سه نمونه از سنت الهى‏

قرآن كريم پس از بيان جزئيات حوادث تاريخى اصل كلى را بيان مى‏كند كه سنت الهى است. به سه نمونه اشاره مى‏شود:

1. پس از نقل داستان يوسف (ع) و ديدار با برادرانش مى‏فرمايد: يوسف گفت اين برادر من است. خداى سبحان بر ما منت نهاد، آنگاه در بيان علت آن رخداد آموزنده اين اصل كلى را بيان مى‏كند؛ (إِنَّهُ مَن يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ).[1]

2. پس از بيان قصه حضرت يونس (ع) مى‏فرمايد: (وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ)[2]، يعنى سنت خدا بر اين است كه هر مضطر منيبى را از اعماق تاريك دريا يا هر گرفتارى نجات دهد.

3. پس از ذكر داستان حضرت ابراهيم (ع) مى‏فرمايد: (وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ)[3]، اين سنت الهى منحصر به پاداش دنيوى خوبان نيست، بلكه شامل كيفر تلخ تبه‏كاران مى‏شود.

اکبر دهقان ؛ هزار و يك نكته از قرآن كريم؛ ج‏1، ص: 18


[1] ( 1). يوسف 90

[2] ( 2). انبياء 88

[3] ( 3). يوسف 22