مكروهات غذا خوردن‏

1. خوردن با دست چپ مكروه است.

2. خوردن در حال راه رفتن.

3. پرخورى.

4. خوردن در حال تخلى.

5. خوردن در حال سيرى.

6. نگاه كردن به ديگرى در حال غذا خوردن.[1]

آمادگى در احكام‏

يكى از مسائل شرعى كه در موضوعات مختلف مطرح شده است موضوع آمادگى است. در اينجا به چند نمونه از آنها اشاره مى‏شود:

1. اگر نزديك وقت نماز به قصد مهيّا شدن براى نماز وضو بگيرد اشكال ندارد.[2]

2. آمادگى براى تكليف با عبادات تمرينى براى كودكان.

3. آمادگى براى شركت در نماز جماعت.

4. آمادگى براى روزه دارى ماه رمضان.

5. مستحب است انسان هميشه براى مرگ آمادگى داشته باشد.[3]

سه نكته درباره راستگويى‏

1. راستگويى يكى از صفات برجسته مؤمنان است.[4]

2. راستگويى در صورتى كه موجب فتنه و فساد گردد جايز نيست.[5]

3. گفتار مسلمان را بايد همچون رفتار او حمل صدق و راستى نمود مگر آن كه خلاف آن ثابت شود.[6]

انجام وظايف ديگران‏

به صورت طبيعى هر كس بايد وظايف شرعى واجب خود را انجام دهد[7] و ديگران نمى‏توانند به جاى او انجام دهند. اما در چند صورت مانعى ندارد:

1. قضاى نماز و روزه پدر توسط پسر بزرگ تر بعد از وفات.[8]

2. اجيرگرفتن براى نمازها و روزه‏هاى ميت (نماز استيجارى يا تبرعى).[9]

3. اجير گرفتن براى انجام حج واجب كسى كه توان شركت در مراسم حج را ندارد.

چهار نكته درباره حيوانات حرام گوشت‏

1. خوردن و خوراندن گوشت حيوانات حرام گوشت حرام است.

2. ادرار و مدفوع حيوانات حرام گوشتى كه خون جهنده دارند نجس است.[10]

3. تا حيوانات حرام گوشت زنده هستند بدنشان پاك است‏[11] ولى با مردنشان نجس مى‏شود.[12]

4. در نماز نبايد اجزاى حيوانات حرام گوشت بر بدن و لباس نمازگزار باشد.[13]

معيار عرف‏

معيار بسيارى از مسائل فقهى عرف است.[14] در اينجا به چند نمونه از آن‏ها اشاره مى‏شود:

1. هرموسيقى از نظر عرف لهوى و مطرب و مناسب با مجالس عيش و نوش باشد حرام است.[15]

2. هركارى كه عرفاً اهانت و بى احترامى به قرآن محسوب شود حرام است.

3. قصدماندن هميشگى وماندن مقدارى از زمان‏كه عرفاً صدق وطن كند.[16]

4. ملاك در كثيرالشك عرف است.[17]

5. معيار خارج شدن از حالت كثير الشك در نماز عرف است.[18]

6. بازى با هر چيزى كه عرف آن را از آلات قمار مى‏داند حرام است.[19]

7. معيار ضرر داشتن در احكام عرف است.[20]

8. هر عملى را كه عرفاً به آن رقص گويند براى غير همسر جايز نيست.[21]

9. معيار حداقل ريش صدق عرفى است.[22]

10. محلى را كه انسان به عنوان وطن جديد انتخاب مى‏كند به صرف نيت حكم وطن را پيدا نمى‏كند بلكه بايد مدتى بماند تا عرفاً صدق كند آن محل وطن اوست.[23][24]


[1] فرهنگ فقه، ج 3، ص 524.

[2] توضيح المسائل مراجع، ج 1، م 320؛ عروة الوثقى، ج 1، ص 193.

[3] فرهنگ فقه، ج 1، ص 143.

[4] فرهنگ فقه، ج 4، ص 32.

[5] همان.

[6] همان.

[7] توضيح المسائل مراجع، ج 1، م 1386.

[8] توضيح المسائل مراجع، ج 1، م 1390 و 1397.

[9] تحريرالوسيله، ج 1، القول فى صلاة الاستيجار، م 1.

[10] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 75، م 84.

[11] به جز سگ و خوك كه نجس العين مى‏باشند.

[12] توضيح المسائل مراجع، ج 2، ص 501، م 2589.

[13] همان، ج 1، ص 482، م 824.

[14] درآمدى بر عرف، سيد على جبار گلباغى، ماسوله، دفتر تبليغات قم؛ مجله فقه، ش 1، ص 25، پائيز 73؛ مبادى فقهى و اصولى عرف، ص 219.

[15] اجوبة الاستفتائات، ج 2، ص 19، س 41 و 43؛ استفتائات امام، ج 2، س 31.

[16] جامع المسائل فاضل، ج 2، ص 141.

[17] آ عروةالوثقى، ج 2، ص 52، م المراجع فى كثرة الشك.

[18] استفتائات جديد مكارم، ج 2، ص 110، س 276.

[19] اجوبة الاستفتائات، ج 2، ص 16، س 30.

[20] همان، ص 133، س 376.

[21] مسائل جديد، آیت الله مكارم، ج 1، ص 204.

[22] اجوبه الاستفتائات، ج 2، س 325، ص 115.

[23] جامع المسائل فاضل، ج 2، ص 141.

[24] اكبرى، محمود، احكام دو دقيقه اى، 1جلد، فتيان - قم، چاپ: دوم، 1391 ه.ش.