فصل ششم: آفت‏های ياد خدا

وسوسه شيطان‏

الإمام عليّ عليه السلام: كُلُّ ما ألهی عَن ذِكرِ اللّهِ فَهُوَ مِن إبليسَ.

امام علی عليه السلام: هر آنچه از ياد خدا غافل گردانَد، از ابليس است. (هنگام وقت نماز هر کار غیر ضروری از ابلیس است)

تنبيه الخواطر: ج 2 ص 170.

نگاه بيهوده‏

الإمام عليّ عليه السلام: لَيسَ فِي البَدَنِ شَي‏ءٌ أقَلُّ شُكرا مِنَ العَينِ، فَلا تُعطُوها سُؤلَها فَتَشغَلَكُم عَن ذِكرِ اللّهِ عز و جل.

امام علی عليه السلام: در بدن، عضوی كم‏سپاس‏تر از چشم نيست. پس، خواهش آن را بر آورده نسازيد؛ چرا كه شما را از ياد خدا باز می‏دارد. (یکی از علل سست نمازی یا بی نمازی کنترل نکردن چشم است)

بحار الأنوار: ج 10 ص 107.

پرداختن به ياد مردم‏

الإمام عليّ عليه السلام: إذا رَأَيتَ اللّهَ يُؤنِسُكَ بِخَلقِهِ، و يُوحِشُكَ مِن ذِكرِهِ، فَقَد أبغَضَكَ.

امام علی عليه السلام: هرگاه ديدی كه خداوند، تو را با خلقش مأنوس و از ياد خودش بيگانه ساخته است، بی‏گمان، تو را دشمن داشته است.

غُرَر الحكم: ح 4041.

عمل نكردن به علم‏

عدّة الداعي: أوحَی اللّهُ إلی داودَ عليه السلام: إنَّ أهوَنَ ما أنَا صانِعٌ بِعَبدٍ غَيرِ عامِلٍ بِعِلمِهِ، مِن سَبعينَ عُقوبَةً باطِنِيَّةً؛ أن اخرِجَ مِن قَلبِهِ حَلاوَةَ ذِكري.

عدّة الداعی: خداوند به داود عليه السلام وحی فرمود كه: «از ميان هفتاد كيفر درونی، كمترين كاری كه با بنده عمل نكننده به علمش می‏كنم، اين است كه شيرينی يادم را از دلش بيرون می‏برم».

بحار الأنوار: ج 2 ص 32.

سرگرمی‏ها

الإمام الصادق عليه السلام: المَلاهِي الَّتي تَصُدُّ عَن ذِكرِ اللّهِ تَبارَكَ و تَعالی مَكروهَةٌ؛ كَالغِناءِ و ضَربِ الأَوتارِ.

امام صادق عليه السلام: سرگرمی‏هايی كه از ياد خداوند تبارك و تعالی باز می‏دارند، ناپسندند، مانند: آوازه‏خوانی و تار زدن.

بحار الأنوار: ج 10 ص 229.

فصل هفتم: آداب ياد خدا

پرهيزگاری‏

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: وَيلٌ لِمَن يُكثِرُ ذِكرَ اللّهِ بِلِسانِهِ، و يَعصِي اللّهَ في عَمَلِهِ.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: وای بر كسی كه با زبانش ذكر خدا بسيار بگويد و در عمل، معصيت او كند!

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 1 ؛ حدیث 250

نشاط

الإمام زين العابدين عليه السلام‏ مِن دُعائِهِ يَومَ الأَربِعاءِ: (اَللهمَّ) اجعَل قُوَّتي في طاعَتِكَ، و نَشاطي في عِبادَتِكَ، و رَغبَتي في ثَوابِكَ.

امام زين العابدين عليه السلام‏ از دعای ايشان در روز چهارشنبه: (خدایا) نيروی مرا در طاعتت، و نشاطم را در عبادتت، و رغبتم را به ثوابت قرار ده.

بحار الأنوار: ج 90 ص 200.

شوق داشتن به ديدار

الإمام الرضا عليه السلام: مَن ذَكَرَ اللّهَ وَ لم يَشتَق إلی لِقائِهِ، فَقَدِ استَهزَأَ بِنَفسِهِ.

امام رضا عليه السلام: كسی كه خدا را ياد كند و مشتاق ديدارش نباشد، در واقع، خويش را ريشخند كرده است. (نماز ملاقات بنده و خداست)

بحار الأنوار: ج 78 ص 356.

گوناگون‏

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: مِن صِفاتِ المُؤمِنِ أن يَكونَ جَوّالَ الفِكر، جَهوَرِيَّ الذِّكرِ.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: از صفات مؤمن، آن است كه انديشه‏ای پويا دارد و با صدای بلند، ذكر می‏گويد.

بحار الأنوار: ج 67 ص 310.

عن أبي قِلابة: ذُكِرَ عِندَ النَّبِيِّ صلی الله عليه و آله رَجُلٌ، فَقيلَ لَهُ ‏: «فيهِ خيرٌ»، قيلَ: يا رَسولَ اللّهِ، خَرَجَ مَعَنا حاجّا، فَإِذا نَزَلنا لَم يَزَل يُصَلّي حَتّی نَرتَحِلَ، و إذَا ارتَحَلنا لَم يَزَل يَقرَأُ و يَذكُرُ حَتّی نَنزِلَ.

قالَ النَّبِيُّ صلی الله عليه و آله: فَمَن كانَ يَكفيهِ عَلَفَ ناقِتِهِ و صُنعَ طَعامِهِ؟ قالوا: كُلُّنا! قالَ صلی الله عليه و آله: كُلُّكُم خَيرٌ مِنهُ.

ابو قِلابه گفت : نزد پيامبر صلی الله عليه و آله از مردی سخن به ميان آمد و گفته شد: او مردی نيك است. [سپس‏] گفته شد: ای پيامبر خدا! يك بار، او با ما ره‏سپار حج شد و هرگاه در جايی فرود می‏آمديم، او پيوسته نماز می‏خواند تا كوچ می‏كرديم. در راه نيز پيوسته قرآن می‏خواند و ذكر می‏گفت تا باز در منزلی فرود می‏آمديم.

پيامبر صلی الله عليه و آله فرمود: «پس، چه كسی شترش را علف می‏داد و برای خود او غذا تهيّه می‏كرد؟». گفتند: همه ما. فرمود: «همه شما از او نيك‏تريد».

بحار الأنوار: ج 76 ص 274.

فصل هشتم: مهم‏ترين اوقات ياد خدا

بامدادان و شامگاهان‏

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: ذِكرُ اللّهِ ما بَينَ طُلوعِ الفَجرِ إلی طُلوعِ الشَّمسِ، أبلَغُ في طَلَبِ الرِّزقِ مِنَ الضَّربِ فِي الأَرضِ.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: پرداختن به ذكر خدا از طلوع فجر تا طلوع خورشيد، برای به دست آوردن روزی، مؤثّرتر از سفر [تجارت‏] است.

بحار الأنوار: ج 86 ص 129.

عن الإمام الباقر عليه السلام: إنَّ إبليسَ إنَّما يَبُثُّ جُنودَ اللَّيلِ مِن حينِ تَغيبُ الشَّمسُ إلی مَغيبِ الشَّفَقِ، و يَبُثُّ جُنودَ النَّهارِ مِن حينِ يَطلُعُ الفَجرُ إلی مَطلَعِ الشَّمسِ.

و ذَكَرَ أنَّ نَبِيَّ اللّهِ صلی الله عليه و آله كانَ يَقولُ: أكثِروا ذِكرَ اللّهِ عز و جل في هاتَينِ السّاعَتَينِ، و تَعَوَّذوا بِاللّهِ عز و جل مِن شَرِّ إبليسَ و جُنودِهِ، و عَوِّذوا صِغارَكُم في هاتَينِ السّاعَتَينِ، فَإِنَّهُما ساعَتا غَفلَةٍ.

امام باقر عليه السلام: «ابليس، سپاهيان شب را، از آن هنگام كه خورشيد غروب می‏كند تا ناپديد شدن شَفَق، [همه جا] پخش می‏كند و سپاهيان روز را، از آن هنگام كه سپيده می‏دمد تا سر زدن آفتاب، [همه جا] پخش می‏كند».

امام باقر عليه السلام فرمود كه پيامبر خدا می‏فرمود: «در اين دو هنگام، خداوند عز و جل را بسيار ياد كنيد و از شرّ ابليس و سپاهيانش به خدای عز و جل پناه ببريد و كودكانتان را نيز در اين دو وقت، در پناه خدا در آوريد؛ چرا كه اين دو وقت، اوقات غفلت‏اند».

بحار الأنوار: ج 86 ص 245.

الإمام الصادق عليه السلام: إذا تَغَيَّرَتِ الشَّمسُ فَاذكُرِ اللّهَ عز و جل، و إن كُنتَ مَعَ قَومٍ يَشغَلونَكَ فَقُم وَ ادعُ.

امام صادق عليه السلام: هرگاه خورشيد غروب كرد، به ذكر خداوند عز و جل بپرداز و اگر با عدّه‏ای بودی كه تو را از ذكر خدا باز می‏دارند، از نزدشان برخيز و به دعا بپرداز.

بحار الأنوار: ج 86 ص 245.

هنگام غافل بودن مردم‏

الإمام عليّ عليه السلام: قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله عليه و آله: إنَّ أحَبَّ السُّبحَةِ إلَی اللّهِ عز و جل سُبحَةُ الحَديثِ ... فَقيلَ: يا رَسولَ اللّهِ، و ما سُبحَةُ الحَديثِ؟

قالَ: يَكونُ النّاسُ في خَوضِها و باطِلِها و لَهوِها، فَنِعمَ‏ «فيغمّ» الرَّجُلُ عِندَ ذلِكَ، فَيَدعُو اللّهَ تَعالی و يَذكُرُهُ و يُسَبِّحُهُ.

امام علی عليه السلام: پيامبر خدا فرمود: «محبوب‏ترين تسبيح در نزد خداوند عز و جل تسبيحِ سخن است ...». گفته شد: ای پيامبر خدا! تسبيح سخن چيست؟

فرمود: «[وقتی‏] مردم، غرق در ياوه و باطل و غفلت خود هستند، چه نيكوست كه در اين ميان، آدمی مشغول دعا و ذكر و تسبيح خدا شود!».

الجعفريّات: ص 223

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: ذاكِرُ اللّهِ عز و جل فِي الغافِلينَ كَالمُقاتِلِ عَنِ الفارّينَ، و المُقاتِلُ عَنِ الفارّينَ لَهُ‏ الجَنَّةُ.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: آن كه در ميان غافلان به ياد خداوند عز و جل باشد، همانند كسی است كه به جای فراريان می‏جنگد و كسی كه به جای فراريان بجنگد، [پاداشِ‏] بهشت دارد. (نماز جنگ با شیطان است و محراب یعنی محل جنگ و فرار از جنگ بسیار زشت است)

بحار الأنوار: ج 93 ص 158.

در تنهايی‏

الإمام الباقر عليه السلام: تَعَرَّض لِرِقَّةِ القَلبِ بِكَثرَةِ الذِّكرِ فِي الخَلَواتِ.

امام باقر عليه السلام: با ذكر گفتن بسيار در تنهايی‏هايت، رقّت قلب بجوی.

بحار الأنوار: ج 78 ص 164.

الإمام الصادق عليه السلام: شيعَتُنَا الَّذينَ إذا خَلَوا ذَكَرُوا اللّهَ كَثيرا.

امام صادق عليه السلام: شيعيان ما، آنان‏اند كه هرگاه خلوت كنند، خدا را فراوان ياد می‏كنند.

بحار الأنوار: ج 93 ص 162.

هنگام گفتن‏

الإمام عليّ عليه السلام: العاقِلُ إذا سَكَتَ فَكَّرَ، و إذا نَطَقَ ذَكَرَ، و إذا نَظَرَ اعتَبَرَ.

امام علی عليه السلام: خردمند، هرگاه خاموش بماند، می‏انديشد، هرگاه سخن بگويد، ذكر می‏گويد، و هرگاه بنگرد، پند می‏آموزد. (هنگام سکوت در نماز جماعت به خدا فکر کنیم)

غُرَر الحكم: ح 1813.

الإمام عليّ عليه السلام: كُلُّ قَولٍ لَيسَ لِلّهِ فيهِ ذِكرٌ فَلَغوٌ.

امام علی عليه السلام: هر سخنی كه در آن يادی از خدا نباشد، سخنی ياوه است.

بحار الأنوار: ج 69 ص 45.

دل شب‏

الإمام عليّ عليه السلام: سَهَرُ العُيونِ بِذِكرِ اللّهِ فُرصَةُ السُّعَداءِ، و نُزهَةُ الأَولِياءِ.

امام علی عليه السلام: شب‏زنده‏داری با ياد خدا، فرصت نيك‏بختان و تفرّج دوستان خداست.

غُرَر الحكم: ح 5642.

الإمام عليّ عليه السلام: سَهَرُ العُيونِ بِذِكرِ اللّهِ خُلصانُ العارِفينَ، و حُلوانُ‏ المُقَرَّبينَ.

امام علی عليه السلام: شب‏زنده‏داری با ياد خدا، دوست صميمی عارفان و شيرينی مقرّبان است.

غُرَر الحكم: ح 5612.

در خانه‏

الإمام عليّ عليه السلام: البَيتُ الَّذي يُقرَأُ فيهِ القُرآنُ و يُذكَرُ اللّهُ عز و جل فيهِ، تَكثُرُ بَرَكَتُهُ، و تَحضُرُهُ المَلائِكَةُ، و تَهجُرُهُ الشَّياطينُ، و يُضي‏ءُ لِأَهلِ السَّماءِ كما تُضي‏ءُ الكَواكِبُ لِأَهلِ الأَرضِ.

و إنَّ البَيتَ الَّذي لا يُقرَأُ فيهِ القُرآنُ، و لا يُذكَرُ اللّهُ عز و جل فيهِ، تَقِلُّ بَرَكَتُهُ، و تَهجُرُهُ المَلائِكَةُ، و تَحضُرُهُ الشَّياطينُ.

امام علی عليه السلام: خانه‏ای كه در آن قرآن خوانده و نام خداوند عز و جل برده شود، بركتش فراوان می‏شود و فرشتگان در آن، حاضر می‏شوند و شياطين از آن، دور می‏شوند و برای اهل آسمان، چنان می‏درخشد كه اختران برای اهل زمين می‏درخشند.

و خانه‏ای كه در آن قرآن خوانده نمی‏شود و نام خداوند عز و جل در آن برده نمی‏شود، بركتش كم می‏شود و فرشتگان از آن، دور و شياطين در آن، حاضر می‏شوند.

بحار الأنوار: ج 93 ص 161.

در بازار

الإمام عليّ عليه السلام: أكثِروا ذِكرَ اللّهِ عز و جل إذا دَخَلتُمُ الأَسواقَ عِندَ اشتِغالِ النّاسِ؛ فَإِنَّهُ كَفّارَةٌ لِلذُّنوبِ، و زِيادَةٌ فِي الحَسَناتِ، و لا تُكتَبوا فِي الغافِلينَ.

امام علی عليه السلام: هرگاه به بازارها وارد می‏شويد و مردم سرگرم كارند، خدای عز و جل را بسيار يادآور شويد؛ زيرا اين كار، گناهان را می‏زدايد و بر حسنات می‏افزايد و از غافلان نوشته نمی‏شويد. (در بازار حتما نماز اول وقت بخوانید که بالاترین ذکر است و انسان را زا غفلت دور می کند)

بحار الأنوار: ج 103 ص 96.

فصل نهم: بركت‏های ياد خدا

ياد كردن خدا از ياد كننده‏اش‏

عن الإمام الصادق عليه السلام: قالَ اللّهُ تَعالی: ابنَ آدَمَ، اذكُرني في نَفسِكَ أذكُركَ في نَفسي. ابنَ آدَمَ، اذكُرني في خَلاءٍ أذكُركَ في خَلاءٍ. ابنَ آدَمَ، اذكُرني في مَلَأٍ أذكُركَ في مَلَأٍ خَيرٍ مِن مَلَئِكَ.

و قالَ: ما مِن عَبدٍ يَذكُرُ اللّهَ في مَلَأٍ مِنَ النّاسِ، إلّا ذَكَرَهُ اللّهُ في مَلَأٍ مِنَ المَلائِكَةِ.

امام صادق عليه السلام: «خدای متعال می‏فرمايد:" ای پسر آدم! مرا در درونت ياد كن، تو را در درونم ياد كنم. ای پسر آدم! مرا در خلوت ياد كن، تو را در خلوت، ياد می‏كنم. ای پسر آدم! مرا در ميان جمع ياد كن، من تو را در ميان جمعی بهتر از جمع تو، ياد می‏كنم"».

[سپس‏] فرمود: «هيچ بنده‏ای نيست كه در ميان جمعی از مردم خدا را ياد كند، مگر آن كه خداوند در ميان جمعی از فرشتگان، از او ياد می‏كند».

بحار الأنوار: ج 93 ص 158.

الإمام الباقر عليه السلام‏ في قَولِهِ تَعالی: «وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ»: يَقولُ: ذِكرُ اللّهِ لِأَهلِ الصَّلاةِ أكبَرُ مِن ذِكرِهِم إيّاهُ، أ لا تَری أنَّهُ يَقولُ: «فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ»؟

امام باقر عليه السلام‏ در باره اين سخن خداوند متعال: «و قطعاً ياد خدا بالاتر است»: يادكرد خدا از نمازگزاران، بزرگ‏تر از يادكرد ايشان از اوست. نمی‏بينی كه می‏فرمايد: «پس مرا ياد كنيد، تا شما را ياد كنم»؟

بحار الأنوار: ج 82 ص 199.

الإمام الصادق عليه السلام: إنَّ فِي التَّوراةِ مَكتوبا: يَا ابنَ آدَمَ، اذكُرني حينَ تَغضَبُ أذكُركَ عِندَ غَضَبي؛ فَلا أمحَقُكَ فيمَن أمحَقُ.

امام صادق عليه السلام: در تورات نوشته است: «ای فرزند آدم! در زمانی كه به خشم می‏آيی، به ياد من باش تا در هنگام خشمم به ياد تو باشم و تو را با آنان كه نابود می‏كنم، نابود نكنم». (هنگام خشم مناسب است دو رکعت نماز بخوانیم مثل نماز خواندن مالک اشتر پس از بی احترامی بازاری با ایشان)

الكافي: ج 2 ص 304.

مصباح الشريعة فيما نَسَبَهُ إلَی الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام: اجعَل ذِكرَ اللّهِ مِن أجلِ ذِكرِهِ لَكَ؛ فَإِنَّهُ ذَكَرَكَ و هُوَ غَنِيٌّ عَنكَ، فَذِكرُهُ لَكَ أجَلُّ و أشهی و أتَمُّ مِن ذِكرِكَ لَهُ و أسبَقُ.

و مَعرِفَتُكَ بِذِكرِهِ لَكَ يورِثُكَ الخُضوعَ، وَ الاستِحياءَ، وَ الانكِسارَ، و يَتَوَلَّدُ مِن ذلِكَ رُؤيَةُ كَرَمِهِ و فَضلِهِ السّابِقِ، و تَخلُصُ لِوَجهِهِ، و تَصغُرُ عِندَ ذلِكَ طاعاتُكَ و إن كَثُرَت في جَنبِ مِنَنِهِ.

و رُؤيَتُكَ ذِكرَكَ لَهُ تورِثُكَ الرِّياءَ، وَ العُجبَ، وَ السَّفَهَ، وَ الغِلظَةَ في خَلقِهِ، وَ استِكثارَ الطّاعَةِ و نِسيانَ كَرَمِهِ و فَضلِهِ، و لا يَزدادُ بِذلِكَ مِنَ اللّهِ إلّا بُعدا، و لا يَستَجلِبُ بِهِ عَلی مُضِيِّ الأَيّامِ إلّا وَحشَةً.

مصباح الشريعة در سخنی كه به امام صادق عليه السلام نسبت داده شده است: خدای را از آن روی ياد كن كه او تو را ياد كرده است؛ چه، او با آن كه از تو بی‏نياز است، يادت كرده است. پس ياد كردن او از تو، مهم‏تر و خواستنی‏تر و كامل‏تر و پيش‏تر از ياد تو برای اوست.

اين كه بدانی او تو را ياد می‏كند، خود، برايت فروتنی و شرمساری و شكسته‏نفسی به بار می‏آورد، و اين خود، باعث می‏گردد كه بزرگواری و لطف پيشين او را نسبت به خودت ببينی و به او اخلاص ورزی، و در اين هنگام، طاعت‏هايت، هر اندازه بسيار باشد، در كنار نواخت‏های او كوچك می‏آيد.

ولی اگر يادكرد خويش از او را در نظر آوری، اين، برايت خودنمايی و خودپسندی و نابخردی و درشتی كردن با خلق او، و افزون شمردن طاعت خويش و از ياد بردن بزرگواری و لطف او را به بار آورد، و بدين سان، جز بر دوری تو از خدا افزوده نمی‏گردد، و با گذشت روزها، جز تنهايی به دست نمی‏آيد.

مصباح الشريعة: ص 47.

جامع الأخبار: أوحَی اللّهُ تَعالی إلی عيسَی بنِ مَريَمَ عليه السلام: يا عيسی، إنّي لا أنسی مَن يَنساني، فَكَيفَ أنسی مَن يَذكُرُني! أنَا لا أبخَلُ عَلی من عَصاني، فَكَيفَ أبخَلُ عَلی مَن يُطيعُني!

جامع الأخبار: خدای متعال به عيسی بن مريم عليه السلام وحی فرمود كه: «ای عيسی! من [حتّی‏] كسی را كه فراموشم كند، فراموش نمی‏كنم. پس چگونه كسی را كه به ياد من است، فراموش كنم؟! من [حتّی‏] به كسی كه نافرمانی‏ام كند، بخل نمی‏ورزم. پس چگونه به كسی كه فرمانم می‏برد، بخل و رزم؟!». (پس علت ندادن حاجت نمازگزاران بخل خداوند نیست، بلکه مانند پزشک مهربان است که ندادن او از روی حکمت و لطف است)

جامع الأخبار: ص 509.

راندن شيطان‏

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: إذا سَمِعَ الشَّيطانُ ذِكرَ اللّهِ، ذَهَبَ حَتّی يَكونَ كَمَكانِ الرَّوحاءِ

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: شيطان، هرگاه نام و ياد خدا را بشنود، تا محلّ روحاء دور می‏شود. (روحاء: محلّی ميان مكه و مدينه در سی و يا چهل ميلی مدينه است و نيز روستايی در رحبه شام است. به هر حال، مراد، جای دور دست است.)

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 1 ؛ حدیث 388

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: إذَا اجتَمَعَ قَومٌ يَذكُرونَ اللّهَ تَعالی، اعتَزَلَ الشَّيطانُ وَ الدُّنيا عَنهُم، فَيَقولُ الشَّيطانُ لِلدُّنيا: أ لا تَرَينَ ما يَصنَعونَ؟ فَتَقولُ الدُّنيا: دَعهُم، فَلَو قَد تَفَرَّقوا أخَذتُ بِأَعناقِهِم.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هرگاه عدّه‏ای گِرد آيند و به ياد خدای متعال بپردازند، (مثل نماز جماعت در مسجد) شيطان و دنيا از ايشان كناره می‏گيرند، و شيطان به دنيا می‏گويد: نمی‏بينی چه می‏كنند؟ دنيا می‏گويد: مهم نيست؛ زيرا پراكنده كه شدند، گردنشان را می‏گيرم. (در خلوت ها هم برای دوری شیاطین زیاد ذکر بگوییم و زیاد در جمع های مذعبی شرکت کنیم)

بحار الأنوار: ج 74 ص 189.

الإمام عليّ عليه السلام: ذِكرُ اللّهِ مَطرَدَةُ الشَّيطانِ.

امام علی عليه السلام: ياد خدا، مايه رانده شدن شيطان است.

غُرَر الحكم: ح 5162.

مصباح الشريعة فيما نَسَبَهُ إلَی الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام: لا يَتَمَكَّنُ الشَّيطانُ بِالوَسوَسَةِ مِنَ العَبدِ إلّا و قَد أعرَضَ عَن ذِكرِ اللّهِ، وَ استَهانَ بِأَمرِهِ، و أسكَنَ إلی نَهيِهِ، و نَسِيَ اطِّلاعَهُ عَلی سِرِّهِ.

مصباح الشريعة در سخنی كه به امام صادق عليه السلام نسبت داده شده است: شيطان، نمی‏تواند بنده را وسوسه كند، مگر آن كه خدا را از ياد ببرد و فرمان او را سبُك شمرده، و به نهی او روی آورده و فراموش كرده باشد كه خداوند، از درون او آگاه است. (راه نفوذ شیطان را ببندیم)

بحار الأنوار: ج 72 ص 124.

آرامش دل‏

الإمام علیّ عليه السلام: ذِكرُ اللّهِ جِلاءُ الصُّدورِ، و طُمَأنينَةُ القُلوبِ.

امام علی عليه السلام: ياد خدا، جلا دهنده سينه‏ها و آرام‏بخش دل‏هاست.

غُرَر الحكم: ح 5165.

گشايش سينه‏

الإمام عليّ عليه السلام: الذِّكرُ يَشرَحُ الصَّدرَ.

امام علی عليه السلام: ياد خدا، سينه را گشايش می‏بخشد. (شرح صدر ظرفيّت روحی، تحمّل و آرامش دل بهترین ابراز ریاست و تربیت است و هم مانع خشمِ شیطانی می شود)

غُرَر الحكم: ح 835.

جلای دل‏

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: إنَّ لِكُلِّ شَي‏ءٍ سَقالَةً، و إنَّ سَقالَةَ القُلوبِ ذِكرُ اللّهِ، و ما مِن شَي‏ءٍ أنجی‏ مِن عَذابِ اللّهِ مِن ذِكرِ اللّهِ.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هر چيزی را صيقل دهنده‏ای است و صيقل دهنده دل‏ها ياد خداست. هيچ چيز مانند ياد خدا، آدمی را از عذاب خدا نجات نمی‏دهد.

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 1 ؛ حدیث 407

شفای دل‏

الإمام عليّ عليه السلام: ذِكرُ اللّهِ دَواءُ أعلالِ النُّفوسِ.

امام علی عليه السلام: ياد خدا، داروی دردهای جان‏هاست.

غُرَر الحكم: ح 5169.

الإمام علیّ عليه السلام‏ مِن دُعائِهِ المَعروفِ بِدُعاءِ كُمَيلٍ: يا مَنِ اسمُهُ دَواءٌ، و ذِكرُهُ شِفاءٌ.

امام علی عليه السلام‏ از دعای ايشان، معروف به «دعای كميل»: ای كسی كه نامش دوا و يادش شفاست.

مصباح المتهجّد: ص 850.

زنده شدن دل‏

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: بِذِكرِ اللّهِ تَحيَا القُلوبُ، و بِنِسيانِهِ مَوتُها.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: با ياد خدا، دل‏ها زنده‏اند، و با فراموش كردن او می‏ميرند.

تنبيه الخواطر: ج 2 ص 120.

الإمام الكاظم عليه السلام: اللّهُمَّ ... صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ، و أحيِ قُلوبَنا بِذِكرِكَ.

امام كاظم عليه السلام: بار خدايا! ... بر محمّد و خاندان محمّد، درود فرست، و دل‏های ما را با ياد خودت زنده بدار.

بحار الأنوار: ج 86 ص 53.

روشنايی دل‏

الإمام علیّ عليه السلام: دَوامُ الذِّكرِ يُنيرُ القَلبَ وَ الفِكرَ.

امام علی عليه السلام: مداومت بر ياد خدا، دل و انديشه را روشن می‏گردانَد.

غُرَر الحكم: ح 5144.

الإمام علیّ عليه السلام: ثَمَرَةُ الذِّكرِ استِنارَةُ القُلوبِ.

امام علی عليه السلام: ثمره ياد خدا، نورانی شدن دل‏هاست.

غُرَر الحكم: ح 4631.

موفّقيت در كارها

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: اذكُرِ اللّهَ؛ فَإِنَّهُ عَونٌ لَكَ عَلی ما تَطلُبُ.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: خدا را ياد كن؛ زيرا ياد خدا، تو را در آنچه می‏طلبی، كمك می‏كند.

بحار الأنوار: ج 21 ص 60.

الإمام عليّ عليه السلام: خَيرُ مَا استَنجَحتَ بِهِ الامورَ ذِكرُ اللّهِ سُبحانَهُ.

امام علی عليه السلام: بهترين وسيله موفّقيت تو در كارها، ياد خداوند سبحان است.

غُرَر الحكم: ح 4987.

روزی بدون سرمايه‏

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: مَن أكثَرَ ذِكرَ اللّهِ رَزَقَهُ اللّهُ.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هر كه خدا را بسيار ياد كند، خداوند، روزی‏اش می‏دهد.

بحار الأنوار: ج 66 ص 325.

نيك‏نامی‏

الإمام عليّ عليه السلام: مَنِ اشتَغَلَ بِذِكرِ اللّهِ، طَيَّبَ اللّهُ ذِكرَهُ.

امام علی عليه السلام: هر كه به ياد خدا سرگرم شود، خداوند، نام و ياد او را خوش می‏گرداند.

غُرَر الحكم: ح 8235.

زدودن گناهان‏

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: كابِدُوا اللَّيلَ بِالصَّلاةِ، وَ اذكُرُوا اللّهَ كَثيرا؛ يُكَفِّر عَنكُم سَيِّئاتِكُم.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: رنج شب‏زنده‏داری با نماز را تحمّل كنيد، و خدای را بسيار ياد كنيد تا گناهانتان را از شما بزُدايد.

بحار الأنوار: ج 82 ص 223.

همدمی با خدا

الإمام عليّ عليه السلام: الذِّكرُ مِفتاحُ الانسِ.

امام علی عليه السلام: ياد خدا، كليد همدمی است.

غُرَر الحكم: ح 541.

الإمام علیّ عليه السلام: ذاكِرُ اللّهِ مُؤانِسُهُ.

امام علی عليه السلام: ياد كننده خدا، همدم اوست.

غُرَر الحكم: ح 5160.

رسول اللّه صلی الله عليه و آله‏ في دُعاءِ الجَوشَنِ الكَبيرِ: يا أنيسَ الذّاكِرينَ.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله‏ در دعای «جوشن كبير»: ای همدمِ ذاكران.

بحار الأنوار: ج 94 ص 395.

عدّة الداعي: في بَعضِ الأَحادِيثِ القُدسِيَّةِ: أيُّما عَبدٍ اطَّلَعتُ عَلی قَلبِهِ فَرَأَيتُ الغالِبَ عَلَيهِ التَّمَسُّكَ بِذِكري، تَوَلَّيتُ سِياسَتَهُ، و كُنتُ جَليسَهُ و مُحادِثَهُ و أنيسَهُ.

عدّة الداعی: در يكی از احاديث قدسی آمده است: «هر بنده‏ای كه بر دلش نظر افكنم و ببينم كه تمسّك به ياد من بر آن چيره است، تربيت او را خود بر عهده می‏گيرم و همنشين و همسخن و همدم او می‏شوم».

بحار الأنوار: ج 93 ص 162.

محبوبيت در نزد خداوند

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: مَن أكثَرَ ذِكرَ اللّهِ عز و جل أحَبَّهُ اللّهُ.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: كسی كه خداوند عز و جل را بسيار ياد كند، خداوند، او را دوست می‏دارد.

بحار الأنوار: ج 66 ص 325.

رسول الله صلی الله عليه و آله‏ في وَصِيَّتِهِ لِأَبي ذَرٍّ: يا أبا ذَرٍّ، إنَّ أحَبَّكُم إلَی اللّهِ جَلَّ ثَناؤُهُ أكثَرُكُم‏ ذِكرا لَهُ.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله‏ در سفارش به ابو ذر: ای ابو ذر! محبوب‏ترين شما نزد خداوند عز و جل‏ كسی است كه بيشتر به ياد او باشد.

بحار الأنوار: ج 77 ص 86.

الإمام عليّ عليه السلام: إذا رَأَيتَ اللّهَ سُبحانَهُ يُؤنِسُكَ بِذِكرِهِ، فَقَد أحَبَّكَ.

امام علی عليه السلام: هرگاه ديدی كه خداوند سبحان، تو را با يادش مأنوس ساخته است، بی‏گمان، دوستت دارد.

غُرَر الحكم: ح 4040.

مصونيت از اشتباه‏

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: قالَ اللّهُ سُبحانَهُ: إذا عَلِمتُ أنَّ الغالِبَ عَلی عَبدِي الاشتِغالُ بي، نَقَلتُ شَهوَتَهُ في مَسأَلَتي و مُناجاتي، فَإِذا كانَ عَبدي كَذلِكَ فَأَرادَ أن يَسهُوَ حُلتُ بَينَهُ و بَينَ أن يَسهُوَ، اولئِكَ أولِيائي حَقّا، اولئِكَ الأَبطالُ حَقّا.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: خداوند سبحان فرمود: «هرگاه بدانم كه بنده‏ام غالبا به ياد من است، خواست او را به درخواست و راز و نياز با خودم منتقل می‏كنم، و هرگاه بنده‏ام چنين [همواره خواهان درخواست از من و راز و نياز با من‏] باشد، اگر بخواهد اشتباه كند، مانع اشتباه كردنش می‏شوم. اينان، اوليای حقيقی من‏اند. اينان، پهلوانان حقيقی‏اند».

بحار الأنوار: ج 93 ص 162.

فرود آمدن فرشتگان‏

الإمام الصادق عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل يَقولُ لِمَلائِكَتِهِ عِندَ انصِرافِ أهلِ مَجالِسِ الذِّكرِ وَ العِلمِ إلی مَنازِلِهِم: اكتُبوا ثَوابَ ما شاهَدتُموهُ مِن أعمالِهِم. فَيَكتُبونَ لِكُلِّ واحِدٍ ثَوابَ عَمَلِهِ، و يَترُكونَ بَعضَ مَن حَضَرَ مَعَهُم فَلا يَكتُبونَهُ.

فَيَقولُ اللّهُ عز و جل: ما لَكُم لَم تَكتُبوا فُلانا أ لَيسَ كانَ مَعَهُم، و قَد شَهِدَهُم؟ فَيَقولونَ: يا رَبِّ، إنَّهُ لَم يَشرَك مَعَهُم بِحَرفٍ، و لا تَكَلَّمَ مَعَهُم بِكَلِمَةٍ!

فَيَقولُ الجَليلُ جَلَّ جَلالُهُ: أ لَيسَ كانَ جَليسَهُم؟ فَيَقولونَ: بَلی يا رَبِّ. فَيَقولُ: اكتُبوهُ مَعَهُم، إنَّهُم قَومٌ لا يَشقی بِهِم جَليسُهُم. فَيَكتُبوهُ مَعَهُم. فَيَقولُ تَعالی: اكتُبوا لَهُ ثَوابا مِثلَ ثَوابِ أحَدِهِم.

امام صادق عليه السلام: چون اهل مجلس‏های ذكر و علم به خانه‏هايشان باز گردند، خداوند عز و جل به فرشتگانش می‏فرمايد: «ثواب اعمالی را كه از ايشان ديده‏ايد، بنويسيد».

فرشتگان، برای هر يك ثواب عملش را بنويسند و يكی را كه در انجمن آنان حاضر بوده‏اند، وا می‏نهند و برايش چيزی نمی‏نويسند.

خداوند عز و جل می‏فرمايد: «چرا برای فلانی ننوشتيد؟ مگر نه اين كه با آنان بود و در جمعشان حضور داشت؟».

فرشتگان می‏گويند: «ای پروردگار ما! او حتّی يك حرف با آنان شريك نشد و يك كلمه با ايشان هم سخنی نكرد.

خداوند عز و جل می‏فرمايد: «آيا نه اين كه با آنان، همنشين بود؟». فرشتگان می‏گويند: چرا، ای پروردگار ما!

پس، خدای متعال می‏فرمايد: «برای او نيز ثوابی چون ثواب يكی از آنان بنويسيد».

بحار الأنوار: ج 1 ص 202.

فرود آمدن رحمت‏

الإمام عليّ عليه السلام: بِذِكرِ اللّهِ تُستَنزَلُ الرَّحمَةُ.

امام علی عليه السلام: با ياد خدا، رحمتْ فرود می‏آيد.

غُرَر الحكم: ح 4209.

تبديل شدن بدی‏ها به خوبی‏ها

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: ما جَلَسَ قَومٌ يَذكُرونَ اللّهَ إلّا نادی بِهِم مُنادٍ مِنَ السَّماءِ: قوموا؛ فَقَد بُدِّلَت‏ سَيِّئاتُكُم حَسَناتٍ، و غُفِرَ لَكُم جَميعا. و ما قَعَدَ عِدَّةٌ مِن أهلِ الأَرضِ يَذكُرونَ اللّهَ، إلّا قَعَدَ مَعَهُم عِدَّةٌ مِنَ المَلائِكَةِ.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هيچ گروهی برای ذكر خدا نمی‏نشينند، مگر اين كه [در پايان آن مجلس،] مُنادی‏ای از آسمان به آنان ندا می‏دهد: «برخيزيد كه بدی‏هايتان به‏ خوبی بدل شده و همه شما آمرزيده شديد». و هيچ تعدادی از زمينيان برای ذكر خدا نمی‏نشينند، مگر اين كه تعدادی از فرشتگان نيز با آنان می‏نشينند.

بحار الأنوار: ج 93 ص 162.

درآمدن به باغ‏های بهشت‏

الإمام عليّ عليه السلام: قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله عليه و آله: بادِروا إلی رِياضِ الجَنَّةِ. قالوا: و ما رِياضُ الجَنَّةِ؟ قالَ: حَلَقُ الذِّكرِ.

امام علی عليه السلام: پيامبر خدا فرمود: «به سوی باغ‏های بهشت بشتابيد». گفتند: باغ‏های بهشت، كدام‏اند؟ فرمود: «انجمن‏های ياد خدا».

بحار الأنوار: ج 93 ص 156.

خير دنيا و آخرت‏

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: مَن اعطِيَ لِسانا ذاكِرا، فَقَد اعطِيَ خَيرَ الدُّنيا وَ الآخِرَةِ.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: به هر كس زبانی ذكر داده شود، خير دنيا و آخرتْ داده شده است. (یکی از اجزای مهم نماز های واجب و مستحبی ذکر می گوییم و خداوند با نماز ما را به ذکر زبانی عادت می دهد)

الكافي: ج 2 ص 499.

فصل دهم: زيان‏های فراموش كردن خدا

سنگ‏دلی‏

عن عليّ بن عيسی رفعه: إنَّ موسی عليه السلام ناجاهُ اللّهُ تَبارَكَ و تَعالی فَقالَ لَهُ في مُناجاتِهِ: ... يا موسی، لا تَنسَني عَلی كُلِّ حالٍ، و لا تَفرَح بِكَثرَةِ المالِ؛ فَإِنَّ نِسياني يُقسِي القُلوبَ، و مَعَ كَثرَةِ المالِ كَثرَةُ الذُّنوبِ.

علی بن عيسی، سند حديث را به يكی از اهل بيت عليهم السلام می‏رساند: خداوند تبارك و تعالی با موسی عليه السلام نجواكنان سخن گفت و در نجواهايش به او فرمود: «... ای موسی! مرا در هيچ حالی از ياد مبر و به فراوانی دارايی خود، شادمان مشو؛ زيرا از ياد بردن من، دل‏ها را سخت می‏گرداند. فراوانی ثروت، فراوانی گناه را به همراه دارد».

بحار الأنوار: ج 13 ص 334.

نظر علامه طباطبایی درباره آیه «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً ‏». (طه: 124تا 127)

علّامه طباطبايی قدّس سره می‏گويد: «فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً» ، يعنی زندگی سخت و تنگ؛ زيرا كسی كه پروردگارش را فراموش كند و از ياد او بِبُرد، تنها چيزی كه برايش می‏ماند، اين است كه به دنيا بچسبد و آن را تنها مطلوب خود قرار دهد كه برای آن بكوشد و در جهت زندگی‏اش و توسعه آن و برخورداری از آن، اهتمام ورزد و به آن مقدار از معاش كه به او داده شده، كم باشد يا بسيار، بسنده نكند؛ زيرا هر چه به دست آورد و مالك شود، بدان قانع نمی‏شود و بيشتر و بيشتر می‏خواهد و نقطه پايانی برای خواسته‏اش نيست. بنا بر اين، هيچ‏گاه از آنچه به دست می‏آورد، خرسند نمی‏شود و به بيشتر از آن دل می‏بندد. از طرف ديگر، نگرانی و غم و اندوه و تشويش و اضطراب و ترس از دچار شدن به بلاها و روی آوردن ناملايمات، از قبيل مرگ و بيماری و آفت و حسادت بدخواهان و مكر مكّاران و به نتيجه نرسيدن تلاش و جدا شدن از عزيزان، بر وی هجوم می‏آورند، در حالی كه اگر مقام پروردگارش را بشناسد و پيوسته به ياد او باشد و فراموشش نكند و يقين كند كه نزد پروردگارش حياتی ناآميخته با مرگ و مُلكی زوال‏ناپذير و عزّتی دور از ذلّت و شادمانی و سرور و رفعت و كرامتی بی‏اندازه و بی پايان خواهد داشت. نيز يقين خواهد كرد كه دنيا، سرای گذر است و زندگی دنيا در برابر با زندگی آخرت، چند صباحی بيشتر نيست. آری! اگر اينها را بداند، آنگاه نفسش به آنچه از دنيا برايش مقدّر شده است، خرسند و قانع خواهد شد و به همان زندگی و معاشی كه داده شده، بسنده خواهد كرد، بدون آن كه در زندگی‏اش احساس تنگی و سختی كند. (الميزان فی تفسير القرآن: ج 14 ص 225).