مقدمه

مقدمه 1

مقدمه چاپ دوم

سال ها بود که در مجامع گوناگون،خلأ بحث حیا گوشزد می شد و گهگاهی که توفیق می شد گوشه هایی از این بحث ارائه گردد،با استقبال شدید جوانان نسبت به آن مواجه می شدیم تا آن که با استعانت از خداوند و عنایات اهل بیت کتاب«حیا»به رشته ی تحری در آمد.

موضوع زیبا و کاربردی حیا از طرفی و نورانیت احادیثی که در سراسر کتاب مطالب را معطوف خود ساخته بود،باعث شد چاپ اول کتاب با استقبال چشمگیری روبرو شود و نوارهایی هم که از برخی مباحث کتاب تهیه شده بود،به میزان چند هزار حلقه تکثیر گردید که سر آغازی بود برای طرح فراگیر این بحث در جامعه.

خوشبختانه با آن که تا قبل از این گلایه می شد که هیچ اثری در زمینه ی حیا ارائه نشده و در کتب اخلاقی و مقالات نیز خیلی کم به آن پرداخته شده است،شاهد بودیم همزمان با چاپ این اثر در سال گذشته آثار دیگری نیز در این موضوع چاپ شد و با تشکیل چند همایش،نمایشگاه و مسابقه به تدریج جای پای حیا در بین مباحث فرهنگی مطرح در کشور باز شد.

این رویکرد جدید انگیزه ی قویتری شد که در چاپ دوم با اصلاحات قویتر و اضافات بلیغتر ضمن استفاده از فیش هایی که در چاپ قبلی استفاده نشده بود،با بهره گیری از منابع جدید به خصوص کتاب های«فرهنگ حیا»و «حیا زیبایی بی پایان»و

ص2

نقد ها و نظراتی که از دوستان فاضل به اینجانب رسیده بود،با ادغام بعضی از فصول و تفکیک بعضی،آرایش زیباتر و غنای بیشتری به اثر بخشیده شود و در مجموع با اضافه شدن پنجاه صفحه در دوازده فصل،ده اربعین از روایات اهل بیت(400حدیث)در لابلای مباحث ارائه گردید که امیدوارم مورد تأیید امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)و توجه خوانندگان قرار گیرد.

از خداوند استدعا دارم به همه ی ما توفیق دهد تا بتوانیم چشمه های حکمت را زا روایات اهل بیت(علیهم السلام)برگیریم و با چیدمان زیبایی به تشنگان معرفت ارائه نماییم؛مطالب بسیار تاره،عمیق،دست نخورده،کاربردی و جوان پسندی که در بین روایات هست ولی متأسفانه به خاطرعدم استخراج مناسب،دست جوانان از آن کوتاه است.

در پایان از تمامی دوستانی که در باز بینی،اصلاح و تکمیل مطالب در چاپ دوم اینجانب را یاری نمودند خصوصاً حجج اسلام معمار منتظرین و خرمیان و آقایان سعید مدرسی،مهدی عابدی،رضا قاسمی،رحمت شایسته فرد و مختار رنجکش تشکر فراوان می نمایم و از خداوند برای آن ها اجر جزیل خواستارم.

امیر حسین بانکی پور فرد

11ذیقعده1426 مصادف با میلاد ولی نعمتان

امام رضا (علیه السلام)

ص3

مقدمه

آیا تا به حال دقت کرده اید که علاوه بر تمامی خصوصیات اخلاقی که در برخی افراد مشاهده می گردد،صفتی در آنان نمایان است که آنان را از دیگران متمایز می سازد و چهره شان را جذاب تر و رفتارشان را دلنشین تر می کند؟نوع نگاه هایشان متمایز را دیگران است، گویش و کلامشان دیگر گونه است،در برابر محرک های محیطی هر واکنشی را از خود منعکس نمی سازند و بسیاری از رفتارهایی را که برای اکثریت توده های مردم امری عادی تلقی می گردد،به دلایلی انجام نمی دهند.افزون بر آن احساس می شود با اینگونه افراد نمی توان هر گونه رفتاری را داشت،گویی هاله ای محیط اطراف آنان را فرا گرفته است که ایشان را از برخورد های ناهنجاز و ناشایسته ی افراد کم توجه مصون نگاه می دارد.

در حضور چنین افرادی می کوشیم تا اندازه ای ممکن همانند خودشان رفتار نماییم و کاملاً مراقب اعمال خویش باشیم؛مراقبتی که در عین حال آرامش ما را در پی خواهد داشت و از بودن در این موقعیت و فضا لذت خواهیم برد. چه بسا برخورد با این گونه افراد ما را به یاد اصلی ژرفناک و عمیق در فطرتمان می اندازد.همان چیزی که ذهن پر خروش و متلاطم انسان در برخوردهای اجتماعی در پی آن است.

ص4

در مسیر بررسی ای خوی زیبا(1) و پسندیده(2) که آن را «حیا»می نامیم،ابتدا باید تعریف متقن و جامعی از این واژه ارائه نماییم و جایگاه و آثار آن را تبیین کنیم. سپس با بیان جلوه های آن در اعضا و جوارح و جوانح خود،به عوامل و موانع ظهور آن بپردازیم و مواردی که حیا نباید کرد را از بین روایات استخراج نماییم.

با نظاره کردن به انوار ملکوتی آیات و روایات، مصادیقی از حیای خدا و تجلیات آن بر اولیایش را دریابیم و با نور حیا در محضر او و اولیایش قرار بگیریم و رائحه ی آن را در روابط و پیوند های خود نسبت به والدین،همسر،فرزندان،دوستان،معلمین،متعلمین و نامحرمان عطرافشان نماییم.

و در پایان با این خصیصه به احیاء مکارم اخلاق و ادب و تقویت و تلطیف محبت بپردازیم تا ببینیم که حیا آینه جمال و جلال انسان است.و با دعا در مورد حیا از خداوند این عطیه را در خواست نماییم.

ضمن سپاسگذاری از خداوند برای توفیق نگارش این اثر که از سال 80 تا 83 به مرور تکوین یافت،صمیمانه ترین تشکرات خود را از برادران:عابدی،قاسمی،شایسته فرد،رنجکش و خواهران:پاک نژاد،اسدی،خسروی و خواهران بسیج دانشکده پزشکی و افرادی که در این مدت در به ثمر رسیدن این اثر مرا یاری کردند و اسامی آن ها در خاطرم باقی نمانده است،می نمایم و از خداوند متعال در خواست ردای حیا برای خود و آن ها در دنیا و آخرت دارم.

با تشکر- امیر حسین بانکی پور فرد

1)غررالحکم،ص256(الحیاءُ خُلُقُ جمیلٌ)

2) همان(الحیاءُ خُلُقُ مَرضِیٌ)

بازشناسی مفهوم حیا

ص7

1- تعریف حیا

الف)حیا در لغت

حیا واژه ای عربی است که در زبان فارسی با کلماتی همچون«شرم»و «آزرم»از آن یاد شده است.

البته شاید نتوان واژه ی حیا را معادل کاربرد شرم در فارسی دانست؛چرا که بنا به تعریف دهخدا،شرم حیرت و و حشی است که در آدمی پیدا شود از آگاه شدن دیگری بر عیب یا تقص او(1) و این حالبت مربوط به بعد از عمل می باشد،در حالی که حیا قبل از عمل خود را نشان می دهد. لذا واژه ی حیا در زبان فارسی نیز متداول گردیده است و معنای دیگری نیز همچون «توبه و حشمت»برای آن ذکر شده است(2) بدین معنا که از هر کار منافی حیا توبه می نماییم و با حیا و آزرم صاحب حشمت و شکوه می شویم.

کاربردهای دیگر حیا عبارتند از:«هویدا گردیدن راز»،«زیستن»،«باران»،«فراخی سال»،«حال»،«فرج شتر،گوسفند و درندگان ماده»،که این تعاریف مورد نظر نیست.(3)

در تعاریف اهل لغت(4)هم ویژگی های روانی حیا دیده می شود،مانند تغیر و

1) لغت نامه دهخدا،ج30،ص333

2) همان،ج18،ص843

3) احمد سیاح،فرهنگ جامع عربی به فارسی،ص315

4) بعضی از تعاریف اهل لغت در مورد حیا به شرح ذیل می باشند:

ص8

درگر گون شدن حال، حالت انکسار درونی،شکستگی روانی و انقباض نفس و هم کارکرد حیا که عامل بازدارنده و دوری گزینی است.

ب) تعریف علمای اخلاق از حیا

در بین تعاریف علمای اخلاق؛تعریفی را از کتاب جامع السعادات- از کتب مشهور اخلاقی- ذکر می کنیم:

«حیا محدودیت و در تنگنا افتادن نفس در ارتکاب محرمات شرعی و عقلی و عرفی،از ترس نکوهش و سرزنش است.تقوا اجتناب از گناهان شرعی است و حیا اعم از این است و عبارت است از اجتناب ار آن چه عقل و عرف نیز آن را زشت و ناپسند می دانند.»(1)

جرجانی:گرفتگی نفس است ار چیزی و ترک آن چیز از ترس سرزنش.(لغت نامه دهخدا،ج18،ص843)

علامه شمس الدین آملی:انحصار نفس است در وقت استشعار ارتکاب قبیح جهت احتراز و استحقاق مذمت.(لغت نامه دهخدا،ج18ص843)

راغب اسفهانی:گرفتگی نفس از کارهای قبیح و ترک کردن آن ها به جهت زشتی عمل. حیای خداوند یعنی خداوند کارهای ناپسند را ترک و نیکی ها را انجام می دهد.(المفردات فی غریب القرآن،ص140)

حیا از ویژگی های انسان و اولین نشانه و اماره ی فهم در کودکان و مرکب از«ترس»،«عفت» مب باشد. (الذریعه الی مکارم الشریعه،ص267)

طریحی:انقباض (گرفتگی)و انزوا(دروی گزینی)از کار زشت،به جهت ترس از مذمت مردم.(مجمع البحرین،ح1،ص116)دگرگونی حال و انکساری که به جهت ترس از آن چه عیب شمرده و نکوهش می شود.(مجمع البحرین،ج1،ص113)

1) ملا مهدی نراقی،گزیده جامع السعادات،ترجمه:دکتر مجتبوی،ص368

ص9

در تعاریف دیگر حیا(1)که در کتب اخلاقی ذکر شده است،از حیا به نوعی انفعال و اتصاف نفسانی و انزجار از کار خلاف آداب برای جلوگیری از کوتاهی کردن در حق دیگران،جهت حرمت شخص مقابل و مواجهه با آن چه آن را نقص می دانند،یاد شده است.

ج)تعریف حیا از دیدگاه دانشمندان غربی

بطور نمونه به دو تعریف زیبا که در آثار غربی ها برخورد کردیم،اکتفا می نماییم:مونتسکیو:حجب و حیا خجلتی است که شخص از نقص و عدم کمال خود دارد.(2)

1) خواجه نصیر الدین طوسی:نوعی انفعال و اتصاف نفسانی است که موجب خودداری از انجام امور ناپسند در انسان می گردد و منشأ آن ترس از سرزنش دیگران است.(اخلاق ناصری،ص77)

در جلد پنجم کتاب نضرهءالنعیم چند تعریف خوب از حیا ارائه شده است که در ذیل می آید:

- خصیلتی که بر ترک کردن فعل قبیح و جلوگیری از کوتاهی کردن در حق دیگران بر می انگیزد.

- انقباض نفس از عادت انبساطی که در ظاهر بدن دارد، به جهت مواجه شدن با آنچه آن را نقص می داند،در جایی که فرار بدنی ممکن نباشد.

- سر به زیر افکندن و انقباض از سخن گفتن به جهت حرمت شخص مقابل و از قبیل وقار است.

- رشد یافتگی و پرهیز از زشتی ها به جهت ترس از سرزنش.(نضرة النعیم،ج5،ص1795و1797)

علامه مجلسی:ملکه ای نفسانی است که به خاطر ترس از سرزنش باعث گرفتگی نفس از انجام عمل زشت و انزجارش از کار خلاف آداب می شود(بحارالانوار،ج71،ص329)

بانو مجتهد امین:خودداری نمودن از هر کار قبیح و زشتی است که مردم آن را بد دانند و فاعل آن را مذمت نمایند و بد گویند.(اخلاق و راه سعادت،ص40)

حیا غریزه ای است که وجودش در نفس انسان موجب می شود از انجام محرمات شرعی و قبیحات عقلی و مذمومات عرفی،به خاطر پرهیز از ملامت و بدگویی و حفظ آبرو باز ایستد و خود را در اقدام بر آن ها محصور و منفعل یابد.(علی تهرانی،اخلاق اسلامی،ج3،ص149)

2)مونتسکیو،روح القوانین،ص440

ص10

ویل دورانت:شرم روبی نوعی عقب نشینی مدبرانه است که از ترس و پاکی می زاید و با لطف و زرنگی گسترش می یابد.(1)