علت بی اعتنایی برخی به نماز و راه‌های درمان آن چیست؟

شناخت و تشخیص مشکل، اولین و مهمترین مرحله حل مشکل و گره گشایی از آن است که در پرتو آن می‌توان درمان صحیح ارائه کرد. برای بی اعتنایی به نماز نیز ابتدا شناخت علت و سپس ارائه درمان مناسب می‌تواند کمک شایانی به حل این مشکل ایفا نماید که به صورت مختصر به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.


1. عدم آشنايي به فلسفه نماز

اهميت ندادن به نماز، به لحاظ عدم آشنايي به حقيقت آن و احساس نياز نکردن نسبت به آن، خود از عوامل ترک نماز به شمار مي رود.

درمان

آشنایی و ترویج فلسفه و حقيقت نماز و اين که نماز جزء نيازهای زندگي ماست. توجه به این‌که فايده و آثار نماز در دنيا و آخرت تجلي مي‌کند و به واسطه آن، آرامش و تعادل رواني پيدا مي‌شود. چنانچه بهترین درمان افسردگي و اضطراب، نماز است.

2. احساس تحجر و عقب ماندگي

برخی فکر می‌کنند نه تنها مذهب از زندگي جداست؛ بلکه دین عامل عقب افتادگی است. چنين اشخاصي بر این باورند که افراد مذهبی و نمازخوان، از واقعيت‌ها و لذات زندگي و از علم و پيشرفت و یا با زمان همراه بودن، به دور هستند. تصور می‌کنند آنها انسان‌هايي خشک و بي سواد و عقب افتاده‌اند و افراد مخالف آنها، انسان‌هايي منطقي، پيشرفته و با سوادند. اینان برای توجیه خود مثال‌هایی از عقب ‌افتادگی کشورهای اسلامی و برخی افراد مذهبی می‌آورند.

درمان

فهميدن يا فهماندن اين معنا که دين نه تنها با علم و پيشرفت زندگي کردن مخالف نيست؛ بلکه چگونگي پویایی و موفقیت را نيز نشان مي‌دهد و اينکه عبادت، براي بهتر زندگي کردن است و بهتر لذت بردن از زندگي، درمان بيماري‌هاي رواني و به طور کلي براي به تکامل رسيدن انسان است. ضمن این‌که مسلمانان و کشورهای مسلمان موفق و پیشرفته کم نیستند که ایران عزیز اسلامی نمونه بارز آن است.