چرا نماز جزء اصول دین به شمار نیامده؛ درحالیکه از مهمترین واجبها و ستون دین است؟
چرا نماز جزء اصول دین به شمار نیامده؛ درحالیکه از مهمترین واجبها و ستون دین است؟
هر مکتبی از دو بخش جهانبینی و ایدئولوژی، تشکیل شده است؛ جهانبینی عبارت است از پاسخ این پرسش که جهان چگونه هست و چگونه نیست؟ ایدئولوژی عبارت است از پاسخ به این پرسش که انسان چگونه باید رفتار کند و چگونه نباید رفتار کند؟ به طور خلاصه جهانبینی مربوط به هستها و نیستها و ایدئولوژی مربوط به بایدها و نبایدهاست. ریشۀ ایدئولوژی جهانبینی است؛ برای مثال وقتی کسی به این باور رسید که خدایی هست و قیامتی هست و این جهان بیهوده آفریده نشده است، نتیجه میگیرد که باید او را عبادت کند و نباید او را معصیت کند.
اسلام نیز یک مکتب دارای جهانبینی و ایدئولوژی است. جهانبینی اسلام را اصول دین و ایدئولوژی آن را فروع دین مینامند. از آنجا که نماز مربوط به رفتارهای انسان است مربوط به حوزۀ ایدئولوژی یا به تعبیر دیگر فروع دین است و این به معنی بیاهمیت یا کماهمیت بودن نیست؛ بلکه به این معناست که نماز مربوط به حیطۀ رفتاری انسان است درحالیکه اصول دین مربوط به حیطۀ باورها و اعتقادهای انسان است.