گلچین کتاب یکصد و چهارده نکته درباره نماز؛ استاد قرائتی
گلچین کتاب یکصد و چهارده نکته درباره نماز؛ استاد قرائتی
نماز در تمام اديان بوده است
قبل از حضرت محمد صلى الله عليه و آله در آئين حضرت عيسى هم نماز بوده كه قرآن از زبان او نقل مىكند كه خداوند مرا به نماز سفارش كرده است: « وَ أَوْصاني بِالصَّلاةِ ؛ مريم، 31» و قبل از او موسى بوده كه خداوند به او خطاب مىكند: « أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري ؛ طه، 14» و قبل از موسى پدر زن او حضرت شعيب بوده كه نماز داشته است: «يا شعيب اصلاتك تأمرك ؛ هود، 87» و قبل از همه آنها ابراهيم بوده كه از خداوند براى خود و ذريّهاش توفيق اقامه نماز را مىخواند: « رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي ؛ ابراهيم، 40»
و اين لقمان است كه به فرزندش مىگويد:
« يا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ ؛ لقمان، 17» پسر من نماز را بپا دار و امر به معروف و نهى از منكر كن.
(نکته ۱)
هيچ عبادتى به اندازه نماز تبليغات ندارد
در هر شبانه روز پنج نماز واجب داريم و در هر نمازى سفارش به اذان و اقامه شده است. در اين دو نداى آسمانى جمعاً:
بيست مرتبه «حىّ على الصلوة»
بيست مرتبه «حىّ على الفلاح»
بيست مرتبه «حىّ على خيرالعمل»
و ده مرتبه «قد قامت الصّلوة» مىگوئيم.
با توجّه به اينكه مراد از «فلاح» و «خيرالعمل» در اذان همان نماز است، هر مسلمانى در هر شبانه روز هفتاد مرتبه با كلمه «حىّ» و «قد قامت» به خود و ديگران، تلقين شتاب به سوى نماز مىكند و براى انجام هيچ عبادتى اين همه هياهو و تشويق وارد نشده است. به خصوص كه سفارش شده اذان را بلند بگوئيد و با صداى زيبا بگوئيد.
(نکته ۲)
نماز تعطيلى ندارد
« وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا » « مريم، 31»
هر يك از دستورات اسلامى ممكن است به دليلى تعطيل شود.
مثلًا جهاد براى بيمار و نابينا واجب نيست، روزه بر مريض واجب نيست، خمس و زكات و حج، بر طبقه محروم واجب نيست، امّا تنها عبادتى كه بر همه افراد و اقشار جامعه از مرد و زن، فقير و غنى، سالم و بيمار واجب است، نماز است كه تا لحظه مرگ حتّى يك روز قابل تعطيل شدن نيست. (گرچه براى زنها در هر ماه برنامه خاصّى وجود دارد)
(نکته ۱۴)
نماز، وسيله آزمايش خود
در حديث مىخوانيم كه هر كس مىخواهد بداند مقام و ارزش او نزد خداوند چگونه است، ببيند كه خداوند نزد او چه مقامى دارد. اگر اذان نماز نزد تو بزرگ و محترم بود، تو نيز نزد خداوند احترام دارى و اگر نسبت به انجام فرمان او بىتفاوت بودى، مقام و ارزشى نزد او ندارى و همچنين اگر نماز تو را از فساد و فحشا بازداشت نشانه تأثير و قبولى نماز است. « قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ - علیه السلام - فَمَنْ أَحَبَّ أَنْ يَعْلَمَ مَا يُدْرِكُ مِنْ نَفْعِ صَلَاتِهِ فَلْيَنْظُرْ فَإِنْ كَانَتْ صَلَاتُهُ حَجَزَتْهُ عَنِ الْفَوَاحِشِ وَ الْمُنْكَرِ فَإِنَّمَا أَدْرَكَ مِنْ نَفْعِهَا بِقَدْرِ مَا احْتَجَزَ وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَعْلَمَ مَا لَهُ عِنْدَ اللَّهِ فَلْيَعْلَمْ مَا لِلَّهِ عِنْدَهُ ؛ بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج75 ؛ ص199»
(نکته ۲۷)
نماز، جنگ با شيطان است
محراب در لغت يعنى محلّ حرب و جنگ، پس نماز و حضور در محرابِ عبادت، قيام براى جنگ با ابليس است.
اگر انسان هر روز چند بار در محلى قرار بگيرد كه نامش محل جنگ باشد، جنگ با هوسها و شيطانها و طاغوتها، القاى اين كلمه چه تأثيرى در فرد و جامعه دارد؟
بگذريم كه امروز به خاطر فرهنگ غلط، محرابها را تزيين مىكنند و گلبوتههاى كاشىكارىها، صحنه را درست به عكس كرده و به جاى فرار شيطان جولانگاه او قرار داده است.
روزى پيامبر صلى الله عليه و آله به فاطمه عليها السلام فرمود:
اين پرده را از جلو ديد من بردار، زيرا گلِ روى اين پارچه، در حال نماز توجّه مرا از بين مىبرد.
ولى ما امروز مبلغ سنگينى خرج مىكنيم تا محراب را با انواع كاشى تزيين كنيم. نمىدانم چرا به اسم شعائر مذهبى و هنر معمارى، از متن اسلام دور مىشويم؟ اسلام هر چه عميق ولى بى آلايش معرفى شود جاذبه بيشترى خواهد داشت. ما با اين همه تزيينات چند نفر را به مسجد جذب كردهايم و اگر بودجه اين تشريفات را صرف نيازهاى ضرورى جوانان كنيم چقدر جذب خواهيم كرد؟
(نکته ۳۳)
نماز و آرامش
كمبود امروز بشر علم و تخصصّ نيست، بلكه دل آرام است. هر روز آمار بيمارىهاى روانى، و مصرف قرص اعصاب زياد مىشود. هيچ چيز به انسان آرامش نمىدهد جز ياد خدا و بهترين ياد خدا همان نماز است، نه فرعونها و ابرقدرتها دل آرام دارند، نه قارونها، و نه ابولهبها، و نه منافقان چند چهره.
افرادى را مىشناسيم كه داراى قدرت، مال و علم هستند، امّا آرامش لازم را ندارند. در مقابل، افرادى تهيدست هستند كه به خاطر ايمان به سرچشمه هستى داراى قلبى آرامند، اعتقاد خاصّى دارند كه حوادث تلخ و شيرين را مىپذيرند و براى آنها تحليل منطقى دارند.
حضرت امام خمينى قدس سره در روز 12 بهمن 57 وقتى در هواپيما نشست تا به ايران بيايد، خبرنگار از او پرسيد چه احساسى داريد؟ فرمود: هيچ.
با اينكه هنوز نظام شاهنشاهى سرِ پا بود و احتمال سرنگونى هواپيما داده مىشد.
در وصيّت نامه خود نيز نوشت من با قلبى آرام به سوى خدا مىروم. اين دل آرام از زور و پول و مقام نيست، از پيوند با خداست.
(نکته ۴۱)
نماز، يعنى ايمان
بعد از حدود 15 سال كه مسلمانان به سوى بيتالمقدّس نماز مىخواندند، وقتى به دلائلى قبله به سوى كعبه تغيير كرد، سؤالى براى مسلمانان پيش آمد كه نمازهاى قبلى ما چه حكمى دارد؟
آيه نازل شد كه نمازهاى قبلى شما صحيح است و خداوند پاداش نمازهاى شما را ضايع نمىكند.
لكن آيهاى كه نازل شد اين بود: « وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضيعَ إيمانَكُمْ ؛ بقره، 143» خداوند ايمان شما را ضايع نمىكند. يعنى به جاى اينكه بگويد:
نمازهايتان از بين نرفته و صحيح است، مىفرمايد: ايمانتان ضايع نشده، كه اين تعبير نشان دهنده آن است كه نماز يعنى ايمان و ترك نماز يعنى ترك ايمان.
(نکته ۴۲)
نماز و بزرگى خداوند
اوّلين كلمه واجب در نماز «الله اكبر» است و كسى كه خداوند نزدش بزرگ شد، طاغوتها و قدرتها و مال و مقامها چيز را كوچك خواهد ديد.
كسانى كه سوار هواپيما مىشوند، همين طور كه بالا مىروند خانههاى بزرگ و محلّهها و شهرها نزد آنان كوچك مىشود و هر چه پرواز بالاتر باشد، زمين كوچكتر جلوه خواهد كرد.
حضرت امير عليه السلام در بيان صفات متّقين مىفرمايد:
« عَظُمَ الْخَالِقُ فِي أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِي أَعْيُنِهِم ؛ نهجالبلاغه، خطبه 193»
چون خداوند در چشم مؤمنين بزرگ شد، غير او هر چه و هر كس باشد كوچك جلوه خواهد كرد.
از سخنان امام خمينى قدس سره اين بود كه «آمريكا هيچ غلطى نمىتواند بكند.» اين يك تهديد تو خالى و شعار نيست، كسى كه يك عمر باور داشته كه خدا بزرگ است، آمريكا نزدش كوچك جلوه مىكند.
(نکته ۴۳)
نماز، درگاه لطف خدا
افراد ديگر غير از خداوند، يا لطفى ندارند يا لطفشان ناچيز و محدود است، يا لطف خود را به ديگران نمىرسانند و يا با هزار منّت ذرّهاى محبّت دارند و اگر لطفى كنند از بهره خودشان كم مىشود. امّا خداوند:
1- لطفش بى نهايت است.
2- باب لطف او هميشه به روى همه باز است.
3- دعوت به ورود هم كرده است.
4- از ورود ديگران در مدار لطفش شاد مىشود.
5- مردم را بدون هديه و رشوه و با دست خالى مىپذيرد.
6- رابطه با او نه واسطه مىخواهد، نه رابطه و نه هيچ شرطى ديگر، فقط صداقت قلبى كافى است.
(نکته ۴۶)
نماز و ادب
در اسلام به ما سفارش شده كه در نماز با ادب بايستيم، دستها روى رانها، بدن آرام، نگاهها به محل سجده، لباسها نو و تميز، همراه با بوى خوش و معطّر. اگر با جماعت هستيم از سايرين جلو و عقب نيفتيم و خود را هماهنگ ديگران و مردم كنيم، مقام امام را نگهداريم، قبل از او كارى انجام ندهيم، به ركوع يا سجود نرويم و بهتر است حتّى قبل از كلام امام، ذكر نماز را به زبان جارى نكنيم. مجموعه اين دستورالعملها روحيه ادب و اطاعت را در انسان تقويت مىكند.
(نکته ۴۹)
عواقب اعراض از ياد خدا و نماز
نماز ذكر خداست و كسىكه از ذكر خداوند اعراضكند زندگى نكبتبارى دارد: « وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكا ؛ طه، 124»
ممكن است بگوئيد بسيارى اهل نماز نيستند ولى زندگى خوبى دارند، ولى بايد به درون آنها سرى زد تا ببينيم آيا صفا و آرامش لازم را دارند يا نه؟ در مشكلاتى كه براى آنها پيش مىآيد چقدر دستپاچه مىشوند و خودشان را مىبازند؟
روحشان به چه چيز وابسته است؟ به آينده خود چقدر اطمينان دارند؟ اضطراب وهيجانهاى روانى، تزلزل خانوادگى، ضعف اعصاب، بدگمانى، احساس غربت و تنهايى از درون، فساد و فحشا، آمار جنايت، فرار فرزندان از خانه، بالا بودن آمار طلاق، خودباختگى، ترس و ... در جامعه بى نماز بيشتر است يا با نماز؟ (نکته ۵۴)
نماز، وسيله محو گناهان
قرآن، در كنار فرمان نماز، مىفرمايد:
« إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ؛ هود ۱۱۴»
همانا كارهاى نيك، گناهان را محو مىكند و از بين مىبرد.
حضرت على عليه السلام مىفرمايد: اگر بعد از گناه، دو ركعت نماز خوانده و از خداوند، عافيت درخواست شود، اثر آن گناه محو مىشود. « مَا أَهَمَّنِي ذَنْبٌ أُمْهِلْتُ بَعْدَهُ حَتَّى أُصَلِّيَ رَكْعَتَيْنِ وَ أَسْأَلَ اللَّهَ الْعَافِيَة ؛ نهجالبلاغه، حكمت 299 »
آرى گناه كه در اثر غفلت از ياد خدا سر مىزند، با نماز و عبادت كه مايه انس و ارتباط با خداوند است، زدوده مىشود و مغفرت، جاى معصيت را مىگيرد. (نکته ۶۳)
نماز، روح انسان را بيمه مىكند
در سوره معارج مىخوانيم: « إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً إِلاَّ الْمُصَلِّينَ الَّذينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُون ؛ معارج، 20- 23»
انسان در برابر تلخىها و شرور بى صبر است و در برابر لذّتها و خوبىها تنگنظر و بخيل، مگر نمازگزارانى كه نسبت به انجام آن هميشه مراقبند.
آرى ارتباط دائمى با قدرت بىنهايت، به انسان قدرت مىدهد، روحيّه توكّل را بالا برده و انسان را موجودى شكستناپذير مىسازد.
ناگفته پيداست كه اين آثار براى نماز پيوسته و همراه با توجّه است، نه نمازهاى غافلانه و موسمى. (نکته ۶۷)
نماز و سلام
سياست خارجى ما را در نماز، يكى « غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِم » تعيين مىكند و يكى «السلام علينا و على عباداللَّه الصالحين»
هر مسلمان در هر كجاى زمين كه هست هر روز پنج بار بايد به تمام همفكرانش سلام كند «السلام علينا و على عباداللَّه الصالحين» سلام بر بندگان صالح خدا،
سلام بر سرمايهداران هرگز،
سلام بر قدرتمندان هرگز،
سلام فقط بر عباد صالح خدا.
سلام بر طرفداران مكتب حقّ «عباد اللَّه الصالحين» (نکته ۶۸)
نماز و نظافت
اوّلين واجب هر مسلمان به هنگام صبح و برخاستن از خواب، وضو گرفتن و شستن دست و صورت است و اين عمل كه در طول روز براى هر نماز تكرار مىشود، مايه نظافت و شادابى نمازگزار مىگردد.
نمازگزار بايد لباس و بدنش پاك باشد، اگر ذرّهاى آلودگى و نجاست به بدن يا لباس او باشد، نمازش باطل است. (غير از بعضى موارد استثنايى)
نمازگزارى كه مىداند هر ركعت نماز با مسواك، برابر با هفتاد ركعت است مسواك را ترك نمىكند.
نمازگزارى كه مىداند با حال جنابت نمازش باطل است، به فكر غسل مىافتد و غسل او را به فكر ساختن حمّام مىاندازد و وجود حمام رابطه او را با شستشو زياد مىكند. (نکته ۷۵)
نماز و انتخاب دوست
در حديث است: يكى از بركات مسجد و نماز، پيدا كردن دوست خوب است. « بحار، ج 83، ص 351»
انسان در زندگى اجتماعى خود نياز به دوست دارد و نقش مثبت يا منفى دوست در زندگى انسان بر كسى پوشيده نيست. مسجد بهترين مركز دوستيابى است.
كسانى كه به مسجد مىروند براى بندگى خدا مىروند. حيلهها و خودنمايىها را كنار مىگذارندو انسان مىتواند در ميان مردم مسجد، دوست خود را انتخاب كند.
اگر شخصى اهل نماز نبود، چرا با او دوست شويم؟ او كه با خدا قهر است، با من نيز دوست نخواهد بود. او كه الطاف خدا را فراموش مىكند، خدمات مرا هم فراموش خواهد كرد. او كه با مؤمنين وفادار نيست، چگونه اطمينان دارى با تو وفادار بماند؟
(نکته ۷۷)
نماز و آبرو
كسانى هستند كه در محله خود حاضر به كار خلاف نيستند، چون مردم او و بستگانش را مىشناسند، ولى اگر همين اشخاص به منطقه ناشناسى هجرت كنند، خلاف براى آنان سنگينى قبلى را ندارد.
شركت در نماز، انسان را وابسته به مسجد و اسلام و مردم مىكند و براى مسجدى سيمائى از تقوى مىسازد كه با اين عنوان حتّىالمقدور حاضر به خلاف نيست، مىداند كه كار خلاف، آبروى مذهبى او را مىبرد، لباس قدسى و محبوبيّت را از تنش بيرون مىآورد، ولى افرادى كه از مردم و اسلام و مسجد بريدهاند، خلاف كارى برايشان خيلى سختى ندارد، او عنوان مذهبى پيدا نكرده تا غم از دست دادنش را بخورد.
آرى، كسى كه لباس سفيد بپوشد خودش روى زمين آلوده نمىنشيند. (نکته ۸۳)
زينت مسجد
قرآن مىفرمايد: « اَلْمالُ وَ الْبَنُونَ زينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا ؛ كهف، 46» مال وفرزند زينت دنياست. در جاى ديگر مىفرمايد: « خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِد ؛ اعراف، 31» هرگاه به مسجد مىرويد با خودتان زينت هم ببريد.
از جمع اين دو آيه مىفهميم كه هم فرزندان خود را با مسجد آشنا كنيم و هم مقدارى پول همراه خود ببريم تا اگر فقيرى تقاضا كرد، كمكش كنيم. البتّه پوشيدن لباس تميز، استعمال بوى خوش و داشتن وقار و آرامش و انتخاب امام جماعت لايق نيز مىتوانند مصداق زينت باشند. (نکته ۸۸)
هيچ عملى در تاريخ اين همه گواه و شاهد نداشته
شخص رسول اكرم و ائمه معصومين عليهم السلام و تمام اصحاب و ياران و تمام مؤمنين و مسلمين، بر فراز تمام منارهها، بامها، مسجدها، خانهها، مدارس، راديوها، تلويزيونها، قارّهها، شهرها، روستاها، مردها و زنها، پيرها و جوانها و هر كس در طول تاريخ اسلام اذان و اقامهاى گفته شهادت داده كه نماز بهترين عمل است: «حىّ على خيرالعمل»
هيچ كار خيرى اين همه گواه و حلقوم و ناله فرياد براى بهترين بودنش بكار نرفته است. (نکته ۹۲)
نماز و تسبيح
در ركوع و سجود، با گفتن «سبحان اللَّه» يا «سبحان ربّى الاعلى و بحمده» يا «سبحان ربّى العظيم و بحمده» خداوند را تسبيح مىكنيم.
بگذار لااقل از ذرّات خاك، شن، جمادات، گياهان و ستارگان عقب نباشيم. اگر به گفته قرآن همه چيز در حال تسبيح است چرا ما نباشيم؟! « يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْض ؛ جمعه، 1»
تسبيح گوى او نه بنى آدمند و بس | هر بلبلى كه زمزمه بر شاخسار كرد. |
ذرات هستى، تسبيح خدا مىكنند گرچه به گفته قرآن ما تسبيح آنها را نمىفهميم.
در قرآن مىخوانيم كه هُدهُد نزد سليمان آمد و از خورشيد پرستى مردم منطقهاى كه رهبرى آنها را زنى به عهده داشت ناله كرد! اگر هُدهُد توحيد و شرك را مىفهمد و بدى آن را درك مىكند و زن و مرد را تشخيص مىدهد و گزارش آن را به حضرت سليمان مىدهد، چه مانعى دارد سبحان اللَّه هم بگويد؟
مگر قرآن نمىگويد: مورچهاى به باقى مورچگان گفت: به لانههاى خود برويد كه اين سليمان و لشكر او هستند كه شما را ناآگاه پايمال مىكنند. چه مانعى دارد مورچهاى كه نام افراد را مىداند سبحان اللَّه هم بگويد. (نکته ۱۰۱)
نماز همتاى رهبرى است
در قرآن دوبار كلمه «و من ذرّيتى» بكار رفته است كه هر دوبار از زبان مبارك حضرت ابراهيم است.
يك بار زمانى كه بعد از آزمايشات بسيار سنگين از طرف خداوند به مقام رهبرى رسيد، فوراً از خدا خواست كه ذريّه من هم رهبر شوند. ولى در جواب شنيد ظالم رهبر نمىشود (اگر از ذريه تو ظلمى سر زند رهبر نخواهد شد) «إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً، قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي ؛ بقره ۱۲۴» بار ديگر در دعائى كه براى اقامه نماز داشت فرمود: «رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي :ابراهیم ۴۰» يعنى خداوندا ذريّه و نسل مرا نيز از بر پا كنندهگان نماز قرار بده. بنابراين مقام نماز در نزد ابراهيم مثل مقام رهبرى و همتاى آن است.
(نکته ۱۰۴)
نماز با ما سخن مىگويد
طبق آيات و روايات، كارهاى انسان در برزخ و قيامت در برابر او مجسّم مىشود. كار خوب در قالب نيكو و كار زشت در قالب زشت. زشتى و زيبايى كارها بدست خود ماست.
در روايات مىخوانيم نماز خوب را فرشته در قيافه زيبا بالا مىبرد و نماز مىگويد: «حفظك اللَّه كما حفظتنى» خدا ترا حفظ كند همان گونه كه تو مرا حفظ كردى. ولى نمازى كه با شرائط و دستوراتش اقامه نشود، فرشته آن را به صورت تاريك بالا مىبرد و نماز مىگويد: «ضيّعك اللَّه كما ضيّعتنى» خداوند تو را ضايع كند، همان گونه كه تو مرا ضايع كردى. « اسرارالصلوة امام خمينى، ص 6- 8»
(نکته ۱۱۱)
نماز و مراعات ضعفا
رسول خدا صلى الله عليه و آله حضرت على عليه السلام را به عنوان نماينده خود به سوى يمن فرستاد. هنگام عزيمت، حضرت پرسيد: نحوه نماز من با مردم چگونه باشد؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: با مردم به گونهاى نماز بخوان كه ضعيفترين آنها بتواند با تو همراه باشد و بر آنان رحمتآر. (قنوت و ركوع و سجدههاى طولانى بر مردم فشار است) « قَدْ سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص حِينَ وَجَّهَنِي إِلَى الْيَمَنِ كَيْفَ أُصَلِّي بِهِمْ فَقَالَ صَلِّ بِهِمْ كَصَلَاةِ أَضْعَفِهِمْ وَ كُنْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيما ؛ نهجالبلاغه، نامه 53» (نکته ۱۱۳)