پژوهشى در باره اختلاف قرائات اختلاف قرائات
پژوهشى در باره اختلاف قرائات[1]
اختلاف قرائات، از موضوعات مطرح شده و چالشى در دههاى پس از رحلت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است. بلكه برخى از روايات اشاره دارند كه اين اختلاف، حتى در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله نيز وجود داشته است.[2] اين موضوع در برههاى چنان بالا گرفت كه گاه مسلمانان براى دفاع از قرائت خاصّ خود تا مرز جنگ و خونريزى پيش مىرفتند.[3] هنگامى كه حذيفه بن يمان، صحابى پيامبر، از جنگ ارمنستان در قفقاز باز مىگشت دامنه اختلاف و كشمكش مردم بلاد مختلف بر سر قرائت قرآن در شهرهاى مختلف را گسترده يافت. او با ورود به مدينه، عثمان را از اين خطر آگاه ساخت. عثمان پس از مشورت با بزرگان صحابه، به كار توحيد مصاحف و يكدست كردن قرائات پرداخت.[4]
اين كار تا حدودى دامنه اختلاف را محدود كرد و مسلمانان را بر قرائت مصاحف نهگانه و هماهنگ وا داشت.[5] خالى بودن اين مصاحف از علائم نوشتارى، سجاوندى و اعراب و نيز تفاوت رسم الخط ميان آنها، مجدداً زمينه را براى ايجاد اختلاف فراهم كرد، به گونهاى كه غالب شهرها براى خود قارى خاص و قرائت
ويژه داشتند.[6]
اين اختلاف با سرعت پيش رفت تا آن كه در آغاز قرن چهارم، ابن مجاهد[7] كه در زمينه قرائات تبحر داشت، از ميان قرائتهاى متعدد، هفت قرائت را بر اساس معيارهايى مشخص برگزيد. قرائتهاى هفتگانه به سبب جايگاه ابن مجاهد در زمينه قرائت و دقت وى در گزينش آنها با اقبال مواجه شد و پس از اندك زمانى، ديگر قرائتها به فراموشى سپرده شد.[8]
عامل ديگر استقبال از قرائتهاى هفتگانه، انطباق اتفاقى هفت قرائت پيشنهادى ابن مجاهد با احاديث مشهور «سبعة أحرف (هفت حرف)» بود؛[9] يعنى به باور بسيارى، «هفت حرف» در اين روايت همان قرائتهاى هفتگانه بود.[10]
بدين ترتيب، بسيارى از شهرها، بنا را بر صحّت قرائات هفتگانه و اعتماد بر آنها و ترك ساير قرائتها گذاشتند.[11] شايان ذكر است كه از ميان قرائتهاى هفتگانه تنها قرائتى كه مورد اقبال عامه مسلمانان قرار گرفت، قرائت عاصم[12] به روايت حفص[13]
بود[14] و ساير قرائتها متروك شد، و تنها در كشور مغرب، قرائت نافع به روايت ورش، متداول است.[15]
عوامل اختلاف قرائات
پديده اختلاف قرائات قرآن عوامل مختلفى دارد كه مهمترين آنها عبارت اند از:
1. ضعف خطّ عربى
قرآن كريم در آغاز با رسم الخطى نگاشته مىشد كه نقطه و اعراب نداشت و همچنين الف وسط كلمات نوشته نمىشد؛[16] چنانكه «مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» را بعضى «مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» قرائت كردهاند.[17] از همين رو تلاوت قرآن، بيشتر از آن كه متكى به نوشتار باشد، به گفتار و حفظ متكى بود. حتى عثمان پس از توحيد مصاحف در كنار ارسال هر مصحف به شهرهاى مهمّ اسلامى همچون مكه، بصره، كوفه و شام،[18] يكى از بزرگترين شخصيتها را كه در قرائت قرآن تبحر داشت و قرائت آن را بىواسطه از پيامبر صلى الله عليه و آله يا صحابه بزرگ فرا گرفته بود، گسيل داشت.[19] اين اقدام بيانگر آن است كه خطّ قرآن نمىتوانست به صورت كامل نياز خواننده را به خواندن صحيح برطرف كند.
2. اختلاف لهجه قبايل عرب
زندگى قبيلهاى در حجاز و فاصله جغرافيايى قبايل از يكديگر، زمينهساز «اختلاف
لهجهها» شده بود. اگر چه قرآن به لغت و لهجه قريش نازل شد كه بهترين و فصيحترين لهجه در ميان لهجههاى عرب بود،[20] اما قاريان قرآن كه لهجههاى گوناگون داشتند، در مواردى در تلفظ يك كلمه، آن را به لهجه خويش قرائت مىكردند.[21] همين امر به تدريج باعث اختلاف قرائات شد؛ مثلًا كمله «نَعبدُ» و «نَسْتَعينُ» در برخى از لهجههاى عرب «نِعبدُ» و «نِستعين» قرائت شده است. يا برخى قبايل «واو» مكسور را به همزه بدل مىكردند مثلًا «وعاء» را «اعاء» تلفظ مىكردند. تاريخ قرائات نشان مىدهد، اختلاف لهجهها درپارهاى از موارد باعث اختلاف قرائات شده است.[22]
3. اجتهاد قرّاء
پس از توحيد مصاحف و اعزام قاريان به شهرهاى مختلف اسلامى، چه بسا قاريان در قرائت آيهاى در مصحف كه خالى از هرگونه اعراب و اعجامى بود دچار ترديد مىشدند و در اين گونه موارد به نظر خود عمل مىكردند و هر احتمال را كه در نظر آنان مناسبتر بود برمىگزيدند.[23] آثار فراوانى مانند الحجّة للقراء السبعة يا الكشف عن وجوه القرائات السبع بر همين اساس تدوين شدهاند تا قرائتهاى مختلف قرّاء را توجيه كنند و براى صحت آن از قواعد ادبى و نحوى دليل اقامه كنند.
[1] اين پژوهش، به وسيله فاضل گرامى حجة الاسلام و المسلمين دكتر على نصيرى( عضو هيئت علمى دانشگاه علم و صنعت ايران)، انجام شده است.
[2] ر. ك: ص 427( نهى از اختلاف در قرائت).
[3] الاستيعاب: ج 2 ص 633؛ التبيان فى تفسير القرآن: ج 7 ص 94.
[4] صحيح البخارى: ج 6 ص 99؛ البرهان فى علوم القرآن: ج 1 ص 236؛ التمهيد فى علوم القرآن: ج 1 ص 334- 340.
[5] التمهيد فى علوم القرآن: ج 1 ص 346.
[6] الإتقان فى علوم القرآن: ج 1 ص 216؛ شرح اصول الكافى: ج 11 ص 79- 80.
[7] ابو بكر احمد بن موسى بن عباس( 324 ق)، قارى بزرگ بغداد در قرن چهارم هجرى است كه به دليلجايگاه استوارش در ميان اهل قرائات، با وجود كتابهاى پيشين در قرائات هفتگانه، هشتگانه، دهگانه، و مانند آن، توانست با كتاب السبع خود، به قرائات سبع رسميت بخشد.
وى بارها، قرآن را به قرائات نافع، ابو عمرو، حمزه و كسائى، نزد مهمترين استادش، ابو الزعراء عبد الرحمان بن عبدوس ختم كرده بود.
[8] البرهان فى علوم القرآن: ج 1 ص 327؛ البيان: ص 160.
[9] البرهان فى علوم القرآن: ج 1 ص 329؛ بحار الأنوار: ج 31 ص 212.
[10] الإتقان فى علوم القرآن: ج 1 ص 216؛ شرح اصول الكافى: ج 11 ص 80- 81.
[11] فتح البارى: ج 9 ص 29.
[12] عاصم بن ابى النجود( م 128 ق)، اهل كوفه و از قاريان هفتگانه( طبقه سوم) است. وى شيعه است و قرآن را بر استادش، ابو عبد اللَّه سلّمى كه شاگرد امام على عليه السلام بوده است، خوانده است. دانشمندان شيعه و سنّى، به صحّت قرائت عاصم، اطمينان دارند.
[13] حفص بن سليمان اسدى كوفى( م 193 ق)، يكى از دو راوى قرآن از عاصم است. وى بارها قرآن را بر استادش عاصم خوانده است. اكنون، قرآنها طبق روايت حفص، از عاصم، از ابو عبد اللَّه سلّمى، از امام على عليه السلام، چاپ مىشود.
[14] ر. ك: المناقب، ابن شهر آشوب: ج 1 ص 321؛ سير أعلام النبلاء: ج 8 ص 5050؛ الإتقان فى علوم القرآن: ج 1 ص 200.
[15] التبيان فى تفسير القرآن: ج 7 ص 44 ح 113؛ البرهان فى علوم القرآن: ج 1 ص 325، البيان: ص 140.
[16] البيان: ص 164.
[17] تفسير العياشى: ج 1 ص 22؛ التبيان فى تفسير القرآن: ج 1 ص 33؛ الكشاف: ج 1 ص 56.
[18] أحكام القرآن، ابن عربى: ج 2 ص 1036- 1041؛ بيان المعانى: ج 1 ص 31.
[19] مناهل العرفان: ج 1 ص 402- 403؛ تاريخ قرآن: ص 464- 465.
[20] أعراب القرآن و بيانه: ج 7 ص 448.
[21] ر. ك: البرهان فى علوم القرآن: ج 1 ص 224؛ تاريخ القرآن الكريم، كردى: ص 86.
[22] تاريخ قرآن، محمود راميار: ص 361.
[23] ر. ك: الإنصاف: ج 4 ص 195؛ البيان: ص 151.