شاید به مقصد نرسیدیم

همسر سردار شهید محمد بروجردى مى گويد:

محمّد در عرض ده سال زندگى مشتركمان طورى بود كه هميشه نمازش ‍ را در اول وقت اقامه مى كرد. در طول مسافرت هايى كه با محمّد داشتيم، هرگاه در راه صداى اذان به گوشش مى رسيد، هر كجا بود ماشين را پارك مى كرد و همانجا نمازش را بجا مى آورد. اگر چه به مقصدى كه مورد نظرش ‍ بود دور يا نزديك بود. بارها به ايشان گفتم : حالا كه نزديك مقصد است نمازتان را شكسته [دو رکعت] نخوانيد بگذاريد وقتى به منزل رسيديم نمازتان را كامل بخوانيد. محمّد در جواب مى گفت : حالا كه موقع اذان است نماز مى خوانيم شايد به منزل نرسيديم و در تمام اين مدّت هيچگاه ياد ندارم كه او بدون وضو باشد.

(نماز خوبان، علی احمدپور ، داستان 48)