افطار روزه مسافر

برخى از مردم تصور مى‏كنند روزه‏دار اگر بخواهد پيش از ظهر به مسافرت برود مى‏تواند از ابتداى سفر، روزه خود را افطار كند. در حالى كه طبق نظر همه مراجع تقليد، روزه‏دار بايد صبر كند تا به حد ترخّص برسد، يعنى به جايى برسد كه ديوارهاى شهر را نبيند و صداى اذان شهر و روستاى خود را نشنود، آنگاه مى‏تواند چيزى بخورد و اگر چنانچه پيش از رسيدن به حد ترخّص، روزه‏اش را باطل كند، قضاى آن را بايد بگيرد و بنا بر احتياط كفّاره نيز بر او واجب مى‏شود.[1]

دعا در احكام‏

مسأله: واجب‏است دعاهاى واجب به‏عربى خوانده‏شوند و در دعاهاى غير واجب جايز است به زبان فارسى و يا ساير زبان‏ها خوانده شوند.[2]

مسأله: جايز نيست ذكرهاى مخصوص نماز به غيرعربى خوانده‏شود.[3]

مسأله: طبق نظر برخى از مراجع همچون امام خمينى (ره) جايز است دعا در قنوت به فارسى و زبان‏هاى ديگر خوانده شود.[4]

پرسش: تكرار قسمتى از دعاها چه حكمى دارد؟

پاسخ: تكرار اشكالى ندارد ولى در دعاهاى مأثور اگر بخواهد به قصد ورود بخواند بايد به همان نحو كه وارد شده است بخواند.[5]

پرسش: دعاهايى مخصوص ماه رمضان به صورت دعاى هر روز وارد شده است، قرائت آنها در صورت شك در صحتشان چه حكمى دارد؟

پاسخ: اگر قرائت آنها به قصد رجا و مطلوبيت باشد اشكال ندارد.[6]

سه نكته در رابطه با روزه‏

1. تمام روزهاى سال، بجز ايامى كه روزه، واجب، مكروه يا حرام مى‏باشد، گرفتن روزه مستحب است.[7]

2. اگر كسى عمداً و بدون عذر روزه واجب را نگيرد يا آن را باطل كند، قضا و كفاره بر او واجب مى‏شود.[8]

3. در ماه رمضان روزه‏اى بجز روزه آن ماه واقع‏نمى‏شود، واجب باشد يا مستحب، موظف به روزه آن ماه باشد يا نباشد، مانند مسافر.[9]

روزه بى‏ولايت‏

پرسش: نماز و روزه بدون ولايت اهل‏بيت (ع) چه حكمى دارد؟

پاسخ: پاسخ سؤال همان‏است كه در حديث معروف امام باقر (ع) آمده است: اگر كسى تمام روزها را روزه بگيرد و شبها را به عبادت مشغول باشد و همه ساله به حج برود و تمام مالش را در راه خدا انفاق كند، اما

ولايت معصومين (ع) را نداشته باشد و اعمال خود را به راهنمايى آنها انجام ندهد، بهره‏اى از اين اعمال عائد او نخواهد شد.[10]

چهار نكته درباره كفاره‏

1. روزه در تمام كفارات بايد پى در پى باشد والا بايد از نو شروع كند.[11]

2. در مواردى كه بايد دو ماه روزه بگيرد مى‏تواند بعد از روزه گرفتن سى و يك روز، بقيه روزه‏هاى كفّاره را پراكنده بگيرد.[12]

3. آنچه موالات كفاره را به هم مى‏زند امورى است كه از روى اختيار باشد اما اگر مُكره يا مضطر يا بيمار يا حائض و ... باشد مانعى ندارد.[13]

4. خوردن عمدى برخى روزه‏ها مانند روزه قضا، قبل از ظهر و نذر معين و روزه مستحبى كفاره ندارد.

كفاره مبطلات روزه‏

مبطلات روزه از نظر كفاره سه قسم است:

1. كفاره ندارد

همچون قى كردن‏[14] و بقاء بر جنابت غير عمدى.[15]

2. يك كفاره دارد

همچون سر به زير آب بردن عمدى‏[16]؛ خوردن يا آشاميدن‏[17]؛ مقاربت و نزديكى با همسر[18] و روزه خوارى عمدى و بدون عذر.[19]

مسأله: اگر روزه دار در روز استمناء كند يعنى كارى كند كه منى از او خارج شود، روزه‏اش باطل است و يك كفاره دارد.[20]

3. كفاره جمع دارد

همچون افطار روزه با حرام مانند خوردن شراب يا انجام عمل حرامى چون زنا؛ نسبت دروغ به خدا، پيامبر (ص) و ائمه (ع) و جماع حرام (جماع در حال حيض).[21]

مصرف كفاره‏

برخى از مردم پول كفّاره را به فقير مى‏دهند، در حالى كه پول دادن به عنوان كفّاره كافى نيست، بلكه بايد صرف غذا براى فقرا شود. مگر آن كه فقير مورد نظر، مورد اطمينان باشد و به او پول بدهد و او را وكيل كند كه با آن پول خودش طعام تهيه كند.[22] به عبارت ديگر مردم در مصرف‏

كفّاره و رد مظالم و زكات فطره فرقى نمى‏گذارند، در حالى كه بايد كفّاره صرف طعام فقرا شود، رد مظالم به فقرا داده شود و زكات فطره همچون مصرف زكات است كه در رساله‏ها مطرح شده است.

انواع كفاره روزه‏

كفاره روزه پنج نوع است:

1. كفّاره روزه خوارى عمدى در ماه رمضان و آن گرفتن دو ماه روزه و يا اطعام شصت فقير است.[23]

2. كفّاره خوردن عمدى روزه قضاى ماه رمضان در بعد از ظهر و آن اطعام ده فقير است و درصورت عدم تمكن، گرفتن سه روز روزه است.[24]

3. كفّاره‏روزه نذر معين و آن همان كفاره روزه خوارى عمدى در ماه رمضان است.[25]

4. كفّاره‏روزه‏اعتكاف و آن همان كفّاره روزه خوارى عمدى در ماه رمضان است.

5. كفّاره جمع: عبارت است از جمع دو ماه روزه و اطعام شصت فقير، اين كفّاره در مورد باطل‏كردن روزه با حرام است.[26] مانند افطار روزه با غذاى حرام يا نسبت دروغ دادن به خدا و پيامبر و ...


[1] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 990، م 1721.

[2] عروةالوثقى، ج 1، ص 309، م 3.

[3] همان، ص 544، م 3.

[4] همان، م 1.

[5] استفتائات امام، ج 3، ص 619، س 157.

[6] اجوبة الاستفتائات، ص 172، س 831.

[7] عروة الوثقى، ج 2، ص 241.

[8] تحريرالوسيله، ج 1، ص 289، م 1.

[9] همان، ص 279، م 3.

[10] استفتائات جديد مكارم، ج 3، ص 539، س 1513.

[11] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 930، م 1663.

[12] همان، ص 929، م 1661.

[13] همان، ص 930، م 1664.

[14] تحريرالوسيله، ج 1، القول فيما يترتب على الافطار، م 1.

[15] توضيح المسائل مراجع، ج 1، م 1660.

[16] توضيح المسائل مراجع، م 1658.

[17] همان، م 1670.

[18] همان، ص 967، م 1667.

[19] همان، م 1710.

[20] همان، ص، م 1658.

[21] همان، م 1665 و 1667.

[22] تحريرالوسيله، ج 2، ص 132، م 20.

[23] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 926، م 1658.

[24] عروة الوثقى، ج 2، فيما يجب القضاء و الكفاره، م 1؛ توضيح المسائل مراجع، م 1687.

[25] توضيح المسائل مراجع، ج 2، ص 616، م 2654.

[26] همان، ج 1، م 1665؛ عروة الوثقى، ج 2، ص 39، م 1.