سرّ اینکه در نماز، صلوات فرستادن بر پیامبر اکرمBو اهل بیتشDواجب شده، چیست؟
سرّ اینکه در نماز، صلوات فرستادن بر پیامبر اکرمBو اهل بیتشDواجب شده، چیست؟
یک. باید توجه داشت که خداوند متعال از صلوات پیوستۀ خود و فرشتگان بر پیامبر اکرمBخبر داده و همگان را به این موضوع و به تسلیم در پیشگاه ایشان فرمان داده است و روشن است که چیزی که برای خدواند مهم است مسلما برای دیگران نیز مهم است؛ علاوه بر اینکه مخاطب ما در صلوات، خود خداوند است و از او درخواست تحیت و درود بر اهل بیتDمیکنیم.
"إِنَّ اللَّهَ و مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ و سَلِّمُوا تَسْليماً"؛[1] همانا خدا و فرشتگانش بر پیامبر رحمت میفرستند، ای کسانی که ایمان آوردهاید! برای او طلب رحمت نمایید و چنان که شایسته است بر او سلام کنید.
دو. صلوات بر پیامبر و آل او موجب صلوات مضاعف خداوند بر فرستندۀ صلوات است. پس ما با صلوات در نماز، تحیت و درود خداوند بر بر خودمان را به دست میآوریم.
اسحاقبنفروخ گويد: حضرت صادقAفرمود: "اى اسحاق هر كه ده بار بر محمد و آل محمدBصلوات بفرستد، خداوند و فرشتگان صد بار بر او صلوات میفرستند و هر كه صد بار بر محمد و آل محمد صلوات فرستد خداوند و فرشتگانش هزار بار بر او صلوات فرستند، آيا گفتار خداى عز و جل را نشنيدهاى که فرمود: اوست كسي كه بر شما درود ميفرستد و نيز ملائكۀ او تا شما را از ظلمتها به سوي نور در آورد و خدا به مؤمنان مهربان است.[2]"[3]
به فرمودۀ پیامبر اعظمBنماز میزان (ترازو) است و با صلوات در نماز، میزان عمل خود را سنگین میکنیم. از امام باقر یا امام صادقAروایت شده که فرمودند: "در ميزان (و ترازوى اعمال در قيامت) چيزى سنگينتر از صلوات بر محمد و آل محمدBنيست و [پیش میآید] که اعمال مردى را در ميزان بگذارند و سبك باشد؛ ولی ثواب صلوات او را که بیاورند و آن را در ميزان بگذارند به سبب آن سنگين شود و (بر كفۀ ديگر) بچربد".[4]
خلاصه آنکه، نماز، عملی خواستنی و مورد توجه خداوند است و همانگونه که خداوند و ملائکۀ او بر پیامبر صلوات میفرستند، دستور میدهد مؤمنان نیز صلوات بفرستند و چه جایی برای این صلوات بهتر از نماز؟ علاوه بر اینکه خود وجود صلوات در نماز باعث میشود تا مسلمانان هیچگاه رسول خدا و تلاشهای او برای اسلام را از یاد نبرند و از او با صلوات قدردانی کنند.
[1]. احزاب: 56.
[2]. احزاب: 43.
[3]. کلینی، اصول كافى، ج 4، ص 251.
[4]. همان، ج 4، ص 252.