چه كنيم كه نماز در دید ما اهمیت پیدا کند؟

ج) توجه به جايگاه نماز در دين

نماز، رأس اسلام

پیامبرBزمانی که معاذ‏بن‏جبل را به یمن فرستادند در ضمن سفارشاتشان به او فرمودند:"يَا مُعَاذُ عَلِّمْهُمْ كِتَابَ اللَّهِ… وَ لْيَكُنْ أَكْثَرُ هَمِّكَ الصَّلَاةَ- فَإِنَّهَا رَأْسُ الْإِسْلَامِ بَعْدَ الْإِقْرَارِ بِالدِّين"؛ کتاب خدا را به ایشان بیاموز… و بیشترین همت خود را متوجه نماز کن چرا که پس از پذیرش اصل دین، نماز مهم‏ترین جایگاه را دارد.[1]

نماز، چهرۀ دين

مُحَمَّدٌ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِAقَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ B: "لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ وجْهٌ و وجْهُ دِينِكُمُ الصّلَاةُ فَلَا يَشِينَنَّ أَحَدُكُمْ وجْهَ دِينِهِ و لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ أَنْفٌ و أَنْفُ الصَّلَاةِ التَّكْبِير"؛ هر چیزی چهره‏ای دارد و چهرۀ دین شما نماز است پس مبادا شخصی چهرۀ دینش را زشت و نازیبا گرداند و هر چیزی شروعی دارد و شروع نماز با تکبیر است.[2]

نماز، دوست داشتنی‌ترین کار پیش خدا

عَنْ زَيْدٍ الشَّحَّامِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ Aقَالَ: "سَمِعْتُهُ يَقُولُ أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ و جَلَّ الصَّلَاةُ و هِيَ آخِرُ و صَايَا الْأَنْبِيَاءِA فَمَا أَحْسَنَ الرَّجُلَ يَغْتَسِلُ أَوْ يَتَوَضَّأُ فَيُسْبِغُ الْوُضُوءَ ثُمَّ يَتَنَحَّى حَيْثُ لَا يَرَاهُ أَنِيسٌ فَيُشْرِفُ عَلَيْهِ و هُوَ رَاكِعٌ أَوْ سَاجِدٌ إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا سَجَدَ فَأَطَالَ السُّجُودَ نَادَى إِبْلِيسُ يَا ويْلَاهْ أَطَاعَ و عَصَيْتُ و سَجَدَ و أَبَيْت"‏.

زید شحام می‏گوید از امام صادق Aشنیدم که فرمود:خداوند عز و جل نماز را بیش از سایر کارها دوست دارد و نماز آخرین سفارش همۀ پیامبرانD است. چه منظرۀ زیبایی است! این که شخصی غسل کرده یا وضوی کاملی گرفته، در مکانی خلوت به دور از چشم دیگران به رکوع و سجده مشغول شود. زمانی که بنده‏ای سر بر خاک می‏نهد و سجده می‏کند صدای شیطان به نالۀ بلند می‏شود که ای وای این بنده، خدا را اطاعت کرد و من نافرمانی کردم و او سجده کرد و من امتناع نمودم.[3]

نماز، نور چشم پيامبرB

آن حضرت به ابوذر فرمودند:"يَا أَبَاذَرٍّ جَعَلَ اللَّهُ جَلَّ ثَنَاؤُهُ قُرَّةَ عَيْنِي فِي الصَّلَاةِ- و حَبَّبَ إِلَيَّ الصَّلَاةَ- كَمَا حَبَّبَ إِلَى الْجَائِعِ الطَّعَامَ و إِلَى الظَّمْآنِ الْمَاءَ- و إِنَّ الْجَائِعَ إِذَا أَكَلَ شَبِعَ و إِنَ ‏الظَّمْآنَ إِذَا شَرِبَ رَوِيَ- و أَنَا لَا أَشْبَعُ مِنَ الصَّلَاةِ"؛ ای اباذر خداوند نور چشم مرا در نماز قرار داده است و چنان مرا مشتاق نماز کرده که گرسنه را مشتاق به غذا و تشنه را مشتاق به آب و اشتیاق گرسنه و تشنه به غذا و آب گذرا است ولی من از نماز سیر نمی‌شوم.[4]


[1]. مجلسی، بحار الأنوار، ج‏74، ص127، باب 6.

[2]. کلینی، الكافي، ج‏6، ص24.

[3]. کلینی، الكافي، ج‏6، ص8.

[4]. مجلسی، بحار الأنوار، ج‏74، ص77، باب 4.