اقسام نذر

نذر بر دو قسم است: مطلق و مشروط

1. نذر مطلق آن است كه هيچ قيد و شرطى ندارد، مثل اين كه كسى بگويد: «من براى خدا نذر مى‏كنم كه نماز شب بخوانم».

2. نذر مشروط آن است كه در برابر نذر خود از خداوند چيزى بخواهد، مثلًا بگويد: «اگر از اين بيمارى رهايى يابم، فلان كار خير را انجام مى‏دهم» و يا نذر كند: «اگر مرتكب فلان كار زشت شدم فلان كار خير را براى خدا انجام دهم».

سه نكته درباره نذر

1. يكى از واجبات قرآنى كه درباره اهل‏بيت نيز مطرح شده است، مسأله نذر و وفاى به نذر است. قرآن در مورد اهل بيت (ع) مى‏فرمايد:

يوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يخافُونَ يوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطيراً[1]

آنها به نذر خود وفا مى‏كنند، و از روزى كه شرّ و عذابش گسترده است مى‏ترسند.

2. نذر آن است كه انسان ملتزم شود كار خيرى را براى خدا به جا آورد و يا كارى كه نكردن آن بهتر است براى خدا ترك كند.[2]

3. با شرايطى عمل به نذر واجب مى‏شود. اين شرايط عبارتند از: الف) صيغه خوانده شود و لازم نيست انسان آن را به عربى بخواند، پس اگر بگويد چنانچه مريض من خوب شود براى خدا بر من است كه هزار تومان به فقير بدهم، نذر او صحيح است.[3] ب) كارى را كه نذر مى‏كند، انجام آن برايش مقدور باشد.[4] ج) نذركننده بايد مكلف، عاقل بوده و با اختيار و قصد خود نذر كند.[5] د) متعلق نذر او رجحان داشته باشد، يعنى انجام دادنش بهتر باشد.[6]

چند نكته درباره نذر

1. اگر انسان نذر كند كارى انجام دهد، بايد همانطورى كه نذر كرده عمل كند و اگر به گونه‏اى ديگر انجام دهد، صحيح نمى‏باشد.

2. اگر نذركننده صيغه نذر را بر زبان نياورده باشد، مى‏تواند نذر خود را عوض كند.[7]

3. اگر انسان نذر كرده و نتواند به نذر خود عمل كند، كفاره ندارد ولى اگر بدون عذر به نذر خود عمل نكند، كفّاره واجب مى‏شود يعنى بايد به شصت فقير طعام دهد يا دو ماه پى در پى روزه بگيرد.[8]

4. اگر نذركننده، مقدار نذر را معين نكرده يا فراموش نموده، مى‏تواند به حداقل آن اكتفا كند.[9]

5. مناسب است كه نذر مطلق باشد و مقيد به زمان و مكان خاصى نباشد تا شخص بتواند به راحتى در انجام آن تصميم بگيرد.

6. كسى كه نذر كند عملى را ترك كند، اگر از روى فراموشى يا ناچارى آن عمل را انجام دهد، كفّاره بر او واجب نيست.[10]

7. منافع نذر بايد به مصرف نذر برسد، مانند پشم گوسفند نذرى اگر زياد شود.[11]

8. كسى كه نذر صحيح انجام دهد، نمى‏تواند آن را تغيير دهد و نمى‏تواند به هم بزند.[12]

پرسش: آيا مادام كه حاجتم برآورده نشده، مى‏توانم مقدار و نوع و محل اداى نذرم را تغيير دهم؟

پاسخ: اگر صيغه نذر خوانده ايد جايز نيست.[13]

9. نذر كننده اگر شرايط لازم را داشته باشد مى‏تواند از نذر خود استفاده كند، مثلًا اگر گوسفندى براى عزادارن امام حسين (ع) يا براى امامزاده‏اى نذر كرده، خود نيز مى‏تواند از آن استفاده كند.[14]

10. نذرى كه هميشگى است، مثلًا نذر كننده، نذر كرده هر روز كارى را انجام دهد، اگر مخالفت كرد، يك بار كفاره دارد.[15]

11. اگر نذر كننده، امكان عمل به نذر خود را نداشت، در صورتى كه صيغه نذر را خوانده باشد، صبركند تا در فرصتى ديگر آن را انجام دهد.[16]

12. شخصى كه نذر كرده و از دنيا رفته بايد از اصل مال او نذرش ادا شود.[17]

نذرهاى باطل‏

1. نذر زن بدون اذن شوهر باطل است‏[18] ولو اين كه از اموال خودش باشد.[19]

2. نذرهاى رقابتى و چشم و هم چشمى.

3. نذر ديگران براى انسان.[20]

4. نذر در خواب.

5. نذر براى انجام كار حرام و مكروه و يا ترك واجب و مستحب.[21]

6. نذر اجبارى يا از روى خشم و ناراحتى به طورى كه اختيارى نباشد.

7. نذر كارى كه غير ممكن است.

8. نذر بدون صيغه يا صرف تصميم.[22]

احكام دو دقيقه اى ؛ ص164

سه نكته درباره خوردن ماهى‏

1. ماهى مرده‏اى كه معلوم نيست آن را زنده از آب گرفته‏اند يا مرده، اگر در دست مسلمان باشد حلال است.[23]

2. ماهى را مى‏توان قبل از جان دادن بكشند و خوردن زنده آن هم اشكال ندارد.[24]

3. مشتقات ماهى همچون پودر، روغن و ... اگر در بازار مسلمين باشد حلال و اگر وارداتى باشد بايد احراز شود كه ماهى را زنده از آب گرفته‏اند.

سه نكته درباره ذبح حيوانات اهلى‏

1. استفاده از گوشت حيوانات اهلى فقط با ذبح اسلامى مجاز است.

2. ذبح حيوانات اهلى، با بريدن چهار رگ حلقوم، مرى و دو شاهرگ محقق مى‏شود.

3. بايد چهار رگ حيوان همزمان بريده شود نه با فاصله و اگر بعضى از چهاررگ را ببرند و صبر كنند تا حيوان بميرد بعد بقيه را ببرند، حيوان حلال نمى‏شود.[25]

تذكيه حيوانات وحشى‏

سه راه براى تذكيه حيوانات وحشى حلال گوشت وجود دارد:

1. ذبح.[26]

2. شكار با اسلحه.[27]

3. شكار با سگ شكارى.[28]

چهار ويژگى پرندگان حلال گوشت‏

1. بال زدن بيشتر.[29]

2. داشتن چينه دان.

3. داشتن سنگدان.

4. داشتن تيغى كه در پشت پاى پرندگان است.

از حيوانات حلال گوشت پانزده چيز حرام است‏

خون، دنبلان، مغز حرام، زرد پى، طحال، فضله، زهره دان، دشول، حدقه چشم، نرى، فرج، بچه دان، چيزى كه در مغز كله است و به شكل نخود مى‏باشد، مثانه، چيزى كه در ميان سم حيوان است و به آن ذات الاشاجع مى‏گويند.[30]

دو نكته در زمينه شكار حيوانات‏

1. دو حيوان وحشى را نمى‏شود شكار كرد: الف) بچه حيوانى كه نمى‏تواند فرار كند. ب) حيوان وحشى كه اهلى شده است.[31]

2. بچه شكار اگر خلقتى كامل داشته باشد و مو يا پشم بدنش روييده باشد، حلال است.[32]

شكار با سگ‏

شكار با سگ با شرايط زيرحلال است:

1. سگ مطيع صاحبش باشد.

2. صاحبش آن را بفرستد.

3. فرستنده مسلمان باشد.

4. فرستنده نام خدا بر زبان آورد.

5. با زخم دندان كشته شود.

6. تا صاحبش رسيد حيوان وحشى كشته شده باشد.[33]

چهار نكته در زمينه خون‏

1. خونى‏كه هنگام سر بريدن از حيوان خارج مى‏شود هم نجس است و هم حرام.[34]

2. خونى كه در بدن حيوانى كه ذبح شده، باقى مانده، حرام است ولى نجس نيست.[35]

3. خونى كه گاهى داخل تخم مرغ ديده مى‏شود حرام است.[36]

4. آب گوشت و جگر چون صدق خون نمى‏كند پاك و حلال است.

سه نكته درباره تخم پرندگان‏

1. تخم پرندگان تابع خود آنهاست. يعنى خوردن تخم پرندگان و ماهى‏هاى حلال گوشت، حلال و خوردن تخم‏پرندگان و ماهى‏هاى حرام گوشت، حرام است.

2. در موارد اشتباه اگر دو طرف تخم يكسان باشد حرام والا حلال است.[37]

3. تخم‏هايى كه از شكم پرندگان حلال گوشت مرده بدست مى‏آيد اگر سفت باشند حلالند.[38]

خبائث سه نوعند

1. شرعى: همچون حشرات و نجاسات كه حرامند.[39]

2. عرفى: همچون مواردى كه نوع مردم از خوردن آن نفرت دارند مثل آب بينى حيوانات و آنچه با استفراغ از مجراى دهان بيرون مى‏ريزد كه حرامند.[40]

3. موارد مشكوك: همچون نان سوخته و ميوه‏هاى آفت زده كه حلالند.[41]

شرايط خون پاك‏

خونى كه بعد از ذبح در بدن حيوان حلال گوشت مى‏مانند با شرايط زير پاك است:

1. ذبح با شرايط لازم انجام شود و اگر ذبح شرعى نباشد نجس است.[42]

2. خون به اندازه متعارف از بدن حيوان خارج شود و اگر به خاطر نفس كشيدن يا در بلندى قرار گرفتن سرِ حيوان، خون برگشت كند، نجس است.

3. به وسيله چيز نجس، نجس نشده باشد همچون چاقوى نجس.[43]

خوردنى‏هاى وارداتى‏

خوردنى‏هايى كه از كشورهاى غيراسلامى وارد مى‏شوند سه گونه‏اند:

1. مواد پروتئينى و گوشتى همچون سوسيس و كالباس كه به صورت طبيعى حرام است مگر اين كه احراز شود تذكيه شده است.[44]

2. خوردنى‏هاى غير گوشتى مانند فراورده‏هاى لبنى، شيرينى‏جات، نوشابه‏ها كه حلال است.[45]

3. مواد خام طبيعى مانند برنج، گندم و ميوه‏جات كه حلال است.[46]

خوردن مال ديگران‏

خوردن مال ديگران حرام است مگر در چند صورت:

1. در صورتى كه علم به رضايت آنان داشته باشد.

2. نسبت به يازده گروهى كه قرآن اجازه خوردن از مال آنها را داده است. همچون فرزند، همسر، پدر، برادر، خواهر، عمو، عمه، خاله، دايى،

دوست، كليد دار.[47] نكته قابل ذكر اين كه در تمام موارد فوق مشروط است به اين كه صاحب خانه كراهت نداشته باشد.

سه نكته درباره درختان ميوه‏

1. از ميوه شاخه‏درخت همسايه بدون اجازه نمى‏توان استفاده نمود.

2. از درخت ديگران بدون اجازه نمى‏توان براى پيوند استفاده نمود.

3. طلب حلاليت از مردم به خاطر چيدن يا خوردن ميوه‏هايشان لازم است.

حق الماره‏

حق الماره و رهگذر در رابطه با خوردن ميوه‏جات سه گونه است:

1. نسبت‏به ميوه‏هايى كه درخيابان و راههاى عمومى است كه مانعى ندارد.

2. استفاده از ميوه‏هاى باغات مردم با شرايطى حلال است:

الف) به طور اتفاقى از كنار آنها عبور كند نه به قصد خوردن.

ب) منجر به افساد نگردد بدين معنا كه شاخه درخت و شاخه گياه را نشكند.

ج) به خوردن بسنده كند و چيزى از محصول را با خود نبرد.

د) باغ و زراعت فاقد ديوار و در باشد.

ه) با علم يا ظن به ناخشنودى صاحب باغ نداشته باشد.

3. مواردى كه شرايط فوق را ندارد حرام است.[48]


[1] انسان/ 7.

[2] توضيح المسائل مراجع، ج 2، م 2640.

[3] همان، م 2641.

[4] همان، م 2647.

[5] همان، م 2642.

[6] همان، م 2648 و 2649؛ جامع المسائل فاضل، ج 2، س 1319.

[7] استفتائات امام، ج 2، ص 464، س 20.

[8] توضيح المسائل مراجع، ج 2، م 2654؛ استفتائات جديد مكارم، ج 3، س 809.

[9] همان، م 2652؛ جامع المسائل فاضل، ج 1، س 1327.

[10] همان، م 2656.

[11] همان، م 2664؛ استفتائات امام خمينى، ج 2، ص 480، س 62.

[12] استفتائات تبريزى، ص 390، س 1733؛ هداية السائل الى اجوبة المسائل، سيد صادق حسينى شيرازى، س 725.

[13] استفتائات جديد مكارم، ج 1، س 1013 و ج 3، ص 307، س 811.

[14] همان، س 1012.

[15] استفتائات امام خمينى، ج 2، ص 479، س 59 و 61.

[16] همان، ص 472، س 42.

[17] تحريرالوسيله، ج 2، ص 107، نذر.

[18] آيات عظام فاضل، مكارم، صافى، سيستانى و تبريزى: نذر زن اگر مزاحم حقوق شوهر باشد، بى اجازه او باطل است. جامع المسائل فاضل، ج 1، س 1332.

[19] توضيح المسائل مراجع، م 2644؛ استفتائات امام، ج 2، ص 461، س 10 ..

[20] هداية السائل الى اجوبة االمسائل، سيد صادق حسينى شيرازى، س 723.

[21] توضيح المسائل مراجع، م 2648.

[22] اكبرى، محمود، احكام دو دقيقه اى، 1جلد، فتيان - قم، چاپ: دوم، 1391 ه.ش.

[23] همان، م 2618.

[24] همان، م 2619 و 2620.

[25] توضيح المسائل مراجع، ج 2، م 2592.

[26] همان، ص 571، م 2591.

[27] همان، ص 582، م 2601.

[28] همان، م 2609.

[29] همان، ص 595.

[30] توضيح المسائل مراجع، ج 2، م 2626.

[31] همان، ص 569، م 2585.

[32] همان، ص 586، م 2608.

[33] توضيح المسائل مراجع، ج 2، م 2609.

[34] همان، ص 73.

[35] همان، ص 73، م 97.

[36] همان، ص 73، م 98.

[37] فرهنگ فقه، ج 2، ص 398.

[38] فرهنگ فقه، ج 2، ص 398.

[39] همان، ج 3، ص 432.

[40] همان، ج 3، ص 432.

[41] همان، ج 3، ص 432.

[42] عروة الوثقى، ج 1، نجاسات، الخامس؛ توضيح المسائل مراجع، م 97.

[43] تحريرالوسيله، ج 1، ص 186، م 7.

[44] استفتائات مكارم، ج 2، ص 1001.

[45] اجوبة المسائل، علوى گرگانى، ص 275.

[46] همان.

[47] تحريرالوسيله، ج 3، ص 296، م 29 و 30؛\i أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَواتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خالاتِكُمْ أَوْ ما مَلَكْتُمْ مَفاتِحَهُ أَوْ صَديقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَميعاً\E( نور/ 61).

[48] فرهنگ فقه، ج 3، ص 340.