هفتاد و هفت داستان زیبا از نماز امام خمینی
هفتاد و هفت داستان زیبا از نماز امام خمینی
- اهمیت نماز
مناجات و نماز امام خمینی
امام خامنه ای : اعتقادم این است که اگر امامِ بزرگوارِ بی نظیرِ ما ـ که واقعاً در میان مردم این زمان، نظیری برای ایشان نمی شناسیم و بعد از ائمۀ هدی و اولیاءالله (علیهم السّلام) نظیر ایشان را بسیار کم سراغ داریم ـ با این مفاهیم مأنوس نبود و با مناجات و دعا سر و کار نداشت و اهل تضرع و استغفار و استغاثه و گریه و توسل نبود، بسیار بعید بود که خدای متعال این همه توفیق را به ایشان ارزانی بدارد. موفقیت های این بزرگوار، به میزان زیاد مرهون همین ارتباط با خدا و باز بودن راه دلِ او با درگاه الهی و استغاثه و مناجات و دعا بود. انسان، پیشرفت لحظه به لحظه این مرد معنوی و الهی را در طی سال های اخیر احساس می کرد.
سازمان تبلیغات اسلامی، حدیث ولایت، ص 287 و 288.
برود نماز بخواند
یکی از اعضای دفتر امام می گوید: در تاریخ 26/10/62 نوجوانی سؤال کرده بود که پدرش فردی لاابالی و بی دین است و به او گفته من راضی نیستم که در منزل من نماز بخوانی. آیا پدر چنین حقی دارد و تکلیف او چیست؟ امام فرمودند: «غلط کرده است، برود نماز بخواند اشکال ندارد.»
عباس عزیزی، 420 داستان درباره نماز امام خمینی (رضوان الله علیه)، ص59.
نعمت ارتباط با خدا
خانم فریده مصطفوی می گویند: ایشان به نماز با این دید نگاه می کردند:
«ما ناقص هستیم و هر کاری از ناقص سر بزند ناقص است. پس در حیطه واجب، که خداوند است، قرار نمی گیرد. یعنی راهی به ساحت او ندارد. بنابراین وقتی نماز می خوانیم، نباید فکر کنیم چه کرده ایم. پس چگونه ناقص می خواهد به کامل مرتبط شود؟ این بابی است که خدا از روی رحمت خود باز کرده و آن باب عبادت و نماز است. با نماز انسان می تواند از دریچه اش به خدا نزدیک شود. همین سوره حمد را ببینید. ما عقلمان نمی رسد که چنین حمدی یا دنباله اش را بگوییم. ولی خود خداست که این ها را به زبان ما آورده و القا کرده و گفته که وقتی می خواهید با من حرف بزنید، این چنین حرف بزنید. در ادعیه هم که دقت کنید، می بینید که همه اش همین است.»
حضرت امام می گفتند: «ما اصلاً نمی توانیم شکر نماز را به جای آوریم. نماز نعمتی است که خدا داده تا ما بتوانیم به وسیله ان با ساحت قدس الهی ارتباط پیدا کنیم.»
امیر رضا ستوده، پا به پای آفتاب، ج1، ص182
2. مقدمات نماز
ذکر قبل از اذان
حجت الاسلام و المسلمین ناصری می گوید: امام در نجف که بودند، همیشه نیم ساعت به اذان ظهر و نیم ساعت به اذان مغرب تسبیح شان را به دست می گرفتند و در نیم ساعت خیلی سریع در حیاط کوچک منزلشان قدم می زدند و ذکری را می گفتند که من تا آخر متوجه نشدم که چه ذکری را می گویند و خجالت هم می کشیدم که از ایشان بپرسم؛ چون خیلی آهسته این ذکر را می گفتند.
عباس عزیزی، 420 داستان درباره نماز امام خمینی (رضوان الله علیه)، ص187.
ذکر موقع وضو
خانم زهرا مصطفوی می گویند: یک روز که امام مشغول وضو گرفتن بودند به نحوه وضو گرفتن ایشان دقت کردم. دیدم ابتدا دستشان را زیر شیر آب می گیرند و با دست دیگر آهسته شیر را به مقدار کمی باز می کنند. دستشان که پر می شد شیر را می بستند و آب را به صورتشان می زدند. بعد دوباره این کار را تکرار می کردند و بعد دو مرتبه دستشان را زیر شیر آب می گرفتند، که دست چپ را بشویند و یک بار آب می ریختند و با نم دست، دست دیگر را تر می کردند و باز یک بار دیگر آب می ریختند و ضمن اینکه ذکرهایی را هم می خواندند (مستحب است هنگام وضو سوره قدر تلاوت شود یا دعایی که از امیرالمؤمنین وارد شده بخوانند) هر حرکت را که می خواستند انجام دهند رو به طرف قبله برمی گشتند و آن عمل را انجام می دادند.
برداشتهایی از سیره امام خمینی (رضوان الله علیه) ج3، ص90 و 91.