مشخصات مسجد پیامبر اکرم در ابتدای هجرت
مشخصات مسجد پیامبر اکرم در ابتدای هجرت
ابن سعد در طبقات ۱/ ۲۳۹ مینویسد: وسعت مسجد صد ذراع در صد ذراع و به شكل مربع بود كه حدوداً دو هزار و پانصد متر مربع میشده است و به نقل سمهودی در وفاء الوفاء ۱/ ۳۴۰ هفتاد در شصت ذراع بوده كه حدود هزار متر مربع بوده است.
پایههای آن را سه ذراع، یعنی حدود یك متر و نیم تا نزدیك دو متر با سنگ چیدند و بقیه را با خشت ساختند.
ستونهای آن را از تنه نخل برافراشتند و سقف آن را نیز با شاخه خرما پوشاندند و قبله آن را به سوی بیت المقدس قرار دادند.
برای مسجد سه در گذاشتند؛ یكی در پشت مسجد و دو تای دیگر سمت راست و چپ بود.
شبها برای روشنایی مسجد شاخه نخل میسوزاندند. تا سال هفتم هجرت همین ساختمان بود، در سال هفتم پس از فتح خیبر و افزایش جمعیت بر وسعت مسجد افزوده شد. [1]
برتر از نماز و اعتکاف در مسجد الحرام
ابن عباس که از اصحاب خوب امیر مؤمنان علیه السلام است، میگوید: من مسجد الحرام در محضر امام مجتبی بودم طواف میکردیم. امام مجتبی معتکف بودند. کسی به محضر امام آمد و گفت: من به فلانی بدهکار هستم. شما به من کمک کنید تا بتوانم بدهی خود را بپردازم.
حضرت فرمودند: ﴿ وَ اللَّهِ مَا عِنْدِى مَالُ ﴾؛ به خدا سوگند دست من خالی است. چیزی ندارم. به امام گفت: اگر پولی ندارید؛ بیایید به نزد این طلب کار برویم شما به او بگویید به من مهلت بده. اگر مهلت ندهد، من فردا به زندان میروم از آبرو و موقعیت خود استفاده کنید.
حضرت که معتکف بودند و در حال طواف، طواف را رها کردند و برای شفاعت این آقا از مسجد الحرام بیرون رفتند. ابن عباس میگوید:
من به امام گفتم: مگر شما معتکف نبودید؟ فرمودند: بله، ولی از پیامبر خدا شنیدم که میفرمودند:
﴿ مَنْ سَعى فی حاجةِ أَخِیهِ المُسْلِمِ فَكَانّما عَبَدَ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ تِسْعَةَ آلَافِ سَنَة صائماً نَهارَهُ قائماً لَیلَهُ ﴾؛ اگر کسی حاجت مؤمنی را بر آورد، گویا نه هزار سال خدا را عبادت کرده است؛ روزها به روزه داری و شبها به نماز و عبادت. [2]
[البته باید توجه داشت خدمت به مردم با این همه پاداش جای دو رکعت نماز واجب را نمی گیرد، و منظور از نه هزار سال نماز در روایت، نماز مستحبی است]
ماهی در آب
علامه امینی (رحمةاللهعلیه) مدت سه شب در حرم امام رضا (علیهالسّلام) بود و هر شب هزار رکعت نماز میخواند به او گفتند: شما خسته نمیشوید؟ فرمود: مگر ماهی از شنا خسته میشود که من از نماز خسته شوم؟! [3]
[در روایتی از پیامبر اکرم هم آمده که مؤمن در مسجد مثل ماهی در دریا می ماند که علاقه ندارد بیرون بیاید و منافق در مسجد مثل پرنده در قفس است که آرزوی فرار دارد. " المؤمنُ في المسجدِ كالسَّمَكِ في الماءِ، والمنافقُ في المسجدِ كَالطَّيرِ في القَفَص " ] [4]
صدا زدن متفاوت برای نماز شب
آیت الله مظاهری گوید: استاد بزرگوار ما مرحوم شیخ عباس تهرانی فرمودند: وقتی در نجف بودم ملائكه مرا در نیمه شب از خواب بیدار میكردند گاهی در خواب میگفتند آقا شیخ عباس پاشو. گاهی میگفتند شیخ عباس پاشو گاهی میگفتند عباس پاشو. گاهی میگفتند اوه ـ اوه پاشو نام مرا نمیبردند بعد میفرمودند فكر میكردم چرا چند جور مرا صدا میزدند نگاه كردم دیدم رفتار و كردار من در عالم ملكوت تأثیر دارد اگر مواظب خود بودم با احترام صدا میزند و اگر متوسط بودم متوسط صدا میزدند. [5]
چرا نماز بخوانیم؟
آنچه ما برای آن علت می پرسیم ، سید بن طاووس رضوان الله علیه برایش جشن می گرفت . علت جشن او ، علت نماز خواندن ماست.
امام خمینی درباره ایشان میفرمودند ایشان اول تكلیفش را جشن گرفته بود و شیرینی میداد به او گفتند الان كه عید غدیر یا قربان و ... نیست به چه مناسبتی شیرینی میدهید؟ گفته بود: واجب الوجود، سلطان السلاطین ، ملك الملوك مرا به حضورش احضار كرده كه بیا نماز بخوان این دعوت جشن و سرور دارد. حضرت امام خمینی رضوان الله علیه فرمودند: اگر سن ما به نود سال برسد این معرفت را پیدا نمیكنیم.[6]
نماز برای لذت یا برای اطاعت؟
سید مرتضی در وصیت خود چنین آورده است: (تمام نمازهای واجب مرا كه در طول عمرم خواندهام به نیابت از من دوباره بخوانید.) وقتی علت این وصیت را از ایشان در پاسخ فرمود: زیرا تصور من این است كه شاید نمازهای من صددرصد خالص برای خدا انجام نگرفته باشد بلكه درصدی از آنها به خاطر لذت معنوی خودم انجام گرفته باشد! پس همه را قضا كنید چون اگر یك درصد از نماز هم برای غیر خدا انجام گرفته باشد شایسته درگاه الهی نیست.[7]
من یاغی نیستم
روزی مرحوم آخوند کاشی مشغول وضو گرفتن بودند، شخصی با عجله آمد، وضو گرفت و داخل مسجد شد و به نماز ایستاد، چون مرحوم کاشی خیلی مؤدّب وضو میگرفت و همه آداب و ادعیه ی وضو را به جا میآورد؛ تا وضوی آخوند تمام شود، آن فرد نماز ظهر و عصر خود را هم خوانده بود و هنگام خروج با ایشان رو به رو شد، مرحوم کاشی پرسیدند :
- مرحوم آخوند: چه کاری انجام دادی!؟
-گفت : هیچی،
- مرحوم آخوند: تو هیچ کار نمیکردی!؟
- نه!
-مرحوم آخوند: مگر نماز نمیخواندی!؟
-نه!
- مرحوم آخوند : من خودم دیدم داشتی نماز میخواندی.
-نه آقا اشتباه دیدی!
- مرحوم آخوند: پس چه کار میکردی!؟
- آن شخص یک جمله گفت که تأثیر عجیبی بر مرحوم آخوند کاشی گذاشت.
گفت : فقط آمده بودم بگویم " خدایا من یاغی نیستم و بیاد شما هستم، همین "
این جمله در مرحوم آخوند خیلی تأثیر گذاشت، بطوریکه تا مدّت ها هر وقت از احوال آخوند میپرسیدند، ایشان با حال خاصی میفرمود: " من یاغی نیستم " خدایا من و دوستانم یاغی نیستیم! بنده ایم و اگر اشتباهی کردیم به لحاظ جهل بوده، لطفا همین جمله را از ما قبول کن. [8]
سخت ترین حالت بر علامه طباطبایی
[علامه طباطبایی تقریباً در سال آخر عمر غالباً حالت خواب و خَلسه غلبه داشت، و چون از خواب بر میخاستند فوراً وضو میگرفتند] مرحوم علامه می فرمود: " سخت ترین حالات و اوقات من، فاصله ی میان تطهیر و وضو ساختنم است " .[9]
نشانه محبت و عشق به خدا چیست؟
[خداوند متعال در سفر معراج به پیامبر فرمودند :] اى احمد! چنین نیست كه هركه بگوید خدا را دوست دارم، مرا دوست داشته است؛ مگر آن كه به اندازه نیازش بخورد؛ لباس كم بها بپوشد، [پهلو از بستر تهى كند و به دلیل طولانى شدن سجده] در سجده به خواب رود، و قیامش [در نماز] طولانى شود؛ خاموشى پیشه كند، بر من توكل كند؛ بسیار بگرید؛ كم بخندد؛ با هواى نفسش مخالفت كند؛ مسجد را خانه خود، دانش را دوست، زهد را همنشین، عالمان را دوستان، و فقیران را همراهان خود سازد؛ خشنودى مرا بجوید؛ سخت از عاصیان بگریزد؛ نیك به یاد من مشغول باشد؛ همواره و بسیار تسبیح گوید؛ پایبند عهد خود باشد؛ به وعدهاش وفا كند؛ قلبش پاكیزه باشد؛ در نمازش پاك و در فریضههایش كوشا باشد؛ خواستار پاداش من، ترسان از عذاب من و نزدیك و همنشین دوستانم باشد.
[قالَ اللّهُ تعالى:] یا أحمَدُ، لَیسَ كُلُّ مَن قالَ: " اُحِبُّ اللّهَ " أحَبَّنی، حَتّى یأخُذَ قوتا، و یلبَسَ دونا، و ینامَ سُجودا، و یطیلَ قِیاما، و یلزَمَ صَمتا، و یتَوَكَّلَ عَلَی، و یبكِی كَثیرا، و یقِلَّ ضِحكا، و یخالِفَ هَواهُ، و یتَّخِذَ المَسجِدَ بَیتا، وَ العِلمَ صاحِبا، وَ الزُّهدَ جَلیسا، وَ العُلَماء أحِبّاءَ، وَ الفُقَراءَ رُفَقاءَ، و یطلُبَ رِضای، و یفِرَّ مِنَ العاصینَ فِرارا، و یشغَلَ بِذِكرِی اشتِغالًا، و یكثِرَ التَّسبیحَ دائِماً، و یكونَ بِالعَهدِ صادِقا، و بِالوَعدِ وافِیا، و یكونَ قَلبُهُ طاهِرا، و فِی الصَّلاةِ ذاكِیا ، و فِی الفَرائِضِ مُجتَهِدا، و فیما عِندی مِنَ الثَّوابِ راغِبا، و مِن عَذابی راهِبا، و لِأَحِبّائی قَریبا و جَلیسا. [10]
نماز همراه با عشق دنیا
خداوند متعال در سفر معراج به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: " ... اى احمد! اگر بنده به اندازه نمازهاى اهل آسمان و زمین نماز بخواند، و به اندازه روزههاى اهل آسمان و زمین روزه بگیرد، و چون فرشتگان غذا نخورد، و مانند برهنگان جامه بپوشد، امّا در دل او ذرّهاى حبّ دنیا یا شهرت آن یا ریاست آن یا زر و زیور آن ببینم، هرگز در خانهام به جوار من در نخواهد آمد، و محبّت خود را از دل او برخواهم كَند!
یا أَحْمَدُ لَوْ صَلَّى الْعَبْدُ صَلَاةَ أَهْلِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ یصُومُ صِیامَ أَهْلِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ یطْوِی مِنَ الطَّعَامِ مِثْلَ الْمَلَائِكَةِ وَ لَبِسَ لِبَاسَ الْعَارِی ثُمَّ أَرَى فِی قَلْبِهِ مِنْ حُبِّ الدُّنْیا ذَرَّةً أَوْ سَعَتِهَا أَوْ رِئَاسَتِهَا أَوْ حُلِیهَا أَوْ زِینَتِهَا- لَا یجَاوِرُنِی فِی دَارِی وَ لَأَنْزِعَنَّ مِنْ قَلْبِهِ مَحَبَّتِی. [11]
توصیههای اخلاقی عرفانی آیت الله فاطمینیا رضواناللهعلیه
- مشاجرهها و نزاعها، نور باطن را خاموش میکند! بسیاری از بیحالیها و عدم نشاطها [در عبادت و نماز] به جهت مشاجرات است! کم منزلی داریم که در آن پرخاش و تندی نباشد. روزی چندتا پرخاش باشد، برکات میرود و دیگر چیزی نمیماند! حتی اگر حق هم با تو بود، در امور جزئی و شخصی مشاجره نکن، چون کدورت آور است.
- ماها ولخرج نورانیت و نور هستیم؛ کاری می کنیم، نورانیتی حاصل میشود؛ راحت کاری میکنیم که میرود و جایش را به ظلمت میدهد. شب بلند میشویم چندتا استغفار میگوییم و مشمول آیه " ویستغفرون بالاسحار " میشویم اما صبح میگوییم " حالا غیبت فلانی نباشد ها… " [یک غیبت می کنیم] هیچی [همه ثواب ها] تمام شد و رفت.
- مردم فکر می کنند اولیاء خدا روزی هزار رکعت نماز می خوانده اند که این طوری شدند. خیر؛ آنها فقط در اثر داشتن صفات عالیه به این جا رسیدند. صفات عالیه انسان را ده فرسخ ده فرسخ جلو می اندازد. یک خشم فرو خوردن آدم را از هزار رکعت نماز زودتر به خدا می رساند، یک دل شاد کردن تو را خیلی زودتر می رساند، یک مادر خوشحال کردن زودتر می رساند. از اینجا باید شروع کنیم. اینجا را درست کن بعد هزار رکعت نماز خودش می آید، خودت مشتاق می شوی. [12]
[1] درسنامه آشنایی با تاریخ اسلام (پیام اور رحمت) ؛ ج ۱ ، ص: ۱۵۶.
[2] من لا یحضره الفقیه ، ج ۲ ، ص ۱۹۰ وسائل الشیعة ، ج ۱۰ ، ص ۵۵۰
[3] صدری مازندرانی ، حیات عارفانه فرزانگان ، ص۵۷ ، انتشارات میراث ماندگار.
[4] کنز العمال ، تألیف علی متقی هندی ، حدیث شماره ۲۲۹۹۰.
[5] اکبر دهقان ، هزار و یک حکایت اخلاقی ، حکایت 584.
[6] اکبر دهقان ؛ هزار و یک نکته اخلاقی از دانشمندان ؛ نکته 251.
[7] اکبر دهقان ، هزار و یک حکایت اخلاقی ، حکایت 86 .
[8] با اقتباس و ویراست از کتاب مرتضی آقا تهرانی ، حدیث دل سپردن ، ص 168.
[9] زمهر افروخته ، سید علی تهرانی ، انتشارات سروش ، ص 34.
[10] بحارالانوار ج ۷۴ ص: ۳۰ .
[11] بحار الأنوار ؛ ج 74 ؛ ص30.
[12] صفحه توییتری آیت الله فاطمی نیا