رسول اللّه صلی الله عليه و آله: مَن أرادَ أن يُنجِيَهُ اللّهُ مِنَ الزَّبانِيَةِ التِّسعَةَ عَشَرَ، فَليَقرَأ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» فَإِنَّها تِسعَةَ عَشَرَ حَرفا، لِيَجعَلَ اللّهُ كُلَّ حَرفٍ مِنها جُنَّةً مِن واحِدٍ مِنهُم.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هر كس می‏خواهد كه خداوند، او را از نگهبانانِ نوزده‏گانه دوزخ نجات دهد، «بسم اللّه الرحمن الرحيم» را بخواند؛ زيرا اين ذكر، نوزده حرف است، تا خداوند، هر حرفی از آن را سپر او در برابر يكی از آن نگهبانان دوزخ قرار دهد.

بحار الأنوار: ج 92 ص 257.

فصل پنجم: آداب «بسم اللّه» گفتن‏

بلند گفتن‏

الإمام الصادق عليه السلام: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» أحَقُّ ما اجهِرَ بِهِ‏. (جَهَرَ الكلامَ و بالكلامِ: أعلَنَ به ؛ جَهَرَ بالقَولِ: رَفَعَ به صوتَه)

امام صادق عليه السلام: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»، سزاوارترين چيز به خوانده شدن با صدای بلند است.

بحار الأنوار: ج 85 ص 82.

الإمام الباقر عليه السلام: كانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله عليه و آله يَجهَرُ بِ‏ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» يَرفَعُ بِها صوتَهُ، فَإِذا سَمِعَهَا المُشرِكونَ وَلَّوا مُدبِرينَ، فَأَنزَلَ اللّهُ جَلَّ ذِكرُهُ: «وَ إِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلی‏ أَدْبارِهِمْ نُفُوراً».

امام باقر عليه السلام: پيامبر خدا، «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» را با صدای بلند می‏گفت و قريش با شنيدن آن می‏گريختند. پس خداوند عز و جل اين آيه را فرو فرستاد: «و هرگاه در قرآن، پروردگارت را بر يكتايی‏اش ياد كنی، از سرِ بيزاری، پشت می‏كنند و می‏گريزند».

بحار الأنوار: ج 85 ص 82.

الإمام عليّ عليه السلام: إنَّ النَّبِيَّ صلی الله عليه و آله كانَ يَجهَرُ فِي المَكتوباتِ بِ‏ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ».

امام علی عليه السلام: پيامبر صلی الله عليه و آله در نمازهای واجب، «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» را بلند می‏گفت.

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 1 ؛ حدیث 677

عن صفوان الجمّال: صَلَّيتُ خَلفَ أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام أيّاما، فَكانَ إذا كانَت صلاةٌ لا يُجهَرُ فيها، جَهَرَ بِ‏ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»، و كانَ يَجهَرُ فِي السّورَتَينِ جَميعا.

صفوان جمّال گفت: چند روز پشت سرِ امام صادق عليه السلام نماز خواندم. ايشان، در نمازی هم كه بلند خوانده نمی‏شود، «بسم اللّه الرحمن الرحيم» را بلند می‏گفت، و در هر دو سوره، بلند می‏گفت.

الكافي: ج 3 ص 315.

عن رجاء بن أبي الضحّاك: بَعَثَنِي المَأمونُ في إِشخاصِ عَليِّ بنِ موسی عليه السلام مِنَ المَدينَةِ ... فَكُنتُ مَعَهُ مِنَ المَدينَةِ إلی مَروٍ... و كانَ عليه السلام يَجهَرُ بِ‏ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» في جَميعِ صَلَواتِهِ؛ بِاللَّيلِ وَ النَّهارِ.

رجاء بن ابی ضحّاك: مأمون، مرا فرستاد تا علی بن موسی [الرضا عليه السلام‏] را از مدينه [به خراسان‏] بياورم ... من از مدينه تا مرو با ايشان بودم. ... در همه نمازهايش، در شب و روز، «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» را بلند می‏گفت.

بحار الأنوار: ج 85 ص 79.

نيكو نوشتن «بسم اللّه»

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: مَن كَتَبَ‏ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» فَجَوَّدَهُ تَعظيما للّهِ، غَفَرَ اللّهُ لَهُ.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هر كس‏ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» بنويسد و آن را، به احترام خداوند، نيكو بنويسد، خدا او را می‏آمرزد.

بحار الأنوار: ج 92 ص 34.

بخش سوم: تسبيح: (گفتن سبحان اللّه)

واژه‏شناسی «تسبيح»

واژه «تسبيح»، مصدر است از ريشه «سبح». اين كلمه، در اصل به معنای حركت سريع در آب است و از آنجا كه لازمه حركت سريع، دور شدن از مبدأ حركت و نزديك شدن به مقصد است، اين مادّه درباره دور شدنِ چيزی نيز به كار می‏رود. از اين باب، كاربرد «تسبيح» در مورد خداوند متعال، به معنای تنزيه و دور شمردن او از انواع كاستی‏ها و ناشايستگی‏ها، و نزديكی تسبيحگو به خداوند متعال و سهولت فرمانبری از اوست.

به نظر می‏رسد كه كثرت استعمال تسبيح در تنزيه خداوند متعال، اين واژه را در اين معنا تثبيت نموده است. از اين رو، ابن فارِس، معنای اصلی مادّه «سبح» را به دو اصل برگردانده است:

مادّه «سبح» و «سبحان»، علَم جنس و اسم مصدر است به معنای تسبيح. خليل بن احمد فراهيدی، در بيان معنای «سبحان اللّه» می‏گويد: سبحان اللّه، يعنی: منزّه و وارسته دانستن خداوند از هر چيزی كه سزاوار نيست به آن چيز وصف شود. منصوب بودن «سبحانَ»، به اعتبار قرار گرفتن در موضع فعل است، به معنای «تسبيحاً للّه»؛ يعنی: خدا را پاك و منزّه می‏دارم.

تسبيح، در قرآن و حديث‏

در قرآن كريم، مادّه «سبح» و برگرفته‏های آن، 92 بار به كار رفته است. ابن اثير می‏گويد:

تسبيح در اصل، به معنای منزّه و پاك و مبرّا دانستن از نقايص و كاستی‏هاست و سپس توسّعاً، در موارد نزديك به اين معنا نيز به كار رفته است. گاه تسبيح، مجازاً بر ديگر انواع ذكر (مانند: تحميد و تمجيد و غيره) نيز اطلاق می‏شود. گاه به نماز نافله نيز «سُبحه» می‏گويند و گفته می‏شود: «قَضَيتُ سُبحَتی؛ نافله‏ام را به جا آوردم».

تسبيحگوی حقيقی‏

تسبيحگوی حقيقی، كسی است كه باور كرده كه خداوند متعال در ذات و صفات و افعال، هيچ گونه كاستی‏ای ندارد و عظمت اين معنا را درك نموده است. بنا بر اين، كسی كه حتّی در دل، بر مقدّرات الهی اعتراض دارد، نمی‏تواند در گفتن ذكر تسبيح، صادق باشد.

راز همراهی «تسبيح» و «تحميد»

با تأمّل در مفهوم حقيقی «تسبيح»، راز همراهی اين ذكر و ذكرِ «تحميد» در قرآن‏ و دعاها روشن می‏گردد و اين كه چرا فرشتگان، همراه تسبيح خداوند منّان، او را حمد می‏كنند:

«وَ تَرَی الْمَلائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ. (زمر: آيه 75)

و فرشتگان را می‏بينی كه حلقه‏زنان بر گِرد عرش، پروردگار خود را تسبيح می‏گويند و می‏ستايند».

بلكه همه چيز در جهان آفرينش، در كنار تسبيح حق تعالی، او را تحميد نيز می‏نمايد:

«وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ. (اسراء: آيه 44.)

هيچ چيزی نيست، مگر آن كه او را به سپاس، تسبيح می‏گويد؛ امّا شما تسبيح آنها را نمی‏فهميد».

توضيح، اين كه تسبيح، تنزيه خداوند متعال در ذات و صفات و افعال، از همه كاستی‏ها و ناشايستگی‏هاست و تحميد، ستايش خداوند متعال است بر واجد بودن همه كمالات در ذات و صفات و افعال. ترديدی نيست كه وجود همه كمالات در حضرت حق، به تنزيه او از همه كاستی‏ها باز می‏گردد. بنا بر اين، تحميد، در واقع، نوع خاصّی از تسبيح است، با اين تفاوت كه تسبيح، ستودن خداوند به صفات جلال است؛ ولی تحميد، ستودن او به صفات جمال است، و همراه شدن تسبيح و تحميد، ستودن خداوند متعال به صفات جلال و جمال در كنار هم است.

به بيان ديگر، تحميد، مُلازم تسبيح است، همان گونه كه صفات ثبوتيه حضرت حق، مستلزم صفات سلبيه او هستند و با قرار گرفتن تحميد در كنار تسبيح، تنزيه خداوند متعال از همه كاستی‏ها با توصيف او به همه كمالات، همراه می‏گردد.

نكته ديگر، اين كه نه تنها تحميد، نوع خاصّی از تسبيح است، بلكه تهليل و تكبير نيز چنين‏اند؛ زيرا تهليل، تنزيه خداوند متعال از شريك است و تكبير، تنزيه او از توصيف افراد جاهل و از تحديد (محدود کردن او) . لذا هنگامی كه شخصی نزد امام صادق عليه السلام تكبير گفت، امام عليه السلام از او پرسيد: «اللّهُ أكبَرُ مِن أی شَی‏ءٍ؛ خدا بزرگ‏تر از چه چيز است؟». آن شخص پاسخ داد: از همه چيز.

امام عليه السلام فرمود: «حَدَّدتَهُ؛ او را محدود كردی!». آن مرد گفت: چگونه بگويم؟

امام عليه السلام فرمود: «قل: اللّهُ أكبَرُ مِن أن يوصَفَ؛ بگو: خدا بزرگ‏تر از آن است كه وصف شود».( بحار الأنوار: ج 84 ص 366.)

بنا بر اين، تحميد و تهليل و تكبير، ريشه در تسبيح دارند و اين اذكار، هر چند از نظر مفهومْ متفاوت‏اند، ليكن از وحدت مصداقی برخوردارند و از اين رو، به اين چهار ذكر در نماز، «تسبيحات اربعه» اطلاق می‏گردد. همچنين در تسبيح فاطمه عليها السلام «تكبير» و «تحميد»، تسبيح ناميده می‏شوند.

فصل يكم: تفسير تسبيح‏

عن طلحة بن عبيد اللّه: سَأَلتُ رَسولَ اللّهِ صلی الله عليه و آله عَن تَفسيرِ: «سُبحانَ اللّهِ»، قالَ: هُوَ تَنزيهُ اللّهِ عَن كُلِّ سوءٍ.

طلحة بن عبيد اللّه گفت: از پيامبر خدا، در باره معنای «سبحان اللّه» پرسيدم. فرمود: «يعنی وارسته دانستن خداوند از هر عيب [و بدی‏]».

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 1 ؛ حدیث 707

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: إذا قالَ العَبدُ: «سُبحانَ اللّهِ» فَقَد أنِفَ‏ للّهِ، و حَقٌّ عَلَی اللّهِ أن يَنصُرَهُ. (أنِفَ ؛ فيكون هنا بمعنی رفع اللّه عن مرتبة المخلوقين بالكلّية، لأنّه تنزيه عن صفات الرذائل و الأجسام)

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هرگاه بنده بگويد: «پاكا خداوند!»، خدا را [از مرتبه مخلوق،] وارسته دانسته است و بر خداست كه او را ياری بخشد.

بحار الأنوار: ج 93 ص 183.

الإمام الحسن عليه السلام: جاءَ نَفَرٌ مِنَ اليَهودِ إلی رَسولِ اللّهِ صلی الله عليه و آله، فَسَأَلَهُ أعلَمُهُم فَقالَ لَهُ: أخبِرني عَن تَفسيرِ: سُبحانَ اللّهِ، وَ الحَمدُ للّهِ، و لا إلهَ إلَا اللّهُ، وَ اللّهُ أكبَرُ.

فَقالَ النَّبِيُّ صلی الله عليه و آله: عَلِمَ اللّهُ عز و جل أَنَّ بَني آدَمَ يَكذِبونَ عَلَی اللّهِ عز و جل، فَقالَ: «سُبحانَ اللّهِ»؛ بَراءَةً مِمّا يَقولونَ.

و أمّا قَولُهُ: «الحَمدُ للّهِ»؛ فَإِنَّهُ عَلِمَ أَنَّ العِبادَ لا يُؤَدّونَ شُكرَ نِعمَتِهِ فَحَمِدَ نَفسَهُ قَبلَ أن يَحمَدَهُ العِبادُ، و هُوَ أوَّلُ كَلامٍ، لَو لا ذلِكَ لَما أنعَمَ اللّهُ تَعالی عَلی أحَدٍ بِنِعمَتِهِ.

و قَولُهُ: «لا إلهَ إلَا اللّهُ» يَعني وَحدانِيَّتَهُ، لا يَقبَلُ الأَعمالَ إلّا بِها، و هِيَ كَلِمَةُ التَّقوی، يُثقِلُ اللّهُ بِهَا المَوازينَ يَومَ القِيامَةِ.

و أمّا قَولُهُ: «اللّهُ أكبَرُ»، فَهِيَ كَلِمَةٌ أعلَی الكَلِماتِ و أحَبُّها إلَی اللّهِ عز و جل؛ يَعني أنَّهُ لَيسَ شَي‏ءٌ أكبرَ مِنهُ، و لا تَصِحُّ الصَّلاةُ إلّا بِها لِكَرامَتِها عَلَی اللّهِ عز و جل، و هُوَ الاسمُ الأَعَزُّ الأَكرَمُ.

قالَ اليَهودِيُّ: صَدَقتَ يا مُحَمَّدُ. فَما جَزاءُ قائِلِها؟

قالَ: إذا قالَ العَبدُ: «سُبحانَ اللّهِ»، سَبَّحَ مَعَهُ ما دونَ العَرشِ، فَيُعطی قائِلُها عَشرَ أمثالِها. و إذا قالَ: «الحَمدُ للّهِ»، أنعَمَ اللّهُ عَلَيهِ بِنِعَمِ الدُّنيا مَوصولًا بِنِعَمِ الآخِرَةِ، و هِيَ الكَلِمَةُ الَّتي يَقولُها أهلُ الجَنَّةِ إذا دَخَلوها، و يَنقَطِعُ الكَلامُ الَّذي يَقولونَهُ فِي الدُّنيا ما خَلَا الحَمدُ للّهِ؛ و ذلِكَ قَولُهُ تَعالی: «دَعْواهُمْ فِيها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ» (يونس: 10) و أمّا قَولُهُ: «لا إلهَ إلَا اللّهُ»، فَثَمَنُهَا الجَنَّةُ؛ و ذلِكَ قَولُ اللّهِ تَعالی: «هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ» (الرحمن: 60) قالَ: هَل جَزاءُ مَن قالَ: «لا إلهَ إلَا اللّهُ» إلَا الجَنَّةُ.

فَقالَ اليَهودِيُّ: صَدَقتَ يا مُحَمَّدُ.

امام حسن عليه السلام: گروهی از يهود به نزد پيامبر خدا آمدند. داناترينِ آنان از ايشان سؤال كرد و گفت: مرا از معنای «پاكا خدا، و ستايشْ خدای را، و معبودی جز خدا نيست، و خدا بزرگ‏تر است (سبحانَ اللّهِ و الحمدُ للّهِ و لا إله إلّا اللّهُ و اللّهُ أكبرُ)» آگاه كن.

پيامبر صلی الله عليه و آله فرمود: «خداوند عز و جل می‏دانست كه آدمی‏زادگان بر خداوند عز و جل دروغ می‏بندند. از اين رو فرمود:" پاكا خدا!"، برای تبرئه كردن خود از آنچه [در باره او] می‏گويند.

و اين كه فرمود:" ستايش، خدای را" به اين خاطر است كه می‏دانست بندگان، نعمت‏های او را سپاس نمی‏گزارند. از اين رو، پيش از آن كه بندگان، او را سپاس گويند، خود، خويشتن را سپاس گفت، و اين، آغازينْ سخن است. اگر نبود اين سپاس‏گزاری، بی گمان، خداوند متعال، نعمت خويش را به هيچ كس ارزانی نمی‏داشت.

و عبارت" معبودی جز خدا نيست"، به معنای يكتايی اوست. اعمال را جز با اين عقيده (توحيد) نمی‏پذيرد، و اين عبارت، كلمه پرهيزگاری است. در روز رستاخيز، خداوند با اين عقيده، ترازوها [ی اعمال‏] را سنگين می‏كند.

و جمله" خدا بزرگ‏تر است"، عالی‏ترين سخن و محبوب‏ترين سخن در نزد خداوند عز و جل است؛ يعنی هيچ چيزی بزرگ‏تر از او نيست، و نماز، جز با آن، درست نيست؛ زيرا كه اين سخن، در نزد خداوند عز و جل سخنی ارجمند است، و عزيزترين و ارجمندترين نام است».

يهودی گفت: درست گفتی، ای محمّد! پاداش گوينده اينها چيست؟

فرمود: «هرگاه بنده بگويد:" پاكا خدا!"، همه آفريدگان زير عرش، هم‏صدا با او تسبيح می‏گويند و ده برابر آن به گوينده‏اش پاداش داده می‏شود، و هرگاه بگويد:" ستايش، خدای را"، خداوند، نعمت‏های دنيا را و در پی آن، نعمت‏های آخرت را به او ارزانی می‏دارد. اين، جمله‏ای است كه اهل بهشت، هرگاه وارد آن شوند، می‏گويند، و همه سخنانی كه در دنيا می‏گفتند، قطع می‏شود، بجز جمله" ستايش، خدای را". خدای متعال، در اين باره فرموده است: «نيايششان در آن: پاكا تو بار خدايا، و درودشان در آن: سلام، و واپسين نيايششان اين است كه: ستايش، خدای را كه پروردگار جهانيان است»، و امّا جمله" معبودی جز خدا نيست"، بهايش بهشت است. خداوند متعال می‏فرمايد: «آيا سزای نيكی كردن، جز نيكی كردن است؟». آيا سزای كسی كه می‏گويد:" معبودی جز

خدا نيست"، چيزی جز بهشت است؟».

يهودی گفت: درست گفتی، ای محمّد!

بحار الأنوار: ج 9 ص 294.

يزيد بن الأصمّ: سُئِلَ أميرُ المُؤمِنينَ عَن تَفسيرِ سُبحانَ اللّهِ؟ ... فَقالَ: قالَ: هُوَ تَعظيمُ جَلالِ اللّهِ عز و جل، و تَنزيهُهُ عَمّا قالَ فيهِ كُلُّ مُشرِكٍ، فَإِذا قالَهَا العَبدُ صَلّی عَلَيهِ كُلُّ مَلَكٍ.

یزدی بن اصمّ گفت: از امير مؤمنان! درباره معنای «پاكا خدا (سبحان اللّه)» پرسیده شد.

حضرت فرمودند: «بزرگداشت عظمت خداوند عز و جل است، و وارسته دانستن او از آنچه هر مشركی در باره‏اش بگويد. پس، هرگاه بنده اين جمله را بگويد، هر فرشته‏ای بر او درود می‏فرستد».

بحار الأنوار: ج 40 ص 121.

فصل دوم: ويژگی‏های تسبيح‏

نامی از نام‏های خدا

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: إنَّ للّهِ تَبارَكَ و تَعالی تِسعَةً و تِسعينَ اسما ... و هِيَ: اللّهُ، الإِلهُ ... السُّبّوحُ‏.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: خداوند تبارك و تعالی نود و نُه نام دارد ... و آنها عبارت‏اند از: اللّه، اله، ... سُبّوح. (شيخ صدوق قدّس سره می‏گويد: «سُبّوح»، اسم است به وزن «فُعّول»، و در كلام عرب، جز سبّوح و قدّوس بر اين وزن نيامده است، و اين هر دو به يك معناست. «سبحان اللّه»، يعنی منزّه و وارسته است خداوند، از هر آنچه كه شايسته نيست بدان وصف شود.)

بحار الأنوار: ج 4 ص 186.

گوهر نماز

عن أبي حازم: قالَ رَجُلٌ لِزَينِ العابِدينَ عليه السلام: تَعرِفُ الصَّلاةَ؟ ... حَتّی بَلَغَ قَولَهُ: مَا افتِتاحُها؟ قالَ: التَّكبيرُ، قالَ: ما بُرهانُها؟ قالَ: القِراءَةُ، قالَ: ما خُشوعُها؟ قالَ: النَّظَرُ إلی مَوضِعِ السُّجودِ، قالَ: ما تَحريمُها؟ قالَ: التَّكبيرُ، قالَ: ما تَحليلُها؟ قالَ: التَّسليمُ، قالَ: ما جَوهَرُها؟ قالَ: التَّسبيحُ.

ابو حازم گفت: مردی به امام زين العابدين عليه السلام گفت: نماز می‏دانی؟! ... تا به اينجا رسيد كه گفت: شروع نماز چيست؟ فرمود: «تكبير». گفت: برهانش چيست؟ فرمود: «قرائت». گفت: خشوعش چيست؟ فرمود: «نگاه كردن به محلّ سجده». گفت: وارد شدن به حريم نماز، چگونه است؟ فرمود: «با تكبير [ة الإحرام‏]». گفت: خارج شدن از آن به چيست؟ فرمود: «به سلام دادن». گفت: گوهرش چيست؟ فرمود: «سبحان اللّه».

بحار الأنوار: ج 84 ص 244.

نماز هر چيزی‏

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: إنَّ نَبِيَّ اللّهِ نوحا عليه السلام لَمّا حَضَرَتهُ الوَفاةُ قالَ لِابنِهِ: إنّي قاصٌّ عَلَيكَ‏ الوَصِيَّةَ: آمُرُكَ بِاثنَتَينِ، و أنهاكَ عَنِ اثنَتَينِ:

آمُرُكَ بِ «لا إلهَ إلَا اللّهُ»؛ فَإِنَّ السَّماواتِ السَّبعَ وَ الأَرضِينَ السَّبعَ لَو وُضِعَت في كَفَّةٍ، و وُضِعَت «لا إلهَ إلَا اللّهُ» في كَفَّةٍ، رَجَحَت بِهِنَّ «لا إلهَ إلَا اللّهُ»....

و «سُبحانَ اللّهِ و بِحَمدِهِ»؛ فَإِنَّها صَلاةُ كُلِّ شَي‏ءٍ، و بِها يُرزَقُ الخَلقُ.

و أنهاكَ عَنِ الشِّركِ، وَ الكِبرِ.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: چون زمان رحلت پيامبر خدا نوح عليه السلام رسيد، به پسرش گفت: به تو وصيّت می‏كنم. به دو چيز، فرمانت می‏دهم و از دو چيز، بازَت می‏دارم. فرمانت می‏دهم به اين كه: «معبودی جز خدای يكتا نيست»؛ چرا كه اگر هفت آسمان و هفت زمين را در يك كفّه و «معبودی جز خدای يكتا نيست» را در كفّه ديگر بگذارند، كفّه «معبودی جز خدای يكتا نيست»، بر آنها می‏چربد. ...

و [فرمانت می‏دهم به‏] «پاكا خدا، و ستايش، او را!»؛ زيرا اين [جمله،] نماز هر موجودی است و خلق، به واسطه آن، روزی داده می‏شوند.

و آن دو چيز كه از آنها بازَت می‏دارم: شرك و تكبّر است.

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 1 ؛ حدیث 721

خوراك فرشتگان‏

عن ابن عبّاس‏ في مَسائِلِ عَبدِ اللّهِ بنِ سَلّامٍ لِلنَّبِيِّ صلی الله عليه و آله: قالَ: فَأَخبِرني عَن جَبرَئيلَ في زِيِّ الإِناثِ أم في زِيِّ الذُّكورِ؟ قالَ صلی الله عليه و آله: في زِيِّ الذُّكورِ لَيسَ في زِيِّ الإِناثِ.

قالَ: فَأَخبِرني ما طَعامُهُ و شَرابُهُ؟ قال: طَعامُهُ التَّسبيحُ، و شَرابُهُ التَّهليلُ‏. قالَ: صَدَقتَ يا مُحَمَّدُ.

ابن عبّاس، در باره پرسش‏های عبد اللّه بن سلّام از پيامبر صلی الله عليه و آله گفت: [عبد اللّه پرسيد:] مرا از جبرئيل، خبر ده كه آيا در هيئت زنان است يا در هيئت مردان؟ پيامبر صلی الله عليه و آله فرمود: «در هيئت مردان است، نه در هيئت زنان».

گفت: مرا از خوراك و نوشاكش خبر ده. فرمود: «خوراكش" سبحان اللّه" است، و نوشاكش" لا إله إلّا اللّه"».

گفت: درست گفتی، ای محمّد! (يعنی فرشتگان با تسبيح و تهليل، نيرو می‏گيرند، چنان كه انسان با آب و غذا نيرو می‏گيرد و بدون اين دو، زنده نمی‏ماند. (بحار الأنوار: ج 59 ص 254))

بحار الأنوار: ج 59 ص 253.

نيايش بهشتيان‏

الإمام عليّ عليه السلام‏ فِي خُطبَةٍ لَهُ: جَعَلَ اللّهُ العاقِبَةَ لِلتَّقوی، وَ الجَنَّةَ لِأَهلِها مَأوی، دُعاؤُهُم فيها أحسَنُ الدُّعاءِ «سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ»، دُعاؤُهُمُ المَولی عَلی ما آتاهُم‏ «وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ».

امام علی عليه السلام‏ در يكی از خطبه‏هايش: خداوند، فرجام را برای پرهيزگاری قرار داده است و بهشت را برای پرهيزگاران. نيايش آنان در بهشت، بهترين نيايش است: «پاكی تو، ای خداوند!». نيايششان به درگاه سَروَرشان برای آنچه به ايشان داده نيز اين است: «و واپسين نيايش آنان، اين است: ستايش، خدای را كه پروردگار جهانيان است».

بحار الأنوار: ج 77 ص 350.

الإمام الباقر عليه السلام: إنَّ المُؤمِنَ لَيَكونُ لَهُ مِنَ الجِنانِ ما أحَبَّ وَ اشتَهی، يَتَنَعَّمُ فيهِنَّ كَيفَ يَشاءُ، و إِذا أرادَ المُؤمِنُ شَيئا أَوِ اشتَهی إنَّما دَعواهُ فِيها إذا أرادَ أن يَقولَ: «سُبحانَكَ اللّهُمَّ»، فَإِذا قالَها تَبادَرَت إلَيهِ الخَدَمُ بِمَا اشتَهی مِن غَيرِ أن يَكونَ طَلَبَهُ مِنهُم أو أمَرَ بِهِ، و ذلِكَ قَولُ اللّهِ عز و جل: «دَعْواهُمْ فِيها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ» يَعني الخُدّامَ، قالَ: «وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ».

امام باقر عليه السلام: برای مؤمن از باغ‏های بهشت، هر آنچه دوست بدارد و دلش بخواهد، خواهد بود و از آنها هر گونه كه بخواهد، بهره‏مند خواهد شد. هرگاه مؤمن، چيزی را اراده كند يا دلش بخواهد، سخنش در آنجا، در وقت خواستن آن چيز، اين است كه بگويد: «پاكی تو، ای خداوند!»، و چون اين جمله را بگويد، خدمتكاران، آنچه را كه هوس كرده است، برايش می‏آورند، بدون اين كه آن چيز را از آنان طلبيده يا دستورش را داده باشد. خداوند عز و جل می‏فرمايد: «نيايش آنان در آنجا" پاكی تو، ای خداوند!" است و درودشان در آنجا سلام است»؛ يعنی [درود] خدمتكاران. می‏فرمايد: «و واپسين نيايش آنان، اين است: ستايش، خدای را كه پروردگار جهانيان است».

بحار الأنوار: ج 8 ص 161.

فصل سوم: تشويق به تسبيحگويی‏

فضيلت تسبيحگويی‏

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: إذا قالَ العَبدُ: «سُبحانَ اللّهِ»، قالَ اللّهُ: صَدَقَ عَبدي، سُبحاني و بِحَمدي، لا يَنبَغِي التَّسبيحُ إلّا لي.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هرگاه بنده بگويد: «سبحان اللّه»، خداوند می‏فرمايد: راست گفت بنده‏ام. منزّهم من و ستايش، مراست. تسبيح، جز مرا نسِزَد.

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 1 ؛ حدیث 732

الإمام الصادق عليه السلام: ما يَعلَمُ عِظَمَ ثَوابِ الدُّعاءِ و تَسبيحِ العَبدِ فيما بَينَهُ و بَينَ نَفسِهِ، إلَا اللّهُ تَبارَكَ و تَعالی.

امام صادق عليه السلام: عظمت ثواب دعا و تسبيحی را كه بنده ميان خود و خودش انجام می‏دهد، جز خدای تبارك و تعالی كسی نمی‏داند.

بحار الأنوار: ج 93 ص 319.

عدّة الداعي‏ فيما يُحكی عَن سُلَيمانَ بنِ داودَ عليهما السلام: إنَّهُ مَرَّ بِحَرّاثٍ فَقالَ: لَقَد اوتِيَ ابنُ داودَ مُلكا عَظيما! فَأَلقاهُ الرّيحُ في اذُنِهِ، فَنَزَلَ و مَشی إلَی الحَرّاثِ و قالَ: إنَّما مَشَيتُ إلَيكَ لِئَلّا تَتَمَنّی ما لا تَقدِرُ عَلَيهِ. ثُمَّ قالَ: لَتَسبيحَةٌ واحِدَةٌ يَقبَلُهَا اللّهُ تَعالی خَيرٌ مِمّا اوتِيَ آلُ داودَ.

و في حَديثٍ آخَرَ: لِأَنَّ ثَوابَ التَّسبيحَةِ يَبقی، و مُلكَ سُلَيمانَ يَفنی.

عدّة الداعی: می‏گويند سليمان بن داود عليه السلام بر كشتگری گذشت. كشتگر [با خود] گفت: چه سلطنت باشكوهی به پسر داود داده شده است!

باد، سخن او را به گوش سليمان رساند. سليمان، پياده شد و به نزد كشتگر رفت و گفت: «به نزد تو آمدم تا [بگويم:] چيزی را كه از توان تو بيرون است، آرزو نكنی».

سپس گفت: «گفتن يك تسبيح كه خدای متعال آن را بپذيرد، از هر آنچه به خاندان داود داده شده، بهتر است».

و در حديثی ديگر آمده است [كه گفت‏]: «زيرا ثواب تسبيح، باقی می‏ماند و مُلك سليمان از ميان می‏رود».

بحار الأنوار: ج 93 ص 184.

بسيار تسبيح گفتن‏

الإمام عليّ عليه السلام‏ في ذِكرِ حَديثِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلی الله عليه و آله: قالَ اللّهُ تَعالی: ... يا أحمَدُ، لَيسَ كُلُّ مَن قالَ: «احِبُّ اللّهَ» أحَبَّني، حَتّی ... يَشغَلَ بِذِكري اشتِغالًا، و يُكثِرَ التَّسبيحَ دائِما

امام علی عليه السلام‏ در بيان حديث معراج پيامبر صلی الله عليه و آله: خدای متعال فرمود: «... ای احمد! نه هر كه گفت:" خدا را دوست دارم" مرا دوست دارد، مگر آن که ... همواره به ياد من بپردازد و پيوسته تسبيح بسيار گويد».

بحار الأنوار: ج 77 ص 30.

عن يونس بن يعقوب: قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام: مَن قالَ: «سُبحانَ اللّهَ» مائَةَ مَرَّةٍ، كانَ مِمَّن ذَكَرَ اللّهَ كَثيرا؟ قالَ: نَعَم.

يونس بن يعقوب: به امام صادق عليه السلام گفتم: هر كس صد مرتبه «سبحان اللّه» بگويد، از آنان است كه خدا را بسيار ياد كرده است؟ فرمود: «آری».

بحار الأنوار: ج 93 ص 182.

تسبيح همراه با تحميد

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: أكثِر مِن قَولِ القَرينَتَينِ: سُبحانَ اللّهِ و بِحَمدِهِ.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: اين دو كلمه به هم بسته را بسيار بگوييد: «پاكا خدا، و ستايش، او را!».

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 1 ؛ حدیث 747

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: مَن قالَ: «سُبحانَ اللّهِ و بِحَمدِهِ» في يَومٍ مائَةَ مَرَّةٍ، حُطَّت خَطاياهُ و إن كانَت مِثلَ زَبَدِ البَحرِ.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هر كس در يك روز صد مرتبه بگويد: «پاكا خدا، و ستايش، او را!»، گناهانش فرو می‏ريزند، هر چند به اندازه كف دريا باشند.

مستدرك الوسائل: ج 5 ص 324.

فصل چهارم: بركات تسبيح گفتن‏

رفع اندوه‏

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: هذِهِ الآيَةُ مَفزَعٌ لِلأَنبِياءِ «لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ» نادی بِها يونُسُ في ظُلمَةِ بَطنِ الحوتِ.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: اين آيه، پناهگاه پيامبران بوده است: «معبودی جز تو نيست. پاكا تو! راستی كه من از ستمكاران بودم». يونس در تاريكی شكم ماهی، اين دعا را خواند.

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 1 ؛ حدیث 763

الإمام الصادق عليه السلام: عَجِبتُ لِمَنِ اغتَمَّ كَيفَ لا يَفزَعُ إلی قَولِهِ تَعالی: «لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ» فَإِنّي سَمِعتُ اللّهَ يَقولُ: «فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ».

امام صادق عليه السلام: در شگفتم از كسی كه اندوهگين است، كه چرا به اين سخن خدای متعال پناه نمی‏برد: «معبودی جز تو نيست. پاكا تو! راستی كه من از ستمكاران بودم»؛ چرا كه شنيدم خداوند عز و جل می‏فرمايد: «پس [دعای‏] او را برآورده كرديم و او را از اندوه رهانيديم، و مؤمنان را [نيز] اين‏چنين نجات می‏دهيم».

بحار الأنوار: ج 93 ص 784.

آمرزش گناهان‏

الإمام الصادق عليه السلام: مَن صَلّی صَلاةً مَكتوبَةً، ثُمَّ سَبَّحَ في دُبُرِها ثَلاثينَ مَرَّةً، لَم يَبقَ عَلی بَدَنِهِ شَي‏ءٌ مِنَ الذُّنوبِ إلّا تَناثَرَ.

امام صادق عليه السلام: هر كس نماز واجبی را بخواند و سپس در پی آن، سی مرتبه «سبحان اللّه» بگويد، همه گناهان از بدن او فرو می‏ريزند.

بحار الأنوار: ج 86 ص 21.

فصل پنجم: اوقات تسبيح گفتن‏

رسول اللّه صلی الله عليه و آله‏ في قَولِهِ تَعالی: «وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ الْغُرُوبِ»: قَبلَ طُلوعِ الشَّمسِ: صَلاةُ الصُّبحِ، و قَبلَ الغُروبِ: صَلاةُ العَصرِ.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله‏ در باره اين سخن خداوند: «و پيش از بر آمدن آفتاب و پيش از فرو شدن آن، با ستايشِ پروردگارت، [او را] تسبيح گوی»: «پيش از بر آمدن آفتاب»، نماز صبح، و «پيش از فرو شدن آن»، نماز عصر است.

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 1 ؛ حدیث 782

الإمام الصادق عليه السلام‏ في قَولِ اللّهِ عز و جل: «وَ مِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ سَبِّحْهُ لَيْلًا طَوِيلًا»: أمَرَهُ أن يُصَلِّيَ في ساعاتٍ مِنَ اللَّيلِ، فَفَعَلَ صلی الله عليه و آله.

امام صادق عليه السلام‏ در باره اين سخن خداوند عز و جل: «و لَختی از شب، او را سجده كن و شبی دراز، تسبيحش گوی»: به پيامبر صلی الله عليه و آله فرمان داد كه در ساعاتی از شب، نماز بخواند و پيامبر صلی الله عليه و آله انجام داد. (منظور از تسبیح در آیه نماز است)

بحار الأنوار: ج 87 ص 159.

مجمع البيان‏ في قَولِهِ تَعالی: «وَ سَبِّحْهُ لَيْلًا طَوِيلًا»: رُوِيَ عَنِ الرِّضا عليه السلام أنَّهُ سَأَلَهُ أحمَدُ بنُ مُحَمَّدٍ عَن هذِهِ الآيَةِ و قالَ: ما ذلِكَ التَّسبيحُ؟ قالَ: صَلاةُ اللَّيلِ.

مجمع البيان‏ در باره سخن خداوند متعال: «و شبی دراز، تسبيحش گوی»: روايت شده است كه احمد بن محمّد، از امام رضا عليه السلام در باره اين آيه پرسيد و گفت: مراد از اين تسبيح چيست؟ فرمود: «نماز شب».

بحار الأنوار: ج 82 ص 329.

پس از فرو شدن ستارگان‏

الإمام الصادق عليه السلام‏ في قَولِهِ تَعالی: «وَ مِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَ إِدْبارَ النُّجُومِ»: هُوَ الوَترُ مِن آخِرِ اللَّيلِ.

امام صادق عليه السلام‏ در باره اين سخن خدای متعال: «و [نيز] پاره‏ای از شب و در پی فرو شدن ستارگان، تسبيحگوی او باش»: مقصود، تك ركعتِ آخر شب است.

بحار الأنوار: ج 83 ص 134.

الإمام الصادق عليه السلام‏ في قَولِهِ تَعالی: «وَ مِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَ إِدْبارَ النُّجُومِ»: أَمَرَهُ أن يُصَلِّيَ مِنَ اللَّيلِ.

امام صادق عليه السلام‏ در باره اين سخن خدای متعال: «و [نيز] پاره‏ای از شب و در پی فرو شدن ستارگان، تسبيحگوی او باش»: به پيامبر صلی الله عليه و آله فرمود كه نماز شب بخواند.

بحار الأنوار: ج 87 ص 159.