بركات درس آية اللّه ميرزا هاشم آملي

++======++

نزديك پنج سال در درس خارج فقه، بخشي از بحث هاي معاملات را در محضر

===========

[1]ـ فقيه و اصولي بزرگ معاصر، مرحوم آية اللّه العظمي حاج ميرزا هاشم آملي«قدس سرّه الشريف» از مفاخر شهرستان آمل است. او در سال 1322(هـ.ق) مصادف با 1278(هـ.ش) در يكي از روستاهاي آمل به دنيا آمد و پس از عمري تلاش و كوشش در سنگر علم و اجتهاد در چهارم ماه رمضان سال 1413(هـ.ق) مصادف با اسفند 1371(هـ.ش) بدرود حيات گفت و در جوار كريمه‌ي اهل بيت در قم به خاك سپرده شد. آن فقيد سعيد كه دروس خود را در حوزه هاي آمل، تهران، قم و نجف فرا گرفته بود، محضر بسياري از بزرگان حوزه هاي ياد شده را درك كرد و جزو شاگردان بنام علماي بزرگ حوزه‌ي نجف آن روز، (علامه ناييني و علامه آقا ضياء عراقي) به شمار آمد و سپس در سال 1380(هـ.ق) به ايران و حوزه‌ي قم برگشت و به تدريس پرداخت.

++++++++++

***{مهر استاد، صفحه 153}

مرحوم آية اللّه حاج ميرزا هاشم آملي«رضوان اللّه عليه» فرا گرفتيم كه اين مدّت براي ما بسيار پر بركت بود؛ زيرا درس او پر محتوا بود. ايشان كه تازه از حوزه‌ي نجف به قم آمده بودند، بحث هايي را در حوزه قم مطرح كردند كه در قم تازگي داشت و نيز سعي مي كردند كه عصاره‌ي سخنان مرحوم آقا ضياء عراقي و مرحوم ناييني را در درس ارائه كند و نيز براي معرفي حوزه‌ي نجف تلاش و مطالعات فراواني داشتند. از اين رو، درس پر محتوا و عميقي را ارائه مي كردند كه براي طلبه هاي قم شنيدني و قابل استفاده بود.

درس ايشان از اين جهت هم براي ما پر بركت و سودمند بود كه ما نيز كوشش مي كرديم همه‌ي مطالب درس ايشان را تقرير و تدوين و به محضر ايشان تقديم كنيم و ايشان نيز با كمال بزرگواري و گشاده رويي تقريرات را مي ديدند. اگر اختلاف نظري بود در جلسه‌ي خصوصي آن اختلاف نظر مجدداً مطرح مي شد و درباره‌ي آن بحث مي شد و پس از جمع بندي و نتيجه گيري نهايي، يا اصلاح يا دوباره تدوين و بازنويسي مي شد.

مرحوم آقاي آملي بيش از ديگران در اندازه‌ي همبحث با ما كنار مي آمد. و اين شكل اُنس و علاقه‌ي ايشان از روحيه‌ي حاكم بر طلاب حوزه‌ي نجف سرچشمه مي گرفت و از خلق و خوي رايج ميان آنان ناشي مي شد؛ زيرا آن ها در حوزه‌ي نجف غريب بودند و انسان هاي غريب در ديار غربت به يك ديگر بيش تر احساس انس و علاقه

++++++++++

***{مهر استاد، صفحه 154}

مي كنند و به هم نزديك ترند.

از اين رو، مرحوم آقاي آملي اين روحيه را از حوزه‌ي نجف با خود به همراه آورده بود؛ اما در ميان طلاب ايراني حوزه‌ي قم و ديگر حوزه ها آن گرمي و اشتياق موجود ميان طلاب ايراني مقيم نجف نبوده و نيست. شايد طلاب خارجي مقيم حوزه‌ي قم نيز چنين ارتباط و اشتياقي به يك ديگر داشته باشند، اما طلاب ايراني چنين ارتباط تنگاتنگي باهم ندارند؛ زيرا هريك از آن ها براي خود قبيله و فاميل يا دوستان و همشهريان و هم محلي هاي فراواني دارند كه با هم مأنوس و مرتبطند يا اين كه هر وقت احساس غربت كنند، به راحتي و سريع مي توانند به ديارشان برگردند و با نزديكان و آشنايان ديدار و تجديد روحيه كنند.

اما آن ها در حوزه‌ي نجف از چند جهت در فشار روحي قرار داشتند و احساس غربت و تنهايي مي كردند؛ يكي اين كه اساساً حكومت عراق با حوزه‌ي نجف نبود، بلكه در مقابل آن ها و ضد آنان بود[1]

و ديگر اين كه مردم آن جا عرب بودند و اين ها عرب زبان نبودند. از اين رو، با مردم حشر و نشري نداشتند و مردم نيز به آن ها احساس بيگانگي مي كردند! جهت مهم تر اين كه آن جا ديار غربت و دوري از وطن بود و فاميل و خويشاوندي در آن ديار نداشتند. از اين رو، بيش از هر كسي به يك ديگر نزديك مي شدند و با هم حشر و نشر و ارتباط داشتند.

اين علل بود كه در آن جا رابطه‌ي طلبه ها با هم، اساتيد با يك ديگر، مراجع با هم، مراجع با اساتيد، اساتيد با طلبه ها و رابطه‌ي همگي با هم خيلي گرم تر و

===========

[1]ـ آن زمان، حكومت عراق دست نشانده‌ي انگليس و در ضدّيت تام با شيعه و علماي حوزه هاي عراق بود. ر.ك: فقهاي نامدار شيعه، عقيقي بخشايشي، ص 431 ـ 430، نشر كتابخانه‌ي آية اللّه مرعشي، قم.

++++++++++

***{مهر استاد، صفحه 155}

صميمي تر از رابطه اي بود كه در حوزه‌ي ايران ميان علما و اساتيد و طلبه ها مي گذشت. مرحوم آقاي آملي«رضوان اللّه عليه» همان خلق و خوي حوزه‌ي نجف را با خود به ايران آورد.

به هر روي، ويژگي هاي ممتاز علمي و شخصيتي مرحوم آقاي آملي، ما را بر آن داشت تا چندين سال در درس ايشان شركت كنيم و از محضرشان بهره ها بريم.