گلچین کتاب چهار جلدی نهج الذکر ؛ محمدی ری شهری
فصل چهارم: اوقات حمدگويی خدا
بامداد و شامگاه
الإمام عليّ عليه السلام: کانَ النَّبِيُّ صلی الله عليه و آله في کلِّ يَومٍ إذا أصبَحَ و طَلَعَتِ الشَّمسُ يَقولُ: «الحَمدُ للّهِ رَبِّ العالَمينَ کثيرا طَيِّبا عَلی کلِّ حالٍ» يَقولُها ثَلاثَمِائَةٍ و سِتّينَ مَرَّةً شُکرا.
امام علی عليه السلام: پيامبر صلی الله عليه و آله هر روز، چون صبح میشد و خورشيد طلوع میکرد، میفرمود: «سپاس و ستايش، خدايی را که پروردگار جهانيان است؛ ستايشی بسيار و پاک و در همه حال». [اين را] سيصد و شصت مرتبه، از سرِ شکرگزاری میگفت.
بحار الأنوار: ج 93 ص 216
هنگام برخوردار شدن از نعمتی
رسول الله صلی الله عليه و آله: مَن تَظاهَرَت عَلَيهِ النِّعَمُ فَليَقُل: الحَمدُ للّهِ رَبِّ العالَمينَ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: به هر کس پياپی نعمت داده شد، بگويد: «سپاس و ستايش، خدای را که پروردگار جهانيان است».
بحار الأنوار: ج 93 ص 186.
الإمام زين العابدين عليه السلام: أحسِن صُحبَةَ نِعمَةِ اللّهِ بِحَمدِ اللّهِ عَلَيها عَلی کلِّ حالٍ.
امام زين العابدين عليه السلام: با ستايش هميشگی خداوند بر نعمتش، همنشين خوبی برای نعمتهايش باش.
بحار الأنوار: ج 74 ص 16.
الإمام الصادق عليه السلام لِسُفيانَ الثَّورِيِّ: يا سُفيانُ، إذا جاءَک ما تُحِبُّ فأَکثِر مِنَ «الحَمدُ للّهِ»، و إذا جاءَک ما تَکرَهُ فأَکثِر مِن «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بَاللّهِ»، و إذَا استَبطَأتَ الرِّزقَ فَأَکثِر مِنَ الاستِغفارِ.
امام صادق عليه السلام به سفيان ثوری: ای سفيان! هرگاه چيزی به تو رسيد که دوست داری، بسيار بگو: «خدای را سپاس»، و هرگاه چيزی به تو رسيد که ناخوش میداری، بسيار بگو: «هيچ نيرو و توانی نيست، مگر به مدد خدا»، و هرگاه در رسيدنِ روزی کندی ديدی، زياد استغفار کن.
بحار الأنوار: ج 99 ص 198
بر خویها و کردارهای نيک
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: مَن لَم يَحمَدِ اللّهَ عَلی ما عَمِلَ مِن عَمَلٍ صالِحٍ و حَمِدَ نَفسَهُ، قَلَّ شُکرُهُ و حَبَطَ عَمَلُهُ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هر کس بر هر کار نيکی که میکند، خدای را حمد و سپاس نگويد و خويشتن را بستايد، ناسپاسی کرده است و آن کارش بر باد میرود.
محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 2 ؛ حدیث 1136
رسول الله صلی الله عليه و آله: إنَّ لِلشَّيطانِ لَمَّةً بِابنِ آدَمَ و لِلمَلَک لَمَّةً، فَأَمّا لَمَّةُ الشَّيطانِ فَايعادٌ بِالشَّرِّ و تَکذيبٌ بِالحَقِّ، و أمّا لَمَّةُ المَلَک فَإِيعادٌ بِالخَيرِ و تَصديقٌ بِالحَقِّ، فَمَن وَجَدَ ذلِک فَليَعلَم أنَّهُ مِنَ اللّهِ فَليَحمَدِ اللّهَ، و مَن وَجَدَ الاخری فَليَتَعَوَّذ بِاللّهِ مِنَ الشَّيطانِ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هم شيطان به آدمی القا میکند و هم فرشته؛ القای شيطان، وعده بد دادن است و تکذيب حق، ولی القای فرشته، وعده نيک دادن است و تصديق حقّ. پس هر کس اين [القای فرشتگانی] را در خود يافت، بداند که از جانب خداست و خدا را سپاس بگويد، و هر کس آن [القای شيطانی] را احساس کرد، از شيطان به خدا پناه ببَرَد. (یکی از القائات شیطان این است که خدا گناه تو را نمی بخشد، پس چرا نماز بخوانی)
محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 2 ؛ حدیث 1137
بر دوست داشتن اهل بيت
الإمام عليّ عليه السلام: قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله عليه و آله: يا عَلِيُّ، مَن أحَبَّني و أحَبَّک و أحَبَّ الأَئِمَّةَ مِن وُلدِک فَليَحمَدِ اللّهَ عَلی طيبِ مَولِدِهِ، فَإِنَّهُ لا يُحِبُّنا إلّا مُؤمِنٌ طابَت وِلادَتُهُ، و لا يُبغِضُنا إلّا مَن خَبُثَت وِلادَتُهُ.
امام علی عليه السلام: پيامبر خدا فرمود: «ای علی! هر کس مرا و تو را و امامانِ از نسل تو را دوست داشته باشد، بايد خدای را بر پاکزادگی خويش سپاس بگويد؛ زيرا تنها کسی ما را دوست دارد که مؤمن و پاکزاده باشد، و تنها کسی ما را دشمنان میدارد که ناپاکزاده باشد».
بحارالأنوار: ج 27 ص 146
هنگام بلا و بيماری
الإمام الصادق عليه السلام: إنَّ المُؤمِنَ مِنَ اللّهِ عز و جل لَبِأَفضَلِ مَکانٍ ثَلاثا إِنَّهُ لَيَبتَليهِ بِالبَلاءِ ثُمَّ يَنزِعُ نَفسَهُ عُضوا عُضوا مِن جَسَدِهِ، و هُوَ يَحمَدُ اللّهَ عَلی ذلِک.
امام صادق عليه السلام: مؤمن در نزد خداوند عز و جل، برترين جايگاه را دارد (سه بار اين جمله را فرمود). خدا او را به بلا [ی بيماری] گرفتار میکند و سپس جانش را از اندامهای بدنش يکايک میستاند؛ ولی او خدای را بر اين کار سپاس میگويد و میستايد.
بحار الأنوار: ج 67 ص 211.
الإمام الصادق عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل لَيَعجَبُ مِنَ الرَّجُلِ يَموتُ وَلَدُهُ و هُوَ يَحمَدُ اللّهَ، فَيَقولُ: يا مَلائِکتي، عَبدي أخَذتُ نَفسَهُ و هُوَ يَحمَدُني.
امام صادق عليه السلام: خداوند عز و جل در شگفت میشود از مردی که فرزندش میميرد و او خدا را سپاس میگويد. از اين رو، به فرشتگان میفرمايد: «ای فرشتگان من! من جان اين بندهام را گرفتم؛ ولی او مرا سپاس و ستايش میگويد».
الكافي: ج 3 ص 220.
الإمام زين العابدين عليه السلام مِن دُعائِهِ عِندَ المَرَضِ: اللّهُمَّ لَک الحَمدُ عَلی ما لَم أَزَل أَتَصَرَّفُ فيهِ مِن سَلامَةِ بَدَني، و لَک الحَمدُ عَلی ما أحدَثتَ بي مِن عِلَّةٍ في جَسَدي، فَما أدري يا إلهي أيُّ الحالَينِ أحَقُّ بِالشُّکرِ لَک، و أيُّ الوَقتَينِ أولی بِالحَمدِ لَک.
امام زين العابدين عليه السلام در دعا به هنگام بيماری: بار خدايا! تو را سپاس بر تندرستیای که همواره از آن برخوردار بودهام، و تو را سپاس بر اين بيماریای که در تن من پديد آوردهای.
معبود من! نمیدانم که کدام يک از اين دو حالت، به سپاسگزاری برای تو سزاوارتر، و کدام يک از اين دو وقت، بر ستايش تو شايستهتر است.
الصحيفة السجّاديّة: ص 65 الدعاء 15.
هنگام مشاهده آسيبديده
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: إذا رَأَيتُم أهلَ البَلاءِ فَاحمَدُوا اللّهَ، و لا تُسمِعوهُم فَإِنَّ ذلِک يَحزُنُهُم.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هرگاه آسيبديدگان را ديديد، خدا را [بر سلامت خود] سپاس بگوييد، اما طوری که آنها نشنوند؛ زيرا اين کار، آنها را اندوهگين میسازد.
بحار الأنوار: ج 71 ص 34.
در خوشی و ناخوشی
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: أوَّلُ مَن يُدعی إلَی الجَنَّةِ الحَمّادونَ؛ الَّذينَ يَحمَدونَ اللّهَ عَلَی السَّرّاءِ وَ الضَّرّاءِ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: نخستين کسانی که به بهشت فراخوانده میشوند، ستايشگراناند؛ همانان که در خوشی و ناخوشی، خدا را سپاس و ستايش میگويند.
بحار الأنوار: ج 93 ص 215.
الإمام الصادق عليه السلام: کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله عليه و آله إذا وَرَدَ عَلَيهِ أمرٌ يَسُرُّهُ قالَ: «الحَمدُ للّهِ عَلی هذِهِ النِّعمَةِ»، و إذا وَرَدَ عَلَيهِ أمرٌ يَغتَمُّ بِهِ قالَ: «الحَمدُ للّهِ عَلی کلِّ حالٍ».
امام صادق عليه السلام: هرگاه برای پيامبر خدا حادثهای پيش میآمد که خوشحالش میکرد، میفرمود: «سپاس، خدای را بر اين نعمت» و هرگاه حادثهای برايش پيش میآمد که او را اندوهگين میساخت، میفرمود: «سپاس، خدای را بر هر حالی».
بحار الأنوار: ج 71 ص 33
الإمام الحسين عليه السلام مِن خُطبَةٍ لَهُ يَومَ تاسوعاءَ: اثني عَلَی اللّهِ أحسَنَ الثَّناءِ، و أَحمَدُهُ عَلَی السَّرّاءِ وَ الضَّرّاءِ ....
امام حسين عليه السلام در خطبه روز تاسوعا: خدای را به نيکوترين ثنا میستايم، و در خوشی و ناخوشی، او را سپاس میگويم ....
بحار الأنوار: ج 44 ص 392.
در پی نمازها
الإمام الصادق عليه السلام: مَن قالَ إذا صَلَّی المَغرِبَ ثَلاثَ مَرّاتٍ: «الحَمدُ للّهِ الَّذي يَفعَلُ ما يَشاءُ و لا يَفعَلُ ما يَشاءُ غَيرُهُ» اعطِيَ خَيرا کثيرا.
امام صادق عليه السلام: هر کس که چون نماز مغرب را خواند، سه مرتبه بگويد: «سپاس، خدايی را که آنچه بخواهد، انجام میدهد و جز او هيچ کس نيست که آنچه بخواهد، انجام دهد»، خير بسيار به او داده شده است.
بحار الأنوار: ج 86 ص 112.
پس از خواندن سوره فاتحه در نماز
الإمام الصادق عليه السلام: إذا قَرَأتَ الفاتِحَةَ فَفَرَغتَ مِن قِراءَتِها فَقُل: الحَمدُ للّهِ رَبِّ العالَمينَ.
امام صادق عليه السلام: هرگاه سوره فاتحه را خواندی، در پايان آن بگو: «ستايش، خدای را که پروردگار جهانيان است».
بحار الأنوار: ج 85 ص 60.
پس از خوردن و آشاميدن
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: إنَّ المُؤمِنَ لَيَشبَعُ مِنَ الطَّعامِ وَ الشَّرابِ فَيَحمَدُ اللّهَ؛ فَيُعطيهِ اللّهُ مِنَ الأَجرِ ما لا يُعطِي الصّائِمَ، إنَّ اللّهَ شاکرٌ عَليمٌ يُحِبُّ أن يُحمَدَ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: مؤمن میخورد و میآشامد و سپس حمد خدا میگويد و در نتيجه، خداوند به او مزدی میدهد که به روزهدار نمیدهد. خداوند، قدر دانی داناست و دوست دارد که حمد شود.
بحار الأنوار: ج 66 ص 375.
آغاز سخن
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: کلُّ أمرٍ ذي بالٍ لا يُبدَأُ فيه بِحَمدِ اللّهِ وَ الصَّلاةِ عَلَيَّ فَهُوَ أقطَعُ أبتَرُ، مَمحوقٌ مِن کلِّ بَرَکةٍ. (المَحْق: النقص و المحو و الإبطال)
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هر کار مهمّی که با ستايش خدا و صلوات فرستادن بر من آغاز نشود، آن کار، بُريده [و بی دنباله] و از هر برکتی، تُهی است.
محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 2 ؛ حدیث 1078
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: کلُّ کلامٍ ذي بالٍ لا يُبدَأُ فيهِ بِالحَمدِ للّهِ فَهُوَ أقطَعُ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هر سخن جدّیای که با ستايش خدا آغاز نشود، آن سخن بريده و ناتمام است.
بحار الأنوار: ج 93 ص 216.
پس از عطسه زدن
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: لَمّا خَلَقَ اللّهُ آدَمَ عليه السلام و نَفَخَ فيهِ الرُّوحَ، عَطَسَ آدَمُ عليه السلام فَأُلهِمَ أن قالَ: الحَمدُ للّهِ رَبِّ العالَمينَ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: چون خداوند آدم عليه السلام را آفريد و در او جان دميد، آدم عليه السلام عطسه زد. در اين هنگام، به او الهام شد که بگويد: «ستايش، خدای را که پروردگار جهانيان است». (خداوند ذکرش را الهام می کند و شروع ستایش خداوند با « الحَمدُ للّهِ رَبِّ العالَمينَ» بود.)
بحار الأنوار: ج 68 ص 130
هنگام پوشيدن جامه نو
عن ابن عبّاس: کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله عليه و آله ... إذا لَبِسَ ثَوبا جَديدا حَمِدَ اللّهَ و صَلّی رَکعَتَينِ، و کسَا الخَلِقَ.
ابن عبّاس: پيامبر خدا ... هرگاه جامه جديدی میپوشيد، خدا را حمد میگفت و دو رکعت نماز میخواند، و جامه کهنه را [به فقرا] میپوشاند.
محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 2 ؛ حدیث 1217
فصل پنجم: حمدهای رسيده از پيامبر و اهل بيت
حمدهای رسيده از پيامبر خدا
الحَمدُ للّهِ حَمدا کثيرا طَيِّبا مُبارَکا فيهِ، کما يُحِبُّ رَبُّنا و يَرضی.
سپاس، خدای را؛ سپاسی فراوان و پاکيزه و با برکت؛ آن سان که پروردگار ما دوست دارد و میپسندد.
اللّهُمَّ لَک الحَمدُ عَلی نَعمائِک الَّتي لا تُحصی بِعَدَدٍ و لا تُکافی بِعَمَلٍ
«بار خدايا! ستايش، تو را بر نعمتهايی که به شمار نمیآيند و با عمل جبران نمیشوند».
الحَمدلله حَمدا أبَدا لا يُحصی عَدَدُهُ، و لا يَضمَحِلُّ سَرمَدُهُ.
سپاس خدای را، سپاسی ابدی که تعدادش شمردنی نباشد و زمان آن به سر نيايد.
الحَمدُ للّهِ الَّذي دَنا في عُلُوِّهِ، و عَلا في دُنُوِّهِ.
ستايش، خدای را که در عين بلندمرتبگی، نزديک است و در عين نزديکی، بلندمرتبه.
اللّهُمَّ ... لَک الحَمدُ عَلَی قِلَّةِ التَّکليفِ، و کثرَةِ التَّخفيفِ.
بار خدايا! تو را ستايش به خاطر ... تکليف آسان دادن و برداشتن تکليف دشوار.
الحَمدُ للّهِ الَّذي لَم أکن عِندَهُ مَنسِيّا.
ستايش، خدای را که در نزد او فراموش ناشده نبودهام.
الحَمدُ للّهِ الخافِضِ الرّافِعِ، الضّارِّ النّافِعِ، الجَوادِ الواسِعِ...
ستايش، خدايی را که پست کننده و بالا برنده است، زيانبخش و سودرسان است، بخشنده و گشاينده است.
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: مَن قالَ: «الحَمدُ للّهِ رَبِّ العالَمينَ» أربَعَ مَرّاتٍ، قالَ اللّهُ عز و جل: سَل تُعطَهُ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هر کس چهار مرتبه بگويد: «ستايش، خدای را که خداوند جهانيان است»، خداوند عز و جل میفرمايد: درخواست کن تا خواستهات به تو داده شود.
محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 2 ؛ حدیث 1249.
الإمام الصادق عليه السلام: کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله عليه و آله يَحمَدُ اللّهَ في کلِّ يَومٍ ثَلاثَمِائَةِ مَرَّةٍ و سِتّينَ مَرَّةً، عَدَدَ عُروقِ الجَسَدِ، يَقولُ: الحَمدُ للّهِ رَبِّ العالَمينَ کثيرا عَلی کلِّ حالٍ.
امام صادق عليه السلام: پيامبر خدا در هر روز، سيصد و شصت مرتبه به شمار رگهای بدن، خدا را میستود و میگفت: «ستايشِ فراوان و در همه حال، خدای را که پروردگار جهانيان است».
بحار الأنوار: ج 16 ص 257
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: مَن قالَ: «الحَمدُ للّهِ کما هُوَ أهلُهُ» فَقَد شَغَلَ کتّابَ السَّماواتِ، فَيَقولونَ: اللّهُمَّ لا نَعلَمُ الغَيبَ!
فَيَقولُ اللّهُ: اکتُبوها کما قالَها عَبدي، و عَلَيَّ ثَوابُها.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هر کس بگويد: «ستايش، خدای را چنان که او شايسته آن است»، نويسندگانِ آسمانها را به تکاپو میاندازد و آنها میگويند: بارخدايا! ما که غيب نمیدانيم!
و خداوند میفرمايد: «آن را همان گونه که بندهام گفت، بنويسيد. ثوابش با من».
بحار الأنوار: ج 93 ص 212
الإمام علیّ عليه السلام: الحَمدُ للّهِ الَّذي جَعَلَ الحَمدَ مِفتاحا لِذِکرِهِ، و سَبَبا لِلمَزيدِ مِن فَضلِهِ، و دَليلًا عَلی آلائِهِ و عَظَمَتِهِ.
امام علی عليه السلام: ستايش، خدای را که ستايش را سرآغاز يادش قرار داد، و سبب افزونی بخششش، و دليل بر نعمتها و بزرگیاش.
نهج البلاغة: الخطبة 157.
الإمام علیّ عليه السلام: الحَمدُ للّهِ الَّذي لا يَبلُغُ مِدحَتَهُ القائِلونَ، و لا يُحصي نَعماءَهُ العادّونَ، و لا يُؤَدّي حَقَّهُ المُجتَهِدونَ...
امام علی عليه السلام: ستايش، خدای را که گويندگان از پسِ ستايش او برنمیآيند، و شمارندگان، از شمارش نعمتهای او ناتواناند، و کوشندگان، حقّ او را نمیگزارند.
نهج البلاغة: الخطبة 1.
الإمام علیّ عليه السلام: الحَمدُ للّهِ الَّذي لا يَفِرُهُ المَنعُ وَ الجُمودُ، و لا يُکديهِ الإِعطاءُ وَ الجودُ، إذ کلُّ مُعطٍ مُنتَقِصٌ سِواهُ، و کلُّ مانِعٍ مَذمومٌ ما خَلاهُ، و هُوَ المَنّانُ بِفَوائِدِ النِّعَمِ. (لا يَفِرُه: أي لا يُكثِرُه) (لا يُکديهِ ؛ أكدی: بخِلَ أو قلّ خيره أو قلّل عطاءه)
امام علی عليه السلام: ستايش، خدای را که دريغ ورزيدن و نبخشيدن چيزی، بر دارايی او نمیافزايد، و دَهِش و بخشش نيز از او نمیکاهد؛ زيرا هر دهندهای از آنچه دارد، کاسته میشود جز او، و هر دريغ کنندهای در خور نکوهش است مگر او، و اوست عطا کننده نعمتهای سودمند.
نهج البلاغة: الخطبة 91.
الإمام علیّ عليه السلام: الحَمدُ للّهِ الَّذي لَم يَخلُ مِن فَضلِهِ المُقيمونَ عَلی مَعصِيَتِهِ، و لَم يُجازِهِ لِأَصغَرِ نِعَمِهِ المُجتَهِدونَ في طاعَتِهِ...
امام علی عليه السلام: ستايش، خدای را که مرتکبان نافرمانی او نيز از لطفش بیبهره نيستند، و کوشندگان در طاعتش کوچکترين نعمت او را جبران نتوانند کرد.
بحار الأنوار: ج 94 ص 232.
الإمام علیّ عليه السلام: الحَمدُ للّهِ رَبِّ العالَمينَ، الَّذي لَم يَضُرَّهُ بِالمَعصِيَةِ المُتَکبِّرونَ، و لَم يَنفَعهُ بِالطّاعَةِ المُتَعَبِّدونَ.
امام علی عليه السلام: ستايش، خدای را که پروردگار جهانيان است؛ خدايی که گردنفرازان با نافرمانی خود، زيانی به او نمیرسانند، و عبادتپيشگان با فرمانبری خود، سودی به او نمیرسانند.
بحار الأنوار: ج 94 ص 231.
الإمام علیّ عليه السلام: أحمَدُهُ حَمدا أستَزيدُهُ في نِعمَتِهِ، و أستَجيرُ بِهِ مِن نِقمَتِهِ...
امام علی عليه السلام: او را میستايم ستايشی که بر نعمتش به من بيفزايد، و با آن از خشم و کيفرش به او پناه برم.
بحار الأنوار: ج 94 ص 232.
الإمام علیّ عليه السلام: اللّهُمَّ لَک الحَمدُ عَلی ما تَأخُذُ و تُعطي، و عَلی ما تُعافي و تَبتَلي.
امام علی عليه السلام: بار خدايا! تو را ستايش به خاطر آنچه میستانی و میدهی، و عافيت میبخشی و مبتلا میکنی.
نهج البلاغة: الخطبة 160.
بخش پنجم: تهليل: (گفتن «لا إله إلّا اللّه»)
واژهشناسی «تهليل»
واژه تهليل، مصدر است از ريشه «هلل» و به معنای بلند کردن صداست، سپس اين معنا توسّع يافته و بر هر لفظ مشتمل بر حروف «هاء» و «لام» که با صدای بلد ادا گردد، اطلاق شده است و در توسّعی ديگر، بر کاربردی مشابه نيز «تهليل» اطلاق شده است، آنجا که حتّی بالا بردن صدا هم در کار نباشد، و از اين باب است که کلمه توحيد (يعنی «لا إله إلّا اللّه) «تهليل» ناميده میشود.
همچنين، گاه با مصدر جعلی «هَيلَلَة»، به کلمه توحيد اشاره میشود. جوهری در اين باره مینويسد: هلّل الرجل، يعنی: آن مرد «لا اله إلّا اللّه» گفت. گفته میشود: «قد أکثرت من الهيلله»، يعنی بسيار «لا اله إلّا اللّه» گفتم.
تهليل، در قرآن و حديث
واژه «تهليل» در احاديث اسلامی، فراوان به کار رفته است؛ ليکن در قرآن به کار نرفته است؛ امّا جمله «لا إلهَ إلَا اللّهُ»، دو بار، جمله «لا إلهَ إلّا هو» سی بار، جمله «لا إلهَ إلّا أنا»، سه بار و «لا إلهَ إلّا أنت»، يک بار در قرآن آمده است.
فصل يکم: ترغيب به گفتن «لا إله إلّا اللّه»
الإمام الرضا عليه السلام: إنَّ التَّهليلَ هُوَ إقرارٌ للّهِ تَعالی بِالتَّوحيدِ، و خَلعُ الأَندادِ مِن دونِ اللّهِ، و هُوَ أوَّلُ الإِيمانِ، و أعظَمُ مِنَ التَّسبيحِ وَ التَّحميدِ.
امام رضا عليه السلام: گفتنِ لا اله الا اللّه، در واقع، اقرار به يگانگی خداوند متعال است و نفی انبازان و همتايان از او. آن، آغاز ايمان است و از تسبيح و حمد گفتن، بزرگتر است.
بحار الأنوار: ج 6 ص 67.
گفتار پرهيزگاری
«وَ أَلْزَمَهُمْ کلِمَةَ التَّقْوی وَ کانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها». (الفتح: 26.)
«و گفتار تقوا را ملازم آنان ساخت، و [در واقع،] آنان به [رعايت] آن [آرمان] سزاوارتر و شايسته [ی اتّصاف به] آن بودند».
سرور اذکار
رسول اللّه صلی الله عليه و آله لَمّا سُئِلَ عَن تَفسيرِ: سُبحانَ اللّهِ وَ الحَمدُ للّهِ و لا إلهَ إلَا اللّهُ وَ اللّهُ أکبَرُ: ... و قَولُهُ: «لا إلهَ إلَا اللّهُ» يَعني وَحدانِيَّتَهُ، لا يَقبَلُ الأَعمالَ إلّا بِها، و هِيَ کلِمَةُ التَّقوی، يُثقِلُ اللّهُ بِهَا المَوازينَ يَومَ القِيامَةِ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله در پاسخ به سؤال از تفسير «پاکا خدا، و ستايش خدای را و معبودی جز خدا نيست و خدا بزرگتر است»: ... و جمله «معبودی جز خدا نيست»، به معنای يگانگی اوست. اعمال، جز با اين عقيده، پذيرفته [ی درگاه الهی] نمیشود و آن، گفتار تقواست. در روز رستاخيز، خداوند با آن، کفّه اعمال را سنگين میگرداند.
بحار الأنوار: ج 93 ص 167.
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: ما مِنَ الذِّکرِ شَيءٌ أفضَلُ مِن قَولِ: لا إلهَ إلَا اللّهُ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هيچ ذکری، برتر از گفتنِ لا إله إلّا اللّه نيست.
بحار الأنوار: ج 93 ص 204.
الإمام الصادق عليه السلام: سَيِّدُ کلامِ الأَوَّلينَ وَ الآخِرينَ: لا إلهَ إلَا اللّهُ.
امام صادق عليه السلام: سرور سخنانِ اوّلين و آخرين آدميان، جمله لا إله إلّا اللّه است.
بحار الأنوار: ج 93 ص 204.
الإمام الصادق عليه السلام: قَولُ: «لا إلهَ إلَا اللّهُ» سَيِّدُ الکلامِ.
امام صادق عليه السلام: جمله «معبودی جز خدا نيست»، سَرور گفتارهاست.
بحار الأنوار: ج 93 ص 312.
برترين علم
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: أفضَلُ العِلمِ: لا إلهَ إلَا اللّهُ، و أفضَلُ الدُّعاءِ الاستِغفارُ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: برترين علم، اين است که بدانی معبودی جز خدا نيست، و برترين دعا آمرزش طلبيدن است.
بحار الأنوار: ج 93 ص 282.
بهترين عبادت
الإمام الصادق عليه السلام: جاءَ الفُقَراءُ إلی رَسولِ اللّهِ صلی الله عليه و آله فَقالوا: يا رَسولَ اللّهِ، إنَّ الأَغنِياءَ لَهُم ما يُعتِقونَ و لَيسَ لَنا، و لَهُم ما يَحُجّونَ و لَيسَ لَنا، و لَهُم ما يَتَصَدَّقونَ و لَيسَ لَنا، و لَهُم ما يُجاهِدونَ و لَيسَ لَنا.
فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله عليه و آله: مَن کبَّرَ اللّهَ عز و جل مائَةَ مَرَّةٍ کانَ أفضَلَ مِن عِتقِ مِئَةِ رَقَبَةٍ، و مَن سَبَّحَ اللّهَ مائَةَ مَرَّةٍ کانَ أفضَلَ مِن سِياقِ مِئَةِ بَدَنَةٍ، و مَن حَمِدَ اللّهَ مائَةَ مَرَّةٍ کانَ أفضَلَ مِن حُملانِ مِئَةِ فَرَسٍ في سَبيلِ اللّهِ بسُرُجِها و لُجُمِها و رُکبِها، و مَن قالَ: «لا إلهَ إلَا اللّهُ» مائَةَ مَرَّةٍ کانَ أفضَلَ النّاسِ عَمَلًا ذلِک اليَومِ إلّا مَن زادَ.
قالَ: فَبَلَغَ ذلِک الأَغنِياءَ فَصَنَعوهُ. قالَ: فَعادَ الفُقَراءُ إلَی النَّبِيِّ صلی الله عليه و آله فَقالوا: يا رَسولَ اللّهِ قَد بَلَغَ الأَغنِياءَ ما قُلتَ، فَصَنَعوهُ!
فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله عليه و آله: ذلِک فَضلُ اللّهِ يُؤتيهِ مَن يَشاءُ.
امام صادق عليه السلام: تهیدستان، نزد پيامبر خدا آمدند و گفتند: ای پيامبر خدا! ثروتمندان، مالی دارند که [بنده] آزاد کنند؛ ولی ما نداريم. آنها دارند که حج بگزارند؛ ولی ما نداريم. آنها دارند که صدقه دهند؛ ولی ما نداريم. آنها دارند که با آن جهاد کنند؛ ولی ما نداريم [پس ما از ثواب همه اينها محروميم].
پيامبر صلی الله عليه و آله فرمود: «هر کس صد مرتبه" اللّه اکبر" بگويد، بهتر از آزاد کردن صد بنده است. هر کس صد مرتبه تسبيح خدا بگويد، بهتر از قربانی کردن صد شتر [در حج] است. هر کس صد مرتبه حمد خدا بگويد، بهتر از تقديم کردن صد اسب با زين و لگام و سوار آنها در راه خدا [برای جهاد] است. و هر کس صد مرتبه" لا اله الا اللّه" بگويد، در آن روز (قيامت)، برترينِ مردم از نظر کردار خواهد بود، از کسی که بيشتر بگويد».
اين خبر به گوش ثروتمندان رسيد و آنها هم آن را به کار بستند. پس تهیدستان، نزد پيامبر صلی الله عليه و آله باز آمدند و گفتند: ای پيامبر خدا! آنچه فرمودی، به گوش ثروتمندان نيز رسيد و آنها هم به کارش بستند.
پيامبر خدا فرمود: «اين، فضل خداست که به هر که خود بخواهد، میدهد».
بحار الأنوار: ج 93 ص 170.
کليد آسمانها
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: مَن قالَ: «لا إلهَ إلَا اللّهُ» فُتِحَت لَهُ أبوابُ السَّماءِ، و مَن تَلاها بِ «مُحَمَّدٌ رَسولُ اللّهِ صلی الله عليه و آله» تَهَلَّلَ وَجهُ الحَقِّ سُبحانَهُ و تَعالی فَاستَبشَرَ بِذلِک، و مَن تَلاها بِ «عَلِي وَلِيُّ اللّهِ» غَفَرَ اللّهُ لَهُ ذُنوبَهُ و لَو کانَت بِعَدَدِ قَطرِ المَطَرِ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هر کس بگويد: «معبودی جز خدا نيست»، درهای آسمان برايش باز میشود، و هر کس در پی آن بگويد: «محمّد پيامبر خداست»، چهره خداوند عز و جل از شادی میدرخشد، و هر کس به دنبال آن بگويد: «علی ولی خداست»، خداوند گناهانش را میآمرزد؛ اگرچه به شمار قطرات باران باشد.
بحار الأنوار: ج 38 ص 318.
همتا ندارد
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: لَيسَ شَيءٌ إلّا و لَهُ شَيءٌ يَعدِلُهُ، إلَا اللّهَ عز و جل فَإِنَّهُ لا يَعدِلُهُ شَيءٌ، و «لا إلهَ إلَا اللّهُ» فَإِنَّهُ لا يَعدِلُها شَيءٌ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هيچ چيزی نيست مگر اين که چيز ديگری با آن برابری میکند، بجز خداوند عز و جل که هيچ چيز با آن برابری نمیکند، و نيز «لا اله الا اللّه» که چيزی با آن برابری نکند.
بحار الأنوار: ج 93 ص 331.
رسول الله صلی الله عليه و آله: ما قالَ القائِلونَ أنَا و مَن سِوايَ؛ المَلائِکةُ المُقَرَّبونَ، وَ الأنبِياءُ المُرسَلونَ، وَ العِبادُ الصّالحِونَ کلِمَةً أحَبَّ إلَی اللّهِ و لا أثقَلَ فِي الميزانِ مِن: لا إلهَ إلَا اللّهُ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: گويندگان من و غير من؛ يعنی فرشتگان مقرّب و پيامبران مرسل و بندگان شايسته سخنی نگفتهاند که نزد خدا محبوبتر و در ترازو [ی اعمال،] سنگينتر از «لا اله الا اللّه» باشد.
جامع الأحاديث للقمّي: ص 196
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: إنَّ موسی عليه السلام کانَ فيما يُناجي رَبَّهُ قالَ: رَبِّ کيفَ المَعرِفَةُ بِک فَعَلِّمني؟ قالَ: تَشهَدُ أن لا إلهَ إلَا اللّهُ.
قالَ: يا رَبِّ کيفَ الصَّلاةُ؟ قالَ لِموسی عليه السلام: قُل: لا إلهَ إلَا اللّهُ.
قالَ: يا رَبِّ فَأَينَ الصَّلاةُ؟ قالَ: قُل: لا إلهَ إلَا اللّهُ، و کذلِک يَقولُها عِبادي إلی يَومِ القِيامَةِ، مَن قالَها: فَلَو وُضِعَتِ السَّماواتُ وَ الأَرَضونَ السَّبعُ في کفَّةٍ، و وُضِعَ «لا إلهَ إلَا اللّهُ» في کفَّةٍ اخری لَرَجَحَت بِهِنَّ، و لَو وُضِعَت عَلَيهِنَّ أمثالُها.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: موسی عليه السلام در مناجات خود با پروردگارش گفت: خداوندا! شناخت تو چگونه است؟ به من بياموز. فرمود: «گواهی میدهی که: معبودی جز خدا نيست».
گفت: خداوندا! نماز چگونه است؟ به موسی عليه السلام فرمود: «بگو: معبودی جز خدا نيست». و همين طور بندگان آن را تا قيامت بگويند.
گفت: خداوندا! پس نماز چه؟
فرمود: «بگو: معبوی جز خدا نيست. و همين طور، بندگانم نيز تا روز قيامت، آن را بگويند. [زيرا] هر کس اين را بگويد، اگر آسمانها و زمينهای هفتگانه در يک کفَّه نهاده شوند و جمله" معبودی جز خدا نيست" را در کفّهای ديگر، اين جمله بر آنها سنگينی میکند؛ هر چند به همان اندازه [ی هفت آسمان و زمين]، بر آن کفّه افزوده شود».
بحار الأنوار: ج 93 ص 202.