933. رسول اللَّه صلى الله عليه و آله‏: تَعَلَّمُوا القُرآنَ؛ فَإِنَّهُ يَأتي يَومَ القِيامَةِ صاحِبَهُ في صورَةِ شابٍّ جَميلٍ شاحِبِ اللَّونِ، فَيَقولُ لَهُ القُرآنُ: أنَا الَّذي كُنتُ أسهَرتُ لَيلَكَ، وأظمَأتُ هَواجِرَكَ‏[1]، وأجفَفتُ ريقَكَ، وأسَلتُ دَمعَتَكَ، أؤولُ مَعَكَ حَيثُما التَ، وكُلُّ تاجِرٍ مِن وَراءِ تِجارَتِهِ، وأنَا اليَومَ لَكَ مِن وَراءِ تِجارَةِ كُلِّ تاجِرٍ، وسَيَأتيكَ كَرامَةٌ (مِنَ) اللَّهِ عز و جل فَأَبشِر.

فَيُؤتى‏ بِتاجٍ فَيوضَعُ عَلى‏ رَأسِهِ، ويُعطَى الأَمانَ بِيَمينِهِ، وَالخُلدَ فِي الجِنانِ بِيَسارِهِ، ويُكسى‏ حُلَّتَينِ، ثُمَّ يُقالُ لَهُ: اقرَأ وَارقَهْ، فَكُلَّما قَرَأَ آيَةً صَعِدَ دَرَجَةً، ويُكسى‏ أبَواهُ حُلَّتَينِ إن كانا مُؤمِنَينِ، ثُمَّ يُقالُ لَهُما: هذا لِما عَلَّمتُماهُ القُرآنَ.[2]

933. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله‏: قرآن را بياموزيد؛ زيرا در روز قيامت، به صورت جوانى زيبا و رنگ‏پريده،[3] نزد صاحب خود مى‏آيد و به او مى‏گويد: «منم آن كسى كه موجب شدم شب‏هايت را به عبادت، سپرى كنى و روزهاى داغ را روزه بگيرى و آب دهانت، خشك شود و اشك‏هايت جارى گردد. اكنون تا هر كجا كه بروى، من با تو همراه خواهم بود، و هر تاجرى، [امروز] به دنبالِ [سودِ] تجارت خويش است [كه در دنيا، براى آخرت انجام داده است‏] و من، امروز، از آنِ تو هستم و اين، بالاتر از [سود] تجارت هر تاجرى است، و به زودى، كرامتى از جانب خداوند عز و جل به تو مى‏رسد. پس شادمان باش».

در اين هنگام، تاجى مى‏آورند و بر سر او مى‏نهند و امان‏نامه‏اى [از آتش دوزخ‏] به دست راستش و [فرمانِ‏] جاودانگى در بهشت را به دست چپش مى‏دهند و دو خلعت بر او مى‏پوشانند. سپس به او گفته مى‏شود: « [قرآن‏] بخوان و [بر درجات بهشت‏] بالا برو».

پس هر آيه‏اى را كه مى‏خوانَد، يك درجه بالا مى‏رود. بر پدر و مادر او نيز- اگر مؤمن بوده‏اند-، دو جامه مى‏پوشانند و به آنها گفته مى‏شود: «اين، پاداش شما براى آموختن قرآن به اوست».


[1] الهاجِرةُ: نصف النهار عند اشتداد الحرّ( الصحاح: ج 2 ص 851« هجر»).

[2] الكافي: ج 2 ص 603 ح 3 عن الفضيل بن يسار عن الإمام الصادق عليه السلام وراجع: سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1242 ح 3781 ومسند ابن حنبل: ج 9 ص 15 ح 23037 والمستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 742 ح 2043.

[3] واژه« شاحب اللَّون»- كه در متن عربى حديث آمده- شايد به معناى رنگ روشن و شفّاف باشد، اگرچه‏در كتب لغت، به اين معنا نيامده است.