گلچین کتاب چهار جلدی نهج الذکر ؛ محمدی ری شهری
مردن دل
الإمام الصادق عليه السلام: فيما ناجَی اللّهُ بِهِ موسی عليه السلام، قالَ: يا موسی، لا تَنسَني عَلی كُلِّ حالٍ؛ فَإِنَّ نِسياني يُميتُ القَلبَ.
امام صادق عليه السلام: از جمله سخنان نجواآميزی كه خدا با موسی عليه السلام گفت، اين بود كه: «ای موسی! مرا در هيچ حال، فراموش مكن؛ زيرا فراموش كردن من، دل را میميرانَد».
بحار الأنوار: ج 13 ص 344.
بدی دنيا و آخرت
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: ما مِن ساعَةٍ تَمُرُّ بِابنِ آدَمَ لَم يَذكُرِ اللّهَ فيها، إلّا تَحَسَّرَ عَلَيها يَومَ القِيامَةِ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هر لحظهای كه بر آدمی بگذرد و در آن ياد خدا نكند، روز قيامت بر آن لحظه افسوس میخورد.
محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 1 ؛ حدیث 510
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: ما مِن قَومٍ اجتَمَعوا في مَجلِسٍ فَلَم يَذكُرُوا اسمَ اللّهِ عز و جل، و لَم يُصَلُّوا عَلی نَبِيِّهِم، إلّا كانَ ذلِكَ المَجلِسُ حَسرَةً و وَبالًا عَلَيهِم.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هرگاه عدّهای در مجلسی گِرد آيند و نام خداوند عز و جل را نبرند و بر پيامبرشان درود نفرستند، آن مجلس، مايه افسوس و گزند آنان خواهد شد. (مؤمنین وقتی در مسجد جمع می شوند و نماز می گذارند در تشهد نماز بر پیامبر صلوات می فرستند)
بحار الأنوار: ج 93 ص 161.
داود عليه السلام في مُناجاتِهِ: إذا رَأَيتَني اجاوِزُ مَجالِسَ الذّاكِرينَ إلی مَجالِسِ الغافِلينَ فَاكسِر رِجلي؛ فَإِنَّها نِعمَةٌ تُنعِمُ بِها عَلَيَّ.
داود عليه السلام در مناجاتش: هرگاه مرا ديدی كه از مجالس ياد كنندگان [خدا] به مجالس غافلان [از ياد خدا] رفتم، پايم را بشكن؛ زيرا اين كار، لطفی است كه به من میكنی.
ربيع الأبرار: ج 2 ص 247.
عن المفضّل بن عمر: سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّهِ جَعفَرَ بنَ مُحَمَّدٍ الصّادِقَ عليه السلام عَنِ العِشقِ، فَقالَ: قُلوبٌ خَلَت مِن ذِكرِ اللّهِ، فَأَذاقَهَا اللّهُ حُبَّ غَيرِهِ.
مفضّل بن عمر: از ابو عبد اللّه امام صادق عليه السلام در باره عشق پرسيدم. فرمود: «دلهايی هستند كه از ياد خدا تهی شدهاند و خداوند هم محبّت غير خود را به آنها چشانيده است».
بحار الأنوار: ج 73 ص 158.
تحليلی در باره بركات ياد خدا و زيانهای فراموش كردن او
جامعترين بركات ياد خدا
خداوند متعال، وعده قطعی داده است كه هر كس او را ياد كند، او نيز متقابلًا ياد كننده خود را ياد مینمايد، و اين، جامعترين بركت ذكر است:
«فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ. مرا ياد كنيد تا شما رای ياد كنم».( بقره: آيه 152)
همه آثار و بركات ذكر، در جمله «أَذْكُرْكُمْ؛ تا شما را ياد كنم» خلاصه شده است و بی ترديد، ياد كردن خداوند متعال از ياد كننده خود، به معنای توجّه علمی به او نيست؛ چرا كه توجّه علمی (آگاهی داشتنِ) او به همه چيز و همه كس، يكسان است؛ بلكه مقصود، ياد كردن با نعمت و رحمت و احسان و رضوان است و بدين سان، مراتب نعمت و رحمتِ متقابل الهی نسبت به ياد كننده خود، متناسب با مراتب ذكر اوست. هر چه ذكر، عميقتر و گستردهتر باشد، بركات الهی، ذاكر را بيشتر فرا خواهد گرفت.
زيانهای فراموش كردن خدا
همان گونه كه جامعترين بركتِ ياد خدا، ياد كردن متقابل پروردگار از ذاكر است، خطرناكترين زيان فراموشی خداوند متعال، فراموشی متقابل فراموشكار از جانب خداوند متعال است كه به معنای رها كردنِ فراموشكار و قطع رحمت از او خواهد بود.
هنگامی كه انسان به حال خود رها شود، دچار خودفراموشی میگردد:
«نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ. [به كلّی] خدا را فراموش كردند، خدا هم نفوس آنان را از يادشان برد. (حشر: آيه 19.)
در اين حال، شيطان بر آدمی مسلّط میگردد و او را به كارهای ناشايست، وا میدارد و در اثر گناه، آينه دلش زنگار میگيرد و به قساوت قلب، مبتلا میشود. زندگی، بر چنين انسانی، سخت و تنگ میگردد و انواع بدیها، مصيبتها و گرفتاریهای دنيا و آخرت، او را احاطه مینمايند.
بخش دوم: بسمله: (گفتنِ «بسم اللّه»)
معنای ذكر «بسم اللّه»
امام رضا عليه السلام فرمودند: مَعنی قَولِ القائِلِ: «بِسمِ اللّهِ»، أی أسِمُ عَلی نَفسي سِمَةً مِن سِماتِ اللّهِ عز و جل و هِيَ العِبادَةُ.
وقتی گوينده میگويد: «به نام خدا»، يعنی: نشان و داغی از نشانها و داغهای خداوند عز و جل را بر خود مینهم كه همان بندگی باشد.
اين تفسير زيبا و دقيق، بدان معناست كه تنها كسی میتواند در گفتن اين ذكر هنگام انجام دادن كارها صادق باشد كه حقيقتا خود را مستقل نداند، بلكه بنده خدا بداند؛ چرا كه اين ذكر، نشانه بندگی است.
به تعبير ديگر، كسی میتواند صادقانه «بسم اللّه» بگويد كه باور كرده باشد هيچ توان و نيرويی برای انجام دادن كار، جز از جانب خداوند متعال نيست: «و لا حول و لا قوّة إلّا باللّه». چنين كسی به بيان منقول از امير مؤمنان در تفسير «بسم اللّه»، میتواند بگويد: بِهذَا الإِسمِ أعمَلُ هذَا العَمَلَ. با اين نام، اين كار را به انجام میرسانم.
امّا كسی كه برای خداوند متعال در كار خود، نقشی قائل نيست، نمیتواند علامت بندگی بر خود بگذارد و ذكر شريف «بسم اللّه» را صادقانه بر زبان جاری سازد.
فضيلت تعليم «بسم اللّه»
پيامبر خدا میفرمايد: إنَّ المُعَلِّمَ إذا قالَ لِلصَّبِيِّ: قُل: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»، فَقالَ الصَّبِی: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»، كَتَبَ اللّهُ بَراءَةً لِلصَّبِی، و بَراءَةً لِلمُعَلِّمِ، و بَراءَةً لِأَبَوَيهِ مِنَ النّارِ.
معلّم، هرگاه به كودك بگويد: بگو: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» و كودك بگويد: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ».، خداوند، يك بَرات آزادی از دوزخ برای كودك، يكی برای معلّم و يكی برای پدر و مادر او مینويسد.
بحار الأنوار: ج 92 ص 257.
فصل يكم: تفسير «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»
معنای «اسم»
الإمام الكاظم عليه السلام لَمّا سُئِلَ عَن مَعنَی اللّهِ: استَولی عَلی ما دَقَّ و جَلَّ.
امام كاظم عليه السلام در پاسخ به پرسش در باره معنای اللّه: [يعنی] هر ريز و درشتی در قبضه قدرت اوست.
بحار الأنوار: ج 4 ص 181.
معنای اللّه
الإمام العسكريّ عليه السلام في تَفسيرِ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»: ... بِسمِ اللّهِ؛ أي أستَعينُ عَلی اموري كُلِّها بِاللّهِ الَّذي لا تَحِقُّ العِبادَةُ إلّا لَهُ، المُغيثِ إذَا استُغيثَ، وَ المُجيبِ إذا دُعِيَ.
و هُوَ ما قالَ رَجُلٌ لِلصّادقِ عليه السلام: يَا ابنَ رَسولِ اللّهِ، دُلَّني عَلَی اللّهِ ما هُوَ؟ فَقَد أكثَرَ عَلَيَّ المُجادِلونَ و حَيَّروني!
فَقالَ لَهُ: يا عَبدَ اللّهِ، هَل رَكِبتَ سَفينَةً قَطُّ؟ قالَ: نَعَم.
قالَ: فَهَل كُسِرَ بِكَ حَيثُ لا سَفينَةَ تُنجيكَ و لا سِباحَةَ تُغنيكَ؟ قالَ: نَعَم.
قالَ: فَهَل تَعَلَّقَ قَلبُكَ هُنالِكَ أنَّ شَيئا مِنَ الأَشياءِ قادِرٌ عَلی أن يُخَلِّصَكَ مِن وَرطَتِكَ؟ فَقالَ: نَعَم.
قالَ الصّادِقُ عليه السلام: فَذلِكَ الشَّيءُ هُوَ اللّهُ القادِرُ عَلَی الإِنجاءِ حَيثُ لا مُنجِيَ، و عَلَی الإِغاثَةِ حَيثُ لا مُغيثَ...
إنَّ قَولَكَ «اللّهُ» أعظَمُ اسمٍ مِن أسماءِ اللّهِ عز و جل؛ و هُوَ الاسمُ الَّذي لا يَنبَغي أن يُسَمّی بِهِ غَيرُ اللّهِ، و لَم يَتَسَمَّ بِهِ مَخلوقٌ.
فَقالَ الرَّجُلُ: فَما تَفسيرُ قَولِهِ: «اللّهُ»؟
قالَ: هُوَ الَّذي يَتَأَلَّهُ إلَيهِ عِندَ الحَوائِجِ وَ الشَّدائِدِ كُلُّ مَخلوقٍ عِندَ انقِطاعِ الرَّجاءِ مِن جَميعِ مَن دونَهُ، و تَقَطُّعِ الأَسبابِ مِن كُلِّ مَن سِواهُ، وَ ذلِكَ أنَّ كُلَّ مُتَرَئِّسٍ في هذِهِ الدُّنيا و مُتَعَظِّمٍ فيها، و إن عَظُمَ غِناؤُهُ و طُغيانُهُ، و كَثُرَت حَوائِجُ مَن دونَهُ إلَيهِ، فَإِنَّهُم سَيَحتاجونَ حَوائِجَ لا يَقدِرُ عَلَيها هذَا المُتَعاظِمُ، و كَذلِكَ هذَا المُتَعاظِمُ يَحتاجُ حَوائِجَ لا يَقدِرُ عَلَيها، فَيَنقَطِعُ إلَی اللّهِ عِندَ ضَرورَتِهِ و فاقَتِهِ، حَتّی إذا كُفِيَ هَمَّهُ عادَ إلی شِركِهِ. أما تَسمَعُ اللّهُ عز و جل يَقولُ: «قُلْ أَ رَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُ اللَّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَ غَيْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شاءَ وَ تَنْسَوْنَ ما تُشْرِكُونَ». (الأنعام: 40 و 41)
فَقالَ اللّهُ عز و جل لِعِبادِهِ: أيُّهَا الفُقَراءُ إلی رَحمَتي، إنّي قَد ألزَمتُكُمُ الحاجَةَ إليَّ في كُلِّ حالٍ، و ذِلَّةَ العُبودِيَّةِ في كُلِّ وَقتٍ، فَإِلَيَّ فَافزَعوا في كُلِّ أمرٍ تَأخُذونَ فيهِ و تَرجونَ تَمامَهُ و بُلوغَ غايَتِهِ، فَإِنّي إن أرَدتُ أن اعطِيَكُم لمَ يَقدِر غَيري عَلی مَنعِكُم، و إن أرَدتُ أن أمنَعَكُم لَم يَقدِر غَيري عَلی إعطائِكُم، فَأَنَا أحَقُّ مَن سُئِلَ، و أولی مَن تُضُرِّعَ إلَيهِ.
فَقولوا عِندَ افتِتاحِ كُلِّ أمرٍ صَغيرٍ أو عَظيمٍ: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ؛ أي أستَعينُ عَلی هذَا الأَمِرِ بِاللّهِ الَّذي لا يَحِقُّ العِبادَةُ لِغَيرِهِ، المُغيثِ إذَا استُغيثَ، المُجيبِ إذا دُعِيَ، الرَّحمنِ الَّذي يَرحَمُ بِبَسطِ الرِّزقِ عَلَينا، الرَّحيمِ بِنا في أديانِنا و دُنيانا و آخِرَتِنا، خَفَّفَ عَلَينَا الدِّينَ و جَعَلَهُ سَهلًا خَفيفا، و هُوَ يَرحَمُنا بِتَمييزِنا مِن أعدائِهِ.
ثُمَّ قالَ: قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله عليه و آله: مَن حَزَنَهُ أمرٌ تَعاطاهُ فَقالَ: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» و هُوَ مُخلِصٌ للّهِ يُقبِلُ بِقَلبِهِ إلَيهِ، لم يَنفَكَّ مِن إحدَی اثنَتَينِ: إمّا بُلوغِ حاجَتِهِ فِي الدُّنيا، و إِمّا يُعَدُّ لَهُ عِندَ رَبِّهِ و يُدَّخَرُ لَدَيهِ، و ما عِندَ اللّهِ خَيرٌ و أبقی لِلمُؤمِنينَ.
امام عسكری عليه السلام در تفسير «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»: ... «بسم اللّه»؛ يعنی در همه كارهايم از آن خدايی كمك میجويم كه پرستش، جز حقّ او نيست؛ همو كه هرگاه فريادخواهی شود، به فرياد میرسد، و هرگاه او را بخوانند، پاسخ میدهد.
اين، همان چيزی است كه مردی به امام صادق عليه السلام گفت: ای فرزند پيامبر خدا! مرا به خدا راه نمايی كن كه چيست؟ زيرا مجادلهكنندگان، بر من هجوم آوردهاند و سرگشتهام ساختهاند!
به او فرمود: «ای بنده خدا! آيا هرگز سوار كشتی شدهای؟». گفت: آری.
فرمود: «آيا شده كه كشتیات درهم شكند و نه كشتی ديگری باشد كه نجاتت دهد، و نه شنا كردن به كارت آيد؟». گفت: آری.
فرمود: «آيا در آن هنگام، از دلت گذشته است كه موجودی از موجودات میتواند تو را از نابودی بِرَهاند؟». گفت: آری.
فرمود: «آن موجود، همان خداست كه میتواند آنگاه كه نجاتبخشی نيست، نجاتت دهد و آنگاه كه فريادرسی نيست، به فريادت برسد».
... كلمه" اللّه" بزرگترين نام از نامهای خداوند عز و جل است. اين، نامی است كه جز بر خدا نسزد و بر كسی ننهاد، و هيچ مخلوقی بدان ناميده نمیشود.
مرد گفت: تفسير [و معنای] كلمه «اللّه» چيست؟
فرمود: «يعنی موجودی كه هر مخلوقی در وقت نيازها و سختیها، آنگاه كه از هر آنچه جز اوست، قطع اميد شود و رشتهها از ما سوای او به كلّی بُريده گردد، به او پناه میبرد؛ چرا كه هر رئيسی و هر بزرگی در اين دنيا، هر اندازه هم توانگر و قدرتمند باشد و فرودستانش به او نيازمند باشند، باز اين فرودستان، نيازهايی خواهند داشت كه آن بزرگ، از عهده برآوردن آنها بر نمیآيد. خود آن بزرگ نيز نيازهايی پيدا میكند كه قادر به تأمين آنها نيست. در اين صورت، دست نياز و درويشی به سوی خدا بر میدارد؛ امّا چون خواستهاش برآورده شد، به شرك خويش باز میگردد. نشنيدهای كه خداوند عز و جل میفرمايد: «بگو: آيا ديدهايد اگر عذاب خدا، يا رستاخيز آيدتان، آيا جز خدا را میخوانيد، اگر راستگوييد؟ نه، كه تنها او را میخوانيد و او اگر بخواهد اندوهی را كه او را بدان میخوانيد، از شما باز گشايد و آنچه را شريك قرار میدهيد، از ياد ببريد».
پس، خداوند عز و جل به بندگانش میفرمايد: «ای نيازمندانِ به رحمت من! شما را در هر حال، نيازمند خودم، و در هر زمان، بنده خوار خودم قرار دادهام. پس در هر كاری كه در پيش میگيريد و به اتمام آن و رسيدن به نهايتش چشم اميد بستهايد، به من متوسّل شويد؛ زيرا من اگر بخواهم به شما عطا كنم، هيچ كس نمیتواند مانع شود، و اگر بخواهم مانع شوم، هيچ كس نمیتواند به شما عطا كند. پس من، سزاوارترين كس هستم برای اين كه از او چيزی بخواهند، و شايستهترين كس هستم برای اين كه به او التماس شود.
بنا بر اين، در آغاز هر كاری، كوچك يا بزرگ،" بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ " بگوييد؛ يعنی در اين كار، از خدايی كمك میگيريم كه بندگی، سزاوار غير از او نيست؛ همو كه هرگاه از وی فريادخواهی شود، به فرياد میرسد، و هرگاه خوانده شود، پاسخ میدهد. بخشندهای كه از سرِ مهر، سفره روزی را بر ما گسترده است؛ مهربانی كه در دين ما و دنيا و آخرتمان با ما مهربان است. دين را بر ما سبُك گرفت و آن را آسان قرار داد، و با جدا ساختن ما از دشمنان خود، به ما رحم میآورد».
سپس فرمود: «پيامبر خدا فرمود:" هر كه را پيشامدی اندوهگين گردانَد و از روی اخلاص و توجّه قلبی به خداوند بگويد: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، از دو حال خارج نخواهد بود: يا در دنيا به حاجتش میرسد، يا اين كه نزد
پروردگارش برای او به حساب میآيد و برايش ذخيره میشود؛ و البته آنچه نزد خداست، برای مؤمنان، بهتر و ماندگارتر است"».
بحار الأنوار: ج 92 ص 232.
معنای «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»
الإمام الصادق عليه السلام: لَقَد دَخَلَ عَبدُ اللّهِ بنُ يَحيی عَلی أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام فَقالَ: ... يا أميرَ المُؤمِنينَ، ما تَفسيرُ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»؟
قالَ عليه السلام: إنَّ العَبدَ إذا أرادَ أن يَقرَأَ أو يَعمَلَ عَمَلًا و يَقولُ «بِسمِ اللّهِ»: أي بِهذَا الاسمِ أعمَلُ هذَا العَمَلَ، فَكُلُّ أمرٍ يَعمَلُهُ يَبدَأُ فيهِ ب «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» فَإِنَّهُ يُبارَكُ لَهُ فيهِ.
امام صادق عليه السلام: عبد اللّه بن يحيی بر اميرمؤمنان وارد شد و گفت: ... ای امير مؤمنان! تفسير «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» چيست؟
فرمود: «بنده، هرگاه بخواهد بخواند يا كاری انجام دهد و«بسم اللّه» بگويد، معنايش اين است كه من با اين نام، اين كار را انجام میدهم. پس، هر كاری را كه انجام میدهد، با «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» آغاز كند، در آن كار به او بركت داده میشود».
بحار الأنوار: ج 92 ص 242.
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» سُنَّةُ اللّهِ، سَبَقَت رَحمَةُ اللّهِ غَضَبَهُ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»، قانون خداست. رحمت خدا بر غضب او پيشی دارد.
بحار الأنوار: ج 9 ص 338.
فصل دوم: ويژگیهای «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»
نزديكترين چيز به اسم اعظم است
الإمام الباقر عليه السلام: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» أقرَبُ إلَی اسمِ اللّهِ الأَعظَمِ مِن ناظِرِ العَينِ إلی بَياضِها.
امام باقر عليه السلام: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»، به اسم اعظم خدا نزديكتر از مردمك چشم به سفيدی آن است.
بحار الأنوار: ج 92 ص 233.
الإمام الصادق عليه السلام ... «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ» هُوَ اسمُ اللّهِ الأَكبَرُ.
امام صادق عليه السلام : ... «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» ، بزرگترين نام خداست.
بحار الأنوار: ج 92 ص 236.
الإمام الرضا عليه السلام: مَن قالَ بَعدَ صَلاةِ الفَجرِ: «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ، لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ العَليِّ العَظيمِ» مائَةَ مَرَّةٍ، كانَ أقرَبَ إلَی اسمِ اللّهِ الأَعظَمِ مِن سَوادِ العَينِ إلی بَياضِها، و إِنَّهُ دَخَلَ فيهَا اسمُ اللّهِ الأَعظَمُ.
امام رضا عليه السلام: هر كس بعد از نماز صبح، صد مرتبه بگويد: «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ، لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ العَليِّ العَظيمِ»، به نام اعظم خدا نزديكتر از سياهی چشم به سفيدی آن باشد. نام اعظم خدا، داخل در اين جمله است.
بحار الأنوار: ج 86 ص 162.
سرآغاز هر كتاب آسمانی است
الإمام الباقر عليه السلام: فَإِذا قَرَأتَ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» فَلا تُبالي أن لا تَستَعيذَ، و إذا قَرَأتَ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» سَتَرَتكَ فيما بَينَ السَّماءِ وَ الأَرضِ.
امام باقر عليه السلام: پس هرگاه «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» گفتی، ديگر باكی نيست كه استعاذه (أعوذ باللّه من الشيطان الرجيم) نگويی؛ زيرا هرگاه «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» بگويی، تو را از [گزند] آنچه ميان آسمان و زمين است، میپوشاند.
الكافي: ج 3 ص 313.
باعظمتترين آيه در كتاب خدا
عن سليمان الجعفري: سُئِلَ أبُو الحَسَنِ عليه السلام: أيُّ آيَةٍ أعظَمُ في كِتابِ اللّهِ؟ فَقالَ: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ».
سليمان جعفری: از ابو الحسن ( امام كاظم يا امام رضا عليهما السلام) سؤال شد: باعظمتترين آيه در كتاب خدا، كدام آيه است؟ فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ».
بحار الأنوار: ج 92 ص 238.