آیا عزاداری امام حسین جای نماز را می گیرد؟
آیا عزاداری امام حسین جای نماز را می گیرد؟
بسيارى از عوام مردم، درباره معصومین خصوصا امام حسين (عليهم السلام) مىپندارند كه آنها متنفّذهايى هستند كه در دستگاه خدا اعمال نفوذ مىكنند، اراده خدا را تغيير مىدهند و قانون را نقض مىكنند. درست همان طورى كه در پارتى بازىهاى اجتماعات وجود دارد.
اعراب زمان جاهليت نيز درباره بتها همين تصور را داشتند كه آفرينش، منحصرا در دست خداست و كسى با او در اين كار شريك نيست، ولى در اداره جهان، بتها با او شركت دارند مثل آنکه در ميان افراد بشر گاهى كسى مؤسسهاى را بوجود مىآورد ولى اداره آن را به ديگرى واگذار مىنمايد، يا در اداره آن مؤسسه، خودش با ديگران بطور مشترك همکاری می کنند.
لذا مشركين مىگفتند مىتوان با قربانيها و پرستش هايى كه در برابر بتها انجام مىدهيم، رضايت «رب» هاى ديگر را بدست آوريم هر چند مخالف رضاى «اللّه» باشد؛ و آن بت ها خودشان با نفوذی که دارند مشکل ما را نزد «اللّه» حل مىكنند.
قرآن كريم بسختى با آن مبارزه كرد و مكرّر اعلام نمود كه براى خدا شريكى نيست نه در خالقيّت و نه در ربوبيّت؛ او به تنهايى، هم پديد آورنده جهان است و هم تدبير كننده آن و او ربّ العالمين است.
اگر كسى گمان كند كه تحصيل خشنودى خداى متعال راهى دارد و تحصيل خشنودى فرضاً امام حسين (علیه السلام) راهى ديگر دارد و هر يك از اين دو، جداگانه ممكن است سعادت انسان را تأمين كند، دچار ضلالت بزرگى شده است.
در اين پندار غلط گفته مىشود كه خدا با انجام دادن واجبات مانند نماز، روزه و ... ترك گناهان از قبيل دروغ، ظلم، غيبت، شرابخوارى و زنا راضى مىگردد ولى امام حسين (علیه السلام) با اين كارها كارى ندارد، رضاى او در اين است كه مثلا براى فرزند جوانش على اكبر (علیه السلام) گريه و يا لااقل تباكى كنيم.
و نتیجه می گیرند كه تحصيل رضاى خدا دشوار است، زيرا بايد كارهاى زيادى را انجام داد ولى تحصيل خشنودى امام حسين (علیه السلام) آسان است، فقط گريه و سينه زدن؛ و زمانى كه خشنودى امام حسين (علیه السلام) حاصل گردد او در دستگاه خدا نفوذ دارد، شفاعت مىكند و كارها را درست مىكند، حساب نماز و روزه و ... كه انجام ندادهايم همه تصفيه مىشود و گناهان هرچه باشد با يك فوت از بين مىرود!
اينچنين تصويرى از شفاعت اهانت به ساحت پاك امام حسين (علیه السلام) است كه بزرگترين افتخارش «عبوديّت» و بندگى خداست. امام حسين (علیه السلام) كشته نشد براى اينكه- العياذ باللّه- دستگاهى در مقابل دستگاه خدا يا شريعت جدّش رسول خدا بوجود آيد، راه فرارى از قانون خدا نشان دهد. شهادت او براى اين نبوده كه برنامه عملى اسلام و قانون قرآن را ضعيف سازد. بر عكس، وى براى اقامه نماز و ساير مقرّرات اسلام از زندگى چشم پوشيده به شهادت تن داد.
خود حضرت در فلسفه قيامش مىفرمايد: « إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي، اُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ » « خروج و قيام من به منظور اصلاح در امّت جدّم مىباشد، مىخواهم كه به نيكى امر كنم و از بدى نهى نمايم».
و ما نيز در زيارت او چنين خطاب مىكنيم: «اشهد انّك قد اقمت الصّلوة، و آتيتَ الزّكوة ... ». ما شهادت می دهیم که تو نماز را به پا داشتی و زکات دادی .
(مجموعهآثاراستادشهيدمطهرى، ج1، خلاصه ای از ص: 248 تا 250)
توصیه پیامبر اکرم به امام جماعت ها چیست؟
پيغمبر اكرم وقتی معاذ بن جبل را براى تبليغ به يمن فرستاد؛ چند جمله دارد كه متاسفانه اكثر ما بر خلاف آن رفتار مىكنيم. ایشان مىفرمايد: «يَسِّرْ وَ لا تُعَسِّرْ، بَشِّرْ وَ لا تُنَفِّرْ، وَ صَلِّ بِهِمْ صَلوةَ اَضْعَفِهِمْ.» « سيره ابن هشام، ج 4/ ص 237 بدون جمله اخير» يعنى بر آنها آسان بگير، سخت نگير، با سختگيرى نمىتوان كسى را رهبرى كرد؛ ديگر اينكه به مردم بشارت بده، مزاياى دنيوى و اخروى اسلام را براى مردم بگو، از راه تخويف و ايجاد هراس وارد مشو، كارى نكن كه مردم احساس تنفّر كنند؛ هنگام نماز با اين مردم تازه مسلمان كه هنوز ذائقهشان لذّت عبادت را نچشيده است و بعلاوه بعضى پيرند، عليلاند، ناتواناند، تو ضعیف ترین نمازگزار را در نظر بگیر، يعنى حساب كن در ميان آنها از همه ناتوانتر كيست، وقتى كه ركوع مىكنى چهل تا «سبحان ربّى العظيم و بحمده» نگو، تو نماز خود را با او تطبيق بده، كسى را در نماز خواندن ناراحت نكن.
(مجموعهآثاراستادشهيدمطهرى، ج3، خلاصه ای از ص: 325)
چرا نماز گزار از تکرار سوره حمد خسته نمی شود؟
اين حلاوت و شيرينى قرآن [و اينكه] هر چه تكرار مىشود از شيرينىاش كاسته نمىشود، [از وجوه اعجاز قرآن كريم است.] آخر، اين سوره حمد را ما چقدر مىخوانيم؟ روزى ده بار فقط براى نمازهايمان مىخوانيم. هر قطعه زيبايى را شما بخواهيد روزى ده بار بخوانيد برايتان مهوّع (تهّوع آور) است. گاهى قطعات فارسى بوده كه من خواندهام، خيلى مرا جذب كرده، دفعه دوم خواندم باز بيشتر جذب شدم، شايد تا پنج دفعه خواندم همين طور بود، ولى دفعات بعد خواستهام بخوانم ديدهام كه كشيده نمىشوم. گاهى خودم را وادار كردهام به خواندن، ديدهام آن طور كه اول جذب شده بودم نمىشوم، ديگر بعد به گونهاى مىشود كه به زور بايد آن را بخوانم، و اين تنها قرآن است كه حلاوت و شيرينى آن سلب نمىشود و چون انسان چون واقعا كلام خالقش را دارد مىشنود، نداى غيب و ماوراء طبيعت را دارد مىشنود، هر چه مىشنود خسته نمىشود.
(مجموعهآثاراستادشهيدمطهرى، ج4، خلاصه ای از ص: 477و 478)
چگونه قبول کنیم که آیه « وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ» درباره انگشتر دادن امیرالمؤمنین به فقیر در حال نماز است در حالی که مطابق فتواى فقهاى شيعه «زكات به انگشتر تعلق نمىگيرد»؟
اين زكات اصطلاحى كه امروز به كار مىرود، در عرف فقها عَلَم شده است براى زكات واجب، و الّا در قرآن اين طور نيست كه هرجا دارد: «يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ» مقصود همين زكات واجب است. بلکه به طور كلى انفاقِ هر كار خير را زكات مىگويند. زكات يعنى صاف كردن مال، پاك كردن مال و حتى پاك كردن روح و نفس.
درباره «صدقه» هم همين طور است. امروز صدقه مفهوم خاصى دارد، اما قرآن هر كار خيرى را مىگويد صدقه. اگر شما يك بيمارستان بسازيد يا يك كتاب تأليف كنيد كه خير آن به مردم مىرسد، از نظر قرآن صدقه است (صَدَقَةٌ جارِيَةٌ) و لهذا كسانى از اهل تسنن هم كه خواستهاند به مفهومى كه از اين آيه برداشت شده ايراد بگيرند، به اين كلمهاش ايراد نگرفتهاند كه زكات به انگشتر تعلق نمىگيرد، چون آنها وارد به ادبيات عرب هستند و مىدانند كه زكات اختصاص به زكات واجب ندارد.
(مجموعهآثاراستادشهيدمطهرى، ج4، خلاصه ای از ص: 790)
امیرالمؤمنین که تمام توجهش به خداست چگونه متوجه حضور فقیر شد و به او انگشتر داد؟
اين ايراد را افرادى از قدما مثل فخر رازى گرفتهاند. درباره اینکه حضرت على عليه السلام در نماز از خود بيخود مىشد، اين جور نيست كه همه حالات اولياى الهى، هميشه مثل همديگر بوده است. خود پيغمبر اكرم هر دو حال برايش نقل شده؛ گاهى در حال نماز يك حالت جذبهاى پيدا مىكرد كه اصلًا طاقت نمىآورد كه اذان تمام شود، مىگفت: ارِحْنا يا بِلالُ! زود [باش] كه شروع كنيم به نماز. گاهى هم در حال نماز بود، سر به سجده مىگذاشت، امام حسن يا امام حسين يا نوه ديگرش مىآمد روى شانهاش سوار مىشد و حضرت با آرامش صبر مىكرد كه اين بچه نيفتد، سجدهاش را طول مىداد تا اينكه او بلند شود.
(مجموعهآثاراستادشهيدمطهرى، ج4، خلاصه ای از ص: 791)
چرا نماز مقابل آتش ، عکس و عبور انسان از مقابل نمازگزار کراهت دارد؟
برخى عقايد كه توده مردم در مسائل مذهبى دارند ريشهاى در جهالت دارد. وقتی جانماز درست مىكنند، فكر مىكنند آن را قشنگتر كند، عكس يك گنبد و بارگاهى روى آن، همان جا كه مىخواهند سجده كنند مىكشد. يا روى مُهرى كه مردم بر آن سجده می كنند، عكس گنبد و بارگاه مىكشد يا «اللَّه، محمد، على، فاطمه، حسن و حسين» مىنويسد، يعنى حريمهايى را كه خود اسلام براى توحيد قائل شده براى اينكه مردم نلغزند حفظ نمىكنند.
چرا اسلام مىگويد نماز مقابل چراغ يا آتش یا عکس و انسان مكروه است؟ براى اينكه وقتى چراغ يا آتش جلويت است عمل تو اندكى شباهت پيدا مىكند به عمل كسى كه دارد آتش را تقديس مىكند. براى اينكه آن حريم محفوظ بماند، همين صورت ظاهر- كه تو در مخيلهات هم تقديس آتش خطور نمىكند- مكروه است و بهتر است نباشد. اگر عكسى مقابل روى تو هست، روى آن را بپوشان. اينها مسائلى است كه خودش فى حد ذاته شرك نيست ولى حريم توحيد را مىشكند. توحيد يك مقدار حريم دارد. وقتى كه حريم توحيد شكسته شود كم كم مردم ندانسته وارد خود شرك مىشوند. وقتى مدتى گذشت و عكسى در قبله بود، مىگويند حالا كه عكسى اينجا هست چه بهتر كه عكس پيغمبر یا امیرالمؤمنین جلو نمازمان باشد، نمازمان بهتر مىشود. كم كم [معتقد مىشوند كه] عكس على را از جلو نماز نبايد برداشت. به تدريج ديگر خدا فراموش مىگردد و فقط على مىشود.
به همین جهت مرحوم (آیت الله) آقاى بروجردى زمانی که به مشهد رفته بودند، به وعاظ مشهد خيلى صريح دستور مىدادند، کسانی که به حرم مىروند عَتَبه را ببوسند ولى پيشانىشان را روى عتبه يا ضريح نگذارند، با اينكه اگر انسان پاى ضريح برود و صورت يا پيشانىاش را به ضريح بچسباند قصد سجده كردن ندارد، ولى چون يك شباهتى به سجده پيدا مىكند [گفتهاند اين كار را نكنيد.] چون سجده خدا، گذاشتن اين پيشانى است بر روى خاك و زمين، يك عملى كه كوچكترين شباهتى هم به آن دارد صورت نگيرد، يعنى اين حريم محفوظ بماند. وقتى كه اين حريمها محفوظ نماند كم كم منجر به شرك مىشود.
«مجموعهآثاراستادشهيدمطهرى، ج15، خلاصه ای از ص: 944 و 945»