‏آمد. در نزديكى مسجد جوانها واليبال بازى مى‏كردند. از آنها خواستم تا همبازى آنان شوم. با ترديد پذيرفتند، عبا و عمامه را كنار گذاشته و قدرى واليبال بازى كردم.

هنگام اذان شد، از آنها تقاضا كردم كه با من به مسجد بيايند و 5 دقيقه نماز و ده دقيقه به صحبت من گوش كنند. آنان پذيرفتند و از آن پس هر شب جوانها به مسجد مى‏آمدند.

(جلد ۱ ؛ ص: ۶۲)


جذب نسل نو

مرا به مسجد بسيار شيكى در تهران كه هزينه هنگفتى براى آن شده بود، دعوت كردند. ديدم يك‏ مشت پيرمرد در مسجد هستند. گفتم: خدا قبول كند، امّا بهتر نبود به جاى اين هزينه بسيار بالا، مسجد را ساده‏تر مى‏ساختيد، امّا براى جذب جوانان و نسل نو برنامه‏ريزى مى‏كرديد.

(جلد ۱ ؛ ص: ۷۸)


ريا يا نمايش بندگى خدا

به آقاى رسول خادم، قهرمان كشتى ايران گفتم:

بعد از اينكه در آمريكا بر حريف خود پيروز شدى‏ حاضرى يك سجده شكر بجا آورى؟ گفت: ريا نمى‏شود؟ گفتم: بعضى عبادت‏ها با تظاهر همراه است، مثل اذان و نماز جماعت، از طرفى آن ريايى حرام است كه خودت را مطرح كنى، امّا اگر ضعف و بندگى خود و بزرگى خدا را نشان دادى، آن هم بعد از پيروزى بر حريف خود و در كشور كفر، اين ديگر ريا نيست.

(جلد ۱ ؛ ص: ۸۴)


هر چه خدا گفته عمل كردم‏

در سفرى به همدان، خدمت عالم بزرگوار آقاى حاج ملاعلى همدانى قدس سره رسيدم و از ايشان داستان عجيب و جالبى شنيدم كه فرمود: روزى وارد صحن امام حسين عليه السلام شدم ديدم گوشه‏اى شلوغ است، جلو رفتم و سؤال كردم چه خبر است؟ بچه‏اى را نشان دادند و گفتند: از بالاى مناره صحن به پائين پرت شده است، پدر اين طفل كه حمّال است در وسط زمين و آسمان متوجّه شده و خطاب به بچّه كرده كه بايست، همانجا مانده و آنگاه او را سالم پائين آورده‏اند!

با تعجّب از پيرمرد حمّال سؤال كردم چه چيز باعث شده شما به اين مقام برسى؟

گفت: اين كار مهمى نيست، من از اوّل بلوغ سعى كرده‏ام هر چه خدا فرموده عمل كنم، امروز من هم يك چيز از او خواستم، خداوند عزيز و قادر قبول كردند.

[عَنِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله : يَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى أَنَا جَلِيسُ مَنْ جَالَسَنِي وَ مُطِيعُ‏ مَنْ‏ أَطَاعَنِي‏ وَ غَافِرُ مَنِ اسْتَغْفَرَنِي ... (مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل / ج‏7 / 535)]

(جلد ۱ ؛ ص: ۹۶)


گلايه از خودى‏ها

شخصى به من گفت: آقاى قرائتى! به اين خانم‏هايى كه فكل‏هايشان را بيرون گذاشته‏اند تذكّرى بدهيد. گفتم: گوش نمى‏كنند، همانطور كه به شما مى‏گويم موقع نماز بازار را تعطيل كن گوش نمى‏دهى.

چقدر ما به هيئت‏هاى عزادارى گفتيم: طورى عزادارى كنيد كه نماز صبح قضا نشود، امّا گوش ندادند. چقدر گفتيم كه خواننده‏هايى كه سابقه بد دارند و يا با غنا مى‏خوانند دعوت نكنيد، امّا كو گوش شنوا. آرى، همه با هم گوش نمى‏دهيم.

(جلد ۱ ؛ ص: ۱۰۷)


رابطه يا قهر

شخصى مى‏گفت: برادرى دارم كه نماز نمى‏خواند، خواهر زنى دارم كه تارك‏الصلوة است، آيا با آنان رفت و آمد داشته باشم؟ رابطه فاميلى را چه كنم؟ گفتم: اين مربوط به اثر است، گاهى ممكن است با رفت و آمد و محبّت انسانى را عوض كرد و گاهى بر عكس. اگر نجات مى‏دهى برو و اگر غرق مى‏شوى نرو.

(جلد ۱ ؛ ص: ۱۱۹)


نماز اوّل وقت‏

سال 58 در خدمت شهيد بهشتى بوديم، عدّه‏اى از مهمانان خارجى هم حضور داشتند و ايشان گرم صحبت بودند. تا صداى اذان بلند شد، شهيد بهشتى از حضّار معذرت‏خواهى كرد و گوشه‏اى سجّاده‏اش را انداخت و مشغول نماز شد.

(جلد ۲ ؛ ص: ۱۹)


شبى هزار ركعت نماز

يكى از فضائل اميرالمؤمنين عليه السلام اين است كه شبى هزار ركعت نماز مى‏خواند. افراد زيادى مى‏گويند: مگر مى‏شود در يك شب هزار ركعت نماز خواند؟!

علامّه امينى قدس سره صاحب كتاب شريف «الغدير»، ماه رمضانى به مشهد مشرّف شد و هر شب هزار ركعت نماز در حرم مطهر خواند تا امكان اين امر را اثبات كند.

(جلد ۲ ؛ ص: ۲۱)


مدير نمونه‏

يكى از مديران كل آموزش و پرورش مشغول سخنرانى بود كه صداى اذان بلند شد گفت: آقايان اگر رسول اللَّه الآن زنده بود چه مى‏كرد؟ نماز مى‏خواند يا سخنرانى مى‏كرد؟ لذا سخنرانى را قطع كرد و شروع كرد به اذان گفتن و پس از اقامه نماز، سخنرانى را ادامه داد.

(جلد ۱ ؛ ص: ۲۶)


اثر نماز

آيت اللَّه مصباح يزدى مى‏فرمود: در فرانسه از پروفسور مسلمانى پرسيدم: شما چطور مسلمان شديد؟ گفت: در يكى از جاده‏هاى الجزاير در حال سفر بودم، كنار جاده مردى را ديدم كه خم و راست مى‏شود، ماشين را نگه داشتم و از او پرسيدم چه‏ مى‏كنى؟ گفت: من مسلمانم و اين مراسم دينى من است. گفتم: آخر در بيابان آن هم تنها، گفت: خدا همه جا هست. همين ماجرا جرقّه‏اى شد تا من در باره اسلام تحقيق كنم و خداوند لطف كرد و مسلمان شدم.

(جلد ۲ ؛ ص: ۲۶)


آرزوى برپائى نماز جمعه

پس از شهادت مرحوم مطهرى از جيب لباسش يادداشتى بيرون آوردند كه در آن براى يادآورى خود نوشته بود: هنگامى كه خدمت امام رسيدم مسئله نماز جمعه را مطرح كنم تا اين مراسم عبادى سياسى اجتماعى آغاز شود.

آرى نماز جمعه از آرزوهاى مطهرى بود، آن مرد بزرگ در ثواب نمازهاى جمعه شريك است.

(جلد ۲ ؛ ص: ۴۸)


در محضر خدا با كُت پاره‏

يكى از دوستان مى‏گفت: با يك كت پاره نماز مى‏خواندم. يك مرتبه زنگ منزل به صدا درآمد، تا فهميدم مهمان كيست، نماز را با سرعت تمام كرده كُت را عوض كردم و با كت تميز و قشنگ به استقبال مهمان رفتم. ناگهان خودم را سرزنش كردم و گفتم: اى واى بر من! در محضر خدا با كت پاره؛ نزد مردم با لباس نظيف و قشنگ! از اين رفتارم خيلى خجالت كشيدم.

(جلد ۲ ؛ ص: ۶۶)


نماز كنار سفره‏

يكى از علماى بزرگ، روزى پس از ساعت‏ها درس و بحث به منزل مى‏آيد، سفره غذا پهن مى‏شود؛ عالم فرزانه مى‏بيند كه چند دقيقه‏اى تا آمدن غذا فرصت هست، كنار سفره به نماز مى‏ايستد. خانم مى‏پرسد: آقا مگر نماز نخوانده‏ايد؟

مى‏فرمايند: چرا نماز خوانده‏ام، امّا مى‏ترسم روز قيامت از اين چند دقيقه سؤال كنند كه چرا عمرت تلف شد؟

(جلد ۲ ؛ ص: ۷۶)


كيفر مسخره كردن‏

شخصى بود كه در گفتن «ولاالضالين‏» وسواس داشت و در نماز بعد از «غير المغضوب عليهم‏» مى‏گفت: ولاالض، ولاالض، ولاالض شخص ديگرى كه پشت سرش بود او را مسخره كرده مى‏گفت: مرض، مرض، مرض. ديرى نگذشت كه مسخره كننده به همين بلا مبتلا شد و در همين كلمه در نماز دچار وسواس شد.

(جلد ۲ ؛ ص: ۸۱)

امام صادق علیه السلام فرمودند: هر که مؤمنی را به خاطر کاری سرزنش کند نمیرد تا آنکه خودش مرتکب همان عمل شود. [1]


نعمت‏هاى سياسى‏

در سفرى كه به يكى از كشورهاى اسلامى داشتم، جوانى به من گفت: ما در اينجا فقط حق داريم در مسجد اذان بگوئيم. اگر ممكن است دولت ايران از دولت ما بخواهد كه اجازه دهند ما مسلمانان، بيرون از مسجد هم اللّه اكبر بگوئيم! آنگاه از من پرسيد: راست است كه در ايران در خيابان‏ها نمازجمعه مى‏خوانند؟ گفتم: بله. گفت: شما در نور هستيد و ما در ظلمت.

(جلد ۲ ؛ ص: ۸۶)


لحظه طلایی برای دعا به فرزندان

نيمه شبى پدر علامه مجلسى قدس سره براى دعا و مناجات آماده شده بود، حال خاصى به او دست مى‏دهد، اشك در چشمانش حلقه زده فكر مى‏كند كه چه دعايى بكند، يك مرتبه صداى گريه نوزاد در گهواره افكارش را متوجّه بچه مى‏كند و مى‏گويد:

خدايا! اين بچه را مروّج دين قرار بده.

دعاى پدر مستجاب مى‏شود و اين طفل علامه مجلسى مى‏شود كه حدود 200 كتاب تأليف مى‏كند. (در مناجات های خود بخصوص در نماز شب برای فرزندانمان دعا کنیم)

(جلد ۲ ؛ ص: ۹۹)


امام جماعت نمونه‏

هنگامى كه در مسجدى حضور جوانان را مى‏بينم خوشحال مى‏شوم و بدنبال دليل آن مى‏روم.

گذرم افتاد به مسجدى پرجوان در شميران، وقتى پيگيرى كردم ديدم امام‏جماعت مسجد سالى چند بار عكس شاگردان ممتاز را تهيه و در تابلويى خارج از مسجد در معرض ديد عموم به نمايش مى‏گذارد. دانش آموزان جذب اين كار شده به مسجد مى‏آمدند.

(جلد ۲ ؛ ص: ۱۰۴)


صحت قرائت نماز

جوانى قارى قرآن از مصر مهمان جمهورى اسلامى ايران بود. وقتى به زيارت آيت‏اللَّه العظمى گلپايگانى قدس سره در قم نائل شد، حضرت آيت اللَّه گلپايگانى به او فرمود: ممكن است من حمد و سوره‏ام را براى شما بخوانم تا ببينيد چطور است؟

اوج تواضع را ببينيد، عالم و مرجعى نود ساله حمد و سوره‏اش را نزد جوانى كم سن و سال مى‏خواند.

(جلد ۲ ؛ ص: ۱۰۶)


قداست مسجد

عالمى بزرگوار را در نجف ديدم كه هنگام ورود به مسجد، درب مسجد را مى‏بوسيد و وقتى از مسجد بيرون مى‏رفت، باز درب مسجد را مى‏بوسيد.

اين كار نشان دهنده مقدّس بودن مسجد است.

(جلد ۲ ؛ ص: ۱۱۴)



[1] عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ، قَالَ: « مَنْ عَيَّرَ مُؤْمِناً بِشَيْ‏ءٍ لَمْ يَمُتْ حَتّى‏ يَرْكَبَه‏» كافي (ط - دار الحديث) / ج‏4 / 81)