پيوستن به نماز جماعت‏

1. در هر ركعت، نمازگزار مى‏تواند در بين قرائت و در ركوع به امام جماعت اقتدا كند، پس اگر به ركوع امام جماعت نرسد، بايد در ركعت‏

بعد اقتدا كند و اگر تنها به‏ركوع امام جماعت برسد، يك ركعت به حساب مى‏آيد.

2. در تسبيحات اربعه اگر مى‏داند فرصتى براى خواندن حمد دارد مى‏تواند اقتدا كند.

3. در حال قنوت نيز مى‏توان اقتدا كرد.[1]

مواردى كه شركت در نماز جماعت واجب است‏

1. كسى كه نذر يا عهد كرده يا قسم خورده كه همه نمازها يا نماز خاصى را به جماعت بخواند، بايد به آن عمل كند، ولى اگر تخلف كند نمازش صحيح است و بايد كفاره بدهد.

2. اگر كسى مبتلا به وسواس در نماز باشد به گونه‏اى كه اگر بخواهد دست از وسواسى بردارد چاره‏اى جز شركت در نماز جماعت ندارد، شركت در نماز جماعت بر او واجب است.[2]

3. اگر پدر يا مادر به فرزند خود امركند كه نماز را به‏جماعت بخواند چون اطاعت امر پدر و مادر واجب است، بنا بر احتياط واجب بايد نماز را به جماعت بخواند.[3]

4. كسى كه برخى از قرائت يا اذكار نماز را به طور صحيح نمى‏داند و قدرت بر ياد گرفتن آن دارد، اما وقت نماز تنگ شده وفعلًا نمى‏تواند ياد

بگيرد، در اين صورت بايد آن نماز را با جماعت بخواند و براى نمازهاى بعدى قرائت نماز را تصحيح نمايد.[4]

اقتدا در حال ركوع‏

هنگامى كه امام جماعت در ركوع است و مأموم به او اقتدا مى‏كند، يكى از اين حالت‏ها پيش مى‏آيد:

1. پيش از تمام شدن ذكر ركوع امام جماعت، به ركوع امام مى‏رسد. در اين حال نمازش به جماعت صحيح است.[5]

2. هنگامى به حد ركوع مى‏رسد كه ذكر ركوع امام جماعت تمام شده ولى هنوز امام در ركوع است نمازش به جماعت صحيح است.[6]

3. مأموم به‏ركوع مى‏رود ولى به ركوع امام نمى‏رسد و يا شك مى‏كند كه رسيده يا نه، در اين صورت نمازش به طور فرادى صحيح است و بايد آن را تمام كند و طبق نظر اكثر مراجع نماز را اعاده نمايد.[7]

4. اگر موقعى كه امام در ركوع است اقتدا كند و پيش از آن كه به اندازه ركوع خم شود، امام سر از ركوع بردارد، مى‏تواند نيت فرادى كند يا صبر كند تا امام براى ركعت بعد برخيزد و آن را ركعت اول نماز خود حساب كند.[8]

ولى اگر برخاستن امام به قدرى طول بكشد كه نگويند اين شخص نماز جماعت مى‏خواند، بايد نيت فرادى نمايد.[9]

آية الله فاضل: جماعتش باطل است ولى نماز او به صورت فرادى صحيح است و لذا آن را ركوع ركعت اول حساب كند و نماز خود را ادامه دهد، هرچند احتياط مستحب اعاده است.

آية الله سيستانى: مى‏تواند نماز را فرادى تمام كند و مى‏تواند براى رسيدن به ركعت بعد نماز را قطع كند.

آية الله مكارم: نمازش را به‏طور فرادى تمام كند و بنابر احتياط واجب اعاده نمايد.[10]

آداب نماز جماعت‏

لازم است در نماز جماعت به نكات زير توجه شود:

1. صف‏هاى نمازجماعت بايد منظم باشد، به‏طورى‏كه پاها و شانه‏هاى مأمومين در يك خط قرار گيرند.[11]

2. تا امام جماعت تكبيرة الاحرام را گفت، مناسب است همه اقتدا كنند.[12]

3. مأموم نبايد زودتر از امام‏جماعت به ركوع و سجده برود و كارهاى ديگر نماز را انجام دهد.[13]

4. اگر در صف جلو جا هست، مكروه است نمازگزار در صف‏هاى بعد قرار گيرد.[14]

5. سمت راست امام‏جماعت با فضيلت‏تر از طرف چپ وى است.[15]

6. براى مأمومين مستحب است بعد از «ولاالضالين» و قبل از آغاز سوره، «الحمدلله رب العالمين» بگويند.

7. مستحب است امام‏ «سمع الله لمن حمده» بگويد و مأموم‏ «ربنا لك الحمد».[16]

8. مأموم اندكى پس از امام به ركوع و سجده برود نه همزمان يا زودتر.[17]

9. مستحب است امام در وسط صف بايستد و اهل علم و كمال و تقوا در صف اول بايستند.[18]

10. نافله خواندن زمانى كه امام شروع به اقامه مى‏ كند، مكروه است.

11. مكروه است مأموم ذكرهاى نماز را طورى بگويد كه امام بشنود.[19]

احكام دو دقيقه اى ؛ ص61

دو نكته درباره آمادگى براى نماز جماعت‏

1. بعد از تكبير امام جماعت، اگر صف جلو آماده نماز، و تكبير گفتن آنان نزديك است، كسى كه در صف بعد ايستاده مى‏تواند تكبير بگويد، ولى احتياط مستحب آن است كه صبر كند تا تكبير صف‏جلو تمام شود.[20]

2. انتظار امام يا مأموم براى برپايى نماز جماعت جهت گزاردن نماز به جماعت استحباب دارد مگر آن كه انتظار، سبب فوت فضيلت نماز اول وقت شود. دراين‏صورت برخى از فقها نماز فرادى را افضل دانسته‏اند.[21]


[1] توضيح المسائل مراجع، م 1427.

[2] همان، ج 1، ص 797، م 1405.

[3] همان، م 1406.

[4] توضيح المسائل مراجع، م 1406.

[5] همان، م 1427.

[6] همان.

[7] همان، م 1427 و 1428.

[8] همان.

[9] توضيح المسائل مراجع، م 1429.

[10] همان، ص 808.

[11] همان، ج 1، ص 803، م 1483.

[12] همان.

[13] همان.

[14] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 803، م 1488.

[15] وسائل الشيعه، ج 2، ص 160؛ عروة الوثقى، ج 1، فى مستحبات الجماعة، الخامس.

[16] وسائل الشيعه، ج 6، ص 322.

[17] همان، ج 5، ص 422.

[18] توضيح المسائل مراجع، م 1482.

[19] همان، م 1489.

[20] توضيح المسائل مراجع، ج 1، م 1418؛ تحريرالوسيله، ج 1، ص 493، م 9.

[21] عروة الوثقى، ج 1، ص 526 و 808.