گلچین کتاب یکصد و چهارده نکته درباره نماز؛ استاد قرائتی


نماز در تمام اديان بوده است‏

قبل از حضرت محمد صلى الله عليه و آله در آئين حضرت عيسى‏ هم نماز بوده كه قرآن از زبان او نقل مى‏كند كه خداوند مرا به نماز سفارش كرده است: « وَ أَوْصاني‏ بِالصَّلاةِ ؛ مريم، 31» و قبل از او موسى‏ بوده كه خداوند به او خطاب مى‏كند: « أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري‏ ؛ طه، 14» و قبل از موسى پدر زن او حضرت شعيب بوده كه نماز داشته است: «يا شعيب اصلاتك تأمرك ؛ هود، 87» و قبل از همه آنها ابراهيم بوده كه از خداوند براى خود و ذريّه‏اش توفيق اقامه نماز را مى‏خواند: « رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ‏ ذُرِّيَّتِي‏ ؛ ابراهيم، 40»

و اين لقمان است كه به فرزندش مى‏گويد:

« يا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ ؛ لقمان، 17» پسر من نماز را بپا دار و امر به معروف و نهى از منكر كن.

(نکته ۱)


هيچ عبادتى به اندازه نماز تبليغات ندارد

در هر شبانه‏ روز پنج نماز واجب داريم و در هر نمازى سفارش به اذان و اقامه شده است. در اين دو نداى آسمانى جمعاً:

بيست مرتبه‏ «حىّ على الصلوة»

بيست مرتبه‏ «حىّ على الفلاح»

بيست مرتبه‏ «حىّ على خيرالعمل»

و ده مرتبه‏ «قد قامت الصّلوة» مى‏گوئيم.

با توجّه به اينكه مراد از «فلاح» و «خيرالعمل» در اذان همان نماز است، هر مسلمانى در هر شبانه روز هفتاد مرتبه با كلمه «حىّ» و «قد قامت» به خود و ديگران، تلقين شتاب به سوى نماز مى‏كند و براى انجام هيچ عبادتى اين همه هياهو و تشويق وارد نشده است. به خصوص كه سفارش شده اذان را بلند بگوئيد و با صداى زيبا بگوئيد.

(نکته ۲)


نماز تعطيلى ندارد

« وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ‏ حَيًّا » « مريم، 31»

هر يك از دستورات اسلامى ممكن است به دليلى تعطيل شود.

مثلًا جهاد براى بيمار و نابينا واجب نيست، روزه بر مريض واجب نيست، خمس و زكات و حج، بر طبقه محروم واجب نيست، امّا تنها عبادتى كه بر همه افراد و اقشار جامعه از مرد و زن، فقير و غنى، سالم و بيمار واجب است، نماز است كه تا لحظه مرگ حتّى يك روز قابل تعطيل شدن نيست. (گرچه براى زن‏ها در هر ماه برنامه خاصّى وجود دارد)

(نکته ۱۴)


نماز، وسيله آزمايش خود

در حديث مى‏خوانيم كه هر كس مى‏خواهد بداند مقام و ارزش او نزد خداوند چگونه است، ببيند كه خداوند نزد او چه مقامى دارد. اگر اذان نماز نزد تو بزرگ و محترم بود، تو نيز نزد خداوند احترام دارى و اگر نسبت به انجام فرمان او بى‏تفاوت بودى، مقام و ارزشى نزد او ندارى و همچنين اگر نماز تو را از فساد و فحشا بازداشت نشانه تأثير و قبولى نماز است. « قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ - علیه السلام - فَمَنْ أَحَبَّ أَنْ يَعْلَمَ مَا يُدْرِكُ مِنْ نَفْعِ صَلَاتِهِ فَلْيَنْظُرْ فَإِنْ كَانَتْ صَلَاتُهُ حَجَزَتْهُ عَنِ الْفَوَاحِشِ وَ الْمُنْكَرِ فَإِنَّمَا أَدْرَكَ مِنْ نَفْعِهَا بِقَدْرِ مَا احْتَجَزَ وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَعْلَمَ مَا لَهُ عِنْدَ اللَّهِ فَلْيَعْلَمْ مَا لِلَّهِ عِنْدَهُ ؛ بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏75 ؛ ص199»

(نکته ۲۷)


نماز، جنگ با شيطان است‏

محراب در لغت يعنى محلّ حرب و جنگ، پس نماز و حضور در محرابِ عبادت، قيام براى جنگ با ابليس است.

اگر انسان هر روز چند بار در محلى قرار بگيرد كه نامش محل جنگ باشد، جنگ با هوس‏ها و شيطان‏ها و طاغوت‏ها، القاى اين كلمه چه تأثيرى در فرد و جامعه دارد؟

بگذريم كه امروز به خاطر فرهنگ غلط، محراب‏ها را تزيين مى‏كنند و گل‏بوته‏هاى كاشى‏كارى‏ها، صحنه را درست به عكس كرده و به جاى فرار شيطان جولانگاه او قرار داده است.

روزى پيامبر صلى الله عليه و آله به فاطمه عليها السلام فرمود:

اين پرده را از جلو ديد من بردار، زيرا گلِ روى اين پارچه، در حال نماز توجّه مرا از بين مى‏برد.

ولى ما امروز مبلغ سنگينى خرج مى‏كنيم تا محراب را با انواع‏ كاشى تزيين كنيم. نمى‏دانم چرا به اسم شعائر مذهبى و هنر معمارى، از متن اسلام دور مى‏شويم؟ اسلام هر چه عميق ولى بى آلايش معرفى شود جاذبه بيشترى خواهد داشت. ما با اين همه تزيينات چند نفر را به مسجد جذب كرده‏ايم و اگر بودجه اين تشريفات را صرف نيازهاى ضرورى جوانان كنيم چقدر جذب خواهيم كرد؟

(نکته ۳۳)


نماز و آرامش

كمبود امروز بشر علم و تخصصّ نيست، بلكه دل آرام است. هر روز آمار بيمارى‏هاى روانى، و مصرف قرص اعصاب زياد مى‏شود. هيچ چيز به انسان آرامش نمى‏دهد جز ياد خدا و بهترين ياد خدا همان نماز است، نه فرعون‏ها و ابرقدرت‏ها دل آرام دارند، نه قارون‏ها، و نه ابولهب‏ها، و نه منافقان چند چهره.

افرادى را مى‏شناسيم كه داراى قدرت، مال و علم هستند، امّا آرامش لازم را ندارند. در مقابل، افرادى تهيدست هستند كه به خاطر ايمان به سرچشمه هستى داراى قلبى آرامند، اعتقاد خاصّى دارند كه حوادث تلخ و شيرين را مى‏پذيرند و براى آنها تحليل منطقى دارند.

حضرت امام خمينى قدس سره در روز 12 بهمن 57 وقتى در هواپيما نشست تا به ايران بيايد، خبرنگار از او پرسيد چه احساسى داريد؟ فرمود: هيچ.

با اينكه هنوز نظام شاهنشاهى سرِ پا بود و احتمال سرنگونى هواپيما داده مى‏شد.

در وصيّت نامه خود نيز نوشت من با قلبى آرام به سوى خدا مى‏روم. اين دل آرام از زور و پول و مقام نيست، از پيوند با خداست.

(نکته ۴۱)


نماز، يعنى ايمان‏

بعد از حدود 15 سال كه مسلمانان به سوى بيت‏المقدّس نماز مى‏خواندند، وقتى به دلائلى قبله به سوى كعبه تغيير كرد، سؤالى براى مسلمانان پيش آمد كه نمازهاى قبلى ما چه حكمى دارد؟

آيه نازل شد كه نمازهاى قبلى شما صحيح است و خداوند پاداش نمازهاى شما را ضايع نمى‏كند.

لكن آيه‏اى كه نازل شد اين بود: « وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضيعَ إيمانَكُمْ ؛ بقره، 143» خداوند ايمان شما را ضايع نمى‏كند. يعنى به جاى اينكه بگويد:

نمازهايتان از بين نرفته و صحيح است، مى‏فرمايد: ايمانتان ضايع نشده، كه اين تعبير نشان دهنده آن است كه نماز يعنى ايمان و ترك نماز يعنى ترك ايمان.

(نکته ۴۲)


نماز و بزرگى خداوند

اوّلين كلمه واجب در نماز «الله اكبر» است و كسى كه خداوند نزدش بزرگ شد، طاغوت‏ها و قدرت‏ها و مال و مقام‏ها چيز را كوچك خواهد ديد.

كسانى كه سوار هواپيما مى‏شوند، همين طور كه بالا مى‏روند خانه‏هاى بزرگ و محلّه‏ها و شهرها نزد آنان كوچك مى‏شود و هر چه پرواز بالاتر باشد، زمين كوچك‏تر جلوه خواهد كرد.

حضرت امير عليه السلام در بيان صفات متّقين مى‏فرمايد:

« عَظُمَ الْخَالِقُ فِي أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِي أَعْيُنِهِم‏ ؛ نهج‏البلاغه، خطبه 193»

چون خداوند در چشم مؤمنين بزرگ شد، غير او هر چه و هر كس باشد كوچك جلوه خواهد كرد.

از سخنان امام خمينى قدس سره اين بود كه «آمريكا هيچ غلطى نمى‏تواند بكند.» اين يك تهديد تو خالى و شعار نيست، كسى كه يك عمر باور داشته كه خدا بزرگ است، آمريكا نزدش كوچك جلوه مى‏كند.

(نکته ۴۳)


نماز، درگاه لطف خدا

افراد ديگر غير از خداوند، يا لطفى ندارند يا لطفشان ناچيز و محدود است، يا لطف خود را به ديگران نمى‏رسانند و يا با هزار منّت ذرّه‏اى محبّت دارند و اگر لطفى كنند از بهره خودشان كم مى‏شود. امّا خداوند:

1- لطفش بى نهايت است.

2- باب لطف او هميشه به روى همه باز است.

3- دعوت به ورود هم كرده است.

4- از ورود ديگران در مدار لطفش شاد مى‏شود.

5- مردم را بدون هديه و رشوه و با دست خالى مى‏پذيرد.

6- رابطه با او نه واسطه مى‏خواهد، نه رابطه و نه هيچ شرطى ديگر، فقط صداقت قلبى كافى است.

(نکته ۴۶)


نماز و ادب‏

در اسلام به ما سفارش شده كه در نماز با ادب بايستيم، دست‏ها روى ران‏ها، بدن آرام، نگاه‏ها به محل سجده، لباس‏ها نو و تميز، همراه با بوى خوش و معطّر. اگر با جماعت هستيم از سايرين جلو و عقب نيفتيم و خود را هماهنگ ديگران و مردم كنيم، مقام امام را نگهداريم، قبل از او كارى انجام ندهيم، به ركوع يا سجود نرويم و بهتر است حتّى قبل از كلام امام، ذكر نماز را به زبان جارى نكنيم. مجموعه اين دستورالعمل‏ها روحيه ادب و اطاعت را در انسان تقويت مى‏كند.

(نکته ۴۹)


عواقب اعراض از ياد خدا و نماز

نماز ذكر خداست و كسى‏كه از ذكر خداوند اعراض‏كند زندگى نكبت‏بارى دارد: « وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكا ؛ طه، 124»

ممكن است بگوئيد بسيارى اهل نماز نيستند ولى زندگى خوبى دارند، ولى بايد به درون آنها سرى زد تا ببينيم آيا صفا و آرامش لازم را دارند يا نه؟ در مشكلاتى كه براى آنها پيش مى‏آيد چقدر دستپاچه مى‏شوند و خودشان را مى‏بازند؟

روحشان به چه چيز وابسته است؟ به آينده خود چقدر اطمينان دارند؟ اضطراب وهيجان‏هاى روانى، تزلزل خانوادگى، ضعف اعصاب، بدگمانى، احساس غربت و تنهايى از درون، فساد و فحشا، آمار جنايت، فرار فرزندان از خانه، بالا بودن آمار طلاق، خودباختگى، ترس و ... در جامعه بى نماز بيشتر است يا با نماز؟ (نکته ۵۴)


نماز، وسيله محو گناهان

قرآن، در كنار فرمان نماز، مى‏فرمايد:

« إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ؛ هود ۱۱۴»

همانا كارهاى نيك، گناهان را محو مى‏كند و از بين مى‏برد.

حضرت على عليه السلام مى‏فرمايد: اگر بعد از گناه، دو ركعت نماز خوانده و از خداوند، عافيت درخواست شود، اثر آن گناه محو مى‏شود. « مَا أَهَمَّنِي ذَنْبٌ أُمْهِلْتُ بَعْدَهُ حَتَّى أُصَلِّيَ رَكْعَتَيْنِ وَ أَسْأَلَ اللَّهَ الْعَافِيَة ؛ نهج‏البلاغه، حكمت 299 »

آرى گناه كه در اثر غفلت از ياد خدا سر مى‏زند، با نماز و عبادت كه مايه انس و ارتباط با خداوند است، زدوده مى‏شود و مغفرت، جاى معصيت را مى‏گيرد. (نکته ۶۳)


نماز، روح انسان را بيمه مى‏كند

در سوره معارج مى‏خوانيم: « إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً إِلاَّ الْمُصَلِّينَ الَّذينَ هُمْ عَلى‏ صَلاتِهِمْ دائِمُون‏ ؛ معارج، 20- 23»

انسان در برابر تلخى‏ها و شرور بى صبر است و در برابر لذّت‏ها و خوبى‏ها تنگ‏نظر و بخيل، مگر نمازگزارانى كه نسبت به انجام آن هميشه مراقبند.

آرى ارتباط دائمى با قدرت بى‏نهايت، به انسان قدرت مى‏دهد، روحيّه توكّل را بالا برده و انسان را موجودى شكست‏ناپذير مى‏سازد.

ناگفته پيداست كه اين آثار براى نماز پيوسته و همراه با توجّه است، نه نمازهاى غافلانه و موسمى. (نکته ۶۷)


نماز و سلام‏

سياست خارجى ما را در نماز، يكى‏ « غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِم‏ » تعيين مى‏كند و يكى‏ «السلام علينا و على عباداللَّه الصالحين»

هر مسلمان در هر كجاى زمين كه هست هر روز پنج بار بايد به تمام همفكرانش سلام كند «السلام علينا و على عباداللَّه الصالحين» سلام بر بندگان صالح خدا،

سلام بر سرمايه‏داران هرگز،

سلام بر قدرتمندان هرگز،

سلام فقط بر عباد صالح خدا.

سلام بر طرفداران مكتب حقّ‏ «عباد اللَّه الصالحين» (نکته ۶۸)


نماز و نظافت‏

اوّلين واجب هر مسلمان به هنگام صبح و برخاستن از خواب، وضو گرفتن و شستن دست و صورت است و اين عمل كه در طول روز براى هر نماز تكرار مى‏شود، مايه نظافت و شادابى نمازگزار مى‏گردد.

نمازگزار بايد لباس و بدنش پاك باشد، اگر ذرّه‏اى آلودگى و نجاست به بدن يا لباس او باشد، نمازش باطل است. (غير از بعضى موارد استثنايى)

نمازگزارى كه مى‏داند هر ركعت نماز با مسواك، برابر با هفتاد ركعت است مسواك را ترك نمى‏كند.

نمازگزارى كه مى‏داند با حال جنابت نمازش باطل است، به فكر غسل مى‏افتد و غسل او را به فكر ساختن حمّام مى‏اندازد و وجود حمام رابطه او را با شستشو زياد مى‏كند. (نکته ۷۵)


نماز و انتخاب دوست‏

در حديث است: يكى از بركات مسجد و نماز، پيدا كردن دوست خوب است. « بحار، ج 83، ص 351»

انسان در زندگى اجتماعى خود نياز به دوست دارد و نقش مثبت يا منفى دوست در زندگى انسان بر كسى پوشيده نيست. مسجد بهترين مركز دوست‏يابى است.

كسانى كه به مسجد مى‏روند براى بندگى خدا مى‏روند. حيله‏ها و خودنمايى‏ها را كنار مى‏گذارندو انسان مى‏تواند در ميان مردم مسجد، دوست خود را انتخاب كند.

اگر شخصى اهل نماز نبود، چرا با او دوست شويم؟ او كه با خدا قهر است، با من نيز دوست نخواهد بود. او كه الطاف خدا را فراموش مى‏كند، خدمات مرا هم فراموش خواهد كرد. او كه با مؤمنين وفادار نيست، چگونه اطمينان دارى با تو وفادار بماند؟

(نکته ۷۷)


نماز و آبرو

كسانى هستند كه در محله خود حاضر به كار خلاف نيستند، چون مردم او و بستگانش را مى‏شناسند، ولى اگر همين اشخاص به منطقه ناشناسى هجرت كنند، خلاف براى آنان سنگينى قبلى را ندارد.

شركت در نماز، انسان را وابسته به مسجد و اسلام و مردم مى‏كند و براى مسجدى سيمائى از تقوى مى‏سازد كه با اين عنوان حتّى‏المقدور حاضر به خلاف نيست، مى‏داند كه كار خلاف، آبروى مذهبى او را مى‏برد، لباس قدسى و محبوبيّت را از تنش بيرون مى‏آورد، ولى افرادى كه از مردم و اسلام و مسجد بريده‏اند، خلاف كارى برايشان خيلى سختى ندارد، او عنوان مذهبى پيدا نكرده تا غم از دست دادنش را بخورد.

آرى، كسى كه لباس سفيد بپوشد خودش روى زمين آلوده نمى‏نشيند. (نکته ۸۳)


زينت مسجد

قرآن مى‏فرمايد: « اَلْمالُ وَ الْبَنُونَ زينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا ؛ كهف، 46» مال وفرزند زينت دنياست. در جاى ديگر مى‏فرمايد: « خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِد ؛ اعراف، 31» هرگاه به مسجد مى‏رويد با خودتان زينت هم ببريد.

از جمع اين دو آيه مى‏فهميم كه هم فرزندان خود را با مسجد آشنا كنيم و هم مقدارى پول همراه خود ببريم تا اگر فقيرى تقاضا كرد، كمكش كنيم. البتّه پوشيدن لباس تميز، استعمال بوى خوش و داشتن وقار و آرامش و انتخاب امام جماعت لايق نيز مى‏توانند مصداق زينت باشند. (نکته ۸۸)


هيچ عملى در تاريخ اين همه گواه و شاهد نداشته‏

شخص رسول اكرم و ائمه معصومين عليهم السلام و تمام اصحاب و ياران و تمام مؤمنين و مسلمين، بر فراز تمام مناره‏ها، بام‏ها، مسجدها، خانه‏ها، مدارس، راديوها، تلويزيون‏ها، قارّه‏ها، شهرها، روستاها، مردها و زن‏ها، پيرها و جوان‏ها و هر كس در طول تاريخ اسلام اذان و اقامه‏اى گفته شهادت داده كه نماز بهترين عمل است: «حىّ على خيرالعمل»

هيچ كار خيرى اين همه گواه و حلقوم و ناله فرياد براى بهترين‏ بودنش بكار نرفته است. (نکته ۹۲)


نماز و تسبيح‏

در ركوع و سجود، با گفتن «سبحان اللَّه‏» يا «سبحان ربّى الاعلى و بحمده‏» يا «سبحان ربّى العظيم و بحمده‏» خداوند را تسبيح مى‏كنيم.

بگذار لااقل از ذرّات خاك، شن، جمادات، گياهان و ستارگان عقب نباشيم. اگر به گفته قرآن همه چيز در حال تسبيح است چرا ما نباشيم؟! « يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْض‏ ؛ جمعه، 1»

تسبيح گوى او نه بنى آدمند و بس‏

هر بلبلى كه زمزمه بر شاخسار كرد.

ذرات هستى، تسبيح خدا مى‏كنند گرچه به گفته قرآن ما تسبيح آنها را نمى‏فهميم.

در قرآن مى‏خوانيم كه هُدهُد نزد سليمان آمد و از خورشيد پرستى مردم منطقه‏اى كه رهبرى آنها را زنى به عهده داشت ناله كرد! اگر هُدهُد توحيد و شرك را مى‏فهمد و بدى آن را درك مى‏كند و زن و مرد را تشخيص مى‏دهد و گزارش آن را به حضرت سليمان مى‏دهد، چه مانعى دارد سبحان اللَّه هم بگويد؟

مگر قرآن نمى‏گويد: مورچه‏اى به باقى مورچگان گفت: به لانه‏هاى خود برويد كه اين سليمان و لشكر او هستند كه شما را ناآگاه پايمال مى‏كنند. چه مانعى دارد مورچه‏اى كه نام افراد را مى‏داند سبحان اللَّه هم بگويد. (نکته ۱۰۱)


نماز همتاى رهبرى است‏

در قرآن دوبار كلمه «و من ذرّيتى‏» بكار رفته است كه هر دوبار از زبان مبارك حضرت ابراهيم است.

يك بار زمانى كه بعد از آزمايشات بسيار سنگين از طرف خداوند به مقام رهبرى رسيد، فوراً از خدا خواست كه ذريّه من هم رهبر شوند. ولى در جواب شنيد ظالم رهبر نمى‏شود (اگر از ذريه تو ظلمى سر زند رهبر نخواهد شد) «إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً، قالَ وَ مِنْ‏ ذُرِّيَّتِي‏ ؛ بقره ۱۲۴» بار ديگر در دعائى كه براى اقامه نماز داشت فرمود: «رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ‏ ذُرِّيَّتِي‏ :ابراهیم ۴۰» يعنى خداوندا ذريّه و نسل مرا نيز از بر پا كننده‏گان نماز قرار بده. بنابراين مقام نماز در نزد ابراهيم مثل مقام رهبرى و همتاى آن است.

(نکته ۱۰۴)


نماز با ما سخن مى‏گويد

طبق آيات و روايات، كارهاى انسان در برزخ و قيامت در برابر او مجسّم مى‏شود. كار خوب در قالب نيكو و كار زشت در قالب زشت. زشتى و زيبايى كارها بدست خود ماست.

در روايات مى‏خوانيم نماز خوب را فرشته در قيافه زيبا بالا مى‏برد و نماز مى‏گويد: «حفظك اللَّه كما حفظتنى» خدا ترا حفظ كند همان گونه كه تو مرا حفظ كردى. ولى نمازى كه با شرائط و دستوراتش اقامه نشود، فرشته آن را به صورت تاريك بالا مى‏برد و نماز مى‏گويد: «ضيّعك اللَّه كما ضيّعتنى» خداوند تو را ضايع كند، همان گونه كه تو مرا ضايع كردى. « اسرارالصلوة امام خمينى، ص 6- 8»

(نکته ۱۱۱)


نماز و مراعات ضعفا

رسول خدا صلى الله عليه و آله حضرت على عليه السلام را به عنوان نماينده خود به سوى يمن فرستاد. هنگام عزيمت، حضرت پرسيد: نحوه نماز من با مردم چگونه باشد؟

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: با مردم به گونه‏اى نماز بخوان كه‏ ضعيف‏ترين آنها بتواند با تو همراه باشد و بر آنان رحمت‏آر. (قنوت و ركوع و سجده‏هاى طولانى بر مردم فشار است) « قَدْ سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص حِينَ وَجَّهَنِي إِلَى الْيَمَنِ كَيْفَ أُصَلِّي بِهِمْ فَقَالَ صَلِّ بِهِمْ كَصَلَاةِ أَضْعَفِهِمْ وَ كُنْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيما ؛ نهج‏البلاغه، نامه 53» (نکته ۱۱۳)