چگونه با نماز و عبادت
چگونه با نماز و عبادت تکبر ما را نگیرد؟
هرچه انسان پاکی وسبّوح بودن خدا را بهتر درک کند، آنچه [از پاکی] در خودش می بیند، در مقایسه با او کم می بیند و کم می شمارد. نه اینکه فرض کند کم است؛ بلکه واقعاً احساس می کند که برای او کم است.
چرا؟ چون با کس دیگری مقایسه می کند.
[امیرالمؤمنین اهل تقوا را این گونه توصیف میکند] «عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ»
وقتی خالق در نظر کسی عظیم شد، [نماز و] عبادات و اعمالی که انجام می دهد در نزد او کم خواهد شد.
[کتاب نماز ؛ آیت الله حائری شیرازی ، ص 24]
ریشه حضور قلب در نماز
هر نمازی مزد اعمال آن روز انسان است. اگر انسان در آن روز عمل صالح به جا آورده باشد، زمینه خواندن یک نماز خوب برایش فراهم می شود. اینکه انسان دقت کند که نمازش با حضور باشد، درست است؛ اما با دقت انسان و زور او مسئله حل نمی شود. انسان باید زورهایش را قبل از نماز بزند.
اینکه فرد بگوید حالا من تصمیم می گیرم که در حال نماز حضور قلب داشته باشم درست نمیشود و به اواسط حمد که رسید می بیند مرغ از قفس پرید! دیگر اوست و خیالات خودش در همان کارهایی که در غیرنماز بوده است.
به هر چیزی که انس داشته باشد، در حال نماز فوری انس او به همان چیز متوجه می شود؛ اما اگر قبل از نماز کار صالحی کرده باشد، در حال نماز انسی برایش حاصل می شود که خودش می فهمد برایش بی سابقه بوده است و غیرمنتظره.
حضور برایش فشاری ندارد؛ حضور برای او سکون و تسکین و سکینه و طمأنینه دارد. پس باید ریشه نداشتن حضور قلب و غفلت و حواس پرتی را در امور قبل از نماز مشاهده کرد.
[کتاب نماز ؛ آیت الله حائری شیرازی ، ص 35]