ترك نماز

ترك نماز، قطع رابطه كردن با آفريدگار هستى است و اين در دنيا و آخرت، عواقب تلخى دارد. در قيامت، اهل بهشت از دوزخيان مى‏پرسند: چه چيز شمارا روانه جهنّم كرد؟ يكى از پاسخ‏هايشان اينست كه ما پابند به نماز نبوديم: «لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ» «مدّثر، آيه 43»

در جايى ديگر، به نمازگزارانى كه نسبت به نمازشان سهل انگار و بى‏اعتنا هستند و گاهى مى‏خوانند و گاهى نمى‏خوانند، مى‏گويد: واى بر آنان: «فَوَيْلٌ لِلْمُصَلّينَ الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ» «ماعون، آيه 4 و 5»

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: «مَنْ ترك الصّلاة مُتعمّداً فَقَد كَفر» «محجةالبيضاء، ج 1، ص 301» هر كه از روى عمد و با توجّه نماز را رها كند، از اسلام خارج شده و كافر است. (البته منظور کفر عملی است نه کفر اعتقادی)

(پرتویی از اسرار نماز؛ استاد قرائتی ، ص 87)

سبك شمردن نماز

حضرت امیرالمؤمنین عليه السلام فرمود: «انّ اَسْرَقَ النّاسِ مَنْ سَرِقَ صَلاتَهُ» «بحارالانوار، ج 84، ص 242» سارق‏ترين و دزدترين افراد، آنانند كه از نمازشان بكاهند و بدزدند.

و نيز فرمود: «مَنْ ضَيَّعَ الصَلاةَ فَهُوَ لِغَيْرِها اضْيَعُ» «وسائل‏الشيعه، ج 3، ص 19» كسى كه نماز را سبك شمارد و ضايع كند، نسبت به غير نماز، تضييع بيشترى خواهد داشت.

پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: آنكه نماز خود را تباه سازد، در قيامت در كنار قارون و هامان خواهد بود. واى بر كسى كه از نماز خود مواظبت نكند ... «وسائل‏الشيعه، ج 3، ص 19»

و نيز: كسى كه نماز را سبك شمرد، خداوند بركت و بهره و خير را از عمر و مال او برمى ‏دارد، پاداش كارهاى او از بين مى‏رود، دعاهايش مستجاب نمى ‏شود، هنگام مرگ، با احساس گرسنگى و تشنگى و ذلّت مخصوصى از دنيا مى‏رود، در برزخ، شكنجه و ظلمت و فشار مى‏چشد. و در قيامت حساب سختى از او كشيده مى ‏شود. «سفينةالبحار، ج 2، ص 43»

و فرمود: هر كه نماز را سبك شمرد، از امّت من نيست. «وسائل‏الشيعه، ج 3، ص 15»

از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده : همين كه انسان در نماز به غير خدا توجّه مى ‏كند، خداوند به او مى ‏فرمايد: «الى‏ مَنْ تقصد؟ ارَبّاً غيرى تُريدُ؟ وَ رَقيباً سواىَ تَطْلُبُ جواداً خَلاىَ تَبْغى؟» «مستدرك وسائل‏الشيعه، ج 1، ص 173» به كه توجّه مى‏كنى؟ آيا پروردگار غير از من سراغ دارى؟ آيا مراقبى جز من در كار است؟ آيا به بخشنده‏اى غير از من دل بسته‏اى؟ بخشنده‏ترين كس منم ...

(پرتویی از اسرار نماز؛ استاد قرائتی ، ص 87)

نمازهاى مردود

ممكن است عملى صحيح باشد ولى مورد قبول قرار نگيرد، مثل جنس بى مشترى. به چند نمونه از نماز هایی که قبول نمی شود، اشاره مى ‏شود:

1- بى تفاوت‏ها

امام صادق عليه السلام فرمود: نماز كسانى كه نسبت به برهنگان و آوارگان جامعه بى تفاوتند، قبول نيست. «بحارالانوار، ج 84، ص 242»

2- حرام خواران‏

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: نماز حرام خواران، مثل بناى ساختمان بر ريگ است. «الصَّلاةُ مَعَ اكْلِ الْحَرامِ كَالبِناءِ عَلَى الرَّملِ» «بحارالانوار، ج 84، ص 258»

3- بى تعهدان در خانه‏

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: نماز زنى كه از درآمد شوهر بهره‏مند مى ‏شود ولى به مسئوليت الهى خود عمل نمى ‏كند، پذيرفته نيست. «نهج الفصاحه، جمله 54»

4- تاركان زكات‏

در احاديث بسيارى آمده كه نماز آنانكه زكاتِ مال خويش را نمى‏دهند، پذيرفته نمى ‏شود. «بحارالانوار، ج 84، ص 317»

5- افراد لاابالى‏

نماز كسى كه اهل تقوا نيست، يا ركوع و سجودش را در نماز به طور مطلوب انجام نمى ‏دهد، پذيرفته نيست. «بحارالانوار، ج 84، ص 253»

6- حاقن و حاقب‏

حاقن و حاقب، يعنى كسى كه بول و غائط خود را نگاه مى ‏دارد. اين كار، علاوه بر زيان براى سلامتى، حضور قلب در نماز را از بين مى‏ برد. امام صادق عليه السلام فرمود: نماز چنين كسانى قبول نمى ‏شود. «محجة البيضاء، ج 1، ص 354»

7- پيش نماز غير محبوب‏

گاهى در مسجدى، ممكن است مردم به پيش نمازى علاقه نداشته باشند، ولى او حاضر نباشد مسجد خود را رها كند. طبيعى است كه چنين موردى، موجب بروز برخورد و خلوت شدن نماز جماعت مى ‏شود. در روايات، نماز جماعت چنين كسى مردود شمرده شده است.

(پرتویی از اسرار نماز؛ استاد قرائتی ، ص 89)

نمازهاى معصومين عليهم السلام‏

صداى اذان براى رسول خدا صلى الله عليه و آله چنان جاذبه داشت و نشاط مى‏آورد، كه هنگام اذان به بلال مى‏فرمود: «اَرْحنا يا بلال» «بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏79، ص: 193» اى بلال: ما را از غم و اندوه تلخى رهايى بخش.

هنگام نماز، رنگ از چهره امیرالمؤمنین عليه السلام مى‏پريد و مى‏لرزيد و مى‏فرمود: «جاءَ وَقْتُ الصَّلاةِ، وَقْتُ امانَةٍ عَرَضَها اللّهُ عَلى السّمواتِ و َالارضِ وَالْجِبالَ فَأبَيْنَ انْ يَحْمِلْنَها وَاشْفَقْنَ مَنْها» «بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏57، ص: 281» وقت نماز رسيده، وقت امانتى كه خدا بر آسمان‏ها و زمين و كوه ‏ها عرضه كرد، امّا آنها از قبول آن دورى كرده و ترسيدند.

امام سجّاد عليه السلام همين كه در نماز، به جمله «مالك يوم الدين» مى ‏رسيد، آنقدر تكرار مى‏ كرد، تا بيننده خيال مى‏ كرد كه او در آستانه جان دادن قرار گرفته است. «بحارالانوار، ج 84، ص 247» و نيز در سجده غرق عرق مى‏شد.

(پرتویی از اسرار نماز؛ استاد قرائتی ، ص 91)

رسول خدا صلى الله عليه و آله هر گاه كه وقت نماز فرا مى ‏رسيد، گويا كسى را نمى‏شناخت و حال معنوى خاصّى پيدا مى‏ كرد. «بحارالانوار، ج 84، ص 258»

و مى‏فرمود: گرسنه از غذا سير و تشنه از آب، سيراب مى ‏شود ولى من از نماز، سير نمى‏شوم. «مستدرك وسائل‏الشيعه، ج 1، ص 174» آرى ... اين گونه كه ماهى‏ها از شنا كردن خسته نمى ‏شوند، اولياء خدا نيز در عبادت و نماز، خسته و ملول نمى ‏شوند.

امیرالمؤمنین عليه السلام در جنگ صفّين، مراقب خورشيد بود و گاهى به آسمان نگاه مى‏ كرد. ابن عباس علّت آن را از وى پرسيد. فرمود: براى اينكه نماز اوّل وقت، از دستم نرود. گفت: حالا؟ ... فرمود: آرى! ... «سفينةالبحار، ج 2، ص 44»

(پرتویی از اسرار نماز؛ استاد قرائتی ، ص 91)

آداب نماز

امام باقر عليه السلام فرموده است: «عَلَيْكَ بِالاقْبالِ على‏ صَلاتِكَ فَانَّما يُحْسَبُ لَكَ مِنْها ما اقْبَلْتَ عَلَيْهِ». «محجةالبيضاء، ج 1، ص 354» در نماز، توجه به خدا داشته باش، زيرا از نماز، آن مقدار قبول مى ‏شود كه با توجّه خوانده شود.

سپس حضرت مى ‏فرمايد: هنگام نماز، با دست و سر و صورت خود بازى مكن، زيرا همه اين كارها، سبب نقص نماز مى ‏شود. «محجةالبيضاء، ج 1، ص 354»

و در حديث مى‏خوانيم: بعضى چنان در برابر خدا سبك سخن مى‏گويند و نماز مى‏خوانند كه اگر با همسايه‏شان چنين حرف بزنند، جواب آنها را نمى ‏دهد. «وافى، ج 2، ص 132»

در حديثى از پيامبر نقل شده: «رَكْعَتانِ مِنْ رَجُلٍ وَرعٍ افْضَلُ مِنْ الْفِ رَكْعَةٍ مِنْ مَخْلِطٍ» «نهج الفصاحه، جمله 1672» دو ركعت نماز انسان با تقوا، برتر از هزار ركعت نماز فرد لاابالى است.

از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نقل شده كه: «ركعتان بِسواك افْضَلُ مِنْ سَبعينَ ركعةٍ بغير سواكِ» «نهج الفصاحه، جمله 1669» دو ركعت نماز كسى كه مسواك كند، از هفتاد ركعت بدون مسواك بهتر است.

(پرتویی از اسرار نماز؛ استاد قرائتی ، ص 93)

نماز، پرواز روح‏

در احاديث، نماز را «معراج مؤمن» شمرده اند. شباهت های نماز گزار و خلبان ویژگی های این عروج را مشخص می کند. (البته تفاوت هايى در اين دو پرواز وجود دارد) :

1- بيشترين نيرو و فشار، هنگام كنده شدن هواپيما از زمين است، در نماز هم، بيشترين سختى و فشار، غلبه بر هواى نفس و شروع به عبادت است.

2- هواپيما براى پرواز، مقدارى روى زمين حركت مى ‏كند و دور برمى ‏دارد، تا امكان برخاستن از زمين داشته باشد. مقدمات نماز و اذان و اقامه، مقدمه آن پرواز ملكوتى است. دعاهاى پس از نماز و ذكر تعقيبات هم، حركتِ روى زمين، پس از نشستن در «باند» است.

3- براى ارتباط خلبان با برج مراقبت و كنترل، فقط يك زبان بين‏المللى رسميّت دارد. ارتباط نمازگزار هم با خدا، فقط با زبان عربى است.

4- قبل از پرواز، نياز به اطلّاعات است (نسبت به هواشناسى، نقشه خوانى، جهت يابى و ...) در عبادت نيز آگاهى‏هاى مقدّماتى لازم است مثل دانستن احکام نماز و جهت قبله و...

5- معمولًا همراه خلبان، كمك خلبان است، براى مواقع اضطرارى. در نماز جماعت هم، خوب است افراد عادل و متقى در صف اوّل بايستند كه اگر براى پيشنماز مسئله‏اى پيش آمد، يكى از آنان، نماز جماعت را به آخر برسانند.

(پرتویی از اسرار نماز؛ استاد قرائتی ، ص 95)

وضو

امام رضا عليه السلام بيان جالبى درباره وضو دارد و مى ‏فرمايد:

1- «لِانْ يَكُونَ الْعَبْدُ طاهِراً اذا قامَ بَيْنَ يَدَىِ الْجَبّارِ عِنْدَ مُناجاتِهِ» وضو، يك ادب در برابر خداست تا بنده، هنگام نماز، وقتى در برابر خداوند مى‏ايستد پاك باشد.

2- «نَقّيِاً مِنْ الادْناسِ وَالنّجاسَةِ» از آلودگى‏ها و پليدى، پاكيزه باشد.

3- «مَعَ ما فيهِ مِنْ ذِهابِ الكَسَلِ وَ طَرْدِ الْنُّعاسِ» به علاوه، در وضو، از بين رفتن كسالت و طرد خواب آلودگى (و ايجاد نشاط) است.

4- «وَ تَزْكِيَةِ الْفُؤادِ لِلْقيِامِ بِيْنَ يَدَىِ الجَبّار» «وسائل‏الشيعه، ج 1، ص 257» و دل و روح را آماده ايستادن در برابر پروردگار مى ‏سازد.

(پرتویی از اسرار نماز؛ استاد قرائتی ، ص 101)

وضو در هر حال‏

در روايات، تأكيد شده كه انسان همواره با وضو باشد، وضو به نور تشبيه شده‏ «قصارالجمل، ج 1، ص 311» و خوابيدن با وضو همچون شب زنده‏دارى به حساب آمده است. «وسائل‏الشيعه، ج 1، ص 266»

براى دعا، تلاوت قرآن، زيارت و بسيارى از كارهاى نيك و عبادى، سفارش به داشتن وضو شده است. «توضيح المسائل، بخش وضو » وضو، بمنزله اجازه ورود به حضور پروردگار است.

(پرتویی از اسرار نماز؛ استاد قرائتی ، ص 102)

غسل‏

گاهى براى كسب طهارت، بايد غسل كرد. از جمله موارد آن جنابت است. بعضى احاديث مى‏رساند در جنابت، همه اندام انسان تحريك مى ‏شود، «منْ تَحْتِ كُلِّ شَعْرٍ ...» «عيون اخبارالرضا، ج 2، ص 105» و شايد به همين خاطر باشد كه در غسل بايد همه بدن شسته شود. شايد اين احاديث، اشاره به فعاليّت اعصاب سمپاتيك در هنگام جنابت باشد كه اين اعصاب در تمام بدن وجود دارد و فعاليّت مى ‏كند.

(پرتویی از اسرار نماز؛ استاد قرائتی ، ص 104)

تيمّم‏

در برخی موارد به جای غسل یا وضو، بايد تيمّم كرد. يعنى طبق دستورى كه در رساله‏ ها آمده، دست‏ها را بر خاك پاك زد و بر پيشانى و پشت دست‏ها كشيد. آن هم خاكى كه پاك و بهداشتى باشد، نه از هر خاك آلوده‏اى! در حديثى مى‏خوانيم كه «نهى‏ اميرالمؤمنين انْ يتيمّم الرّجُل بترابٍ من اثر الطريق» حضرت امیرالمؤمنین عليه السلام از تيمّم كردن بر خاك‏هاى كنار كوچه ‏ها (كه معمولًا آلوده است) نهى فرمود. «وسائل‏الشيعه، ج 3، ص 349»

(پرتویی از اسرار نماز؛ استاد قرائتی ، ص 104)

لباس و مكان نمازگزار

مرد نمازگزار، بايد عورت خود را بپوشاند و بهتر است از ناف تا زانو پوشيده باشد. امّا زن نمازگزار بايد تمام بدن را (جز صورت و دست‏ها و پاها تا مچ) بپوشاند.

اين پوشش هم بايد با لباس پاك و حلال باشد. بهتر است كه لباس نمازگزار، سفيد و پاكيزه باشد و بوى خوش استعمال كند و با انگشتر عقيق به نماز بايستد و از لباس‏هاى سياه و چرك و تنگ يا لباس افراد لاابالى نسبت به امر پاكى و نجسى، استفاده نكند. «توضيح المسائل امام خمينى، مسائل: 788، 789، 864، 865، 886»

(پرتویی از اسرار نماز؛ استاد قرائتی ، ص 105)

قبله‏

جهتى كه به سمت کعبه است، «قبله» نام دارد. گر چه به هر سو كه بايستيم، رو به خداست. ولى توجه به يك كانون مقدس مانند كعبه، الهام بخش توحيد و يادآور خط توحيدى ابراهيم عليه السلام است. به علاوه، وقتى دستور اين است كه نماز به طرف كعبه باشد، انجام آن لازم است، وگرنه عبادت ما، فاقد روح تعبّد و تسليم است.

در آغاز اسلام، سالها قبله مسلمانان، «بيت‏المقدس» بود. ولى پس از هجرت، شرايطى پيش آمد كه قبله مسلمانان از بيت‏المقدس به مسجدالحرام تغيير يافت. يكى از علل آن، زخم زبان هايى بود كه يهوديان به مسلمين مى‏زدند و مى‏گفتند: شما خودتان قبله نداريد و بسوى قبله ما نماز مى‏خوانيد. رسول خدا صلى الله عليه و آله از اين وضع، آشفته بود و انتظار گشايشى را از سوى خدا مى‏كشيد، كه آيات قرآن نازل شد و دستور آمد رو به مسجد الحرام نماز بخوانيد. «سوره بقره، آيه 142 تا 149» آيات تغيير قبله، به مسلمانان اين درس را مى ‏دهد كه مستقل و آزاد باشند و زير بار منّت ديگران، حتّى در مسائل عبادى هم نروند.

(پرتویی از اسرار نماز؛ استاد قرائتی ، ص 107)

مسلمانان، بايد در عبادت، رو به كعبه كنند، حتى در كارهايى همچون خواب و خوراك خوب است به سمت قبله باشند. ذبح حيوانات بايد رو به قبله باشد، وگرنه گوشت آنها حرام مى ‏شود.

اين جهت‏گيرى در همه امور به سوى كعبه، درس ايمان و ياد خدا به مسلمانان مى ‏دهد و آنها را از غفلت بیرون می آورد. بعلاوه، نظم و وحدتى شگفت و زيبا مى ‏آفريند. اگر كسى از فراز آسمانها به صفوف نمازگزاران كره زمين بنگرد، دايره ‏هاى متعددى را مى‏بيند كه مركزيت همه آنها كعبه است. از رهگذر توجّه به قبله، علم هيئت و جغرافيا و جهت‏شناسى نيز در ميان مسلمانان رشد كرد.

كعبه، يادگار مبارزات توحيدى ابراهيم و اسماعيل و محمد عليهم السلام است. حضرت مهدى عليه السلام نيز در قيام جهانى خويش، به كعبه تكيه مى ‏كند و به اصلاح جهان مى‏پردازد.

(پرتویی از اسرار نماز؛ استاد قرائتی ، ص 107)

اذان‏

اذان، شعارى است سكوت شكن، موزون، كوتاه، پر محتوا و سازنده.

اذان، معرفى عقايد و اعمال مسلمانان است.

اذان، تنها صدايى است كه به آسمانيان مى ‏رسد. «كنزالعمال، ج 7، ص 689»

اذان، صدايى است كه شيطان‏ها را به فرار و دلهره وامى ‏دارد. «كنزالعمال، ج 7، ص 692» در اينجا يادى از مرحوم شهيد نواب صفوى كنيم. كه به يارانش گفته بود هنگام ظهر و مغرب، هر جا بوديد، با فرياد بلند، اذان بگوييد. همين اذان‏ها بود كه وحشتى در دل نظام طاغوت افكنده بود. اين، گوشه‏اى از معناى آن حديث است.

راستى، اگر هنگام اذان، دانشجويان سراسر اروپا و آمريكا و ... اذان بگويند، مردم دنيا را به فكر وانمى‏دارند؟

سفارش شده كه در خانه‏ ها، بخصوص هنگام بيمارى، اذان بگوئيد و بكوشيد كه با صداى زيبا باشد.

در حديثى رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است: «سَيَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ يَتْركُونَ الاذانَ عَلى‏ ضُعَفائِهمْ» «كنزالعمال، ج 7، ص 690» زمانى خواهد آمد كه اذان را تحقير كرده و آن را به افراد ناتوان مى‏سپرند.

مؤذّن، در اجر و پاداش، با كسانى كه بخاطر اذان او به نماز آيند، شريك است.

(پرتویی از اسرار نماز؛ استاد قرائتی ، ص 109)

اخلاص در نيّت‏

نيّت، ركن عبادت است. اگر عملى بدون نيّت انجام شود، يا نيّت غير خدايى داشته باشد، باطل است.

مقدّس‏ترين كارها بخاطر نيّت بد، فاسد مى ‏شود و ساده‏ترين كارها، با نيّت خوب، ارزشى بسيار پيدا مى ‏كند.

امام صادق عليه السلام از قول خداى متعال نقل مى ‏كند: «لَمْ اقْبَلْ الّا ما كانَ خالِصاً لى» «روضةالمتقين، ج 12، ص 141» جز آنچه را خالص براى من باشد، نمى‏پذيرم.

امام صادق عليه السلام فرمود: «مَنْ ارادَ الّلهَ بِالْقَليلِ مِنْ عَمَلِه اظْهَرَهُ اللّهُ اكْثَرَ مِمّا ارادَ وَ مَنْ ارادَ الْنّاسَ بِالْكَثيرِ مِنْ عَمَلِهِ ابَى اللّهُ الّا انْ يُقَلّلَهُ فى عَيْنِ مَنْ سَمِعَهُ» «روضةالمتقين، ج 12، ص 142» هر كس، كار اندك خود را بخاطر خدا انجام دهد، خداوند آن را بيش از آنچه خواسته، در چشم ديگران جلوه مى ‏دهد. و هر كس از كار بسيار خود، هدف غير خدايى (براى مردم) داشته باشد و بجاى جلب رضاى خدا به فكر جلب توجّه مردم باشد، خداوند كار زياد او را در نظر مردم، كم جلوه مى ‏دهد.

البته محبوبيّت خداداد، غير از شهرت‏هاى زودگذر و كاذب در ميان مردم است. چه بسا افرادى مشهور، پس از مرگشان فراموش مى ‏شوند، و گمنامانى همچنان در عمق جان مردم جا و مكان دارند ...!

(پرتویی از اسرار نماز؛ استاد قرائتی ، ص 116)

نمونه اى از اخلاص‏

شبى در سيماى جمهورى اسلامى، مصاحبه‏اى با يك رزمنده شانزده ساله پخش شد. مصاحبه گر پرسيد: كار تو چيست؟ گفت: خنثى كردن مين. پرسيد: تاكنون چند «مين» خنثى كرده‏اى؟ گفت: از لطف خدا زياد. پرسيد: عدد آن را مى‏دانى؟ جواب داد: مى‏ترسم بگويم، شيطان مرا گول بزند و دچار عجب و غرور شوم و دوستانم كه كمتر موفق بوده‏اند، احساس كوچكى كنند. الله اکبر ...!

(پرتویی از اسرار نماز؛ استاد قرائتی ، ص 118)

اخلاص در عبادت‏

همه عبادت‏ها بايد به قصد قربت انجام گيرد و اگر گوشه ‏اى از آن براى غير خدا باشد. باطل است. مثلًا اگر در نماز، يكى از واجبات، براى غير خدا باشد، نماز باطل است. اگر يكى از مستحبات هم ريائى انجام گيرد، يا زمان عبادت (اوّل وقت خواندن) و مكان آن (در صف اوّل يا در مسجد خواندن) براى غير خدا باشد، نماز باطل است.

خداوند، عملى را مى‏پذيرد كه از جهت شرايط زمانى و مكانى و كيفيّت و خصوصياتش، همه خالص باشد و براى او شريكى قرار داده نشود: «وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدَا» «كهف، آيه 110»

حضرت امیرالمؤمنین عليه السلام درباره اخلاص می فرمایند: «العملُ كُلُّهُ هِباءُ الّا ما اخْلِصَ فيه» همه تلاش‏ها بر باد است مگر آنكه داراى اخلاص باشد. «ثَمَرةُ الْعِلْمِ اخْلاصُ الْعَمَل» نتيجه علم به عظمت خدا آن است كه انسان براى غير او كار نكند. « فهرست غررالحكم، واژه اخلاص»

(پرتویی از اسرار نماز؛ استاد قرائتی ، ص 120)

راه نزديك شدن به اخلاص‏

1- توجّه به ارزش‏ها

كسانى كه جنس خود را ارزان مى‏فروشند. يا جنس را نمى‏شناسند كه آهن است يا طلا. يا مشترى را نمى‏شناسند، يا قيمت بازار را نمى‏دانند و از نرخ رايج، بى خبرند.

امّا «جنس»: قرآن، انسان را خليفه خدا و عصاره خلقت و هدف آفرينش مى‏داند.

امّا «مشترى»: خود خداوند است‏ «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّة‏» كه اعمال شايسته انسان را مى‏خرد و بر خريداران ديگر، از چند جهت امتياز دارد:گران مى‏خرد، به بهاى بهشت. كارهاى اندک را هم مى‏پذيرد. «فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ» «زلزال، آيه 7» حتی براى نيّت‏هاى خير هم پاداش مى ‏دهد.

امّا «نرخ»: قيمت انسان، بهشت است و هر كه خود را به كمتر از اين بفروشد ضرر كرده. امیرالمؤمنین عليه السلام مى ‏فرمايد: «لبِئسَ الْمَتْجَرُ انْ تَرَى الدّنيا لِنَفْسِكَ ثَمَناً» «نهج البلاغه، خطبه 32» چه بد تجارتى است، اينكه «دنيا» را نرخ و قيمت خودت بدانى ...!

2- توجّه به صفات خدا

اوصاف خداى متعال را دانستن و آنها را زمزمه كردن و در ذهن، زنده نگاه داشتن، سبب توجّه به او و قطع نظر از غير او مى‏گردد و انسان را كم كم خدايى مى ‏كند، مثلًا دقت و توجّه به اسامى و اوصاف خدا در دعاى «جوشن كبير» مفيد است.

3- توجّه به نعمت‏ها

شناخت نعمت‏هاى خداوند و توجّه به آنها، انسان را شيفته خدا مى ‏سازد و دل را خانه عشق الهى مى ‏سازد «وَالَّذينَ آمنوا اشَدُّ حُبّاً لِلّه» و از همين رو، در دعاها و مناجات معصومين مثل دعای ابوحمزه ثمالی و دعای عرفه امام حسین، به بيان و ياد اين نعمت‏ها پرداخته شده است.

4- توجّه به بى ارزشى دنيا

كسانى هدف‏هاى غير الهى دارند كه دنيا در نظرشان بيش از آنچه كه بايد، ارزش دارد. در صورتى كه براى افراد بصير، دنيا در مقابل آخرت و مردم در برابر خدا، چندان ارزشى ندارد كه براى آن كار كنند. قرآن بى ارزشى و فريبندگى و جلوه‏ هاى زودگذر و غرور آفرينى دنيا را به يادآوری مى‏کند: «مَتاعُ الغُرور»، «لَعِبٌ و لَهوٌ»، «زَهْرة الْحياةِ الدُّنيا» و «مَتاعُ الدُّنيا قَليلٌ». كسى مى ‏تواند به اخلاص دست يابد كه فريفته و مفتون دنيا و علاقمند به آن نباشد.

5- توجّه به ناتوانى مخلوقات‏

قدرت مطلق از آن خداست و همه كارها به دست اوست. بنابراين كسى‏ غير از خدا شايسته آن نيست كه کارها براى جلب نظر او انجام شود.

به تعبير قرآن، معبودهاى باطل، حتّى از آفريدن يك مگس ناتوانند. «حج، آيه 73» و نيز در ناتوانى بشر مى‏گويد: اگر روزى آب‏ها خشك شود و زمين را هر چه حفر كنيد به آن نرسيد، كيست كه براى شما آب گوارا آورد؟ «ملك، آيه 30»

بعلاوه، راضى ساختن خداى يكتايى كه «سريع الرضا» است، بسى آسان‏تر از راضى ساختن خدايان متعدّد و معبودهاى بيشمار است.

6- توجّه به سرانجام ريا كار در آخرت‏

قرآن، دوزخ و ويل جهنم را براى نمازگزاران رياكارى مى‏داند كه نسبت به نماز، سهل انگارى مى‏كنند. «ماعون، آيه 5 و 6» توجّه به حسرت رياكاران در روز قيامت، انسان را به مرز اخلاص نزديك مى ‏كند.

(پرتویی از اسرار نماز؛ استاد قرائتی ، ص 126)