توجه امیرالمومنین به فقير در حال نماز و انگشتر دادن نشانه حواس‌پرتي نيست؟

حضرت علي «علیه السلام» در بين نماز انگشتر خود را به فقير داد و حتي صبر نكرد تا نمازش تمام شود و بعد كمك كند.

بعضي مي‌پرسند: توجه به فقير در حال نماز و انگشتر دادن نشانه حواس‌پرتي نيست؟ پاسخ آن است كه توجه از نماز به كمك فقرا، توجه از كار خدايي به كار خدايي است. زيرا در قرآن قرض دادن به مردم، قرض دادن به خدا شمرده شده است: «مَنْ ذَا الَّذي يقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَنا».

آنچه عيب و نقص است آن است كه توجه انسان از كار خدايي به كار غير خدايي باشد.

(پیوند های نماز ؛ حجت الاسلام قرائتی ؛ ص ۵۵)


پيوند نماز با حقوق اطرافیان

سفارش شده است قبل از رفتن به مسجد پياز نخوريد تا كساني كه در اطراف شما هستند از بوي دهان شما ناراحت نشوند. به محل سجده فوت نكنيد تا غبارش مجاورين شما را آزار ندهد.

اگر كسي سجاده‌اي در محلي پهن كرده، ديگري حق ندارد سجاده او را برداشته و خودش جاي او نماز بخواند. چرا كه اگر فرد اول راضي نباشد، نماز در محل غصبي است و اشكال دارد. اگر كودكي در مجلسي نشسته است حتي بالاترين شخصيت هم حق ندارد او را بلند كند و جاي او بنشيند.

(پیوند های نماز ؛ حجت الاسلام قرائتی ؛ ص ۵۸)


سلام بر پدر زن های خوب در نماز

در نماز به افراد صالح با جمله «السَّلَامُ عَلَينَا وَ عَلَي عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ» سلام مي‌كنيم.

در قرآن مجيد نيز افرادي به عنوان صالحان معرفي شده‌اند كه به يك نمونه اشاره مي‌شود:

حضرت شعيب هنگامي كه خواست دختر خود را به ازدواج حضرت موسي درآورد به وي گفت: اكنون كه تو تحت تعقيب حكومت فرعون هستي و پناه گاهي نداري، نگران نباش، من يكي از دخترانم را به ازدواج تو در مي‌آورم و كار تو را به جاي مهريه مي‌پذيرم زيرا بنا ندارم بر تو سخت بگيرم و تو خواهي ديد كه من ان شاالله از صالحين هستم: «وَ ما أُريدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيكَ سَتَجِدُني إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحينَ».

از اين آيه استفاده ميشود: افرادي كه به جواني كمك كنند و به او همسر و شغلي دهند و سختگيري نكنند، از صالحان هستند و مشمول سلام مسلمانان در نمازها مي‌شوند چون به چنين افرادي مشخصاً لقب صالح داده شده است.

(پیوند های نماز ؛ حجت الاسلام قرائتی ؛ ص ۶۳)


آیا می دانید در نماز بر امام زمان سلام می کنیم؟

در قرآن مي‌خوانيم: «أَنَّ الْأَرْضَ يرِثُها عِبادِي الصَّالِحُون» وارثان زمين، بندگان صالح خدا هستند، يعني آينده جهان از آن مؤمنان واقعي است كه به رهبري حضرت مهدي «عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف» خواهد بود.

ما در هر نماز به اين بندگان صالح [بخصوص امام زمان «عَجّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشّریف» ] با جمله «السَّلَامُ عَلَينَا وَ عَلَي عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ» درود مي‌فرستيم.

(پیوند های نماز ؛ حجت الاسلام قرائتی ؛ ص ۶۴)


پيوند نماز با دوستان خوب

قرآن مي‌فرمايد: افرادي در قيامت از شدت حسرت انگشت به دندان مي‌گيرند. كه چرا با افراد ناباب رفيق شده‌اند و مي‌گويند: آن دوستان ناباب ما را از ذكر خدا منحرف كردند: «لَقَدْ أَضَلَّني عَنِ الذِّكْر» و ناگفته پيداست كه نماز بالاترين ذكر خداست: «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري»

در حديث مي‌خوانيم كساني كه اهل مسجد هستند به هشت ارزش و فضيلت دست پيدا مي‌كنند كه يكي از آنها، آشنايي با دوست و برادر ايماني خوب است. در واقع مسجد بهترين مكان براي دوست يابي مي‌باشد: «مَنِ اخْتَلَفَ إِلَي الْمَسْجِدِ أَصَابَ إِحْدَي الثَّمَانِ؛ أَخاً مُسْتَفَاداً فِي اللَّهِ و...»

(پیوند های نماز ؛ حجت الاسلام قرائتی ؛ ص ۶۵)


پيوند نماز با وحدت و محبت و برادري

توده‌هاي متراكم، نمازگزار، در كنار هم با يك صدا حاضر و با يك تكبير وارد نماز شده و با يك سلام همه با هم از نماز خارج مي‌شوند. ارتباط همه با امام جماعت يكسان، همه به يك سو، با يك شعار، با هم به ركوع و سجود مي‌روند، همه دعا مي‌خوانند، با هم از امام جماعتي واحد پيروي مي‌كنند، نه از اشرافيگري در صفوف نمازگزاران خبري است، نه از نژاد، نه از مقام و عنوان و نه جايگاه اجتماعي. همه اين موارد موجب ايجاد يگانگي و محبت و برادري در ميان نمازگزاران مي‌شود.

(پیوند های نماز ؛ حجت الاسلام قرائتی ؛ ص ۶۹)


پيوند نماز با مراعات افراد ضعيف

در نماز جماعت بايد مراعات ضعيف ترين افراد را نمود. اميرالمومنين «علیه السلام» در نامه‌اش خطاب به مالك اشتر مي‌نويسد كه در برپايي نماز جماعت بايد مراعات حال ضعيفترين مأمومين را داشته باشي و اين نصيحت را از قول پيامبر اكرم «صلی الله علیه و آله» هنگامي كه آن حضرت را براي تبليغ به يمن فرستاده بودند، براي او نقل مي‌كنند: «وَ قَدْ سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) حِينَ وَجَّهَنِي إِلَي الْيمَنِ كَيفَ أُصَلِّي بِهِمْ؟ فَقَالَ: صَلِّ بِهِمْ كَصَلَاةِ أَضْعَفِهِمْ».

(پیوند های نماز ؛ حجت الاسلام قرائتی ؛ ص ۷۳)