گلچین کتاب چهار جلدی نهج الذکر ؛ محمدی ری شهری
فصل نهم: گوناگون
الإمام الصادق علیه السلام: مَن أرادَ أن یکثُرَ مالُهُ و وَلَدُهُ و یوَسَّعَ رِزقُهُ عَلَیهِ، فَلیتَّخِذ فَصّا مِن عَقیقٍ، وَ لینقُش عَلَیهِ: «ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْک مالًا وَ وَلَداً» (الكهف: 39.)، و یقرَأُ: و «اسْتَغْفِرُوا رَبَّکمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً» (نوح: 10.) .
امام صادق علیه السلام: هر که میخواهد دارایی و فرزندانش بسیار شوند و روزیاش فراخ گردد، نگینی از عقیق انتخاب کند و آیه «ما شاءَ اللَّهُ، لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ، إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْک مالًا وَ وَلَداً» را بر آن، نقش کند و بخواند: «اسْتَغْفِرُوا رَبَّکمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً».
جامع الأخبار: ص 371 حدیث 1029.
بخش هشتم: استعاذه (پناه بردن به خدا)
واژهشناسی «استعاذه»
کلمه «استعاذه» از مادّه «عوذ» به معنای التجا و پناه بردن است. این مادّه وقتی به باب استفعال برده شود، به معنای پناه جستن و پناهجویی و نیز به معنای گفتن «أعوذ باللّه من الشیطان الرجیم» است.
ابن فارس در این باره میگوید:
مادّه «عوذ»، یک اصل صحیح است و بر یک معنا دلالت دارد و آن پناه بردن به چیزی است. سپس بر هر چیزی که به چیزی بچسبد یا همراه آن باشد، اطلاق میشود. خلیل میگوید: میگویی: «أعوذ باللّه جلّ ثناؤه»، یعنی: به او تبارک و تعالی ملتجی شدم. مصدر آن، عَوذ و عِیاذ است. (معجم مقاييس اللغة: ج 4 ص 183.)
استعاذه، در قرآن و حدیث
در قرآن کریم، مادّه «عوذ» هفده بار به صورتهای گوناگون به کار رفته است. این کتاب آسمانی در چهار آیه با جمله «قُلْ أَعُوذُ»* (مؤمنون: آيه 97 98، فلق: آيه 1، ناس: آيه 1.) و در چهار آیه با جمله «فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ»* (اعراف: آيه 200، نحل: آيه 98، غافر: آيه 56، فصّلت: آيه 36.) بر بهرهگیری از برکات ذکر «استعاذه» تأکید دارد.
گاه نیز استعاذه، استعانت از برخی از صفات خداوند متعال برای مصونیت از آثار برخی از صفات دیگر اوست، مانند آنچه پیامبر خدا به خداوند متعال میگوید:
أعوذُ بِرِضاک مِن سَخَطِک، و أعوذُ بِرَحمَتِک مِن نَقِمَتِک، و أعوذُ بِک مِنک. از ناخشنودی تو به خشنودیات پناه میبرم، از خشم و کینِ تو به مِهرَت پناه میبرم، و از تو به خودِ تو پناه میبرم.
پیش از ملاحظه آنچه در باره استعاذه در این بخش آمده است، توجّه به سه نکته ضروری است:
حقیقت استعاذه
حقیقت استعاذه، این است که کسی خود را در پناه مستعاذ قرار دهد و این، گاه مادّی و گاه معنوی است. هنگامی که انسان برای حفاظت خود در میدان نبرد، لباس ضدّ گلوله میپوشد یا وارد سنگر میشود، خود را در پناه لباس ضدّ گلوله و سنگر قرار میدهد، که این، استعاذه مادّی است؛ امّا استعاذه معنوی، حالت روانی ویژهای است که انسان را در پناه خداوند متعال قرار میدهد و از آفاتی که او را تهدید میکنند، مصونیت میبخشد و جمله «أعوذ باللّه»، در واقع، بیانگر آن حالت درونی است.
بر این اساس، برای پیدایش این حالت درونی، در گام نخست باید موانع آن برطرف شوند. موانع پیدایش این حالت در موارد مختلف، متفاوتاند. مثلًا کسی که از شرّ آفریدههای موذی به خدا پناه میبرد، نمیتواند دست در سوراخ مار کند و «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ* مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ» (سوره فلق، آيه 1 و 2.) بخواند! بنا بر این، شرط اوّل تحقّق حقیقت استعاذه، اجتناب از موانع پناهجویی است پس از اجتناب از موانع استعاذه، هر قدر که انسانْ خدا را بهتر بشناسد و از آفاتی که او را تهدید میکند، بیشتر احساس خطر نماید، حقیقت پناهجویی در او بیشتر تحقّق مییابد.
نقش استعاذه در زندگی
نقش استعاذه در زندگی، نقش سنگر در میدان نبرد است. این ذکر، اگر تو أم با حقیقت باشد، انسان را در دژ محکم خداوند قرار میدهد، شیطان را از او دور میسازد، درهای نافرمانی خدا را میبندد، توطئه دشمنان را خنثی میکند، عصبانیت را فرو مینشاند، بلا، بیماری و غم را زایل مینماید و سرانجام، آدمی را از انواع آفات و شُرور و مهمتر از همه از آتش دوزخ، حفظ میکند و از رحمت الهی بهرهمند میسازد.
البتّه باید توجّه داشت که استعاذه، دعاست و دعا در فرهنگ اسلام، در کنار مسئولیت است، نه در برابر آن. از این رو نمیتوان به بهانه استعاذه، مسئولیتهای عملی برای مبارزه با خطرها و آفات را رها کرد.
مهمترین ادب استعاذه
مهمترین ادب استعاذه، شناخت است؛ شناختِ این حقیقت که تنها دژ استواری که میتواند انسان را از انواع آسیبها و خطرها در دنیا و آخرت حفظ کند، خداوند متعال است، و این که اساسا پناهگاهی جز او وجود ندارد و هر کس به غیر او پناه بَرد، زیان خواهد دید.
فصل یکم: تشویق به پناه بردن به خدا و متوسّل شدن به او
پناه خواستن برای خود
«وَ قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِک مِنْ هَمَزاتِ الشَّیاطِینِ* وَ أَعُوذُ بِک رَبِّ أَنْ یحْضُرُونِ». (المؤمنون: 97 و 98.)
«و بگو: «ای پروردگار من! به تو پناه میآورم از وسوسههای شیطانها. و به تو پناه میبرم ای پروردگار من، از این که به نزد من بیایند»».
الإمام علی علیه السلام: مَن آمَنَ بِاللّهِ لَجَأَ إلَیهِ.
امام علی علیه السلام: هر که به خدا ایمان آورد، به او پناه برده است.
غرر الحكم: حدیث 8068.
الإمام الحسین علیه السلام فیما نُسِبَ إلَیهِ مِن دُعاءِ عَرَفَةَ: إلهی ... و أنتَ الَّذی أزَلتَ الأَغیارَ عَن قُلوبِ أحِبّائِک حَتّی لَم یحِبّوا سِواک، و لَم یلجَؤوا إلی غَیرِک.
امام حسین علیه السلام در دعای عرفه منسوب به ایشان: معبود من! ... تویی که اغیار را از دلهای دوستارانت، بیرون کردی، چندان که جز تو، کسی را دوست نداشتهاند و به جز تو، پناه نبردهاند.
بحار الأنوار: ج 98 ص 226.
پناه خواستن برای دیگران
الإمام الصادق علیه السلام: حَصِّنوا أموالَکم و أهلیکم و أحرِزوهُم بِهذِهِ، و قولوها بَعدَ صَلاةِ العِشاءِ الآخِرَةِ: «اعیذُ نَفسی و ذُرِّیتی و أهلَ بَیتی و مالی بِکلِماتِ اللّهِ التّامَّةِ، مِن کلِّ شَیطانٍ و هامَّةٍ، و مِن کلِّ عَینٍ لامَّةٍ»، و هِی العوذَةُ الَّتی عَوَّذَ بِها جَبرَئیلُ علیه السلام الحَسَنَ وَ الحُسَینَ علیهما السلام.
امام صادق علیه السلام: داراییهایتان و خانوادهتان را با این [دعا] نگهداری و محافظت کنید، و بعد از نماز عشا، آن را بگویید: «خودم و فرزندانم و خانوادهام و اموالم را از گزند هر شیطانی و هر جانور گزندهای، و از هر چشمِ بدی، در پناه کلمات تامّ خداوند در میآورم». این، همان دعایی است که جبرئیل علیه السلام با آن، حسن و حسین علیهما السلام را تعویذ کرد.
بحار الأنوار: ج 86 ص 127.
فصل دوم: آداب پناه بردن
شناخت کسی که به او پناه بُرده میشود
الإمام الهادی علیه السلام: إنَّ اللّهَ تَعالی عَلِمَ مِنّا أنّا لا نَلجَأُ فِی المُهِمّاتِ إلّا إلَیهِ ... وَ عوَّدَنا إذا سَأَلنَا الإِجابَةَ.
امام هادی علیه السلام: خدای متعال میداند که ما در سختیها، جز به او پناه نمیبریم ... و ما را عادت داده است که هرگاه [از او] بخواهیم، اجابت کند.
بحار الأنوار: ج 50 ص 127.
پناه درماندگان
الإمام العلی علیه السلام: إلهی إن کنتَ لا تَرحَمُ إلَا المُجِدّینَ فی طاعَتِک، فَإِلی مَن یفزَعُ المُقَصِّرونَ؟ و إن کنتَ لا تَقبَلُ إلّا مِنَ المُجتَهِدینَ، فَإِلی مَن یلتَجِئُ المُفَرِّطونَ؟!
امام علی علیه السلام: معبود من! اگر تو، جز به کوشندگانِ در طاعتت رحم نکنی، پس تقصیرکاران به چه کسی پناه برند؟ و اگر جز از تلاشگران نپذیری، پس سستیورزان به چه کسی پناهنده شوند؟
بحار الأنوار: ج 94 ص 103
ترک شهوت
الإمام الرضا علیه السلام: مَن تَعَوَّذَ بِاللّهِ مِنَ النّارِ و لَم یترُک الشَّهَواتِ، فَقَدِ استَهزَأَ بِنَفسِهِ.
امام رضا علیه السلام: هر که از آتش دوزخ به خدا پناه ببرد، امّا ترک شهوات نکند، در واقع، خود را ریشخند کرده است.
بحار الأنوار: ج 78 ص 356.
رسول اللّه صلی الله علیه و آله: اللّهُمَّ إنّی أعوذُ بِنورِ قُدسِک، و عَظَمَةِ طَهارَتِک، و بَرَکةِ جَلالِک، مِن کلِّ آفَةٍ و عاهَةٍ.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بار خدایا! پناه میبرم به روشنایی قُدسَت، و شگرفی پاکیات، و افزونی شکوهت، از هر بیماری و معلولیتی.
بحار الأنوار: ج 94 ص 212.
الإمام العلی علیه السلام: فی خُطبَةٍ لَهُ: عُذتُ بِرَبٍّ رَحیمٍ مِن شَرِّ کلِّ رَجیمٍ.
امام علی علیه السلام در یکی از سخنرانیهایش: پناه بردم به پروردگار مهربان، از شرّ هر رانده شدهای [از درگاه الهی]!
بحار الأنوار: ج 77 ص 342.
الإمام زین العابدین علیه السلام مِن دُعاءٍ لَهُ: یا إلهی ... أَعوذُ بِحِلمِک مِن سَخَطِک.
امام زین العابدین علیه السلام در یکی از دعاهایش: ... معبود من! پس من از خشم تو به بردباریات پناه میبرم.
بحار الأنوار: ج 94 ص 137.
عن زید العمی: لَمّا رَأی یوسُفُ علیه السلام عَزیزَ مِصرَ، قالَ: اللّهُمَّ إنّی أسأَلُک بِخَیرِک مِن خَیرِهِ، و أعوذُ بِقُوَّتِک مِن شَرِّهِ.
از زید عمّی: چون یوسف علیه السلام چشمش به عزیز (عزيز، يعنی پادشاه، و مأخوذ از« عزّ» است، به معنای نيرو و چيرگی.) مصر افتاد، گفت: «بار خدایا! به خوبی خودت، خوبی او را از تو میطلبم و از شرّ او، به نیروی تو پناه میبرم».
بحار الأنوار: ج 12 ص 294.
گرد هم آمدن
الإمام الصادق علیه السلام: مَا اجتَمَعَ ثَلاثَةٌ مِنَ المُؤمِنینَ فَصاعِدا، إلّا حَضَرَ مِنَ المَلائِکةِ مِثلُهُم؛ فَإِن دَعَوا بِخَیرٍ أمَّنوا، و إنِ استَعاذوا مِن شَرٍّ دَعَوُا اللّهَ لِیصرِفَهُ عَنهُم، و إن سَأَلوا حاجَةً تَشَفَّعوا إلَی اللّهِ و سَأَلوهُ قَضاها.
امام صادق علیه السلام: هیچگاه سه مؤمن یا بیشتر، گِرد هم نمیآیند، مگر این که به همان اندازه، از فرشتگان [در جمعشان] حاضر میشوند، و چون آن مؤمنان، دعای خیری کنند، فرشتگان، «آمین» میگویند، و اگر از شرّی [به خدا] پناه جویند، فرشتگان، دعا میکنند تا خدا، آن شر را از آنان بگردانَد، و اگر حاجتی درخواست کنند، فرشتگان، نزد خداوند شفاعت مینمایند و برآورده شدن آن را از او میخواهند.
الكافي: ج 2 ص 187.
فصل سوم: برکتهای پناه بردن به خدا
جای گرفتن در دژ خداوند
رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ عز و جل قالَ: و ما تَقَرَّبَ إلَی عَبدی بِشَیءٍ أحَبَّ إلَی مِمَّا افتَرَضتُ عَلَیهِ، و لا یزالُ عَبدی یتَقَرَّبُ إلَی بِالنَّوافِلِ حَتّی احِبَّهُ، فَإِذا أحبَبتُهُ کنتُ سَمعَهُ الَّذی یسمَعُ بِهِ، و بَصَرَهُ الَّذی یبصِرُ بِهِ، و یدَهُ الَّتی یبطِشُ بِها، و رِجلَهُ الَّتی یمشی بِها، و إن سَأَلَنی لَاعطِینَّهُ، و لَئِنِ استَعاذَنی لَاعیذَنَّهُ.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند عز و جل فرمود: «بهترین وسیله تقرّب بندهام به من، چیزی است که بر او واجب ساختهام. بندهام از طریق نافلهها، پیوسته به من نزدیک میشود تا آنجا که دوستدار او میشوم، و چون دوستدار [و عاشقش] شدم، گوش او میشوم که با آن میشنود، و چشم او که با آن میبیند، و دست او که با آن کار میکند و پایش که با آن راه میرود. (يعنی: من، همه چيز او میشوم و عشق به من، تمام وجود او را فرا میگيرد و همه حركات و سكناتش خدايی میشود) اگر از من بخواهد، حتما به او میدهم و اگر از من پناه بخواهد، بیگمان، پناهش میدهم».
محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 3 ؛ حدیث 1982.
رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إلهی، مَنِ الَّذِی استَغفَرَک فَلَم تَغفِر لَهُ! إلهی، مَنِ الَّذِی استَعاذَ بِک فَلَم تُعِذهُ!
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در مناجات: معبود من! کیست که از تو آمرزش خواسته باشد و تو او را نیامرزیده باشی؟! معبود من! کیست که از تو پناه خواسته باشد و تو پناهش نداده باشی؟!
بحار الأنوار: ج 90 ص 342.
رسول اللّه صلی الله علیه و آله: قَضَی اللّهُ عَلی نَفسِهِ أنَّهُ مَن آمَنَ بِهِ هَداهُ ... و مَنِ التَجَأَ إلَیهِ آواهُ.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند، وظیفه خود قرار داده است که هر کس را به او ایمان آورَد، هدایت کند ... و هر کس را به او پناه ببرد، پناه دهد.
مستدرك الوسائل: ج 11 ص 218.
الإمام العلی علیه السلام: إنَّ لُقمانَ الحَکیمَ قالَ لِابنِهِ و هُوَ یعِظُهُ: یا بُنَی مَنِ الَّذِی ابتَغَی اللّهَ عز و جل فَلَم یجِدهُ؟! و مَن ذَا الَّذی لَجَأَ إلَی اللّهِ فَلَم یدافِع عَنهُ؟!
امام علی علیه السلام: لقمان حکیم در اندرز به فرزندش گفت: «پسرم! کیست که خدای را جست و نیافت؟! و کیست که به خدا پناه بُرد و خدا از او دفاع نکرد؟!».
بحار الأنوار: ج 13 ص 433.
بهرهمند شدن از رحمت خدا
مصباح الشریعة فیما نَسَبَهُ إلَی الإِمامِ الصّادِقِ علیه السلام: إذا عَلِمَ اللّهُ عز و جل مِن قَلبِک صِدقَ الالتِجاءِ إلَیهِ، نَظَرَ إلَیک بِعَینِ الرَّأفَةِ وَ الرَّحمَةِ وَ اللُّطفِ، و وَفَّقَک لِما یحِبُّ و یرضی.
مصباح الشریعة در حدیثی که به امام صادق علیه السلام نسبت داده است: هرگاه خداوند عز و جل بداند که از سویدای دل، به او پناهنده گشتهای، به دیده رأفت و مهربانی و لطف، به تو مینگرد و تو را به آنچه دوست دارد و میپسندد، توفیق میدهد.
بحار الأنوار: ج 83 ص 374.
عن علی بن عیسی رفعه، قال: إنَّ موسی علیه السلام ناجاهُ اللّهُ تَبارَک و تَعالی فَقالَ لَهُ فی مُناجاتِهِ: یا موسی، مُر عِبادی یدعونی عَلی ما کانَ، بَعدَ أن یقِرّوا لی أنَّی أرحَمُ الرّاحِمینَ ....
فَمَن لَجَأَ إلَیک وَ انضَوی إلَیک مِنَ الخاطِئینَ فَقُل: أهلًا و سَهلًا، بأرَحبَ الفِناءِ بِفِناءِ رَبِّ العالَمینَ، وَ استَغفِر لَهُم.
علی بن عیسی، در حدیثی که سند آن را به یکی از اهل بیت علیهم السلام رسانده است: خداوند تبارک و تعالی با موسی علیه السلام به نجوا سخن گفت و در نجوایش به او فرمود: «ای موسی! به بندگانم دستور بده، پس از این که اقرار کردند که من مهربانترینِ مهربانانم، در هر حال [حتی با همه گناهان و خطاهایی که کردهاند]، مرا بخوانند ....
پس هر کس از گنهکاران که به تو پناه آورْد و دست به دامن تو شد، بگو:" به فراخترین درگاه، درگاه پروردگار جهانیان، خوش آمدی"، و برایشان آمرزش بخواه».
بحار الأنوار: ج 77 ص 38.
ایمن ماندن از شیطان
رسول اللّه صلی الله علیه و آله: تَعَوَّذوا بِاللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ، فَإِنَّ مَن تَعَوَّذَ بِاللّهِ مِنهُ أعاذَهُ اللّهُ، و تَعَوَّذوا مِن هَمَزاتِهِ و نَفَخاتِهِ و نَفَثاتِهِ.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: از اهریمن رانده شده، به خدا پناه ببرید؛ زیرا هر که از او به خدا پناه ببرد، خداوند او را در پناه میدارد. از فشارها و دمیدنها و وسوسههای او، [به خدا] پناه ببرید.
بحار الأنوار: ج 63 ص 204.
رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إذا لُعِنَ الشَّیطانُ قالَ: لَعَنتَ مَلعونا، و إذَا استَعَذتَ اللّهَ مِنهُ قالَ: کسَرتَ ظَهری.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هرگاه شیطان لعنت شود، میگوید: لعنت شدهای را لعنت کردی. هرگاه از او به خدا پناه ببری، میگوید: کمرم را شکستی.
محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 3 ؛ حدیث 1919.
الإمام علی علیه السلام: مَن تَعَوَّذَ مِنَ الشَّیطانِ عَشرَ مَرّاتٍ فی دُبُرِ صَلاةِ الغَداةِ، بَعَثَ اللّهُ إلَیهِ مَلَکینِ یحرُسانِ بَیتَهُ حَتّی یمسِی، و مَن قالَها بَعدَ المَغرِبِ، فَمِثلُها حَتّی یصبِحَ.
امام علی علیه السلام: هر کس در پی نماز صبح، ده بار از شیطان [به خدا] پناه برد، خداوند دو فرشته به سوی او میفرستد که تا شب، خانه او را پاسداری کنند، و هر کس بعد از نماز مغرب آن را بگوید، تا صبح این چنین است.
محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 3 ؛ حدیث 1924.
عن یزید بن قسیط: کانَتِ الأَنبِیاءُ لَهُم مَساجِدُ خارِجَةٌ مِن قُراهُم، فَإِذا أرادَ النَّبِی أن یستَنبِئَ رَبَّهُ عَن شَیءٍ، خَرَجَ إلی مَسجِدِهِ فَصَلّی ما کتَبَ اللّهُ لَهُ، ثُمَّ سَأَلَ ما بَدا لَهُ، فَبَینَما نَبِی فی مَسجِدِهِ، إذ جاءَ عَدُوُّ اللّهِ حَتّی جَلَسَ بَینَهُ و بَینَ القِبلَةِ، فَقالَ النَّبِی علیه السلام: «أعوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ». فَقالَ عَدُوُّ اللّهِ: أرَأَیتَ الَّذی تَعوذُ مِنهُ، فَهُوَ هُوَ.
فَقالَ النَّبِی علیه السلام: «أعوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ»، فَرَدَّدَ ذلِک ثَلاثَ مَرّاتٍ. فَقالَ عَدُوُّ اللّهِ: أخبِرنی بِأَی شَیءٍ تَنجو مِنّی؟ ...
قالَ النَّبِی علیه السلام: و یقولُ اللّهُ تَعالی ذِکرُهُ: «وَ إِمَّا ینْزَغَنَّک مِنَ الشَّیطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ» (الأعراف: 200.) ، و إنّی وَ اللّهِ ما أحسَستُ بِک قَطُّ إلَا استَعَذتُ بِاللّهِ مِنک. فَقالَ عَدُوُّ اللّهِ: صَدَقتَ، بِهذا تَنجو مِنّی.
فَقالَ النَّبِی علیه السلام: فَأَخبِرنی بِأَی شَیءٍ تَغلِبُ ابنَ آدَمَ؟ قالَ: آخُذُهُ عِندَ الغَضَبِ، و عِندَ الهَوی.
یزید بن قسیط: پیامبران در بیرون از آبادیهای خود، مسجدهایی داشتند. هرگاه پیامبری میخواست از پروردگارش در باره چیزی خبر بگیرد، به مسجدش میرفت و نمازی را که خدا بر او نوشته [و واجب کرده] بود، به جای میآورد و سپس آنچه میخواست، درخواست میکرد. روزی پیامبری در مسجدش نشسته بود که دشمن خدا (شیطان) آمد و میان او و قبله نشست. آن پیامبر علیه السلام گفت: «پناه میبرم به خدا از شیطان رانده شده!».
دشمن خدا گفت: آیا کسی را که از او [به خدا] پناه میبری، دیدهای؟ خود اوست. (خود من هستم).
پیامبر علیه السلام گفت: «پناه میبرم به خدا از شیطانِ لعین!» و سه بار آن را باز گفت. دشمن خدا گفت: به من بگو که با چه چیز، از من میرهی؟
پیامبر علیه السلام گفت: «خدای بلند آوازه میفرماید: «و اگر از شیطان وسوسهای به تو میرسد، به خدا پناه ببر؛ زیرا او شنوای داناست». به خدا سوگند که من هرگز وجود تو را احساس نکردم، مگر آن که از تو به خدا پناه جستم». دشمن خدا گفت: راست گفتی، با همین [کارت]، از من میرهی.
پیامبر علیه السلام گفت: «حال، تو به من بگو که چگونه بر آدمیزاد چیره میشود؟». گفت: در هنگام خشم و در هنگام هوس، او را فرو میگیرم.
محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 3 ؛ حدیث 1925.
مصباح الشریعة فیما نَسَبَهُ إلَی الإِمامِ الصّادِقِ علیه السلام: و أمَّا المُهمِلُ لِأَوقاتِهِ فَهُوَ صَیدُ الشَّیطانِ، وَ اعتَبِر بِما فَعَلَ بِنَفسِهِ مِنَ الإِغواءِ وَ الاستِکبارِ، حَیثُ غَرَّهُ و أعجَبَهُ عَمَلُهُ و عِبادَتُهُ و بَصیرَتُهُ و جُرأَتُهُ عَلَیهِ، قَد أورَثَهُ عَمَلُهُ و مَعرِفَتُهُ وَ استِدلالُهُ بِمَعقولِهِ اللَّعنَةَ عَلَیهِ إلَی الأَبَدِ، فَما ظَنُّک بِنَصیحَتِهِ و دَعوَتِهِ غَیرَهُ.
فَاعتَصِم بِحَبلِ اللّهِ الأَوثَقِ، و هُوَ الالتِجاءُ وَ الاضطِرارُ بِصِحَّةِ الافتِقارِ إلَی اللّهِ فی کلِّ نَفَسٍ، و لا یغُرَّنَّک تَزیینُهُ الطّاعاتِ عَلَیک، فَإِنَّهُ یفتَحُ لَک تِسعَةً و تِسعینَ بابا مِنَ الخَیرِ، لِیظفَرَ بِک عِندَ تَمامِ المِئَةِ، فَقابِلهُ بِالخِلافِ وَ الصَّدِّ عَن سَبیلِهِ، وَ المُضادَّةِ بِأَهوائِهِ.
مصباح الشریعة در حدیثی که به امام صادق علیه السلام نسبت داده است: اما آن که مراقب اوقاتش نباشد، شکار شیطان است. از آنچه شیطان بر اثر اغواگری و گردن فرازی با خود کرد، عبرت بگیر. آنجا که عمل او و عبادتش و بینشش و گستاخیاش او را فریفت و خودبینش کرد، عملش و معرفتش و استدلالات عقلیاش، او را تا ابد گرفتار لعنت کرد. حال [که او با خود چنین کرد،] در باره نصیحت و دعوت او نسبت به دیگران، چه خیال میکنی؟!
پس به استوارترین ریسمان خدا چنگ بزن که همان پناه بردن به خداست و این که [بدانی] در هر دمی، به او نیازمندی و تو را از او گزیری نیست. زنهار که شیطان با زیبا جلوه دادن طاعاتت در نظر تو، فریبت ندهد؛ چرا که شیطان نود و نه در از خوبی را بر تو میگشاید تا در صدمین در، بر تو چیره گردد. پس با ناسازگاری و بستن راه بر شیطان و مخالفت با خواهشهایش، با او مقابله کن.
بحار الأنوار: ج 72 ص 125.
بستن درهای گناه و نافرمانی خدا
الإمام الصادق علیه السلام: أغلِقوا أبوابَ المَعصِیةِ بِالاستِعاذَةِ، وَ افتَحوا أبوابَ الطّاعَةِ بِالتَّسمِیةِ.
امام صادق علیه السلام: با پناه جستن [از خداوند]، درهای نافرمانی را ببندید و با بردن نام او، درهای فرمانبری را بگشایید.
بحار الأنوار: ج 92 ص 216.
فرو نشاندن خشم
رسول اللّه صلی الله علیه و آله: لَو یقولُ أحَدُکم إذا غَضِبَ «أعوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ» ذَهَبَ عَنهُ غَضَبُهُ.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هر یک از شما آنگاه که به خشم میآید، اگر بگوید: «به خدا پناه میبرم از شیطانِ رانده شده»، خشمش از بین خواهد رفت.
بحار الأنوار: ج 95 ص 339.
عن معاذ بن جبل: استَبَّ رَجُلانِ عِندَ النَّبِی صلی الله علیه و آله حَتّی عُرِفَ الغَضَبُ فی وَجهِ أحَدِهِما. فَقالَ النَّبِی صلی الله علیه و آله: إنّی لَأَعلَمُ کلِمَةً لَو قالَها لَذَهَبَ غَضَبُهُ: أعوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ.
از معاذ بن جبل: دو مرد در محضر پیامبر صلی الله علیه و آله چندان به یکدیگر ناسزا گفتند که خشم در چهره یکی از آن دو نمایان شد. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «من عبارتی را میشناسم که اگر گفته بود، خشمش فرو مینشست: پناه میبرم به خدا از شیطانِ رانده شده».
محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 3 ؛ حدیث 1934.
رفع غم و اندوه
الإمام الصادق علیه السلام: دَعا أمیرُ المُؤمِنینَ علیه السلام یومَ الهَریرِ حینَ اشتَدَّ عَلی أولِیائِهِ الأَمرُ دُعاءَ الکربِ، مَن دَعا بِهِ و هُوَ فی أمرٍ قَد کرَبَهُ و غَمَّهُ نَجّاهُ اللّهُ مِنهُ، و هُوَ:
اللّهُمَّ لا تُحَبِّب إلَی ما أبغَضتَ، و لا تُبَغِّض إلَی ما أحبَبتَ، اللّهُمَّ إنّی أعوذُ بِک أن أرضی سَخَطَک، أو أسخَطَ رِضاک، أو أرُدَّ قَضاءَک، أو أعدُوَ قَولَک، أو اناصِحَ أعداءَک، أو أعدُوَ أمرَک فیهِم، اللّهُمَّ ما کانَ مِن عَمَلٍ أو قَولٍ یقَرِّبُنی مِن رِضوانِک، و یباعِدُنی مِن سَخَطِک، فَصَبِّرنی لَهُ وَ احمِلنی عَلَیهِ، یا أرحَمَ الرّاحِمینَ.
امام صادق علیه السلام: در روز هریر (از سختترين روزهای جنگ صفّين كه ميان امام علی عليه السلام و معاويه در گرفت.) آنگاه که کار بر یاران علی علیه السلام زار شدامیر مؤمنان دعای اندوه را خواند. هر کس وقتی مشکل برایش پیش آید که سبب غم و اندوهش شود، این دعا را بخواند، خداوند او را از آن میرهانَد. آن دعا این است:
«بار خدایا! آنچه را که تو ناپسند میداری، محبوب من مگردان و آنچه را که تو میپسندی، منفور من مساز. بار خدایا! به تو پناه میبرم از این که ناخشنودی تو را بپسندم، یا خشنودی تو را ناخوش بدارم، یا قضای تو را نپذیرم، یا گفته تو را فرو نهم، (يا: از گفته تو فراتر روم.) یا با دشمنان تو دوستی و رزم، یا از فرمان تو در باره آنان چشم بپوشم. بار خدایا! هر کرداری یا گفتاری که مرا به خشنودی تو نزدیک سازد و از خشم و ناخشنودیات دور گردانَد، مرا بر آن شکیبا ساز و به آن وا دار، ای مهربانترینِ مهربانان!».
بحار الأنوار: ج 94 ص 237.
درمان بیماریها
عن الحارث الأعور: شَکوتُ إلی أمیرِ المُؤمِنینَ علیه السلام ألَما و وَجَعا فی جَسَدی، فَقالَ: إذَا اشتَکی أحَدُکم فَلیقُل: «بِاسمِ اللّهِ و بِاللّهِ، و صَلَّی اللّهُ عَلی رَسولِ اللّهِ و آلِهِ، أعوذُ بِعِزَّةِ اللّهِ و قُدرَتِهِ عَلی ما یشاءُ مِن شَرِّ ما أجِدُ»؛ فَإِنَّهُ إذا قالَ ذلِک، صَرَفَ اللّهُ عَنهُ الأَذی إن شاءَ اللّهُ تَعالی.
از حارث اعور: از ناراحتی و دردی که در بدنم داشتم، به امیر مؤمنان شکایت کردم. فرمود: هرگاه یکی از شما دردی داشت، بگوید: «به نام خدا و به یاری خدا، و صلوات خدا بر پیامبر خدا و آل او باد. به عزّت خدا و توانایی او بر آنچه بخواهد، پناه میبرم از گزند آنچه احساس میکنم». چون این را گفت، خداوند رنج و گزند را از او دور میکند، ان شاء اللّه تعالی.
بحار الأنوار: ج 95 ص 53.
عن خالد العبسی: عَلَّمَنی عَلِی بنُ موسی علیه السلام هذِهِ العوذَةَ، و قالَ: عَلِّمها إخوانَک مِنَ المُؤمِنینَ؛ فَإِنَّها لِکلِّ ألَمٍ، و هِی: اعیذُ نَفسی بِرَبِّ الأَرضِ و رَبِّ السَّماءِ، اعیذُ نَفسی بِالَّذی لا یضُرُّ مَعَ اسمِهِ داءٌ، اعیذُ نَفسی بِالَّذِی اسمُهُ بَرَکةٌ و شِفاءٌ.
از خالد عبسی: امام رضا علیه السلام این تعویذ را به من آموخت و فرمود: آن را به برادران مؤمنت هم بیاموز؛ زیرا شفای هر دردی است. آن تعویذ، این است: «خویشتن را در پناه پروردگار زمین و پروردگار آسمان در میآورم. خویشتن را در پناه کسی در میآورم که با وجود نام او، هیچ دردی زیان نمیزند. خویشتن را در پناه کسی در میآورم که نامش برکت و شفاست».
بحار الأنوار: ج 95 ص 8.
رفع ترس و بیخوابی
رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إذا فَزِعَ أحَدُکم فِی النَّومِ فَلیقُل: «أعوذُ بِکلِماتِ اللّهِ التّامّاتِ، مِن غَضَبِهِ و عِقابِهِ و شَرِّ عِبادِهِ، و مِن هَمَزاتِ الشَّیاطینِ و أن یحضُرونِ» فَإِنَّها لَن تَضُرَّهُ.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هرگاه کسی از شما در خواب ترسید، بگوید: «به کلمات تامّ خدا پناه میبرم از خشم و کیفر او و از شرّ بندگانش، و از وسوسههای شیاطین و از این که نزد من آیند». با گفتن این جملات، هرگز به او گزندی نخواهند زد.
بحار الأنوار: ج 76 ص 196.
دفع گزند هر گزندرسانی
عن عمرو بن شعیب عن أبیه عن جدّه: قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: أمسَینا و أمسَی المُلک للّهِ، وَ الحَمدُ للّهِ، أعوذُ بِاللّهِ الَّذی یمسِک السَّماءَ أن تَقَعَ عَلَی الأَرضِ إلّا بِإِذنِهِ، مِن شَرِّ ما خَلَقَ و ذَرَأَ و بَرَأَ» مَن قالَهُنَّ عُصِمَ مِن کلِّ ساحِرٍ، و کاهِنٍ، و شَیطانٍ، و حاسِدٍ.
از عمرو بن شعیب، از پدرش از جدّش: پیامبر خدا فرمود: «شب خود را در حالی آغاز کردیم که پادشاهی، از آنِ خداست و ستایش، از آنِ خدا به خدایی که آسمان را باز میدارد از اینکه بر زمین فرو افتد مگر به اذن خود او، پناه میبرم از گزند آنچه آفریده و پدید آورده و ایجاد کرده است». هر کس این را بگوید، از هر جادوگر و پیشگو و اهریمن و حسودی، ایمن نگه داشته میشود.
محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 3 ؛ حدیث 1966.
الإمام الباقر علیه السلام: مَن قالَ إذا أصبَحَ: «اللّهُمَّ إنّی أصبَحتُ فی ذِمَّتِک و جِوارِک، اللّهُمَّ إنّی أستَودِعُک دینی و نَفسی و دُنیای و آخِرَتی و أهلی و مالی، و أعوذُ بِک یا عَظیمُ مِن شَرِّ خَلقِک جَمیعا، و أعوذُ بِک مِن شَرِّ ما یبلِسُ بِهِ إِبلیسُ و جُنودُهُ»، إذا قالَ هذَا الکلامَ، لَم یضُرَّهُ یومَهُ ذلِک شَیءٌ، و إذا أمسی فَقالَهُ، لَم یضُرَّهُ تِلک اللَّیلَةَ شَیءٌ إن شاءَ اللّهُ تَعالی.
امام باقر علیه السلام: هر کس که صبحْ هنگام بگوید: «بار خدایا! در زنهار و پناه تو، صبح خویش را میآغازم. بار خدایا! دینم و خودم و دنیایم و آخرتم و خانوادهام و اموالم را به تو سپردم. به تو پناه میآورم ای بزرگ! از گزند همه آفریدگانت، و به تو پناه میآورم از گزند هر آنچه ابلیس و لشکریانش وسوسه میکنند»، هرگاه این کلمات را بگوید، در آن روز، هیچ چیز به او گزندی نمیرساند و چنانچه در آغاز شب این کلمات را بگوید، در آن شب، هیچ چیز به او آسیبی نخواهد رساند، إن شاء اللّه.
بحار الأنوار: ج 86 ص 294.
رهیدن از آتش
رسول اللّه صلی الله علیه و آله: یقولُ اللّهُ تَعالی: انظُروا فی دیوانِ عَبدی، فَمَن رَأَیتُموهُ سَأَلَنِی الجَنَّةَ أعطَیتُهُ، و مَنِ استَعاذَنی مِنَ النّار أعَذتُهُ.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خدای تعالی میفرماید: «در دفتر بندهام بنگرید. پس هر کس را دیدید که بهشت را از من تقاضا کرده است، آن را به او میدهم و هر کس که از آتش به من پناه آورده باشد، او را پناه میدهم».
محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 3 ؛ حدیث 1969.
فصل چهارم: چیزهایی که باید از آنها به خدا پناه برد
شیطان
تفسیر القمّی فی قَولِهِ تَعالی: «وَ قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِک مِنْ هَمَزاتِ الشَّیاطِینِ»: قالَ: ما یقَعُ فی قَلبِک مِن وَسوَسَةِ الشَّیاطینِ.
تفسیر القمّی در باره این سخن خدای تعالی: «و بگو: ای پروردگار من! از همزات شیاطین، به تو پناه میبرم»: امام علیه السلام (در مصدر، به نام امام، تصريح نشده است.) فرمود: یعنی وسوسههای شیطان که در دل تو میافتد.
بحار الأنوار: ج 9 ص 227