گلچین کتاب تقابل شیطان با نماز؛ محمدعلی جابری


نخ تسبیح

از بین بردن تسبیح دو راه دارد،‌ یکی‌ پس از دیگری دانه‌ها را شکستن و راه آسان‌تر نخ را پاره کردن! نخ که پاره شود دیگر خبری از تسبیح نیست که نیست.

شیطان هم برای این‌که تسبیح دین مان از دستمان دربیاورد، یک راست می‌رود سراغ نخ تسبیح و آن چیزی نیست مگر نماز! نماز است که اگر از ما گرفته شود، دانه ‌دانه خوبی های دیگر هم از وجود ما پر می‌کشند.

[صفحه 13]


سیاست گام‌ به‌گام

دشمن را که بشناسی، توانش را، تاکتیک‌هایش، تجهیزاتش را که بشناسی گونه ‌ای دیگر برایش حساب باز می‌کنی. از ترفندهای شیطان، اجرای سیاست گام‌به‌گام است.

خدا رحمت کند آن بزرگ مرجع شیعه حضرت آیت الله اراکی (رضوان الله علیه) که می‌فرمود: شیطان از کم شروع می‌کند ولی به کم قناعت نمی‌کند. هیچ وقت به شمایِ نمازشب خوان پیشنهاد قتل یا فحشاء نمی‌دهد. نخست فکر گناه به روحت تزریق می‌کند، مکروهات و مشتبهات را برایت کم‌اهمیت جلوه می‌دهد و بالاخره گناهان صغیره و کبیره.

[صفحه 21]


ستون خیمه دین

برای برپا کردن یک خیمه از ستون وسط شروع می‌کنند. میخ‌ها، طناب‌ها و چادر وقتی مفیدند که ستونی باشد. ستون که بشکند دیگر هیچ کدام به هیچ دردی نمی‌خورند.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از نماز به عنوان ستون دین یاد می‌کنند. اگر خیمه بدون ستون برپا شد مسلمانی بدون نماز هم می‌شود. اگر آبِ بدون تری، روغنِ بدون چربی شدنی باشد، مسلمان بی‌نماز هم ممکن خواهد بود.

[صفحه 27]


انسان بی سر

مسلمان بی‌نماز همان اندازه خنده‌دار است که کسی بگوید انسانی را دیدم که بی‌سر زنده بود.

هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله، معاذ‌بن جبل را به مدینه فرستاد، او را چنین توصیه نمود: ای معاذ تمام معارف اسلام را برایشان بیان کن و بیشترین تلاشت برای اقامه نماز باشد،‌ چرا که نماز به منزله سر اسلام است.

[صفحه 28]


اولین پرسش قیامت

در محاسبه اعمال آمده است: «فردای قیامت در اولین مراحل حساب و کتاب به نماز شخص می‌پردازند و اگر خدای ناکرده نمازش رد شد، به اعمال دیگرش نگاه هم نمی‌کنند.»

این مطلب دقیقا همانند آن جایی است که بازرسی را مامور می‌کنند تا کارخانه‌ای را با وسعت چندین هکتار و دستگاه‌های بسیار بررسی کند. چند دقیقه‌ای بیش نمی‌گذرد، برمی‌گردد و خبر از سالم بودن تمامی دستگاه‌ها می‌دهد!

می‌گویند : «چگونه در عرض چند دقیقه کل کارخانه را...؟!» با تبسم جواب می‌دهد : «من هیچ یک از دستگاه‌ها را ندیدم ولی رفتم انتهای خط تولید،‌ دیدم محصول کاملاً بی‌عیب و نقص است، به سادگی دریافتم که باید تمام دستگاه‌ها کار خود را تمام و کمال انجام داده باشند تا محصول بی‌عیب باشد!»

انسان هم همین است، محصول کارخانه وجود او نماز است. برای این‌که انسان، نماز خوبی تحویل بدهد باید تمام اعضا و جوارحش،‌ مجاری ادراکیش و... کار خود را خوب انجام داده باشند!

[صفحه 28]


مدال افتخار

برخی نماز را یک بار و تکلیف می‌دانند ولی از دید خدا و اولیای خدا مدالی است که سینه هر کسی لیاقت آن را ندارد تا بر سینه‌اش نقش بندد. نماز آن‌قدر خواستنی است که می‌توان آن را هدیه داد، خدا در اعیاد فطر، قربان و شب های خاصّ به بندگانش نماز هدیه می‌دهد، به آنان اجازه می‌دهد بیشتر از مَرکب نماز برای رسیدن به قرب الهی بهره گیرند. پیامبر گاهی که می‌خواستند هدیه‌ای بدهند اگر لیاقت در شخص می‌دیدند ـ مثل جعفر طیّار ـ نماز به او هدیه می‌دادند.

[صفحه 29]


هدیه ی ارزشمند

رسول خدا صلی الله علیه و آله، پسرعمویش جعفر را مأمور کرد که با تعدادی از مسلمین راهی دیار حبشه گردند. تقریبا پانزده سال از آن‌روز گذشته بود و دل پسرعموها برای یکدیگر یک ذره شده بود.

پس از بازگشت جعفر، رسول الله صلی الله علیه و آله به سمتش راه افتاد، در آغوشش گرفت، بین چشمانش را بوسید. سپس مردم را به دورش نشانید و فرمود: آیا هدیه‌ای به تو ندهم؟

گمان مردم این بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله طلا یا نقره به او می‌دهند! کمی که انتظار کشیدند دیدند حضرت رو به جعفر کردند و فرمودند:

چیزی به تو می‌دهم که اگر روزی یک بار انجامش دهی برایت از دنیا و هر آن‌چه در آن است بهتر است، اگر هر دو روز یک بار انجام دهی گناهان بین آن دو روزت بخشیده می‌شود، اگر هم هر جمعه یا هر ماه یا هر سال به جا آوری آمرزیده خواهی شد، حتی اگر گناهانت به تعداد ستارگان آسمان، برگهای درختان و ریگ‌های بیابان باشد. (ابن بابویه، المقنع، ص 139)

سپس نمازی به ایشان یاد دادند که به نماز جعفر طیار معروف و هم‌چون مدالی بر سینه جعفر در دفتر تاریخ جاودانه شد.

[صفحه 30]


نماز معشوق امام حسین

ائمه ما عشقشان نماز بود، نور چشمانشان در نماز بود. این‌قدر نماز برای حسین‌بن‌علی علیه السلام ارزش داشت که حاضر شد به عمر سعد رو بیندازد و شبی را مهلت بگیرد.

غروب روز تاسوعا همین که احساس نمود لشکریان عمر سعد برای حمله آماده می‌شوند، فرمود: عباس جان! فدایت شوم، امشب را از این قوم مهلت بگیر چرا که نماز و دعا و استغفار و تلاوت قرآن را دوست دارم. مهلت خواستن حسین علیه السلام نه از سر ترس بود و نه برای این‌که کمی بیشتر در این دنیای فانی نفس بکشد، بلکه برای این بود که یک شب دیگر عاشقانه با معبود خویش به نجوا بنشیند.

خواستند به همه کسانی که یک عمر نوای «یا لَیتَنا کُنا مَعَکُم» ـ ای کاش با شما بودیم ـ را بر لب دارند، نشان دهند ادعای محبت حسین علیه السلام بدون نماز شدنی نیست! حسین علیه السلام برای نماز جنگید، برای نماز شهید داد و دلش می‌خواهد لباس نماز را بر اندام شیعیان و دوست‌دارانش ببیند.

[صفحه 31]


نماز، راه رسیدن به قله فلاح

خدای بزرگ در قرآنش «هدف از خلقت جن و انس را عبادت بیان می‌‌کند.» (ذاریات ؛ آیه 56)

اما حواسمان باشد که عبادت خود معبری است برای رسیدن به مقام تقوا (بقره ؛ آیه 21) و تقوا خود مسیری است برای کمال نهایی انسان یعنی رسیدن به فلاح.

فلاح یعنی رستن، رهیدن از هر آن‌چه محدودیت است. کمال انسان در این است مثل خدا بشود، کار خدایی بکند، دیگر در و دیوار مانعش نباشد، «کُن فَیکون» کند.

نکته مهم این‌که خدای مهربان در سوره مومنون راه رسیدن به فلاح و رستگاری - یا همان هدف خلقت - را خشوع در نماز معرفی می‌نماید: «به راستى كه مؤمنان رستگار شدند، همانان كه در نمازشان فروتنند.» (مؤمنون ؛ آیه 1 و 2)

[صفحه 32]


پناه‌گاهی در برابر شیطان

هر جانداری، جان شیرینش را دوست دارد، پای دشمن و خطر که به میان آید به دنبال پناه‌گاه می‌گردد. انسان هم در این عالم دشمن دارد، آن هم دشمنی قسم‌خورده و کینه‌ای چون ابلیس. صاحب قرآن در هفت جای قرآن تاکید می‌کند که «شيطان، دشمن آشكار انسان است!» (یوسف ؛ آیه 5)

حواسمان باشد،‌ اگر خدا در در مسیر انسان گرگی به نام شیطان قرار داد، در کنارش پناهگاهی چون نماز را به انسان‌ها هدیه نمود. امیر تمام خوبی ها علی بن ابی طالب علیه السلام می‌فرماید:

نماز پناهگاه خدای رحمان و دور کننده شیطان است. (غرر الحكم، ص 129)

بله، یا باید بینی‌ شیطان را به خاک بمالی یا بینی‌ات را به خاک می‌مالد. ذخیره خدا بر روی زمین مهدی صاحب زمان علیه السلام در توقیعی چنین فرمودند:

بینی شیطان با هیچ وسیله‌ای برتر از نماز به خاک مالیده نشده، پس نماز بخوان و بینی‌اش را به خاک بمال. (من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص 498)

[صفحه 33]


پادزهر غفلت

خلاصه‌ی فرهنگ شیطان، غفلت است و عصاره فرهنگ دین ذکر. تمام تلاش ابلیس بر این است که «بشر خدای خویش را فراموش کند» (اشاره به آیه 19 سوره مجادله) اگر شیطان موفق شد و خانه دل کسی را از یاد خدا خالی کرد، دیگر بر پشتش سوار می‌شود، مهارش را به دست می‌گیرد و می‌برد به هر کجا که بخواهد.

برای فرار از غفلت باید به هر آن‌چه ذکر است روی آورد. خدای بزرگ از پیامبرش، کتاب آسمانی‌اش و نماز تعبیر به ذکر می‌کند.

این همه اسباب تذکر را به انسان داده، تا او یادش نرود این دنیا سرای ماندن نیست و دالانی است برای عبور! بر هر زن و مرد مومنی واجب کرد که روزی پنج بار روی دل به سوی خانه خدا بگرداند، با خود زمزمه کند که روز قیامتی هست و خدا هم مالک آن روز.

[صفحه 34]