متن کتاب احکام دو دقیقه ای
سه نكته درباره نماز جماعت كودكان
1. امامت جماعت كودكان براى افراد بالغ صحيح نيست.[1]
2. با اقتداى كودك مميز به مرد بالغى كه شرايط امامت جماعت را دارد، جماعت برقرار شده و صحيح است.[2]
3. ايستادن كودك مميّز در صف نماز جماعت اگر طورى باشد كه اتصال افراد فقط با او باشد، تا زمانى كه باطل بودن نمازش معلوم نباشد، جماعت صحيح است.[3]
تبعيت در نماز جماعت
1. در افعال نماز مأموم بايد از امام جماعت تبعيت كند و نبايد زودتر و ديرتر، افعال نماز را انجام دهد.[4]
2. در اقوال نماز، مستحب است مأموم از امام جماعت تبعيت كند.
3. در صورتى كه امام جماعت عملى را اشتباه كند، نبايد مأموم در آن عمل از وى تبعيت كند و نمىتواند پيش از امام وارد عمل بعدى شود. مثلًا اگر امام جماعت در ركعتى كه قنوت ندارد اشتباهاً قنوت بگيرد، يا در ركعتى كه تشهد ندارد اشتباهاً مشغول خواندن تشهد شود، مأموم نبايد قنوت و تشهد را بخواند و نمىتواند پيش از امام به ركوع برود و يا پيش از ايستادن امام بايستد، بلكه بايد صبركند تا قنوت و تشهد امام تمام شود و بقيه نماز را با او بخواند.[5]
و نيز اگر وظيفه مأموم خواندن تشهد است نبايد از قيام امام جماعت تبعيت كند.
4. اگر مأموم سهواً پيش از امام سر از ركوع بردارد، چنانچه امام در ركوع باشد، بايد بهركوع برگردد و با امام سر بردارد و در اين صورت زياد شدن ركوع كه ركن است نماز را باطل نمىكند ولى اگر به ركوع برگردد و پيش از آن كه به ركوع برسد امام سر بردارد، نمازش باطل است.[6]
شش نكته درباره شركت در نماز جماعت
1. شركت در نماز جماعت براى همه مستحب است، به ويژه براى همسايه مسجد.[7]
2. مستحب است انسان صبر كند تا نماز را به جماعت بخواند.[8]
3. نماز جماعت، هر چند اوّل وقت خوانده نشود، از نماز فُراداى اوّل وقت بهتر است.[9]
4. نماز جماعتى كه كوتاه خوانده شود، از نماز فُرادايى كه آن را طول دهند، بهتر است.[10]
5. وقتى كه جماعت برپا مىشود، مستحب است كسى كه نمازش را فرادى خوانده دوباره به جماعت بخواند.[11]
6. ترك نمازجماعت از روى بىاعتنايى و اعتراض يا به عنوان سبك شمردن آن جايز نيست.[12]
شرايط نماز جماعت
شرايط نماز جماعت چهار چيز است:
1. مأموم نبايد جلوتر از امام جماعت بايستد و بايد كمى عقبتر از امام بايستد.[13]
2. جاى ايستادن امام جماعت نبايد از جاى مأموم بلندتر باشد ولى اگر مكان امام مقدار كمى بلندتر باشد اشكال ندارد و نيز اگر زمين سراشيب باشد و امام در طرف بلندتر بايستد در صورتى كه سراشيبى آن زياد نباشد مانعى ندارد.[14]
3. بين امام و مأموم نبايد مانع و پردهاى باشد مگر بين زنومرد.[15]
4. بين جاى سجده مأموم و ايستادن امام نبايد بيش از يك قدم بزرگ فاصله باشد و اگر فاصله شد نمازش فرادى مىشود و صحيح است.[16]
سه نكته در رابطه با رسيدن به نماز جماعت
1. اگر نمازگزار مشغول نماز مستحبى است و نماز جماعت برپا شود در صورتى كه نماز را ادامه دهد به اول جماعت نمىرسد، مستحب است نماز را رها كند. و مشغول نماز جماعت شود.[17]
2. اگر نمازگزار در حالى كه نماز واجب مىخواند نماز جماعت برپا شود، مىتواند نيت نماز خود را به مستحبى برگرداند و نماز را تمام كند تا به جماعت برسد.[18]
3. مأموم در صورتى كه وظيفه اش خواندن حمد و سوره است و با خواندن سوره به ركوع امام نمىرسد، نبايد سوره را بخواند. ولى اگر سوره را خواند نمازش صحيح است.[19]
چند نكته درباره اقتدا
1. اگر مأموم نداند امام جماعت نماز واجب مىخواند يا مستحب نمىتواند به او اقتدا كند.[20]
2. در هر ركعت، نمازگزار مىتواند در بين قرائت و در ركوع به امام جماعت اقتدا كند.
3. موقعى كه مأموم نيت مىكند، بايد امام را معين نمايد. ولى دانستن اسم او لازم نيست، مثلًا اگر نيت كند اقتدا مىكنم به امام حاضر، نمازش صحيح است.[21]
4. اگر امام ايستاده و مأموم نداند در كدام ركعت است، مىتواند اقتدا كند ولى بايد حمد و سوره را به قصد قربت بخواند.[22]
5. اگر صفهاى جلو آماده نماز هستند، صفهاى بعد مىتوانند اقتدا كنند.[23]
6. اقتدا و تكبير گفتن بايد در حال آرامش باشد و كسى كه در حال حركت است مانند رسيدن به ركوع نماز جماعت، در آن حال نمىتواند اقتدا كند.
7. كسى كه در حال قيام ركعات سوم و چهارم اقتدا مىكند، بايد حمد و سوره نماز را بخواند و اگر با خواندن حمد و سوره به ركوع امام نمىرسد، بايد صبر كند و در حال ركوع اقتدا كند.[24]
شش نكته درباره وقت نماز
1. هريك از نمازهاى يوميه بايد در وقتى كه براى آن تعيين شده است خوانده شود.[25]
2. نمازگزار بايد اطمينان به وقت پيدا كند تا نماز را بخواند.[26]
3. آغاز نماز ظهر، وقت زوال است. آغاز نماز مغرب از بين رفتن سرخى مشرق بعد از غروب آفتاب است، آغاز نماز صبح طلوع فجر صادق است.[27]
4. نماز صبح يك وقت دارد، نماز ظهر و عصر دو وقت اختصاصى و مشترك دارد و نماز مغرب و عشا سه وقت دارد: وقت اختصاصى، وقت مشترك و مافى الذمه.
5. اگر وقت نماز تنگ باشد بهطورىكه بخشى از نماز در خارج وقت قرار مىگيرد بايد مستحبات نماز را ترك نمود.[28]
6. كسى كه به اندازه خواندن يك ركعت نماز وقت دارد، نمازش اداست.[29]
سه نكته درباره نماز جمعه
1. نماز جمعه از نظر برخى از مراجع تقليد واجب تخييرى است و جايگزين نماز ظهر است.
2. نماز جمعه بايد به جماعت خوانده شود و به صورت فرادى صحيح نيست.
3. گوش دادن به خطبههاى نماز جمعه واجب است.[30]
نكاتى درباره مسجد
مسجد يكى از مكانهاى مقدس است و به خاطر قداست و احترام آن احكام خاصى دارد. به چند نمونه از آنها اشاره مىشود:
1. نجس كردن زمين، سقف، بام و ديوار مسجد حرام است.[31]
2. بردن عين نجاست و متنجس به مسجد در صورت هتك و بىاحترامى حرام است.[32]
3. دفن ميت در مسجد حرام است.[33]
4. توقف جنب، حائض و نفساء در مسجد حرام است.[34]
5. قرار دادن وسايل توسط جنب در مسجد حرام است.[35]
6. بردن وسايل مسجد حرام است.[36]
چند نكته درباره جا گرفتن در مسجد
1. مسجد از اماكن مشترك و عمومى مسلمانان است كه همه آنان در استفاده از آن مساوى هستند.[37]
2. اگر كسى قبل از ديگرى در مسجد جا گرفت، ديگرى نمىتواند آنجا را از او بگيرد.[38]
3. كسى كه در مسجد جا گرفت، اگر ديگرى جاى او را غصب كرد تا در آنجا نماز بخواند، بايد نمازش را دوباره در محل ديگرى بخواند.[39]
4. جا گرفتن بايد به چيزهايى همچون سجاده و عبا و امثال آن باشد، كه تمام محل نماز خواندن يا قسمت عمده آن را بگيرد، نه مهر يا تسبيح.
بنابراين باگذاشتن مهر يا تسبيح حقى براى شخص ثابت نيست و ديگران مىتوانند بردارند و در آن مكان نماز بخوانند.
5. اگر كسى كه جايى در مسجد گرفته و خود حضور ندارد تا ركوع اول نماز جماعت ديگران نمىتوانند جاى او را اشغال كنند.[40]
[1] تحريرالوسيله، ج 1، ص 274.
[2] عروة الوثقى، ج 1، ص 766، م 8.
[3] همان، ص 782، م 22؛ توضيح المسائل مراجع، ج 1، م 1417.
[4] تحريرالوسيله، ج 1، ص 272، م 9.
[5] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 829، م 1479.
[6] همان، م 1471؛ تحريرالوسيله، ج 1، ص 497، م 11.
[7] توضيح المسائل مراجع، ص 767، م 1399.
[8] همان، ص 768، م 1402.
[9] همان.
[10] همان.
[11] همان، م 1403.
[12] و لا يجوز تركها رغبة عنها و استخفافاً ...؛ عروةالوثقى، ج 1، ص 598؛ توضيحالمسائل مراجع، م 1402.
[13] توضيح المسائل مراجع، ج 1، م 1432.
[14] همان، م 1415؛ برخى از مراجع تقليد بلندى مكان امام را تا يك وجب جايز دانستهاند.
[15] همان، م 1433.
[16] همان، م 1437.
[17] همان، م 1449.
[18] همان، م 1450.
[19] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 786، م 1443 و 1445.
[20] همان، م 1410.
[21] همان، م 1460
[22] همان، ص 788، م 1446.
[23] همان، ص 775، م 1418.
[24] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 786، م 1441.
[25] همان، ص 401.
[26] همان، ص 411، م 742.
[27] همان، ص 401، م 729.
[28] توضيح المسائل مراجع، م 747.
[29] همان، ج 1، ص 414، م 748.
[30] تحريرالوسيله، ج 1، ص 224.
[31] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 501، م 900.
[32] همان، ص 505، م 906.
[33] توضيح المسائل مراجع، م 622؛ عروة الوثقى، ج 1، فى بعض احكام المسجد« الخامس».
[34] تحريرالوسيله، ج 1، ص 138.
[35] همان.
[36] جامع المسائل فاضل، ج 1، ص 94، س 297.
[37] تحريرالوسيله، چهارجلدى، ج 3، ص 377، م 15.
[38] تحريرالوسيله، ج 2، كتاب احياء الموات و المشتركات، ص 214، م 15.
[39] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 483، م 868.
[40] مجمع المسائل گلپايگانى، ج 1، ص 135، س 32.