مسئله چهارم: چگونگى توحيد مصاحف
مسئله چهارم: چگونگى توحيد مصاحف
در خلافت عثمان (سال 25 ق)[1] از مناطق گوناگون خبر مىرسيد كه تازهمسلمانانِ غير عرب، قرآن را با قرائتهاى مختلف مىخوانند.[2] از جمله حذيفة بن يمان (از اصحاب سرّ رسول خدا صلى الله عليه و آله و ياران امير مؤمنان عليه السلام)[3] و سعيد بن عاص كه از جنگ ارمنستان باز مىگشتند، خود ديدند كه مردم هر شهرى قرآن را با قرائتى مىخوانند و قرائت خود را از ديگر قرائتها برتر مىدانند. از اين رو، از عثمان خواستند براى جلوگيرى از اختلاف، چارهاى بينديشد.[4] منشأ اين قرائتها، مصحفهايى بودند كه برخى صحابه جمعآورى كرده بودند و با توجه به اعتبار و جايگاه اجتماعىِ گردآورندگان آنها، در ميان مسلمانان جايگاهى ويژه پيدا كرده بودند.[5] از اين رو عثمان پساز مشورت با صحابه برجسته، چاره كار را در اين ديد كه مصحف واحدى تهيه و نسخهبردارى كند و در اختيار مسلمانان قرار دهد و فرمان داد قرآنى را كه به دستور ابو بكر نوشته شده بود، از حفصه دختر عمر به امانت گرفتند. ابتدا گروهى مركّب از: زيد بن ثابت، عبداللَّه بن زبير، سعيد بن عاص و عبد الرحمن بنحارث بنهشام را مأمور كرد تا نسخههاى قرآن را بنويسند. عثمان دستور داد كه هرگاه اين گروه، اختلافى پيدا كردند، مورد اختلاف را به زبان قريش بنويسند.
سپس با توجه به برخى اعتراضات، هفت نفر ديگر را به آنها افزود و رياست آنها را به ابىّ بن كعب سپرد. برخى گزارشها نشان مىدهند كه اين انجمن، مصحف ابوبكر را اساس كار خود قرار داد؛ امّا از بررسى مصحفابَى و مقابله آنها با نوشتههاى
بر جا مانده از زمان پيامبر خدا نيز غافل نماند و همين روش، راز موفقيت عثمان در توحيد مصاحف بود.[6] برخى با استناد به قراين و شواهدى نه چندان استوار، ادّعا كردهاند كه گروه توحيد مصاحف، مصحف امام على عليه السلام را اساس كار خود قرار دادند[7] و على عليه السلام نسخهاى از قرآن در اختيار داشته كه به فرمان پيامبر صلى الله عليه و آله برخلاف ترتيب نزول، تدوين شده بود و اين نسخه غير از مصحف على عليه السلام است كه گفته شده بر اساس ترتيب نزول بوده است.[8] برخى اين گفته سيد بنطاوس را كه:
«عثمان، قرآن را طبق نظر امير مؤمنان عليه السلام جمع كرد»،[9] مؤيّد اين مطلب گرفتهاند.[10] هر چند پذيرش ادّعاى مذكور مشكل است، امّا به هر حال، روند توحيد مصاحف، مورد تأييد على عليه السلام بوده است.[11] در نتيجه، نسخههايى از قرآن تهيه و به مراكز اصلى بلاد اسلامى فرستاده شد[12] و عثمان، نسخه موسوم به «امّ» يا «امام» را در مدينه نگه داشت.[13] اين كار (توحيد مصاحف)، مورد تأييد امير مؤمنان عليه السلام[14] و ديگر صحابه بوده است.[15] البته ابن مسعود، احتمالًا به علت اين كه جوانى كمسال و بى تجربه چون زيد، متولّى اين كار شده، ناراحت بوده است.[16] بنا بر اين، عثمان، تنها مردم را بر يك قرائتْ[17] يا همه را بر يك مصحفْ[18] جمع كرد تا از اختلاف جلوگيرى شود.
سير تاريخى توحيد مصاحف
به نظر مىرسد كه ارائه ديدگاهى قطعى در موضوع جمع قرآن، به دليل متناقض بودن روايات، ممكن نباشد. با اين حال، با نگاهى جامع به مجموع روايات و گزارشهاى تاريخى مىتوان گفت كه جمع قرآن، در سه مرحله اتّفاق افتاده است:
1. جمعآورى قرآن در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله: در اين دوره، قرآن در مدت 23 سال به صورت پراكنده نازل مىشد و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آن را با آرامى بر مسلمانان مىخواند و آنها آن را به حافظه مىسپردند. افزون بر اين، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله براى نوشتن وحى قرآن، شتاب مىكرد و به محض نزول هر آيهاى، به كاتبان وحى فرمان مىداد آن را در جايگاهش قرار دهند و كتابت قرآن، خيلى زود در همان دوران مكّه آغاز شد.[19] به گزارش بخارى از بَراء، هنگام نزول آيه «لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ»،[20] پيامبر صلى الله عليه و آله زيد را فراخواند و فرمود كتف و دوات بياورد تا آن را بنويسد.[21] پس كاتبان وحى، آنچه را بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده بود، در نوشتافزارهاى مختلف، نوشتند و زمانى كه وحى كامل شد و رحلت آن حضرت فرا رسيد، همه قرآن در پيش روى آن حضرت و با نظارت كامل ايشان در صحيفههايى متعدد نگاشته شده بود؛ ولى در يك مصحف، ميان دوجلد، گردآورى نشده بود.[22]
2. جمعآورى قرآن در زمان ابو بكر: وى صحيفههاى پيشگفته قرآن را در يك مصحف، جمع كرد و اين نخستين مصحف رسمى بود كه دستگاه خلافت، آن را تدوين كرد و گر نه پيش از اين برخى از صحابه از جمله امير مؤمنان عليه السلام و ابن
مسعود، مصاحفى را تدوين كرده بودند.[23] مصحف ابوبكر، نزد او باقى ماند تا اين كه مرد و سپس به عمر و بعد از او به حفصه رسيد.[24]
3. جمعآورى قرآن در زمان عثمان: در اين زمان، در پى اختلافاتى كه در مصاحف و به تبع آن در قرائتها پيش آمده بود و خطرى كه از اين ناحيه احساس مىشد، عثمان، پس از مشورت با صحابه چاره كار را در اين ديد كه مصحف واحدى فراهم كند و نسخههايى از آن را در اختيار همه مسلمانان قرار دهد و اين كار انجام شد.[25]
[1] المرشد الوجيز، ص 58؛ مباحث فى علوم القرآن: ص 83؛ تاريخ قرآن، راميار: ص 435.
[2] ر. ك: فتح البارى: ج 9 ص 14؛ مناهل العرفان: ج 1 ص 184- 185؛ تاريخ قرآن، معرفت: ص 96- 99.
[3] اختيار معرفة الرجال: ج 1 ص 159.
[4] المقنع: ص 6؛ الإتقان فى علوم القرآن: ج 1 ص 159.
[5] المحرر الوجيز: ج 1 ص 49.
[6] تاريخ قرآن، راميار: ص 421.
[7] تدوين القرآن: ص 336- 338.
[8] تدوين القرآن: ص 351- 352.
[9] سعد السعود: ص 278.
[10] كاوشى در جمع قرآن: ص 89.
[11] المصاحف: ج 1 ص 176-/ 177؛ قرآن در اسلام: ص 165؛ مباحث فى علوم القرآن: ص 84
[12] المقنع: ص 9؛ تاريخ اليعقوبى: ج 2 ص 170؛ سعد السعود: ص 278.
[13] مباحث فى علوم القرآن: ص 84؛ قرآن در اسلام: ص 164.
[14] سعد السعود: ص 278؛ روح المعانى: ج 1 ص 43.
[15] غرائب القرآن: ج 1 ص 27.
[16] المصاحف: ج 1 ص 189-/ 191؛ غرائب القرآن: ج 1 ص 27.
[17] روح المعانى: ج 1 ص 42- 43؛ تاريخ قرآن، معرفت: ص 101- 108.
[18] المقنع: ص 7؛ المرشد الوجيز: ص 71.
[19] الموسوعة القرآنية، ابيارى: ج 1 ص 352-/ 353.
[20] نساء: آيه 95.
[21] صحيح البخارى: ج 5 ص 183.
[22] الموسوعة القرآنية: ج 1 ص 354؛ معجم علوم القرآن: ص 112- 113.
[23] الموسوعة القرآنية: ج 1 ص 355.
[24] الموسوعة القرآنية: ج 1 ص 356؛ معجم علوم القرآن: ص 115.
[25] معجم علوم القرآن: ص 112- 118. نيز، ر. ك: الموسوعة القرآنية: ج 1 ص 304- 355.