8. نماز مستحبی

رعایت مستحبات در نوافل

حجت الاسلام و المسملین مسیح بروجرودی می گوید: امام در نوافلی که انجام می دادند بعضی مستحبات را رعایت می کردند؛ مثلاً در نمازها، چه فریضه (واجب) و چه نافله (مستحبی) بعد از تکبیرة الاحرام ذکر «اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیم» را که مستحب است خیلی مقید بودند و می خواندند. یا مثلاً در نمازهای نافله خواندن سوره توحید شرط نیست و می توان آن را حذف کرد ولی امام مقید بودند و می خواندند.

عباس عزیزی، 420 داستان درباره نماز امام خمینی (رضوان الله علیه)، ص126.


نماز غفیله

آقای عیسی جعفری می گوید: تا جایی که من سال ها در محضر امام بوده ام، می توانم بگویم امام هیچ وقت نماز غفیله شان را بین نماز مغرب و عشاء ترک نکردند. آقا اخیراً این نماز و سایر نوافل را به صورت نشسته می خواندند. (شیوه خوندان نماز غفیله در مفاتیح الجنان آمده است)

عباس عزیزی، 420 داستان درباره نماز امام خمینی (رضوان الله علیه)، ص64.


نماز استخاره ازدواج

خانم فاطمه طباطبایی می گوید: یک بار از خانم پرسیدم: آیا امام در مورد انتخاب داماد هایشان استخاره می کردند؟

ایشآن گفتند: به این معنا که اگر استخاره خوب آمد قبول کنند و اگر بد آمد رد کنند نه. امام اعتقادی به استخاره در این معنی نداشتند. در مورد یکی از دخترهایشان دقیقاً یادم هست که اول وضو گرفتند بعد سر سجاده نشستند، دو رکعت نماز خواندند و از خدا طلب خیر کردند. (نماز استخاره و طلب خیر از خداوند به این صورت است که پس از دو رکعت نماز مستحبی از خدا بخواهیم اگر انجام این کار خوب است ما را یاری دهد و اگر در آن خیری نیست مانعی پیش بیاورد تا آن انجام نشود)

روزنامه اطلاعات، 14/3/69.


نماز با حرکت انگشت

خانم زهرا مصطفوی می گوید: مهم ترین عمل امام، نماز ایشان بود. ایشان تا آخرین لحظه حتی نافله های نماز را ترک نکردند. حتی وقتی که نمی توانستد لبشان را تکان بدهند، با حرکت های انگشت نماز می خواندند. من این را کاملاً حس می کردم. برخی از پزشکان فکر می کردند ایشان چیزی می خواهند، ولی من گفتم که خیر، ایشان دارند نماز می خوانند. این اهمیت نماز بود و آخرین پیام امام، نماز بود.

روزنامه جمهوری اسلامی، 17/3/68


خوشم آمد

خانم زهرا اشراقی می گویند: آن زمان که در مراسم نماز جمعه بمب گذاری کرده بودند من هم در نماز جمعه شرکت داشتم. مادرم و بقیه فامیل در خانه آقا بودند. چون خبری از من نشده بود همه دلواپس و نگران بودند. وقتی وارد خانه شدم، دیدم مادرم با حالت اعتراض آمیزی (چون از قبل هم شایع شده بود که یا عراقی ها به نماز جمعه حمله می کنند یا بمب می گذارند) به من گفتند: «تو چرا رفتی، تو که باردار بودی، به خاطر بچه ات هم که شده نباید می رفتی.» ولی آقا که سر ناهار نشسته بودند با خنده ای به من گفتند: «سالمی؟» من تشکر کردم و آقا آهسته در گوش من گفتند: «خیلی کار خوبی کردی که رفتی. خیلی ازت خوشم آمد که به چنین نمازی رفتی.»

ویژه نامه روزنامه اطلاعات، 14/3/69


9. دعوت به نماز

مواظبت بر نماز فرزندان

همسر امام می گویند: امام کم نصیحت می کردند. از هفت سالگی در تربیت دینی دقت داشتند؛ یعنی می گفتند: از هفت سالگی نماز بخوان. می گفتند: این ها (بچه ها) را وادار به نماز کن تا وقتی 9 ساله شدند عادت کرده باشند. من به ایشان می گفتم: تربیت های دیگرشان با من، نمازشان با شما. شما بگو، من که می گویم گوش نمی کنند. خودشان مقید بودند و می پرسیدند، اما همین که بچه ها می گفتند: نماز خوانده ام، قبول می کردند و کنجکاوی نمی کردند. (اگر به دروغ گفتند نماز خوانده ایم، مچ گیری و حال گیری نشود. فقط اقدامات دیگر انجام شود مثلاً مکان ثابتی در خانه برای نماز داشته باشیم و در آن سجاده افتاده باشد تا فرزندان عادت کنند همیشه انجا نماز بخوانند)

غلامعلی رجایی، برداشت هایی از سیره امام خمینی (رضوان الله علیه)، ج1، ص42.