فصل یکم: تفسیر «لا حول و لا قوّة الّا باللّه»

خودداری از معصیت و توانایی بر طاعت، جز با یاری خودِ خدا نیست‏

عن جابر الجعفی عن الإمام الباقر علیه السلام، قال: سَأَلتُهُ عَن مَعنی: «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ» فَقالَ: مَعناهُ لا حَولَ لَنا عَن مَعصِیةِ اللّهِ إلّا بِعَونِ اللّهِ، و لا قُوَّةَ لَنا عَلی طاعَةِ اللّهِ إلّا بِتَوفیقِ اللّهِ عز و جل.

از جابر جُعْفی: از امام باقر علیه السلام در باره معنای «هیچ نیرو و توانی نیست، جز به یاری خدا» پرسیدم. فرمود: «معنایش این است که ما از معصیت خدا، باز نتوانیم ایستاد، مگر به یاری خود خداوند، و بر انجام دادن طاعت خدا، توانایی نداریم، جز با توفیق‏دهی خود خداوند عز و جل».

بحار الأنوار: ج 93 ص 187.

عن الإمام الصادق علیه السلام، قال: سَألَتُهُ عَن تَفسیرِ: «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ»، قالَ: لا یحولُ بَینَنا و بَینَ المعاصی إلَا اللّهُ، و لا یقَوّینا عَلی أداءِ الطّاعَةِ وَ الفَرائِضِ إلَا اللّهُ.

حسین بن علوان کلبی: از امام صادق علیه السلام در باره تفسیر «هیچ نیرو و توانی نیست، جز به یاری خدا»، پرسیدم. فرمود: «یعنی میان ما و معاصی حایل نمی‏گردد، مگر خداوند، و ما را بر انجام دادن طاعت و وظایف، نیرومند نمی‏گرداند، مگر خداوند».

بحار الأنوار: ج 93 ص 189.

وا گذاشتن کار به خدا

رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إذا قالَ العَبدُ: «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ» فَقَد فَوَّضَ أمرَهُ إلَی اللّهِ، و حَقٌّ عَلَی اللّهِ أن یکفِیهُ.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هرگاه بنده بگوید: «هیچ نیرو و توانی نیست، جز به یاری خدا»، در واقع، کار خود را به خدا وا نهاده است و بر خداست که برایش کارسازی کند.

بحار الأنوار: ج 93 ص 189.

فصل دوم: ویژگی‏های «لا حول و لا قوّة إلّا باللّه»

سخن اهل آسمان‏ها

رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ما نَزَلَ مِنَ السَّماءِ مَلَک و لا صَعِدَ إلَی السَّماءِ مَلَک حَتّی یقولَ: لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هیچ فرشته‏ای از آسمان، فرود نیامد و هیچ فرشته‏ای به آسمان بالا نرفت، مگر آن که گفت: «هیچ نیرو و توانی نیست، مگر به یاری خدا».

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 3 ؛ حدیث 1679

نهالی از نهال‏های بهشت‏

رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ عز و جل لَمّا خَلَقَ الجَنَّةَ جَعَلَ غَرسَها: سُبحانَ اللّهِ، وَ الحَمدُ للّهِ، و لا إلهَ إلَا اللّهُ، وَ اللّهُ أکبَرُ، و لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند عز و جل چون بهشت را آفرید، نهال‏های آن را: «پاکا خدا!»، و «ستایش، خدای را!» و «معبودی جز خدا نیست»، و «خدا، بزرگ‏تر است»، و «هیچ نیرو و توانی نیست، مگر به یاری خدا» قرار داد.

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 3 ؛ حدیث 1681.

رسول اللّه صلی الله علیه و آله: لَمّا اسرِی بی مَرَرتُ بِإِبراهیمَ علیه السلام، فَقالَ لِجَبرَئیلَ علیه السلام: مَن هذا؟ قالَ: مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله، فَرَحَّبَ بی و سَلَّمَ عَلَی، و قالَ: مُر امَّتَک یکثِروا مِن غِراسِ الجَنَّةِ، فَإِنَّ تُربَتَها طَیبَةٌ، و أرضَها واسِعَةٌ قالَ: قُلتُ: و ما غِراسُ الجَنَّةِ؟ قالَ: لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: شبی که به آسمان برده شدم، بر ابراهیم علیه السلام گذشتم. به جبرئیل علیه السلام گفت: این کیست؟ گفت: محمّد.

ابراهیم علیه السلام به من خوشامد گفت و سلام کرد و گفت: به امّتت بفرما که بر نهال‏های بهشت، بیفزایند؛ زیرا که خاک بهشت، پاک [و حاصلخیز] است و زمینش، پهناور. من گفتم: نهال‏های بهشت، چیست؟ گفت: « [ذکر] هیچ نیرو و توانی نیست، جز به یاری خدا».

بحار الأنوار: ج 93 ص 174.

گنجی از گنج‏های بهشت‏

رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أکثِروا مِن ذِکرِ: «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ» فَإِنَّها مِن کنزِ الجَنَّةِ، و مَن أکثَرَ مِنهُ نَظَرَ اللّهُ إلَیهِ، و مَن نَظَرَ اللّهُ إلَیهِ فَقَد أصابَ خَیرَ الدُّنیا وَ الآخِرَةِ.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ذکر «هیچ نیرو و توانی نیست، مگر به یاری خدا» را بسیار بگویید؛ زیرا آن، یکی از گنج‏های بهشت است. هر کس این ذکر را بسیار بگوید، خداوند به او نظر می‏کند، و هر کس که خدا به او نظر کند، به خیر دنیا و آخرت رسیده است.

بحار الأنوار: ج 86 ص 161.

الإمام علی علیه السلام: قالَ لی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: یا عَلِی، أ لا أدُلُّک عَلی کنزٍ مِن کنوزِ الجَنَّةِ؟ قُلتُ: بَلی یا رَسولَ اللّهِ. قالَ: لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ.

امام علی علیه السلام: پیامبر خدا به من فرمود: «ای علی! آیا تو را به گنجی از گنج‏های بهشت، راه نمایی نکنم؟». گفتم: چرا، ای پیامبر خدا. فرمود: «هیچ نیرو و توانی نیست، مگر به یاری خدا».

بحار الأنوار: ج 93 ص 190.

عدّة الداعی: قالَ النَّبِی صلی الله علیه و آله: أ لا أُعَلِّمُکم خَمسَ کلِماتٍ، خَفیفاتٍ عَلَی اللِّسانِ ثَقیلاتٍ فِی المیزانِ، یرضینَ الرَّحمنَ و یطرُدنَ الشَّیطانَ، و هُنَّ مِن کنوزِ الجَنَّةِ مِن تَحتِ العَرشِ، و هُنَّ الباقِیاتُ الصّالِحاتُ؟ قالوا: بَلی یا رَسولَ اللّهِ.

فَقالَ: قولوا: سُبحانَ اللّهِ، وَ الحَمدُ للّهِ، و لا إلهَ إلَا اللّهُ، وَ اللّهُ أکبَرُ، و لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ العَلِی العَظیمِ. و قالَ صلی الله علیه و آله: خَمسٌ بَخٍ بَخٍ لَهُنَّ، ما أثقَلَهُنَّ فِی المیزانِ.

عدّة الداعی: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «آیا پنج جمله به شما نیاموزم که بر زبان، سبُک هستند و در ترازو [ی اعمال‏] سنگین‏اند، خدای مهربان را خشنود می‏سازند و شیطان را می‏رانند و از گنج‏های بهشت، در زیر عرش هستند و ماندگارهای نیک‏اند؟». گفتند: چرا، ای پیامبر خدا!

فرمود: «بگویید:" پاکا خدا! ستایش، خدای را! معبودی جز خدا نیست. خدا، بزرگ‏تر است. هیچ نیرو و توانی نیست، مگر به یاری خداوند والا و بزرگ"». و فرمود: «بَه بَه از این پنج سخن! چه سنگین‏اند در ترازو [ی اعمال‏]!».

بحار الأنوار: ج 93 ص 175.

گنجی از گنج‏های عرش‏

رسول اللّه صلی الله علیه و آله: لَمّا فَرَغتُ مِمّا أمَرَنِی اللّهُ بِهِ مِن أمرِ السَّماواتِ وَ الأَرضِ، قُلتُ: یا رَبِّ، إنَّهُ لَم یکن نَبِی قَبلی إلّا و قَد کرَّمتَهُ؛ جَعَلتَ إبراهیمَ خَلیلًا، و موسی کلیما، و سَخَّرتَ لِداوُدَ الجِبالَ، و لِسُلَیمانَ الرّیحَ وَ الشَّیاطینَ، و أحییتَ لِعیسَی المَوتی، فَما جَعَلتَ لی؟

قال: أ وَ لَیسَ قَد أعطَیتُک أفضَلَ مِن ذلِک کلِّهِ؟ أنّی لا اذکرُ إلّا ذُکرتَ مَعِی، و جَعَلتُ صُدورَ امَّتِک أناجیلَ‏ یقرَؤونَ القُرآنَ ظاهِرا، و لَم اعطِها امَّةً، و أعطَیتُک کنزا مِن کنوزِ عَرشی: لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ العَلِی العَظیمِ.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: چون از مأموریتی که خداوند در باره آسمان‏ها و زمین به من داده بود، فراغت یافتم، گفتم: خداوندا! هیچ پیامبری پیش از من نبود، مگر آن که او را کرامتی بخشیدی: ابراهیم علیه السلام را دوست خود قرار دادی و موسی علیه السلام را همسخن خود، برای داود علیه السلام کوه‏ها را مسخّر ساختی و برای سلیمان علیه السلام باد و دیوان را، و برای عیسی علیه السلام مُردگان را زنده ساختی. برای من، چه قرار دادی؟

خداوند فرمود: «آیا نه این است که بهتر از همه اینها را به تو داده‏ام؟ از من یاد نمی‏شود، مگر آن که در کنار من، از تو نیز یاد شود، سینه‏های امّتت را اناجیل‏ (اناجيل جمع انجيل است و مقصود آن است كه سينه‏های امت تو را وسيع و گشاده قرار داديم تا قرآن را بتوانند حفظ كنند.) قرار داده‏ام که قرآن را از بَر می‏خوانند، در حالی که چنین چیزی را به هیچ امّتی نداده‏ام، و گنجی از گنج‏های عرشم را به تو داده‏ام [و آن عبارت است از]:" هیچ نیرو و توانی نیست، مگر به یاری خدای والا و بزرگ"».

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 3 ؛ حدیث 1693.

تسبیح حاملان عرش‏

الإمام الصادق علیه السلام: إنَّ حَمَلَةَ العَرشِ لَمّا ذَهَبوا ینهَضونَ بِالعَرشِ لَم یستَقِلّوهُ‏ (حَمَلَه و رَفَعَه )، فَأَلهَمَهُمُ اللّهُ: «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ» فَنَهَضوا بِهِ.

امام صادق علیه السلام: حاملان عرش، چون رفتند که عرش را بردارند، نتوانستند آن را بلند کنند. پس خداوند به ایشان «هیچ نیرو و توانی نیست، مگر به یاری خدا» را الهام فرمود. پس آن را برداشتند.

بحار الأنوار: ج 93 ص 189.

گوناگون‏

الإمام الصادق علیه السلام: مَن بَخِلَ مِنکم بِمالٍ أن ینفِقَهُ، و بِالجِهادِ أن یحضُرَهُ، و بِاللَّیلِ أن یکابِدَهُ، فلا یبخَل بِ: سُبحانَ اللّهِ، وَ الحَمدُ للّهِ، و لا إلهَ إلَا اللّهُ، وَ اللّهُ أکبَرُ، و لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ.

امام صادق علیه السلام: هر یک از شما از انفاق کردن مالی، یا حاضر شدن در صحنه جهاد، و یا تحمّل شب‏زنده‏داری، دریغ ورزد، [لااقل‏] از گفتن این جملات، دریغ نورزد:" پاکا خدا و ستایش، خدای را! و معبودی جز خدا نیست. خدا، بزرگ‏تر است. هیچ نیرو و توانی نیست، مگر به یاری خدا"».

بحار الأنوار: ج 93 ص 172.

فصل سوم: برکت‏های «لا حول و لا قوّة إلّا باللّه»

پایندگی نعمت‏ها

«وَ لَوْ لا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَک قُلْتَ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْک مالًا وَ وَلَداً». (الكهف: 39.)

«و چرا آنگاه که به باغت درآمدی، نگفتی: «هر چه خدا بخواهد! نیرویی جز به یاری خدا نیست»، اگر مرا از نظر مال و فرزند، کمتر از خود می‏بینی؟».

عن أنس عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ما أنعَمَ اللّهُ عَلی عَبدٍ نِعمَةً فی مالٍ أو أهلٍ أو وَلَدٍ، فَقالَ: «ما شاءَ اللّهُ لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ» فَیری فیها آفَةً دونَ المَوتِ. و قَرَأَ: «لَوْ لا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَک قُلْتَ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ».

انَس: پیامبر خدا فرمود: «خداوند، به هر بنده‏ای، نعمتی، از مال یا زن و یا فرزند، ارزانی دارد و او بگوید: «هر چه خدا خواهد! نیرویی نیست، جز به قدرت خدا»، در آن نعمت، آسیبی نمی‏آید، بجز مرگ». (يا: تا زنده است، به آن نعمت، آسيبی و آفتی نمی‏رسد.)

آنگاه پیامبر صلی الله علیه و آله این آیه را خواند: «چرا آنگاه که به باغت درآمدی، نگفتی: هر چه خدا خواهد! هیچ نیرویی نیست، مگر به یاری خدا؟».

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 3 ؛ حدیث 1702.

الإمام الصادق علیه السلام: عَجِبتُ لِمَن أرادَ الدُّنیا و زینَتَها کیفَ لا یفزَعُ إلی قَولِهِ تَعالی: «ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ»؟ فَإِنّی سَمِعتُ اللّهَ عز و جل یقولُ بِعَقِبِها: «إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْک مالًا وَ وَلَداً* فَعَسی‏ رَبِّی أَنْ یؤْتِینِ خَیراً مِنْ جَنَّتِک» الآیةَ، و «عَسی» مُوجِبَةٌ.

امام صادق علیه السلام: درشگفتم از کسی که دنیا و زیور آن را می‏خواهد، چگونه به این سخن خداوند متعال پناه نمی‏برَد: «هر چه خدا بخواهد! نیرویی جز به یاری خدا نیست»؟ چرا که می‏شنوم خداوند عز و جل در دنباله آن می‏فرماید: «اگر مرا از نظر مال و فرزند، کمتر از خود می‏بینی. باشد که پروردگارم بهتر از باغ تو به من دهد» تا آخر آیه، تعبیر «باشد»، دلالت بر قطعیت دارد.

بحار الأنوار: ج 93 ص 185.

آمرزش گناهان‏

رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أکثِروا مِن قَولِ: «سُبحانَ اللّهِ، وَ الحَمدُ للّهِ، و لا إلهَ إلَا اللّهُ، وَ اللّهُ أکبَرُ، و لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ»؛ فَإِنَّهُنَّ الباقِیاتُ الصّالِحاتُ، و هُنَّ یحطُطنَ الخَطایا کما تَحُطُّ الشَّجَرَةُ وَرَقَها، و هُنَّ مِن کنوزِ الجَنَّةِ.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: گفتار: «پاکا خدا و ستایش، خدای را! معبودی جز خدا نیست. خدا، بزرگ‏تر است؛ و هیچ نیرو و توانی نیست، مگر به یاری خدا» را بسیار بگویید؛ زیرا اینها ماندگارهای نیک‏اند و گناهان را همچون برگ‏های درخت، فرو می‏ریزند و از گنج‏های بهشت‏اند.

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 3 ؛ حدیث 1705.

رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن قالَ: «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ العَلِی العَظیمِ» خَرَجَ مِن ذُنوبِهِ کیومَ وَلَدَتهُ امُّهُ، و وُقِی سَبعینَ بابا مِنَ الفَقرِ.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر کس بگوید: «هیچ نیرو و توانی نیست، مگر به مدد خدای والا و بزرگ»، همانند روزی که از مادر، متولّد شده است از گناهانش پاک گردد و از هفتاد نوع فقر محفوظ مانَد.

مستدرك الوسائل: ج 5 ص 373.

رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن قالَ کلَّ یومٍ مائَةَ مَرَّةٍ: «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ» غَفَرَ اللّهُ لَهُ ذُنوبَهُ، و قَضی لَهُ مائَةَ حاجَةٍ، و بَنی لَهُ فِی الجَنَّةِ مائَةَ قَصرٍ.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر کس روزی صد مرتبه بگوید: «هیچ نیرو و توانی نیست، مگر به یاری خدا»، خداوند، گناهانش را بیامرزد و صد حاجت از او برآوَرَد و صد قصر در بهشت، برایش بنا کند.

مستدرك الوسائل: ج 5 ص 375.

برآوردن حوایج‏

الإمام الصادق علیه السلام: إذا قالَ العَبدُ: «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ» قالَ اللّهُ عز و جل لِلمَلائِکةِ: استَسلَمَ عَبدی، اقضوا حاجَتَهُ.

امام صادق علیه السلام: هرگاه بنده بگوید: «هیچ نیرو و توانی نیست، مگر به یاری خدا»، خداوند عز و جل به فرشتگان می‏فرماید: «بنده‏ام سرِ تسلیم فرود آورد. حاجتش را بر آورید».

بحار الأنوار: ج 93 ص 189.

از بین بردن وسوسه و خیالات‏

رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ آدَمَ شَکا إلَی اللّهِ عز و جل ما یلقی مِن حَدیثِ النَّفسِ وَ الحُزنِ، فَنَزَلَ عَلَیهِ جَبرَئیلُ علیه السلام فَقالَ لَهُ: یا آدَمُ قُل: «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ»، فَقالَها فَذَهَبَ عَنهُ الوَسوَسَةُ وَ الحُزنُ.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: آدم علیه السلام به خداوند عز و جل از دچار شدن به خیالات و اندوه، شِکوه کرد. پس جبرئیل علیه السلام بر او فرود آمد و به او گفت: ای آدم، بگو: «هیچ نیرو و توانی نیست، مگر به یاری خدا». آدم علیه السلام این را گفت و وسوسه و اندوهش برطرف شد.

بحار الأنوار: ج 95 ص 167.

رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ الشَّیطانَ اثنانِ: شَیطانُ الجِنِّ؛ و یبعَدُ بِ «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ العَلِی العَظیمِ»، و شَیطانُ الإِنسِ؛ و یبعَدُ بِالصَّلاةِ عَلَی النَّبِی و آلِهِ.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: شیطان، دو گونه است: یکی شیطان جنّی که با گفتنِ «هیچ نیرو و توانی نیست، مگر به یاری خدای والا و بزرگ»، دور گردانیده می‏شود، و دیگری، شیطان انسی، که با درود فرستادن بر پیامبر صلی الله علیه و آله و خاندان او دور می‏گردد.

بحار الأنوار: ج 95 ص 136.

الإمام الصادق علیه السلام: إنَّ آدَمَ علیه السلام شَکا إلی رَبِّهِ حَدیثَ النَّفسِ، فَقالَ: أکثِر مِن قَولِ: لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ.

امام صادق علیه السلام: آدم علیه السلام از وسوسه [و خیالات‏] به پروردگارش شِکوه کرد. خدا فرمود: جمله:" هیچ نیرو و توانی نیست، مگر به یاری خدا" را فراوان بگو».

بحار الأنوار: ج 93 ص 189.

فرو نشاندن خشم‏

مستدرک الوسائل: فی حَدیثٍ أنَّ إبلیسَ قالَ لِموسی علیه السلام: و إیاک وَ الغَضَبَ، و إذا غَضِبتَ فَقُل: «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ العَلِی العَظیمِ» یسکنُ غَضَبُک.

مستدرک الوسائل: در حدیثی آمده است که ابلیس به موسی علیه السلام گفت: از خشم، دوری کن و هرگاه خشمگین شدی، بگو: «هیچ نیرو و توانی نیست، مگر به یاری خدای والا و بزرگ»، خشمت آرام می‏گیرد.

مستدرك الوسائل: ج 12 ص 15.

ایمن ماندن از اندوه و نگرانی‏

الإمام الصادق علیه السلام: مَن قالَ فی کلِّ یومٍ مائَةَ مَرَّةٍ: «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ» دَفَعَ اللّهُ بِها عَنهُ سَبعینَ نَوعا مِنَ البَلاءِ؛ أیسَرُهَا الهَمُّ.

امام صادق علیه السلام: هر کس در هر روز، صد مرتبه بگوید: «هیچ نیرو توانی نیست، جز به یاری خدا»، خداوند، به واسطه آن، هفتاد نوع بلا را از او دور می‏گردانَد که آسان‏ترین آنها اندوه [و نگرانی‏] است.

بحار الأنوار: ج 93 ص 188.

الإمام الصادق علیه السلام: إذا تَوالَت عَلَیک الهُمومُ فَقُل: لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ.

امام صادق علیه السلام: هرگاه اندوه‏ها [و نگرانی‏ها] پیاپی به تو رسید، بگو: «هیچ نیرو و توانی نیست، جز به یاری خدا».

بحار الأنوار: ج 93 ص 274.

از بین بردن فقر

رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن ظَهَرَت عَلَیهِ النِّعمَةُ فَلیکثِر ذِکرَ: «الحَمدُ للّهِ»، و مَن کثُرَت هُمومُهُ فَعَلَیهِ بِالاستِغفارِ، و مَن ألَحَّ عَلیهِ الفَقرُ فَلیکثِر مِن قَولِ: «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ العَلِی العَظیمِ»؛ ینفِی اللّهُ عَنهُ الفَقرَ.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر که نعمت، او را فرا گیرد، باید این ذکر را بسیار بگوید که: «ستایش، خدا را». هر که اندوه‏ها [و نگرانی‏هایش‏] فزونی گیرد، باید به آمرزش‏خواهی روی آورد، و هر که فقر دامنگیرش شود و ذکر «هیچ نیرو و توانی نیست، جز به یاری خدای والا و بزرگ» را بسیار بگوید، خداوند، فقر را از او برطرف می‏سازد.

بحار الأنوار: ج 95 ص 296

رسول اللّه صلی الله علیه و آله: قَولُ: «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ» یذهَبُ بِالفَقرِ.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: جمله: «هیچ نیرو و توانی نیست، مگر به یاری خدا» فقر را می‏بَرد.

مستدرك الوسائل: ج 5 ص 374.

رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن قالَ کلَّ یومٍ: «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ» مائَةَ مَرَّةٍ، لَم یصِبهُ فَقرٌ أبَدا.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر کس روزی صد مرتبه بگوید: «هیچ نیرو و توانی نیست، مگر به یاری خدا»، هرگز دچار فقر نمی‏شود.

بحار الأنوار: ج 86 ص 161.

دفع چشم زخم‏

رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ما أنعَمَ اللّهُ تَعالی عَلی عَبدٍ نِعمَةً فی أهلٍ و مالٍ و وَلَدٍ فَأَعجَبَهُ، فَقالَ إذا رَأی ذلِک: «ما شاءَ اللّهُ، لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ» إلّا رَفَعَ اللّهُ تَعالی عَنهُ کلَّ آفَةٍ حَتّی تَأتِیهُ مَنِیتُهُ.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هرگاه خداوند متعال به زن و فرزند و مال بنده‏ای نعمتی دهد و آن چیز نظرش را بگیرد، چنانچه با دیدن آن بگوید: «آنچه خدا خواهد! هیچ نیرویی نیست، جز به یاری خدا»، خداوند متعال، هر گونه گزندی را از آن دور می‏کند تا آنگاه که از دنیا برود.

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 3 ؛ حدیث 1740.

الإمام الصادق علیه السلام: العَینُ حَقٌّ، و لَیسَ تَأمَنُها مِنک عَلی نَفسِک و لا مِنک عَلی غَیرِک، فَإِذا خِفتَ شَیئا مِن ذلِک فَقُل: ما شاءَ اللّهُ، لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ العَلِی العَظیمِ ثَلاثا.

امام صادق علیه السلام: چشم زدن، حقیقت دارد و از آن، نه بر خودت و نه بر دیگری، ایمن نیستی. (يعنی هم خودت در معرض خطرِ چشم‏زخم از جانب خودت هستی و هم غير خودت.) پس هرگاه از چشم‏زخمی ترسیدی، سه مرتبه بگو: «آنچه خدا خواهد! هیچ نیرویی نیست، مگر به یاری خدای والا و بزرگ».

بحار الأنوار: ج 95 ص 128.

گرداندن انواع بلا

الإمام الصادق علیه السلام: مَن قالَ بَعدَ صَلاةِ الصُّبحِ قَبلَ أن یتَکلَّمَ: «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ، لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ العَلِی العَظیمِ» یعیدُها سَبعَ مَرّاتٍ، دَفَعَ اللّهُ عَنهُ سَبعینَ نَوعا مِن أنواعِ البَلاءِ؛ أهوَنُهَا الجُذامُ وَ البَرَصُ.

امام صادق علیه السلام: هر کس پس از نماز صبح، پیش از آن که سخنی بگوید، بگوید: «به نام خدای مهرگسترِ مهربان. هیچ نیرو و توانی نیست، جز به یاری خدای والا و بزرگ» و هفت مرتبه آن را تکرار کند، خداوند، هفتاد نوع بلا را از او دفع می‏کند که آسان‏ترینِ آنها جذام و پیسی است.

بحار الأنوار: ج 86 ص 95.

الإمام الصادق علیه السلام: مَن قالَ فی دُبُرِ صَلاةِ الفَجرِ و دُبُرِ صَلاةِ المَغرِبِ سَبعَ مَرّاتٍ: «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ، لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ العَلی العَظیمِ» دَفَعَ اللّهُ عز و جل عَنهُ سَبعینَ نَوعا مِن أنواعِ البَلاءِ؛ أهوَنُهَا الرّیحُ وَ البَرَصُ وَ الجُنونُ، و إن کانَ شَقِیا مُحِی مِنَ الشَّقاءِ و کتِبَ فِی السُّعَداءِ.

امام صادق علیه السلام: هر کس در پی نماز صبح و در پی نماز مغرب، هفت بار بگوید: «به نام خدای مهرگسترِ مهربان. هیچ نیرو و توانی نیست، جز به یاری خدای والا و بزرگ»، خداوند عز و جل هفتاد نوع از انواع بلا را از او دور می‏کند که کمترین آنها باد و پیسی و دیوانگی است، و اگر از تیره‏بختان است، نامش از دفتر تیره‏بختان پاک و در شمارِ نیک‏بختان، نوشته شود.

بحار الأنوار: ج 86 ص 132.

الإمام الکاظم علیه السلام: قَولُ: «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ» یدفَعُ أنواعَ البَلاءِ.

امام کاظم علیه السلام: ذکر «هیچ نیرو و توانی نیست، جز به یاری خدا»، انواع بلا را دور می‏کند.

بحار الأنوار: ج 93 ص 274.

فصل پنجم: مهم‏ترین اوقات گفتن «لا حول و لا قوّة إلّا باللّه»

هنگام اذان‏

الإمام زین العابدین علیه السلام: إنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله کانَ إذا سَمِعَ المُؤَذِّنَ قالَ کما یقولُ، فَإِذا قالَ: حَی عَلَی الصَّلاةِ، حَی عَلَی الفَلاحِ، حَی عَلی خَیرِ العَمَلِ، قالَ: لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ.

امام زین العابدین علیه السلام: پیامبر خدا هرگاه صدای مؤذّن را می‏شنید، گفته‏های او را بازگو می‏کرد، و چون می‏گفت: «به نماز بشتاب؛ به سوی رستگاری بشتاب؛ به سوی بهترین کار، بشتاب!»، امام علیه السلام می‏گفت: «هیچ نیرو و توانی نیست، جز به یاری خدا».

بحار الأنوار: ج 84 ص 179.

هنگام بیرون رفتن از خانه‏

عن أبی هریرة: إنَّ النَّبی صلی الله علیه و آله کانَ إذا خَرَجَ مِن بَیتِهِ قالَ: بِاسمِ اللّهِ، لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ، التُّکلانُ عَلَی اللّهِ.

ابو هُرَیره: پیامبر صلی الله علیه و آله هرگاه از خانه‏اش خارج می‏شد، می‏گفت: «به نام خدا. هیچ نیرو و توانی نیست، جز به یاری خدا. توکل بر خدا».

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 3 ؛ حدیث 1770.

عن أبی حمزة عن الإمام الباقر علیه السلام: أنَّهُ کانَ إذا خَرَجَ مِنَ البَیتِ قالَ: بِاسمِ اللّهِ‏ خَرَجتُ، و عَلَی اللّهِ تَوَکلتُ، لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ.

ابو حمزه، در باره امام باقر علیه السلام: هرگاه از خانه خارج می‏شد، می‏گفت:" به نام خدا. خارج شدم و بر خدا، توکل کردم. هیچ نیرو و توانی‏ نیست، جز به یاری خدا"».

الكافي: ج 2 ص 543.

در بازار

رسول اللّه صلی الله علیه و آله: السّوقُ دارُ سَهوٍ و غَفلَةٍ، فَمَن سَبَّحَ فیها تَسبیحَةً کتَبَ اللّهُ لَهُ بِها ألفَ ألفِ حَسَنَةٍ، و مَن قالَ: «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ» کانَ فی جِوارِ اللّهِ تَعالی عز و جل حَتّی یمسِی.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بازار، سرای فراموشی و غفلت است. پس هر که در آن، یک «سبحان اللّه» بگوید، خداوند به ازای آن، برایش هزار هزار نیکی [و ثواب‏] می‏نویسد، و هر که بگوید: «هیچ نیرو و توانی نیست، جز به یاری خدا»، تا شب در پناه خدای متعال باشد.

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 3 ؛ حدیث 1777.

فصل هفتم: تشویق به گفتن: (ان شاء اللّه «اگر خدا بخواهد»)

«وَ لا تَقُولَنَّ لِشَی‏ءٍ إِنِّی فاعِلٌ ذلِک غَداً* إِلَّا أَنْ یشاءَ اللَّهُ وَ اذْکرْ رَبَّک إِذا نَسِیتَ وَ قُلْ عَسی‏ أَنْ یهْدِینِ رَبِّی لِأَقْرَبَ مِنْ هذا رَشَداً». (الكهف: 23 و 24.)

«و زنهار! در مورد چیزی مگوی که: «من، آن رای فردا انجام خواهم داد»، مگر با «اگر خدا بخواهد». و چون فراموش کردی، پروردگارت رای یاد کن و بگو: «امید که پروردگارم مرا به راهی که نزدیک‏تر از این به صواب است، هدایت کند»».

گفتن «اگر خدا بخواهد» در گفتار

رسول اللّه صلی الله علیه و آله: لا یتِمُّ إیمانُ عَبدٍ حَتّی یستَثنِی فی کلِّ حَدیثِهِ أو کلامِهِ.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ایمان هیچ بنده‏ای کامل نیست، مگر آن که در هر سخنش یا گفتارش، جمله «اگر خدا خواهد» را بگوید.

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 3 ؛ حدیث 1787.

رسول اللّه صلی الله علیه و آله: لَو لا أنَّ بَنی إسرائیلَ قالوا: «وَ إِنَّا إِنْ شاءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ» (البقرة: 70.) ما اعطوا أبَدا.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: اگر بنی اسرائیل نگفته بودند: «و ما، اگر خدا خواهد، حتما هدایت خواهیم شد»، هرگز به خواسته‏شان (دست یافتن به گاو مورد نظر) نمی‏رسیدند.

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 3 ؛ حدیث 1789.

نوشتن «اگر خدا بخواهد»، در نوشتار

عن مرازم بن حکیم: أمَرَ أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام بِکتابٍ فی حاجَةٍ، فَکتِبَ ثُمَّ عُرِضَ عَلَیهِ و لَم یکن فیهِ استِثناءٌ، فَقالَ: کیفَ رَجَوتُم أن یتِمَّ هذا و لَیسَ فیهِ استِثناءٌ؟ انظُروا کلَّ مَوضِعٍ لا یکونُ فیهِ استِثناءٌ فَاستَثنوا فیهِ.

مَرازم بن حکیم: امام صادق علیه السلام فرمود تا برای کاری نامه‏ای بنویسند. نامه را نوشتند و آن را به رؤیت ایشان رساندند. در نامه «اگر خدا خواهد» نوشته نشده بود. فرمود: «چگونه امید دارید که این کار، انجام پذیرد، در حالی که در آن، «اگر خدا خواهد» نیامده است؟ ببینید هر کجا که در آن «اگر خدا خواهد» نیامده است، «اگر خدا خواهد» بنویسید.

بحار الأنوار: ج 47 ص 48.

نکوهش ترک «اگر خدا بخواهد»

الإمام الباقر علیه السلام‏ فی قَولِ اللّهِ عز و جل: «وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلی‏ آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِی وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً» (طه: 115.) : إنَّ اللّهَ عز و جل لَمّا قالَ لِادَمَ علیه السلام: ادخُلِ الجَنَّةَ، قالَ لَهُ: یا آدَمُ، لا تَقرَب هذِهِ الشَّجَرَةَ. قالَ: و أراهُ إیاها، فَقالَ آدَمُ علیه السلام لِرَبِّهِ: کیفَ أقرَبُها و قَد نَهَیتَنی عَنها أنَا و زَوجَتی؟! فَقالَ‏ لَهُما: لا تَقرَباها یعنی لا تَأکلا مِنها.

فَقالَ آدَمُ و زَوجَتُهُ: نَعَم یا رَبَّنا لا نَقرَبُها و لا نَأکلُ مِنها، و لَم یستَثنِیا فی قَولِهِما: نَعَم. فَوَکلَهُمَا اللّهُ فی ذلِک إلی أنفُسِهِما و إلی ذِکرِهِما.

و قَد قالَ اللّهُ عز و جل لِنَبِیهِ صلی الله علیه و آله فِی الکتابِ: «وَ لا تَقُولَنَّ لِشَی‏ءٍ إِنِّی فاعِلٌ ذلِک غَداً* إِلَّا أَنْ یشاءَ اللَّهُ» ألّا أفعَلَهُ، فَتَسبِقَ مَشِیئَةُ اللّهِ فی ألّا أفعَلَهُ فَلا أقدِرَ عَلی أن أفعَلَهُ. فَلِذلِک قالَ اللّهُ عز و جل: أی استَثنِ مَشِیئَةَ اللّهِ فی فِعلِک.

امام باقر علیه السلام‏ در باره این سخن خداوند عز و جل: «و پیش‏تر، به آدم سفارش کردم، ولی او فراموش کرد و برای او عزمی [استوار] نیافتیم»: چون به آدم علیه السلام فرمود: «به بهشت، در آی» به او فرمود: ای آدم! به این درخت، نزدیک مشو» و آن را به او نشان داد.

آدم علیه السلام به پروردگارش گفت: چگونه نزدیکش شوم، در حالی که تو، مرا و همسرم را از آن، نهی کرده‏ای؟! پس به آن دو فرمود: «به آن نزدیک مشوید»؛ یعنی از آن، مخورید.

آدم و همسرش گفتند: باشد ای پروردگار ما. به آن، نزدیک نمی‏شویم و از آن، نمی‏خوریم؛ ولی چون گفتند: باشد و «اگر خدا خواهد» نگفتند، خداوند، آن دو را در این کار، به خودشان و به یاد خودشان، وا گذاشت.

خداوند عز و جل در قرآن به پیامبرش فرمود: «و زنهار! در باره چیزی مگو: «من، فردا آن کار رای خواهم کرد». مگر با «اگر خدا خواهد»» که آن را انجام ندهم. پس اگر خواست خدا، این بود که آن کار را انجام ندهم، نخواهم توانست که انجامش دهم. از این رو، خداوند عز و جل فرمود: «در کاری که می‏خواهی انجام دهی،" اگر خدا خواهد" بگو».

بحار الأنوار: ج 76 ص 306.