واپسين آيه يا آيات نازل شده بر پیامبر اکرم
واپسين آيه يا آيات نازل شده بر پیامبر اکرم : [1]
زرقانى در مناهل العرفان، در باره واپسين آيه يا آياتِ نازل شده، ده ديدگاه را نقل كرده[2] كه مهمترين آنها عبارت اند از:
1. آيه 281 از سوره بقره: بر اساس شمار زيادى از روايات، آخرين آيهاى كه بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نازل شد «وَ اتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ؛ از روزى هراسناك باشيد كه در آن به خداوند بازگردانده مىشويد، سپس به هر كسى هر چه اندوخته كاملًا داده مىشود، و به آنان ستم نمىشود» بود كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله با اشاره جبرئيل آن را در ميان آيه ربا و آيه دَيْن (پس از آيه 280) از سوره بقره قرار داد و پس از آن پيامبر بيش از 21 روز و بنا بر قولى بيش از نه شب زنده نبود.[3]
2. بخشى از آيه 3 از سوره مائده: به نقل يعقوبى، واپسين آيه نازل شده بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً؛ امروز دينتان را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام ساختم، و اسلام را دين مورد پسند برايتان قرار دادم» بود. يعقوبى همين نقل را صحيح و استوار دانسته، نزول اين آيه را در روز ابلاغ امامت على بن ابى طالب عليه السلام در غديرخم تأييد مىكند.[4]
در نقل ديگرى آمده است كه پس از سوره «إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ» آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ» فرود آمد و اين آخرين آيه بود و آن حضرت صلى الله عليه و آله هشتاد روز پس از نزول اين آيه در گذشت.[5]
3. آيه 176 از سوره نساء: بهگفته براء بن عازب، آخرين آيه نازل شده «يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلالَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ وَ لَهُ أُخْتٌ فَلَها نِصْفُ ما تَرَكَ وَ هُوَ يَرِثُها إِنْ لَمْ يَكُنْ لَها وَلَدٌ فَإِنْ كانَتَا اثْنَتَيْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثانِ مِمَّا تَرَكَ وَ إِنْ كانُوا إِخْوَةً رِجالًا وَ نِساءً فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ؛ از تو [در باره كلاله] فتوا مىطلبند؛ بگو: خدا در باره كلاله فتوا مىدهد: اگر مردى بميرد و فرزندى نداشته باشد، و خواهرى داشته باشد، نصفِ ميراث از آنِ اوست. و آن [مرد نيز] از او ارث مىبرد، اگر براى او [خواهر] فرزندى نباشد. پس اگر [ورثه فقط] دو خواهر باشند، دوسوم ميراث براى آن دو است، و اگر [چند] خواهر و برادرند، پس نصيب مرد، مانند نصيب دو زن است. خدا براى شما توضيح مىدهد تا مبادا گم راه شويد، و خداوند به هر چيزى داناست» است.[6] فرّاء هم اين آيه را، آخرين آيه نازل شده معرفى مىكند.[7]
4. آيات پايانى سوره توبه: أبىّ بن كعب، واپسين آيه نازل شده را آيات پايانى سوره توبه دانسته است:[8]
«لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ* فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ.[9]
فرستادهاى از خود شما برايتان آمده كه سخت است بر او هر چيزى كه شما را رنج مىدهد. بر [هدايت] شما حريص است، و نسبت به مؤمنان دلسوز و مهربان است.
پس اگر از حق روى بگردانند بگو: خداوند مرا كفايت مىكند. هيچ معبودى جز او نيست. بر او توكل كردم و او صاحب عرش عظيم است».
نظريه
با بررسى مستند آرايى كه به آنها اشاره شد، روشن مىگردد كه هيچ يك از آنها متكى به دليل قاطعى نيست. بنا بر اين بايد گفت:
اولًا: آخرين آيهاى كه بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده مشخص نيست.
ثانياً: آراى ياد شده را مىتوان به آخريّت نسبى حمل كرد؛ يعنى اين آيات در اواخر عمر پر بركت پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شدهاند؛ ليكن راويان آنها به دليل آن كه اطلاعات لازم در اختيارشان نبوده، هر يك تصور كردهاند كه آخرين آيه همان است كه آنها باور دارند.
واپسين سوره كاملِ نازل شده[10]
در باره واپسين سوره كاملى كه نازل شده نيز گزارشهاى متعددى نقل شده است:
1. سوره نصر:
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ* إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ* وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً* فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً.
به نام خداوند رحمتگر مهربان. آن گاه كه يارى و ظفر خداوند آمد، و مردم را بينى كه گروه گروه وارد دين خدا مىشوند، پس پروردگارت را با حمد تسبيح كن و از او درخواست آمرزش نما كه او توبهپذير است».
با نزول اين سوره، صحابه خرسند شدند؛ زيرا پيروزى مطلق اسلام بر كفر و تثبيت و استحكام پايههاى دين با گرويدن گروههاى مختلف مردم را بشارت مىداد.
ولى عباس عموى پيامبر، به سبب خبر دادن سوره از پايان كار پيامبر، از نزول آن سخت غمناك شد و پيامبر پس از آن دو سال بيشتر زنده نبود.[11]
در روايتى از امام صادق عليه السلام و نيز امام رضا عليه السلام آخرين سوره، «إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ» معرفى شده است.[12] از ابنعباس نيز گزارش شده كه آخرين سوره، نصر است.[13]
2. سوره برائت: رواياتى آخرين سوره را برائت معرفى كرده است كه نخستين آيات آن در سال نهم هجرى نازل شد و پيامبر صلى الله عليه و آله على عليه السلام را فرستاد تا آن را بر جمع مشركان بخواند.[14]
3. سوره مائده: در روايتى آخرين سوره نازل شده، مائده دانسته شده است.[15]
نظريه
در جمعبندى روايات مربوط به آخرين سورهاى كه بر پيامبر نازل شده چند نكته
شايان توجه است:
1. سوره نصر، در عام الفتح و سال هشتم هجرى، در حجة الوداع و در منا، نازل گرديده است.[16]
2. سوره برائت، پس از فتح مكّه و در سال نهم هجرى، نازل شده است.[17]
3. مطابق برخى از گزارشها، سوره مائده آخرين سورهاى است كه بر پيغمبر نازل شده است.[18]
4. بر پايه روايتى كه از امام صادق عليه السلام و امام رضا عليه السلام نقل شده و گزارشهاى متعددى كه در منابع شيعه و سنى آمده،[19] سوره نصر آخرين سورهاى كه بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل گرديده است.
با در نظر گرفتن نكات ياد شده مىتوان گفت: بخشهايى از سوره مائده و برائت از واپسين آيات نازل شده است، ولى آخرين سورهاى كه به صورت كامل نازل شد، سوره نصر است.
[1] ر. ك: ص 177( احاديث مربوط به نزول آخرين وحى قرآنى).
[2] مناهل العرفان: ج 1 ص 97- 101.
[3] أسباب النزول: ص 16- 18؛ تاريخ اليعقوبى: ج 2 ص 43؛ تفسير مقاتل: ج 1 ص 228.
[4] تاريخ اليعقوبى: ج 2 ص 43.
[5] تفسير منهج الصادقين: ج 10 ص 381- 382.
[6] أسباب النزول: ص 17؛ أحكام القرآن، جصاص: ج 3 ص 17؛ التبيان فى تفسير القرآن: ج 3 ص 407.
[7] التبيان فى تفسير القرآن: ج 3 ص 435؛ مجمع البيان ج 3 ص 246.
[8] أسباب النزول: ص 18؛ مسند ابن حنبل: ج 5 ص 117؛ تفسير الطبرى: ج 11 ص 57.
[9] توبه: آيه 128- 129.
[10] ر. ك: ص 177( احاديث مربوط به آخرين وحى قرآنى).
[11] مجمع البيان: ج 10 ص 844؛ الدرّ المنثور: ج 6 ص 406.
[12] ر. ك: ص 166 ح 124 و 125.
[13] تفسير ابن كثير: ج 8 ص 482؛ تفسير القرطبى: ج 21 ص 229؛ الإتقان فى علوم القرآن: ج 1 ص 84.
[14] التبيان فى تفسير القرآن: ج 3 ص 407؛ تفسير الصافى: ج 2 ص 318- 320؛ أسباب النزول: ص 17.
[15] التبيان فى تفسير القرآن: ج 3 ص 413؛ تفسير ابن كثير: ج 3 ص 3؛ الدرّ المنثور: ج 2 ص 252.
[16] ر. ك: ص 187 ح 167.
[17] ر. ك: ص 194( پانوشت ش 4).
[18] ر. ك: ص 183( سوره مائده).
[19] ر. ك: ص 183( سوره نصر).