پیامبران عبادت را آورند یا چگونگی آن را؟

مطالعه آثار زندگی بشر نشان می‌دهد هر زمان و هر جا که بشر وجود داشته است، نیایش و پرستش هم وجود داشته است. چیزی که هست شکل کار و شخص معبود متفاوت بوده است ...

پیامبران پرستش را نیاوردند و ابتکار نکردند، بلکه نوع پرستش را یعنی نوع آداب و اعمالی که باید پرستش به آن شکل صورت گیرد به بشر آموختند و دیگر این که از پرستش غیر ذات یگانه (شرک) جلوگیری به عمل آوردند. (وَ لَقَدْ بَعَثْنا في‏ كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت‏) (سوره نحل : آیه 36)

از نظر مسلّمات دینی و همچنین از نظر برخی علمای دین شناسی [مانند ماکس مولر] ، بشر ابتدا موحّد و یگانه پرست بوده است و خدای واقعی خویش را می‌پرستیده است پرستش بت یا ماه و یا ستاره یا انسان از نوع انحرافهایی است که بعداً رخ داده است، یعنی چنین نبوده که بشر پرستش را از بت یا از انسان یا مخلوقی دیگر آغاز کرده باشد و تدریجاً با تکامل تمدّن به پرستش خدای یگانه رسیده باشد.

[طهارت روح ، عبادت و نماز در آثار شهید مطهری ، خلاصه ای از صفحه ۱۷ و ۱۸]


دو جزء نماز و عبادت

پرستش [و عبادت در نماز ] یا قولی است یا عملی.

پرستش قولی عبارت است از یک سلسله جمله‌ها و اذکار که به زبان می‌گوییم، مانند قرائت حمد و سوره و اذکاری که در رکوع و سجود و تشهّد نماز می‌گوییم و ذکر لبّیک که در حج می‌گوییم.

پرستش عملی مانند قیام و رکوع و سجود در نماز یا وقوف عرفات و مشعر و طواف در حج. غالباً عبادتها، هم مشتمل است بر جزءِ قولی و هم بر جزءِ عملی، مانند نماز و حج.

[طهارت روح ، عبادت و نماز در آثار شهید مطهری ، خلاصه ای از صفحه ۲۱]


آنچه در نماز به درگاه خدا ابراز می کنیم

آنچه انسان در عبادت [و نماز] خود ابراز می‌دارد چند چیز است:

۱. ثنا و ستایش خدا به اوصافی که مخصوص خداست؛ یعنی اوصافی که مفهومش کمال مطلق است، مثلاً علم مطلق، قدرت مطلقه، اراده مطلقه. معنی کمال مطلق و علم مطلق و قدرت و اراده مطلقه این است که محدود و مشروط به چیزی نیست و مستلزم بی نیازی خداوند است. [مثل ذکر الحمدلله که در نماز تکرار می‌شود]

2. سپاس و شکر خدا به عنوان منشأ اصلی خیرها و نعمتها و این که نعمت‌های ما همه و همه از اوست و غیر او وسیله‌هایی است که او قرار داده است.

[مثل ذکر شُکراًلِله در سجده شکر. ذکر الحمدلله که در نماز زیاد تکرار می‌شود هم به معنای ستایش است و هم معنای سپاس]

3. تسبیح و تنزیه خدا از هرگونه نقص و کاستی از قبیل فنا، محدودیّت، نادانی، ناتوانی، بخل، ستم و امثال این ها. [مثل عبارت سبحان الله]

۴. ابراز تسلیم محض و اطاعت محض در برابر او و اقرار به این که او بلاشرط مُطاع است و استحقاق اطاعت و تسلیم دارد. او از آن جهت که خداست شایسته فرمان دادن است و ما از آن جهت که بنده هستیم شایسته اطاعت و تسلیم در برابر او. [مثل آیه ایّاکَ نَعبدُ وَ ایّاکَ نَستَعین]

۵ او در هیچ یک از مسائل بالا شریک ندارد. جز او کامل مطلق نیست؛ جز او هیچ ذاتی منزّه از نقص نیست؛ جز او کسی منشأ اصلی نعمتها که همه سپاسها به او برگردد نیست؛ جز او هیچ موجودی استحقاق تسلیم محض در برابر او شدن را ندارد. هر اطاعتی مانند اطاعت پیامبر و امام و حاکم شرعی اسلامی و پدر و مادر یا معلّم باید به اطاعت از او و رضای او منتهی شود و گرنه جایز نیست. [مثل آیه وَلم یَکن لَهُ کُفُواً اَحَد]

[طهارت روح ، عبادت و نماز در آثار شهید مطهری ، خلاصه ای از صفحه ۲۲]