با خدا سخن می گوییم نه با کعبه
با خدا سخن می گوییم نه با کعبه
[برخی می گویند مسلمانان در نماز رو به کعبه می ایستند، پس بت پرست هستند نه خدا پرست. پاسخ آنان این است که ]اساساً یک نفر مسلمان در حال نماز رو به قبله [و کعبه] هست؛ ولى توجهش به قبله نيست. يك نفر مسلمان در نماز مستقيماً با خداى خودش سخن مىگويد كه: «إِيّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيّاكَ نَسْتَعِينُ». براى مسلمان رو به كعبه ايستادن، نظيرِ با جامۀ پاك بودن و با وضو بودن و مستور العورة بودن است؛ يعنى از آداب نماز است، نه هدف نماز.
مجموعه آثار، ج14، خدمات متقابل اسلام و ایران، ص241.
چرا ایستادن رو آتش در نماز مکروه است؟
اسلام مىگويد كه وقتى مىخواهى به نماز بايستى، اگر چراغ يا آتشى جلويت باشد، اين امر مكروه است. چراغ يا آتش جلو من باشد يا نباشد [چه تأثيرى دارد؟] مىگويد: براى اينكه وقتى چراغ يا آتش جلويت است، عمل تو اندكى شباهت پيدا مىكند به عمل كسى كه دارد آتش را تقديس مىكند. براى اينكه آن حريم محفوظ بماند، همين صورت ظاهر ـ كه تو در مخيلهات هم تقديس آتش خطور نمىكند ـ مكروه است و بهتر است نباشد.
مجموعه آثار، ج 15، فلسفه تاریخ، ص994.
چرا ایستادن رو عکس در نماز مکروه است؟
اگر انسانى در قبلۀ تو نشسته است، مكروه است كه آنطور نماز بخوانى. اگر عكسى مقابل روى تو هست، روى آن را بپوشان. اينها مسائلى است كه خودش فى حد ذاته شرك نيست؛ ولى حريم توحيد را مىشكند. توحيد يك مقدار حريم دارد. وقتى كه حريم توحيد شكسته شود، كمكم مردم ندانسته وارد خودِ شرك مىشوند. بهتدريج [به آن شىء] اصالت مىدهند. وقتى مدتى گذشت و عكسى در قبله بود، مىگويند حالا كه عكسى اينجا هست، چه بهتر كه عكس پيغمبر جلوی نمازمان باشد، يا عكس على جلوی نمازمان باشد؛ نمازمان بهتر مىشود!
يا روى مُهرى كه مردم بر آن سجده می كنند، عكس گنبد و بارگاه مىكشد يا «اللَّه، محمد، على، فاطمه، حسن و حسين» مىنويسد، يعنى حريمهايى را كه خود اسلام براى توحيد قائل شده براى اينكه مردم نلغزند حفظ نمىكنند.
به همین جهت مرحوم (آیت الله) آقاى بروجردى زمانی که به مشهد رفته بودند، به وعاظ مشهد خيلى صريح دستور مىدادند، کسانی که به حرم مىروند عَتَبه را ببوسند ولى پيشانىشان را روى عتبه يا ضريح نگذارند، با اينكه اگر انسان پاى ضريح برود و صورت يا پيشانىاش را به ضريح بچسباند قصد سجده كردن ندارد، ولى چون يك شباهتى به سجده پيدا مىكند [گفتهاند اين كار را نكنيد.] چون سجده خدا، گذاشتن اين پيشانى است بر روى خاك و زمين، يك عملى كه كوچكترين شباهتى هم به آن دارد صورت نگيرد، يعنى اين حريم محفوظ بماند. وقتى كه اين حريمها محفوظ نماند كم كم منجر به شرك مىشود.
[قرآن دو تا دستور دارد:
یک. اینکه حریم دستورات خدا را نشکنید و وارد آن نشوید. «تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَعْتَدُوها» مثلا مجسمه و بت نپرستید
دو. اینکه به حریم نزدیک نشوید: «تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوها» مثلاً روبروی عکس هم نایستید تا شبیه بت پرست ها نشوید]
مجموعه آثار، ج15، فلسفه تاریخ، ص994.
تمرین «ما» شدن
قرآن طرفدار «ما» بوده است و هميشه دم از «ما» مىزند. در نماز، بعد از آنكه خدا را حمد و ستايش مىكنيم: «اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ اَلْعالَمِينَ»؛ خدا را مخاطب قرار مىدهيم. من تنها دارم نماز مىخوانم و نماز من فرادا است. مىخواهم بگويم خدايا تو را پرستش مىكنم و از تو كمك مىخواهم، ولى اينطور مىگويم: «إِيّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيّاكَ نَسْتَعِينُ»؛ خدايا «ما» فقط تو را پرستش مىكنيم و «ما» فقط از تو يارى مىجوييم. نمىگوييم «من» فقط تو را پرستش مىكنم. در آخر نماز هم مىگوييم: «اَلسَّلامُ عَلَيْنا وَ عَلى عِبادِ اللّهِ الصّالِحينَ».
مجموعه آثار، ج23، انسان کامل، ص300.
نماز زن و فرزند
ما مسئول نماز خواندن خاندان خودمان، يعنى زن و فرزند خودمان هستيم يا نه؟ هر فردى از ما، هم مسئول نماز خودش است و هم مسئول نماز اهلش؛ يعنى زن و بچهاش. [در آیه 132 سورة طه] خطاب به پيغمبر اكرم است: «وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اِصْطَبِرْ عَلَيْها؛ اى پيامبر! خاندان خودت را به نماز امر كن و خودت هم بر نماز صابر باش». اين اختصاص به پيامبر ندارد؛ همۀ ما به اين امر موظف هستيم.
یکی اقم الصلاة یکی وامر اهلک بالصلاة
مجموعه آثار، ج23، آزادی معنوی، ص529.
نماز ما از روی عادت است یا عبادت؟
ما بايد نماز بخوانيم؛ اما نبايد نماز خواندن ما شكل عادت داشته باشد. از كجا بفهميم كه نماز خواندن ما عادت است يا نه؟ بايد ببينيم آيا همۀ دستورات خدا را مثل نماز خواندن انجام مىدهيم؟ اگر اينطور است، معلوم مىشود كه كار ما به خاطر امر خدا است. اما اگر ربا را مىخوريم، نماز را هم با نافلههايش مىخوانيم! اگر خيانت به امانت مردم مىكنيم، ولى زيارت عاشورايمان هم ترك نمىشود! مىفهميم كه اينها عبادت نيست، از روى عادت است. [البته نماز را هرگز نباید ترک کرد، باشد که همان نماز ما را از گناه دور کند]
مجموعه آثار، ج21، اسلام و نیازهای زمان، ص231.