رفتن به مسجد چه آثار و فوایدی دارد ؟

در آغاز روایتی جامع را می‌آوریم که در آن فواید متعددی برای رفتن به مسجد از زبان امام حسن مجتبیAبیان شده است. سپس با استفاده از روایاتی دیگر، مواردی را نیز می‌افزاییم. امام مجتبیAفرمودند: "کسی که پیوسته به مسجد برود، یکی از هشت مورد زیر را به دست می­آورد:[1]

1. حکمتی محکم و استوار؛

2. رفیقی سودمند؛

3. مطلبی آموزنده و جدید؛

4. برخورداری از رحمتی که انتظار دارد؛

5. سخنی که او را هدایت کند؛

6. سخنی که او را از گمراهی باز دارد؛

7. ترک گناه از روی حیا و شرم از مردم؛

8. ترک گناه از روی ترس از خداوند".

درک رحمت الهی و آمرزش گناهان؛

از آثار رفتن به مسجد، آمرزش گناهان است. پيامبر اكرمB به ابوذر فرمودند: "خداوند تا زماني كه در مسجد نشسته­اي، براي هر نفست يك درجه به تو اعطا مي­كند و فرشتگان بر تو درود مي­فرستند و ده ثواب نوشته و ده گناه از گناهانت پاك مي‌کنند".[2]

طلب مغفرت همۀ اشیاء برای اهل مسجد؛

امام صادقAمى‌فرمايد: "هر كس به سوی مسجدى برود، پايش را روى هيچ‏ تر و خشكى نمى‏گذارد، مگر آنكه آن اشیاء تا اعماق زمين براى او استغفار مى‏كنند".[3]

نجات از آتش سوزان قیامت

پيامبر اكرمB فرمودند: "در روز قيامت فرمان مي‌رسد گروهي را به سوي آتش ببرند. خداوند به نگهبان دوزخ مي‌فرمايد: قدم­هاي آنان را به آتش نسوزان؛ زيرا آنان به سوي مساجد گام برداشتند".[4]

تکفیر گناهان

هیچ کس از امت من نیست که وضو بگیرد و به سوی مسجد برود، مگر اینکه [این کار او] کفارۀ [گناهان] اوست تا جمعۀ آینده.[5]

همراهی با شهدا و صدیقان

پيامبر اكرمB فرمودند: "قدم برداشتن به سوي مسجد اطاعت از خدا و پيغمبر اوست. هر كس از خدا و پيغمبرش اطاعت كند خداوند او را به همراه صديقان و شهدا داخل بهشت می‌کند".[6]

ورود به بهشت

پيامبر اكرمB فرمودند: "كسي كه به سوي مسجد گام بر مي‌دارد مؤمن و اهل بهشت است"[7]و در روایت دیگری فرمودند: "كسي كه وضوي نيكویی بگيرد و به سوي مسجد و محل نماز حركت كند اگر در راه مرگش فرا رسد، خداوند بهشت را براي او ضمانت مي­كند".[8]


[1]. ابن شعبه حرانی، تحف العقول، النص، ص235.

[2]. مجلسی، بحارالانوار، ج 85، ص 206.

[3]. مجلسی، بحارالانوار، ج‏81، ص‏13.

[4]. شیخ صدوق، علل الشرايع، ج 2، ص 466.

[5]. سید حسین بروجردی، جامع الاحاديث شيعه، ج 4، ص 433.

[6]. نوری، مستدرك الوسائل، ج 3، ص 368.

[7]. مجلسی، بحارالانوار، ج 81، ص 154.

[8]. نوری، مستدرك الوسائل، ج 3، ص 364.