362 تفسير القمّي: قَولُهُ
362 تفسير القمّي: قَولُهُ تَعالى: «يَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما فِي قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِؤُا إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ ما تَحْذَرُونَ» قالَ: كانَ قَومٌ مِنَ المُنافِقينَ لَمّا خَرَجَ رَسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله إلى تَبوكَ كانوا يَتَحَدَّثونَ فيما بَينَهُم ويَقولونَ: أيَرى مُحَمَّدٌ أنَّ حَربَ الرّومِ مِثلُ حَربِ غَيرِهِم، لا يَرجِعُ مِنهُم أحَدٌ أبَداً.
فَقالَ بَعضُهُم: ما أخلَقَهُ[1] أن يُخبِرَ اللَّهُ مُحَمَّداً بِما كُنّا فيهِ وبِما في قُلوبِنا، ويُنَزِّلَ عَلَيهِ بِهذا قُرآناً يَقرَؤُهُ النّاسُ، وقالوا هذا عَلى حَدِّ الاستِهزاءِ.
فَقالَ رَسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله لِعَمّارِ بنِ ياسِرٍ: الحَقِ القَومَ فَإِنَّهُم قَدِ احتَرَقوا، فَلَحِقَهُم عَمّارٌ فَقالَ: ما قُلتُم؟ قالوا: ما قُلنا شَيئاً، إنَّما كُنّا نَقولُ شَيئاً عَلى حَدِّ اللَّعبِ وَالمِزاحِ، فَأَنزَلَ اللَّهُ: «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّما كُنَّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ قُلْ أَ بِاللَّهِ وَ آياتِهِ وَ رَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِؤُنَ* لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ إِنْ نَعْفُ عَنْ طائِفَةٍ مِنْكُمْ نُعَذِّبْ طائِفَةً بِأَنَّهُمْ كانُوا مُجْرِمِينَ»[2].[3]
362 تفسير القمّى: اين سخن خداى متعال: «منافقان بيم دارند از اين كه [مبادا] سورهاى در باره آنان نازل شود كه به ايشان (مسلمانان) از آنچه در دلهايشان هست، خبر دهد. بگو: «ريشخند كنيد.
بى ترديد، خداوند، آنچه را [كه از آن] مىترسيد، بر ملا خواهد كرد»». امام عليه السلام فرمود: هنگامى كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رهسپار جنگ تبوك شد، عدّهاى از منافقان، در بين خود صحبت مىكردند و مىگفتند: آيا محمّد فكر مىكند كه جنگ با روميان، مانند جنگ با ديگران است؟ يك نفر از آنان هم باز نخواهد گشت!
يكى از منافقان گفت: همين حالاست كه خدا به محمّد، خبر دهد كه ما چه مىگوييم و در دلهاى ما، چه مىگذرد و در اين باره، [در] قرآنى كه مردم آن را مىخوانند، به او [چيزى] نازل كند!
آنها اين سخن را از سرِ تمسخر مىگفتند. پس پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به عمّار بن ياسر فرمود:
«خودت را به آن عدّه برسان كه سوختند!».
عمّار، خودش را به آنها رساند و گفت: شما چه گفتهايد؟
گفتند: چيزى نگفتهايم. فقط حرفهايى از سرِ شوخى و مزاح مىگفتيم.
پس خداوند، اين آيات را فرو فرستاد: «و اگر از ايشان بپرسى، مسلّماً خواهند گفت: «ما فقط، شوخى و بازى مىكرديم». بگو: «آيا خدا و آيات او و پيامبرش را ريشخند مىكرديد؟!». عذر نياوريد. شما بعد از ايمانتان، كافر شدهايد. اگر از گروهى از شما در گذريم، گروهى [ديگر] را عذاب خواهيم كرد؛ چرا كه آنان، تبهكار بودند».
[1] في المصدر:« ما أخلفه»، والتصويب من بحار الأنوار. و« ما أخلَقَهُ» أي ما أشبهه. ويقال: إنّه لخَليق: أيحَرِيّ؛ يقال ذلك للشيء الذي قد قرب أن يقع وصحّ عند من سمع بوقوعه كونه وتحقيقه( لسان العرب: ج 10 ص 91).
[2] التوبة: 65 و 66.
[3] تفسير القمّي: ج 1 ص 300، بحار الأنوار: ج 21 ص 221 ح 4 وراجع: زاد المسير: ج 3 ص 315 و مجمع البيان: ج 5 ص 71.