چگونه تیر را از پای امیر مؤمنانAدر نماز در آوردند در حالی که ایشان متوجه نشدند؛ ولی در حال رکوع متوجه حضور سائل شدند و انگشترشان را به او بخشیدند؟

اولین نکته‌ای که در پاسخ به این پرسش باید به ‌یاد داشت این است که درآوردن تیر از پای آن حضرت در حال نماز و متوجه نشدن ایشان مطلبی تاریخی است و اولین ‌بار فخر رازی از اهل سنت و ملا احمد نراقی از شیعیان آن را نقل کرده است[1]و واقعیت‌ آن یقینی نیست؛ درحالی‌که بر اساس آیۀ قرآن، اینکه حضرت علیAدر حالت رکوع، انگشتر خود را به آن سائل داده، یقینی است. پس اگر قرار باشد یکی از این دو را بپذیریم قطعا سخن قرآن را می‌پذیریم.

نکتۀ دوم اینکه به نظر می‌رسد انگیزۀ فخر رازی این بوده که فضیلت بزرگِ بخشیدن انگشتر در نماز را که در قرآن کریم در شأن حضرت علیAآمده است، زیر سؤال ببرد و بگوید علی در حال نماز غرق توجه به خداست؛ پس این آیه در شأن او نیست؛ بلکه دربارۀ فرد دیگری نازل شده است.[2]

نکتۀ سوم اینکه از روایات به دست می­آید پیامبرBو اهل­بیتDدر نماز همیشه حالات یکسانی نداشته­اند؛ برای نمونه پیامبر اکرم در نماز جماعت متوجه گریه کودک می­شود و با سرعت نماز را تمام می­کند.[3]

نکتۀ چهارم، اگر هم این ماجرا حقیقت داشته باشد این کار (بخشیدن انگشتر در نماز) از قبیل عبادت در عبادت بوده؛ یعنی (به تعبیر قرآن) زکات در نماز؛ مانند جریان دو شتری است که برای پیغمبر اکرم آوردند و حضرت بنا گذاشتند یکی از آنها را به کسی که دو رکعت نماز با حضور قلب بخواند،‌ بدهند. هیچ کدام از اصحاب نتوانستند جز حضرت امیرالمؤمنینA. درحالی‌که ایشان حین نماز به ذهنشان آمد هر کدام را که چاق­تر است، در راه خدا انفاق کند. این فکر در حال نماز، با حضور قلب ایشان منافاتی نداشت؛ زیرا این خود عبادتی دیگر بود در ضمن عبادت نماز.[4]

و نکتۀ آخر، بر اساس روایات، آن سائلی که از حضرت علیAدرخواست کمک کرد، یکی از فرشتگان الهی بود و سائلان دیگری که از سایر امامان درخواست کمک می‌کنند، نیز از فرشتگان هستند[5]تا دلیلی برای امامت آنان باشد.


[1]. ملا احمد نراقی، معراج السعادة، ص 823.

[2]. فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج 12، ص 386.

[3]. کلینی، الكافي، ج‏6، ص48.

[4]. مناقب آل أبي طالبD (لابن شهرآشوب)، ج‏2، ص20.

[5]. کلینی، الكافي، ج‏2، ص11.