متن سخنرانی استاد رفیعی با موضوع : انتخابهای فاطمه (ع) 1
انتخابهای فاطمه (ع) 1
قَالَ اللهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ.[1]
مقدمه
ایام فاطمیه، ایام شهادت صدیقۀ طاهره، زهرای مرضیه، امّابیها (س) است. دربارۀ شخصیت زهرای مرضیه (س) سخن گفتن مشکل است؛ مگر اینکه از قول معصومین (ع) و آیاتی که مصداق و تأویل آن حضرت زهرا (س) است سخن گفته شود. کسی که، رسول خدا او را مدح کرده: «فَاطِمةُ أَحَبُّ الْخَلْقِ إِلَیّ»؛[2] «فَاطِمةُ أَعَزُّ النَّاسِ عَلَیَّ»،[3] محبوبترین و عزیزترین آدم پیش من زهرای مرضیه (س) است.
کسی که در آیه مباهله و تطهیر با فرزندان معصومش مشترک است، کسی که باطن آیه نور و سوره قدر است، چگونه راجع به این شخصیت میتوان سخن گفت؟
کسی که ائمه معصومین (ع) به وجودش افتخار میکنند، سخن گفتن دربارۀ حضرتش مشکل است.
بهترین الگو
حضرت مهدی (عج) زهرای مرضیه را الگوی خود میداند میگوید: مادرم زهرا، دختر رسول الله الگوی من است.[4] امام حسن عسگری (ع) میفرماید: ما حجت خدا بر شما هستیم، ولی مادرم حجت خدا بر ماست؛ یعنی خود ما اهل بیت چنین جایگاهی برای حضرت زهرا قائل هستیم.
در روایت است که هرگاه پیغمبر اکرم میخواست حکم شرعی چیزی را بیان کند، خطاب به دخترش فاطمه میفرماید: «یَا حَبِیبَةَ أَبِیهَا کُلُّ مُسْکِرٍ حَرَام»[5] حبیبۀ من! دخترم! حکم شرعی برای مردم این است. این رفتار نشان میدهد که پیغمبر گرامی اسلام حتی در تبیین احکام و مسایل اسلامی حضرت زهرا را ملاحظه میفرمود.
گر چه دشمنان خیلی تلاش کردند که نام ایشان مطرح نشود، اما غیر شیعیان نیز دربارۀ ایشان قلم زده و کتاب نوشتهاند.
انتخابهای فاطمه (س)
برادران و خواهران عزیز! در این حرم مطهر میخواهم راجع به اینکه انسان باید در زندگیاش چه انتخابهایی را داشته باشد و نیز انتخابهای حضرت زهرا (س) بحث کنم. انسان گاهی میخواهد درس بخواند و گاهی میخواهد ازدواج کند و گاهی میخواهد خانه و زمین و یا ماشین بخرد. بنابراین ما در زندگیمان دائماً در حال انتخاب هستیم. من امروز میخواهم راجع به انتخابهای حضرت زهرا صحبت کنم.
قرآن کریم میفرماید: «بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحیٰاةَ الدُّنْیٰا × وَ الآْخِرَةُ خَیْرٌ وَ أَبْقیٰ»،[6] بعضیها دائماً دنبال ملاکهای دنیاییاند، ولی بعضی دیگر در پی ملاکهای اخروی هستند، «وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ»[7] کسانی که نگاه اخروی دارند، ملاک انتخاب آنها رضایت خداوند است.
به بیان سادهتر انسان بعضی وقتها ملاک انتخابش اشتباه است، سرابی را آب فکر میکند. صنم را صمد میخواند، خیلیها این گونهاند. بودایی و هندویی چقدر متواضعانه خم میشوند، اما به اشتباه جلوی بت و یا حیوان و یا شخصی، کمر میسایند؛ به دنبال آب است منتها اشتباهی به دنبال سراب میرود. قرآن میفرماید: «هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا × الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا»[8] کسی که انتخابش دنیاست، ترقی و صعود ندارد سقوط و عقب گرد دارد.
شش چیز در شش جا
حدیث قدسی را خدمتتان عرض کنم، البته این حدیث نیاز به منبر مفصل دارد، ولی من به اشاره از کنارش رد میشوم. خداوند متعال می فرماید: من شش چیز را در شش جا گذاشتهام؛ اما مردم اشتباهی به جای دیگر میروند.[9] ببینید! اگر به شما گفتند یک گنج در این زمین است شما اشتباهی یک متر و یا نیم متر آن طرفتر را بکنی ، گنج را پیدا نمیکنی.
اگر به شما گفتند اینجا آب دارد شما یک متر آن طرفتر را بکنید، آب پیدا نمیکنید.
اگر گفتند این سؤالها، جوابش این است اگر گزینۀ درست را بزنی جواب را مییابی ولی اگر اشتباه بزنی خراب میشود یکی از آن شش چیز آرامش است.
- آرامش در بهشت
«اِنّی وَضَعْتُ الرَّاحَةَ فِی الْجَنَّةِ وَ النَّاسُ یَطْلُبُونَهَا فِی الدُّنْیَا» موسی! مردم دنبال راحتیاند و من راحتی را در بهشت قرار دادهام، ولی مردم در دنیا دنبالش میگردند. دنیا خانۀ راحتی نیست، همین که به فکر جوانیت میافتی موهایت سفید میشود، تا میخواهی از سلامتی بهره ببری، مریض میشوی، یک آدم بیدرد در این دنیا پیدا نمیشود. اگر پولدار است میگوید: نمی توانم غذا بخورم و مرض قند دارد. اگر کسی سالم است چیزی ندارد که بخورد!
|
درم داران عالم را کرم نیست |
کرم داران عالم را درم نیست |
اگر همه چیز دارد اولاد ندارد، اگر اولاد دارد مشکلدار است. علی (ع) میفرماید: «دَارٌ بِالْبَلاٰءِ مَحْفُوفَة»؛[10] دنیا خانۀ راحتی نیست، تا میخواهید زندگی را سر و سامان دهید میبینید که پدر خانه از دنیا رفت، بچه تصادف کرد. دین نمیگوید در دنیا راحت نباش؛ اما مقصود دین است که نگاهت به دنیا، نگاه راحت طلبانه نباشد. « لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِيمًا»[11] امر بیهوده و گناه در بهشت نیست و در آنجا همهاش راحتی است.
دنیا مزرعهای بیش نیست و زمینهای است که انسان می تواند زندگی توأم با خیر داشته باشد. انسان وقتی به روزنامهها نگاه می کند، میبیند که چقدر کلک، جنایت، خیانت، سرقت، هوس و عشقهای جوانی وجود دارد. شخص به خاطر اینکه به هوس خودش دست پیدا کند، پسرش را از پای در میآورد، مادرش را از پای در میآورد، همه این داستانها نشان دهندۀ این است که انتخاب اینگونه افراد اشتباه بوده است.
- تواضع عامل عظمت و بزرگی
یا موسی! «اِنّی وَضَعْتُ الرَفْعَةَ و الدَّرجَةَ فی التَوَاضُعِ و النّاسُ یَطْلُبُونَها فی التَکَبُّرِ» ای موسی! من عظمت و رفعت را در تواضع گذاشتهام، اما مردم در تکبر دنبالش میگردند. باید دانست که آدم متکبر زمین میخورد، خدا قول داده که او را به زمین میزند، خداوند در قرآن می فرماید: «وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللهِ قیلاً»[12] خداوند صادق و صدق محض است – خداوند متکبر را زمین میزند این همه متکبر نظیر فرعون، قارون و صدام زمین خوردند. همین صدام میگفت من شش روزه ایران را فتح میکنم اما عاقبت با ذلت بالای دار رفت.
مشهور است که شب عروسی، حضرت زهرا لباس عروسیاش را انفاق میکرد، مشهور است نان شبش را به یتیم و مسکین و اسیر میدهد.[13] در روایت آمده سه شب این عمل اتفاق افتاد و غذای خودش را انفاق کرد و خود گرسنه خوابید! سلمان از فقر حضرت زهرا (س) تعجب کرده است.[14] سلمان در حالی یک فرد زاهدی است، پیش پیغمبر (ص) آمد و فرمود: یا رسول الله! به فریاد برسید، فاطمه روزگار سختی را سپری میکند، در کنار بچهداری و کار خانه، زندگی همراه با فقر مادی برای زهرا مشقت زیادی دارد. پیغمبر (ص) فرمودند: «إِنَّ ابْنَتِی فَاطِمَةَ مَاَأَ اللهُ قَلْبَهَا وَ جَوارِحَهَا إِیمَاناً وَ یَقِینا»؛[15] دخترم فاطمه، همه وجودش را ایمان فرا گرفته است. فاطمهای که جوان است و پدرش رئیس حکومت، و اول شخصیت جهان اسلام است، کسی که وقتی وضو میگیرد آب وضویش را به عنوان تبرک میبرند حال با این سادگی زندگی میکند. اگر کسی مسئول یک جایی شد و تواضع کرد این تواضع باعث رفعت اوست و هلاکت در تکبر او نهفته است.
- نماز شب از عوامل عزت
یا موسی! «اِنّی وَضَعْتُ العِزَةَ فی قِیامِ اللَّیلِ و النَّاسُ یَطْلُبُونَهُ فی اَبْوابِ السَّلاطِینَ» ای موسی! من عزت را در نماز شب قرار دادم. عزت میخواهید نماز شب بخوانید؛ چون نیمه شب کسی نیست تا ریا کنید. کندن از رختخواب، پشت پا زدن به خواب، مشکل است.
خودت را از راحتی جدا کن، سرت را به سجده بگذار و بگو: «انا عَبْدُکَ الذَّلِیلُ». آن وقت است که من به تو عزت میدهم، در خدمتگذاری ثروتمندان و شاهان هیچ عزتی نهفته نیست؛ بلکه مزد چنین خدمتی سراسر ذلت و بی آبرویی است.
یک عمر، عمر و عاص دنبال معاویه دوید تا به جایی برسد، بعد از شهادت امیرالمؤمنین (سال 43 هجری) او نیز ذلیلانه از دنیا رفت.
امام (ره) در همه عمر نیمه شب برای نماز بلند میشد و با خدای خود مناجات میکرد، عاقبت دیدیم که با چه عزتی از دنیا رفت؟ بنابراین نماز شب عزت آفرین است.
- بینیازی در قناعت
یا موسی «اِنّی وَضَعْتُ الغِنیٰ فِی الْقِنَاعَةِ و النّاسُ یَطْلُبُونَهُ فی کِثْرَةِ الْعُرُوضِ وَ لَمْ یَجِدُوهُ اَبَداً» ای موسی! من بینیازی و ثروت را در قناعت قرار دادم. جامعه ما امروزه مبتلا به چشم و هم چشمی است بعضی خانوادهها که جهیزیه درست میکنند، گاهی با من تماس دارند و میگویند: آقا، یک جهاز ده – پانزده میلیون، که بر ما تحمیل میشود، ما را فلج میکند. مبلمانها و سرویسهای چوب، حتماً باید سرویس چینی اصل باشد، اجناس جهیزیه حتماً باید مارک فرانسه باشد.
ببینید! حضرت زهرا (س) زندگیاش از نظر مادی چه قدر ساده بود، خانهاش از نظر امکانات به چه میزان معمولی بود. بچههای حضرت گاهی لباسهایشان را مشترک میپوشیدند. لباسی اگر شسته میشد لباس دیگری نبود که جایگزین آن شود که آنها بپوشند. اما در این خانه حسن، حسین، زینب و... تربیت شد.
مکرر به من مراجعه میکنند که برای بچهام ماشین، خانه، امکانات و کامپیوتر و... خریدهام؛ اما او دین ندارد، رو در رویم میایستد و به من ناسزا میگوید.
تمام ائمۀ ما که تا سال 260 هـ ق در جامعه حضور داشتند هر کجا نام مادرشان به میان میآمد به او افتخار میکردند. امام سجاد (ع) وقتی میخواهد خودش را معرفی کند می فرماید: «منّا سَیِّدَةُ النِّساء» فاطمه، از ماست. امام حسین در روز عاشورا میگوید «أنَا ابْنُ فاطِمَةَ» من فرزند زهرا هستم. امیرالؤمنین به معاویه نوشت معاویه! «لِیَ الْفَخْرُ بِفاطِمَةَ» من افتخار میکنم که همسرم زهراست. امیرالمؤمنین که خودش افتخار جهانیان است، می فرماید: «لِیَ الْفَخْرُ بِفاطِمَةَ».
- فراگیری علم در گرسنگی
یا موسی، «إنّی وَضَعتُ العِلمَ فِی الجُوعِ وَ النَّاسُ یَطلُبُونُهُ فِی الشَّبَعِ» ای موسی! من علم را در گرسنگی گذاشتم. کسی که شکم پاره باشد دیگر نمی تواند درس بفهمد، احساس فهم و منطق برایش شکل نمیگیرد.
- اجابت دعا در لقمه حلال
یا موسی «إنّی وَضَعتُ الْاِجَابَةَ الدّعَاءَ فِی لُقمَةِ الحَلالِ» اجابت دعا را در لقمۀ حلال قرار دادم؛ ولی مردم آن را در داد و فریاد دنبال میگردند و فکر میکنند اگر کنار حرم امام رضا (ع) جیغ بزنند زودتر دعایشان مستجاب خواهد شد. نه خانم؛ جیغ و دادت را نامحرم میشنود، این حرام است. بعضیها فکر میکنند که اگر خودش را به پای ضریح حضرت برساند دعایش مستجاب میشود. نمیداند که زیارت آداب دارد، دعا آداب دارد. فرمود: «النّاسُ یَطلُبُونَهُ فِی کِثرَةِ القِیلِ وَ القَالِ»[16] من اجابت را در لقمۀ حلال گذاشتم، اما مردم با سر و صدا و داد و قال دنبالش میگردند.
این حدیث را بیان کردم برای اینکه این مطلب روشن شود که انتخابهای آدمی مهم است. منتها باید بدانیم که گاهی آدم در انتخابهایش اشتباه میکند. بعضیها بعد از پنجاه سال زندگی به دادگاه طلاق و اختلاف خانوادگی رجوع مینمایند و میگویند من در انتخاب همسر اشتباه کردم، در انتخاب شوهر اشتباه کردم. عزیز من! اگر در انتخاب همسر اشتباه کردی راهکارهایی دارد، و زود سراغ طلاق را نگیر که به سوی ازدواج مجدد رو کنی! و یا اگر در انتخاب رشته اشتباه کردی یعنی یک کد را بالا و پایین زدی ممکن است دانشگاه با راهکارهایی دیگر تو را بپذیرد؛ اما اگر در انتخاب دین اشتباه کردی راههای هدایت را به روی خودت بستهای. خطر و ضررش خیلی زیاد است. این خیلی بد است که انسان یک عمر دنبالهرو کسی باشد و بعداً بفهمد که او در مسیر هدایت نبوده است. تنها در این صورت است که انسان واقعاً تأسف میخورد و بسیار سرشکسته میگردد، زیرا جبران آن بسیار دشوار خواهد شد.
انتخاب اشتباه
حضرت زهرا (ع) فرمود: «أَفَمَن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ»؛[17] شما اگر بخواهید برای بیماریهایتان پیش پزشک متخصص بروید، سراغ دانشجویی که سال اول پزشکی است نباید بروید؛ چون دانشجوی سال اول پزشکی چیزی بلد نیست. باید به کسی که درس خوانده و مدرک گرفته تخصص دارد مراجعه کرد. دنبال کسی باید رفت که از ده سالگی دنبال پیامبر بود. پیش از آن نیز یک لحظه به خدا شرک نورزید، پدر و آبائش موحد بودند «أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فِی الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرحَامِ الطَّاهِرَةِ لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجَاهِلِیَّةُ بِأَنْجَاسِهَا أشهَدُ أنَّکَ کُنتَ نُوراً فِی الاصلابِ الشّامِخِهِ وَالارحَام الطّاهِرَةِ لَم تُنَجِّسکَ الجَاهِلِیَةُ بَأنجَاسَهِا».[18] تاریخ را نگاه کنید خلیفۀ اول چه زمانی مسلمان شد؟ کسی که از آغاز در غار حراء کنار پیامبر بود. و خودش میفرماید: من صدای وحی را که به پیامبر اعلام میشد، میشنیدم و فریاد و ناله شیطان را نیز در آن هنگام میشنیدم.
بهترین انتخاب: ائمه اطهار (ع)
علاقه پیغمبر به زهرای مرضیه (س) علاقۀ یک پدر به دختر نیست، چنان که علاقۀ یعقوب (ع) به یوسف (ع) علاقه یک پدر به فرزند نیست. یعقوب دارای دوازده پسر است و همه را نیز دوست دارد؛ اما چرا روی یوسف (ع) حساب ویژه باز میکند. به خاطر اینکه میداند یوسف با دیگران فرق میکند، او برگزیدۀ خداست و بقیه باید در مقابلش خاضع باشند. پیامبر اکرم (ص) برای خدا حساب زهرا را از بقیه جدا کرد. زهرای مرضیه هم حساب امیرالمؤمنین را از دیگران جدا کرد. هم برای ازدواج هم برای امامت، در حدی که برای دفاع از ولایتش جان داد.
میخواستم به این نکته برسم که انتخابهای افراد مهم است. انتخاب زهرا، علی (ع) را به عنوان همسر، امام، و ولّی با اختیار خود حضرت زهرا (ع) صورت میگیرد. برادران عزیز! فاطمۀ زهرا را از انتخابهایش بشناسید و از گزینشهای او باید درس بگیریم. سعی کنید انتخابهایتان درست و مناسب باشد. از روی لجاجت، جهل و سودجویی و از روی اشتباه در مصداق نباشد. انتخاب عروس، داماد، رفیق، منزل، شغل، بایستی از روی آگاهی باشد. خداوند در سورۀ «هل أتی» ملاک انتخاب حضرت زهرا (س) را فقط رضا و لقای خداوند بیان کرده است.
بهترین یاور در عبادت
حضرت رسول، همان روزهای نخست ازدواج فرزندش منزل علی (ع) آمدند تا از دختر بزرگوار و داماد عزیزش احوالی بپرسند. از علی (ع) پرسید: فاطمه چه طور همسری است؟ غالباً این سؤالها را مادرها میکنند و اینکه شوهرت چه طور است؟ مادرها غالباً مأنوستر هستند؛ اما زهرای مرضیه مادرش در قید حیات نبود در واقع پیغمبر گرامی اسلام هر دو نقش را برای او اجرا میکند.
امیرالمؤمنین فرمود: یا رسول الله! «نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَی طَاعَةِ الله»؛ فاطمه بهترین یاورم در راه بندگی خدا است. کسی که این حرف را میزند اسدالله است با آن عبادت و جایگاه میفرماید: فاطمه یاور من است در طاعت خدا.[19] میدانید یعنی چی؟ یعنی یک زن میتواند باعث بندگی خدا در زندگی شوهرش گردد و میتواند مسیر درس و تحصیل، اطاعت و بندگی، حیا و عفاف همسرش را تغییر دهد. در روایات آمده که برای ازدواج سراغ «خَضْرَاءُ الدِّمَن»؛ یعنی زیبارویان بیتقوا نروید.[20] ملاک برای انتخابهایتان فقط مال و چهره نباشد گرچه آنها هم میتوانند مهم باشند؛ اما ملاک تقوا باید در رأس ملاکها قرار بگیرد؛ چون «هُنَّ لِبٰاسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِبٰاسٌ لَهُن»[21] زنها پوشش شما و بهترین یاورتان در بندگی خداوند هستند. اما این انتخاب آگاهانۀ زهرا کوتاه بود که امیرالمؤمنین در پی جنازهاش میسوخت و اشک میریخت و ناله میکرد.
روضه
عزیزان! فاطمیه، باید بیش از اینها تجلیل شود، زیرا سند مظلومیت شیعه است.
|
فاطمیه، فصل تجدید غم است |
بر لب شیعه سرود ماتم است |
در فاطمیه یک دنیا اندوه وجود دارد. عاشورا و شهادت امیرالؤمنین جای خود، اما مصیبت فاطمه آغاز مصیبتهای شیعه است. اول شهیدی که در راه امامت و ولایت فدا شد در این ایام بود. نمیدانم فاطمه در این شبها چه حالتی داشت، اما نوشتهاند: «کَالشَّبَهِ» به قدری لاغر شده بود مثل شبهی میماند در رختخواب. دیگر فاطمه بعد از پدر «نَاحِلَةَ الْجِسْمِ، مُنْهَدَّةَ الرُّکْنِ، بَاکِیَةَ الْعَیْنِ مُحْتَرِقَةَ الْقَلْب»[22] اشک چشمش خشک نشد، سوز قلبش آرام نگرفت و روز به روز لاغرتر میشد. اگر کسی پیش او میرفت میدید که امروزش با دیروزش به کلی فرق کرده است. بعضی از زنها میآمدند سؤال میکردند: خانم! بیماری شما چیست؟ که این قدر بدنتان کاهیده شده و شما را از پا درآورده است؟ میفرمود: بیماری من تنها بیماری جسمی نیست، من از ظلمی که به حق علی (ع) روا داشته شده است میسوزم. فقدان پدر و ظلم به علی؛[23] جسمم را کاهانده و مانند شَبَه ساخته است.
سنگ صبورش قبر پیغمبر بود. بلند میشد، آرام میآمد کنار قبر رسول الله و با خودش نجوا میکرد: یا رسول الله! «بَقِیتُ وَالِهَةً وَحِیدَةً وَ حَیْرَانَةً فَرِیدَة» بابا، به خدا بعد از تو تنها شدم. مردم از ما اعراض کردهاند. بابا! دیگر جواب سلام علی را هم نمیدهند. خانهای را که شش ماه بر در آن خانه میآمدی و میگفتی: السّلام علیکم یا اهل البیت و آیۀ تطهیر را میخواندی، بلند شو ببین با آن چه کردهاند.
|
بنگر به جانب کاشانۀ زهرا |
بنگر به در سوختۀ خانۀ زهرا |
بابا، یک خواهش از تو دارم. دعا کن فاطمه پیش تو بیاید و به تو ملحق گردد؛ «یَا إِلَهِی عَجِّلْ وَفَاتِی سَرِیعاً».[24]
[1] . توبه، 119.
[2] . بحارالانوار، ج 43، ص 96.
[3] . بیت الاحزان، ص 33؛ بشاره المصطفی، ص 70.
[4] . الاحتجاج، ج2، ص 466.
[5] . مستدرک الوسایل، ج17، ص 58؛ بیت الاحزان، ص 32.
[6] . اعلی، 16 – 17.
[7] . حشر، 9.
[8] . کهف، 102 – 103.
[9] . اوحی الله تعالی الی موسیَ بن عمران (ع): قال: یا موسی سِتّهُ اشیاءٍ فی سِتَّة موضِعَ والنّاسُ یطلبونها فی سِتَّةِ اشیاءٍ فَلَمْ یَجِدُوهُ أبَداً.
[10] . نهجالبلاغه، خطبه 226.
[11] . واقعه، 25.
[12] . نساء 122.
[13] . انسان، 8.
[14] . بحارالانوار، ج8، ص 303؛ کوکب الدری، ج1، ص 175؛ تفسیر برهان، 2، ص 246.
[15] . بحارالانوار، ج 43، ص 29.
[16] . مواعظ العددیه، ص 446.
[17] . یونس، 35.
[18] . تهذیب الاحکام، ج6، ص 114.
[19] . مناقب ابن شهر آشوب، ج3، ص 356 و 355؛ بحارالانوار ج43، ص 133 و 117.
[20] . پیغمبر (ص) می فرماید: إِیَّاکُمْ وَ خَضْرَاءَ الدِّمَنِ. قِیلَ یَا رَسُولَ اللهِ وَ مَا خَضْرَاءُ الدِّمَنِ؟ قَالَ: الْمَرْأَةُ الْحَسْناءُ فِی مَنْبِتِ السَّوْءِ (کافی، ج5، ص 332).
[21] . بقره، 187.
[22] . بحارالانوار، ج43، ص 181؛ مناقب، ج3، ص 362.
[23] . بحارالانوار، ج 43، ص 156؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج2، ص 205 – 49.
[24] . بحارالانوار، ج43، ص 177.