سوره، در لغت و اصطلاح‏

سوره در مفهوم لغوى به معانى متعددى آمده است و علت آن، اختلاف نظرى است كه در ريشه اصلى آن وجود دارد كه از مادّه «سَئِر، يَسأر، سئراً» است يا از مادّه‏

«سار، يَسور، سوراً». چنانچه از ريشه نخست باشد، به معناى «باقى‏مانده»[1] است و اگر از ريشه دوم باشد كه بر علّو و ارتفاع و بالا رفتن و صعود كردن دلالت دارد، به مفهوم «برجسته، ممتاز و مشخّص» خواهد بود. بر پايه معناى دوم، به برآشفتگى هنگام خشم، «سَوْرَة الغضب» و به بر آمدن خمر هنگام جوشيدن و غَلَيان نيز «سَوْرَة الخَمر» مى‏گويند.[2] بر پايه معناى دوم براى سوره، معانى شش‏گانه‏اى ذكر كرده‏اند:

1. فضل و منزلت. 2. شرف. 3. علامت و نشانه. 4. ساختمان زيبا و برافراشته. 5. هر رده از رده‏ها و رگه‏هاى ديوار. 6. قسمت مجزا از ديگرى.[3]

سوره، در اصطلاح و عرف مسلمانان، عبارت است از: «مجموعه‏اى از آيات كه كمّيت و آغاز و انجام آن توقيفى و بر پايه وحى است» و بر اين اساس، به هر يك از فصول و بخش‏هاى صد و چهارده‏گانه قرآن مجيد، «سوره» گفته مى‏شود. هر يك از سوره‏هاى قرآن، يك هدف يا چند هدف را (بر اساس پذيرش يا عدم پذيرش وحدت موضوعى سوره‏ها) تعقيب مى‏كند و معارفى خاص را در بر دارد و با «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» آغاز مى‏شود، مگر سوره توبه.

در وجه نام‏گذارى سوره‏هاى قرآنى گفته‏اند: همان گونه كه «سور مدينه» (حصار و ديوار بلندى كه در قديم، پيرامون شهر مدينه بود) شهر را در بر مى‏گيرد، سوره قرآن نيز از آن جهت كه همچون حصار شهر، رشته‏اى از آيات را احاطه كرده، «سوره» ناميده شده است.[4] كوتاه‏ترين سوره قرآن، سوره كوثر است كه سه آيه دارد و بلندترين سوره، بقره است با 286 آيه.

شمار سوره‏هاى قرآن‏

در باره تعداد سوره‏هاى قرآن نيز اختلاف است. طَبْرِسى و ديگران نقل كرده‏اند كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

جَميعُ سُوَرِ القُرآنِ مِئَةٌ وأربَعَ عَشرَةَ سورَةً.[5]

مجموع سوره‏هاى قرآن، يكصد و چهارده سوره است.

مفسّران اهل سنّت، اقوال متعددى نقل كرده‏اند: سيوطى مى‏گويد: 85 سوره قرآن مكى و 28 سوره مدنى است.[6] برخى ديگر از ابن مسعود نقل كرده‏اند كه سوره‏هاى قرآن 112 تاست. از زيد بن ثابت نقل شده كه سوره‏ها 114 تاست و قول اكثر صحابه همين است.[7]

اختلاف در شمارگان سوره‏هاى قرآن، دو سبب دارد: نخست آن كه برخى قرآن‏پژوهان، سوره توبه (برائت) را جزئى از انفال شمرده‏اند،[8] چنان كه به گفته علامه طباطبايى، امامان اهل بيت عليهم السلام برائت را سوره‏اى مستقل نمى‏دانند؛[9] بلكه آن را آياتى از سوره انفال مى‏شمارند.[10] همچنين بر پايه برخى روايات، سوره‏هاى ضحى و ا لَم نشرح، يك سوره و نيز سوره‏هاى فيل و ايلاف، يك سوره به شمار مى‏آيند.[11] سبب دوم، آن است كه بر پايه برخى اقوال شاذ، مُعَوَّذَتيْن (سوره‏هاى فلق و ناس) از سُوَر قرآن به شمار نمى‏آيند[12] يا برخى، سوره‏اى موسوم به «قنوت» را بر مى‏شمارند

كه خود، دو سوره به حساب مى‏آيد.[13] روشن است كه اين گونه آراى شاذ، به دليل مخالف بودنشان با ادلّه متقن نزاهت قرآن از تحريف و همچنين ناسازگارى با اجماع مسلمانان، جايگاه و اعتبارى ندارند.

برخى معتقدند كه به اقتضاى تحقيق در روايات پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام و بر پايه آنچه در مصحف شريف آمده، اين سوره‏ها از يكديگر مستقل اند و روايات پيش‏گفته، يا سندشان ضعيف است و يا ناظر به مسئله فقهىِ لزوم جمع ميان دو سوره ضحى و ا لَم نشرح (شرح/ انشراح) و نيز دو سوره فيل و ايلاف در قرائت نماز فريضه اند.[14] گفتنى است كه قول اخير، سخن اغلب فقيهان متأخّر است.[15]


[1] لسان العرب: ج 4 ص 339- 340 مادّه« سأر».

[2] معجم المقاييس اللغة: ج 3 ص 115 مادّه« سور»؛ مختار الصحاح: ص 170؛ مجمع البيان: ج 7 ص 218.

[3] ر. ك: أقرب الموارد: ج 1 ص 556؛ المنجد: ص 362 مادّه« سأر»؛ القاموس المحيط: ج 2 ص 53 مادّه« سور».

[4] مجمع البيان: ج 5 ص 188؛ الإتقان فى علوم القرآن: ج 1 ص 147.

[5] ر. ك: ص 302 ح 237.

[6] الدرّ المنثور: ج 6 ص 422.

[7] روح البيان: ج 10 ص 546.

[8] روح البيان: ج 10 ص 546؛ مقتنيات الدرر: ج 12 ص 268.

[9] الميزان فى تفسير القرآن: ج 13 ص 232. نيز، ر. ك: الكشاف: ج 2 ص 171.

[10] الميزان فى تفسير القرآن: ج 13 ص 231. ر. ك: تفسير نور الثقلين: ج 2 ص 176.

[11] التبيان فى تفسير القرآن: ج 10 ص 371؛ تفسير نورالثقلين: ج 5 ص 602، 669؛ الميزان فى تفسير القرآن: ج 13 ص 231- 232.

[12] الدرّ المنثور: ج 6 ص 416؛ روح البيان: ج 10 ص 546؛ مقتنيات الدرر: ج 12 ص 268.

[13] الدرّ المنثور: ج 1 ص 307.

[14] ر. ك: ص 313( فصل چهارم: نگاه داشتن قرآن از تحريف).

[15] ر. ك: الحدائق الناضرة: ج 8 ص 202- 207، مفتاح الكرامة: ج 7 ص 189- 196.