چرا در هر نماز خواندن خواندن سورۀ توحید مستحب است؟

برای رسیدن به پاسخ این سؤال به گوشه‌هايي از اهميت سورۀ توحيد اشاره می­کنیم تا اهمیت آن بر سایر سوره­های قرآن بعد از حمد مشخص گردد؛ زیرا اگر این نکته ثابت شود دلیل تأکید بر قرائت آن در نماز به دست خواهد آمد؛ چون نماز مهم­ترین رکن عبادی است و در آن باید اعمال و اذکار مهم گنجانده گردد:

قرائت آن، معادل قرائت یک‌سوم قرآن و یک‌سوم تورات و یک‌سوم انجيل و یک‌سوم زبور؛

امام صادقAفرمودند: "هر کس سوره توحید را بخواند، گویی یک سوم همۀ کتاب­های آسمانی یعنی قرآن و تورات و انجیل و زبور را تلاوت نموده است".[1]

قرائت آن موجب آمرزش گناهان؛

رسول خداBفرمود: "هر كس هنگام خواب سورۀ "قل هو اللَّه احد" را صد مرتبه‏ بخواند، خداوند گناهان‏ پنجاه سال‏ او را مى‏آمرزد".[2]

محبت به آن نشانۀ محبت خداوند؛

عَنْ عِمْرَانَ بْنِ حُصَيْنٍ: أَنَّ النَّبِيَّBبَعَثَ سَرِيَّةً و اسْتَعْمَلَ عَلَيْهَا عَلِيّاًAفَلَمَّا رَجَعُوا سَأَلَهُمْ فَقَالُوا كُلٌّ خَيْرٌ غَيْرَ أَنَّهُ قَرَأَ بِنَا فِي كُلِّ صَلَاةٍ بِقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ فَقَالَ يَا عَلِيُّ لِمَ فَعَلْتَ هَذَا فَقَالَ لِحُبِّي ل"قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ" فَقَالَ النَّبِيُّ­Bمَا أَحْبَبْتَهَا حَتَّى أَحَبَّكَ اللَّهُ عَزَّ و جَل‏.

عمران­بن­حصین می­گوید: پیامبرBلشکری را به فرماندهی علیAگسیل داشتند و پس از بازگشت لشکر از ایشان دربارۀ آن حضرت سؤال کردند. لشکریان در پاسخ گفتند: علیAاز هر جهت خوب و شایسته بود جز اینکه در همۀ نمازهای جماعت، پس از حمد، "قل هوالله احد" می­خواند. پیامبرBاز علیAعلت را پرسیدند. حضرت فرمود: "آخر من به سورۀ قل هوالله احد علاقۀ خاصی دارم". پیامبرBفرمودند: "دلیل این محبت خاص این است که خداوند به تو محبت ویژه‌ای دارد".[3]

قرائت مستمر آن سبب توجه ویژه فرشتگان به شخص.

سكونى از امام صادقAو آن حضرت از پدر بزرگوارش امام محمد باقرAروايت كرده است كه رسول خداBبر جنازۀ سعد­بن­معاذ نماز خواند و فرمود: "هفتاد هزار فرشته كه جبرئيلAنيز در ميان آنان بود، بر جنازه او نماز خواندند. از جبرئيل پرسيدم كه او چه عملى انجام داده بود که این شايستگى را پيدا كرد كه شما بر جنازه او نماز خوانديد؟" گفت: "به‏ خاطر اينكه سوره‏ قُلْ‏ هُوَ اللَّهُ‏ أَحَدٌ را در حالت ايستاده و نشسته، سواره و پياده و در حال رفت و آمد تلاوت مى‏كرد".[4]


[1]. کلینی، الكافي، ج‏4، ص644، ح 12.

[2]. همان، ج‏4، ص 458، ح 49).

[3]. شیخ صدوق، توحيد، ص 94، ح 4.

[4]. همان، ص 95، ح 4.